درویش‌رضا منظمی، یادگاری جاودان در موسیقی لرستان و ایران

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، علی‌اکبر شکارچی، موسیقی‌دان و کمانچه‌نواز بنام کشور، به مناسبت درگذشت زنده‌یاد درویش‌رضا منظمی، هنرمند برجسته‌ی موسیقی، متنی را نوشته که آن را برای انتشار در اختیار خبرنگار ما قرار داده است. متن این پیام به شرح زیر است:

نیابد کسی چاره از چنگ مرگ / چو باد خزان است و ما همچو برگ
همه مرگ راییم پیر و جوان / به گیتی نماند کسی جاودان

(حکیم فردوسی)

با اندوهی جانکاه، در سوگ استادِ بی‌بدیل کمانچه، درویش‌رضا منظمی نشستیم. خبری که چون خزانِ ناگهان، بر شاخسار موسیقی ایران سایه افکند و کوچِ ابدی او را روایت کرد.

من درگذشت این هنرمند هم‌تبار و هم‌پیشه عزیزم، زنده‌یاد استاد درویش‌رضا منظمی را به خانواده‌ی گرامی ایشان و جامعه‌ی موسیقی لرستان و ایران و هم‌چنین شاگردان او صمیمانه تسلیت می‌گویم.

 

زنده‌یاد درویش‌رضا منظمی در خانواده‌ای هنردوست و هنرپرور، پرورش یافت و از همان کودکی تحت تأثیر صدای ساز و آواز مشاهیر کمانچه‌نوازی لرستان، کمانچه‌نوازی را به‌طور خودآموز فراگرفت. آمیخته بودن زندگی او با موسیقی موجب شد که به موازات کمانچه‌نوازی با حضور در کلاس‌های زنده‌یاد پرویز یاحقی، به رموز ویلن‌نوازی او از نظر تکنیک، محتوا و نت‌‌نوازی، آشنا شود.

در ادامه آموزش خود، آشنایی با شیوه و مکتب نوازندگی کمانچه‌نوازی استاد فقید علی‌اصغر بهاری بود که به‌طور حضوری و غیرحضوری، به پختگی و تسلطی فوق‌العاده در کمانچه‌نوازی دست پیدا کرد.

زنده‌یاد منظمی با پشتوانه‌ای که در بالا ذکر شد، استعداد و نبوغی از خود به نمایش گذاشت که هرگاه ویلن می‌نواخت، روح موسیقی زنده‌یاد پرویز یاحقی و هرگاه کمانچه‌لری می‌نواخت، تجسمی بود از اصالت و بالندگی نوازندگان کمانچه لرستان هم‌چون همت‌علی، پیرولی و به‌خصوص علی‌رضا حسین‌خانی.

افزون بر آن، اگر شما تک‌نوازی او را در دستگاه سه‌گاه با کمانچه بشنوید، به سختی تشخیص خواهید داد که این اجرا از استاد علی‌اصغر بهاری است یا زنده‌یاد درویش‌رضا منظمی.

رشد و تعالی او در عرصه‌ی موسیقی محلی و موسیقی دستگاهی، شرایطی فراهم نمود تا هم‌تراز برجستگان موسیقی به عضویت گروه شیدا به سرپرستی زنده‌یاد محمدرضا لطفی به‌عنوان تک‌نواز انتخاب گردد.

یکی از اجراهای درخشان او، همراهی آواز زنده‌یاد محمدرضا شجریان در کانون چاووش است که جمله‌بندی، تکنیک و بیان احساس آن، یادگاری جاودان است و می‌تواند هم منبع شنیداری و هم منبع آموزشی برای نسل جوان قرار گیرد.

قبل از جنگ به همراه استادان: آذرسینا و افشارنیا به دیدارش رفتیم باچشمانی درخشان، نجیب و معصوم بی‌هیچ کلامی مرا می‌گفت: «درگوش جانم می‌رسد بانگ رحیل از آسمان.»

یادش گرامی، روحش در آرامش - دهم خرداد 1405

علی‌اکبر شکارچی

انتهای پیام/