غدیر؛ نقطه تلاقی رسالت، ولایت و تداوم هدایت
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 17 خرداد 1405 - 06:59
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، غدیر، تنها یک واقعه تاریخی در تقویم اسلامی نیست؛ غدیر یک «منطق» است، یک «نظام معنایی» است و در ژرفترین لایه خود، پاسخی است به این پرسش بنیادین که هدایت الهی پس از ختم نبوت چگونه استمرار مییابد. اگر بعثت، آغاز راه هدایت انسان بود، غدیر تضمینکننده بقای این راه است. از این منظر، غدیر را باید نه فقط یک اعلان، بلکه یک اتمام حجت بزرگ الهی دانست؛ حادثهای که در آن، نسبت میان دین، رهبری، عدالت و حقیقت روشن شد.
واقعه غدیر خم در واپسین ماههای عمر پیامبر اکرم(ص) رخ داد؛ هنگامی که آن حضرت در بازگشت از حجةالوداع، در جمع انبوه مسلمانان، دست امیرالمؤمنین علی(ع) را بالا برد و فرمود: **«مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاهُ»**. این جمله کوتاه، قرنهاست که در کانون تأملات کلامی، تاریخی و اجتماعی مسلمانان قرار دارد. اما فارغ از مجادلات صرف تاریخی، آنچه غدیر را زنده و ماندگار کرده، ظرفیت اندیشهساز آن است. غدیر، مسئله «ولایت» را بهعنوان ادامه طبیعی «رسالت» مطرح میکند؛ یعنی جامعه دینی، پس از دریافت پیام، نیازمند پاسدار و مفسر اصیل پیام نیز هست.
علامه امینی، صاحب اثر سترگ *الغدیر*، غدیر را یک حقیقت انکارناپذیر تاریخی میداند که در حافظه جمعی امت اسلامی ثبت شده است. اهمیت کار او در این بود که نشان داد غدیر تنها یک روایت شیعی نیست، بلکه ریشه در منابع گسترده اسلامی دارد. این نگاه، ما را به این نکته رهنمون میسازد که غدیر، پیش از آنکه موضوعی برای اختلاف باشد، ظرفیتی برای فهم عمیقتر نسبت دین و رهبری است. به تعبیر علامه امینی، غدیر نه یک حادثه فرعی، بلکه یکی از پایههای تداوم معنوی اسلام است.
شهید مطهری نیز با دقتی فلسفی و اجتماعی، غدیر را از سطح یک انتصاب شخصی فراتر میبرد و آن را طرحی برای «امامت» میداند؛ امامت بهمعنای رهبری انسان کامل، رهبریای که فقط اداره جامعه نیست، بلکه هدایت فکری و اخلاقی جامعه را نیز بر عهده دارد. او تأکید میکند که اگر دین، برنامه زندگی انسان است، پس نمیتوان سرنوشت تفسیر و اجرای آن را به ابهام سپرد. از نظر مطهری، غدیر بیانگر آن است که اسلام نسبت به مسئله رهبری پس از پیامبر(ص) بیتفاوت نبوده است.
در این میان، سخن امام خمینی(ره) نیز قابل تأمل است که فرمود: «غدیر آمده است که بفهماند سیاست به همه مربوط است.» این تعبیر، افق جدیدی در فهم غدیر میگشاید. در نگاه امام، غدیر صرفاً یک مسئله عاطفی یا آیینی نیست، بلکه ناظر به سامان اجتماعی امت است. یعنی دین، جدا از حیات اجتماعی و سیاسی انسان نیست و ولایت، صورت عینی مسئولیت الهی در جامعه است. از این رو، غدیر را میتوان پیوند آسمان و زمین دانست؛ جایی که حقیقت وحی، در قالب نظام رهبری و مسئولیت اجتماعی تجسم مییابد.
رهبر معظم انقلاب نیز غدیر را «فقط نصب یک شخص» نمیدانند، بلکه آن را نصب یک «معیار» معرفی میکنند. این برداشت بسیار راهگشاست. اگر غدیر را تنها به یک مقطع تاریخی محدود کنیم، از پیام ماندگار آن غفلت کردهایم. غدیر به ما میآموزد که در جامعه اسلامی، معیار رهبری باید فضیلت، عدالت، علم، تقوا و اخلاص باشد. انتخاب علی(ع) در غدیر، انتخاب مجموعهای از ارزشها بود؛ ارزشهایی که در شخصیت آن حضرت به کمال ظهور یافته بود. بنابراین، غدیر نه فقط اعلام نام یک فرد، بلکه معرفی الگوی حاکمیت حق بود.
در نهجالبلاغه، سیمای امیرالمؤمنین(ع) بهگونهای ترسیم شده که میتواند تفسیر عملی غدیر باشد. علی(ع) همان کسی است که عدالت را تا مرز تنهایی پیش برد، قدرت را ابزار خدمت دانست و حقیقت را قربانی مصلحتهای زودگذر نکرد. اگر غدیر را بدون نهجالبلاغه بخوانیم، شاید تنها با یک حادثه مواجه شویم؛ اما اگر آن را در آیینه سیره علوی ببینیم، درمییابیم که غدیر، دعوت به چه نوع زیست فردی و اجتماعی است. غدیر از ما میخواهد که حق را بر منفعت، عدالت را بر تبعیض و معنویت را بر دنیاطلبی ترجیح دهیم.
از سوی دیگر، دکتر علی شریعتی نیز با زبان اجتماعی و بیدارگر خود، علی(ع) را نماد «عدالت، آگاهی و رهایی» معرفی میکند. هرچند زبان شریعتی با زبان متکلمان سنتی تفاوت دارد، اما تأکید او بر این نکته مهم است که غدیر را نباید در محدوده مناسک محصور کرد. غدیر، اگر به فرهنگ عمومی تبدیل نشود، در حد یک جشن باقی میماند؛ حال آنکه پیام اصلی آن، ساختن جامعهای بر محور کرامت، آگاهی و عدالت است. جامعهای که علی(ع) در آن الگوی حاکم و انسان است.
در روزگار ما، شاید مهمترین نیاز در بازخوانی غدیر، عبور از سطح شعار به عمق شعور باشد. بزرگداشت غدیر، تنها در چراغانی و تبریک خلاصه نمیشود، هرچند این مظاهر محبت نیز ارزشمندند. اما غدیر زمانی در زندگی ما جاری میشود که از خود بپرسیم نسبت ما با عدالت علوی چیست؟ با صداقت، با امانت، با مسئولیتپذیری، با دفاع از مظلوم و با ایستادگی در برابر فساد چه میکنیم؟ اگر غدیر را فقط در زبان پاس بداریم و نه در عمل، از روح آن فاصله گرفتهایم.
استاد محمدرضا حکیمی، که همواره بر پیوند دین و عدالت تأکید داشت، در آثار خود نشان میدهد که مکتب اهلبیت(ع) بدون حساسیت نسبت به رنج انسانها و تبعیضهای اجتماعی فهم نمیشود. بر این مبنا، غدیر نیز صرفاً اعلان فضیلت نیست، بلکه اعلان مسئولیت است. ولایتی که به دفاع از انسان، اقامه قسط و احیای کرامت نینجامد، از حقیقت خود دور میشود. درسی که از غدیر میگیریم، این است که دینِ بیعدالت، ناقص فهمیده شده است.
در نهایت، غدیر را باید «عهد ماندگار هدایت» دانست؛ عهدی میان خدا، پیامبر و امت. این واقعه به ما یادآوری میکند که اسلام، دینی رهاشده در تفسیرهای پراکنده نیست، بلکه برای تداوم مسیر حق، شاخص و معیار معرفی کرده است. غدیر، بزرگداشت یک خاطره نیست؛ تجدید پیمان با حقیقت است. پیمان با علی(ع)، یعنی پیمان با عدالت، دانایی، شجاعت، پاکی و خدمت.
امروز نیز هر جامعهای که بخواهد از پیام غدیر بهرهمند شود، باید این پرسش را پیش روی خود بگذارد: آیا ساختارهای فکری، اخلاقی و اجتماعی ما با معیارهای علوی سنجیده میشوند؟ اگر پاسخ منفی باشد، غدیر هنوز به رسالت خود در میان ما دست نیافته است. پس غدیر، نه پایان یک مراسم، بلکه آغاز یک مسئولیت است؛ مسئولیت فهم درست دین، انتخاب معیارهای الهی و ساختن جهانی که در آن، انسان به یاری ولایت حق، به کرامت واقعی خویش نزدیک شود.
غدیر، در یک کلام، اعلام تداوم نور است؛ نوری که از بعثت آغاز شد و در ولایت استمرار یافت. هرچه این نور را بهتر بفهمیم، راه آینده را روشنتر خواهیم دید.
یادداشت از مهسا حاجیان
انتهای پیام/