چرا ترفیع تام باراک در منطقه برای ترکیه مهم است؟
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 17 خرداد 1405 - 11:56
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در روزهای گذشته در بسیاری از روزنامهها، شبکههای تلویزیونی و پایگاههای خبری ترکیه، یک بار دیگر نام تام باراک در صدر خبرها قرار گرفت.
تام باراک سفیر آمریکا در ترکیه، در عین حال به عنوان فرستاده ویژه ترامپ در سوریه عمل میکرد، اما ماموریتش به پایان رسید. با این حال، توضیحات مارک روبیو وزیر امور خارجه آمریکا نشان داد، آن چه برای تام باراک روی داده، سبکبار شدن و خداحافظی با یک پست نیست و اتفاقاً پست جدید دیگری نیز به دست آورده است!
بسیاری از روزنامههای چاپ آنکارا درباره این موضوع نوشتند: «میزان اختیارات و اهمیت تام باراک، بیشتر از جایگاه روبیوی وزیر است و همچنان که خود روبیو نیز اعلام کرده، حالا او نه تنها سفیر آمریکا در ترکیه، بلکه مسئول تمام مذاکرات دیپلماتیک با دولت سوریه و مسئول نظارت بر موضوعات مرتبط با عراق است».
روبیو از اعضای مهم تیم ترامپ است و روابطی دوستانه با شخص رئیس جمهور دارد. شاید درست به همین دلیل است که آشکارا اعلام کرد که باراک، نقش دیپلماتیک اصلی خود را در مدیریت سیاست سوریه و عراق حفظ خواهد کرد.
همه اینها در حالی است که باراک قبلاً دیپلمات نبوده و به عنوان یک سرمایهگذار میلیاردر املاک و مستغلات و از معتمدان قدیمی دونالد ترامپ شناخته شده که معاملات پرحاشیه او با تجار و مقامات اماراتی و سعودی، پای او را به دادگاه نیز کشانده بود.
باراک در طول یک سال تصدی خود به عنوان فرستاده ویژه در سوریه، بر چرخش واشنگتن به سمت دولت پس از اسد و رئیس جمهور موقت سوریه، احمد الشرع، نظارت داشت. او با تلاش برای کاهش تحریمهای اقتصادی سنگین علیه دمشق و هماهنگی عملیات ضد داعش در کنار متحدان منطقهای، از جمله ترکیه و کشورهای عربی خلیج فارس، تأثیر زیادی بر سیاست آمریکا گذاشت.
دوران تصدی باراک در سوریه، مقطع حساسی است که او توانست در آن، با مشارکت مقامات امنیتی ترکیه، پرونده ادغام شبه نظامیان کُرد «قسد» در ارتش جدیدالتاسیس سوریه را مدیریت کند.
در مجموع باید گفت: نام تام باراک در رسانهها و محافل خبری و سیاسی ترکیه با مفهوم «جنجال» و شُوهای متعدد گره خورده است. او بارها به این اشاره کرده که با توجه به اصالت لبنانی خود، روزگاری شهروند امپراتوری عثمانی بوده و در روز بازدید از مقبره آتاترک نیز چنین عبارتی نوشت: تام باراک، یکی از فرزندان شما در خارج از مرزهای کشورتان.
اما مدتی پیش و در نشست دیپلماتیک آنتالیا، یک بار دیگر اظهارات جنجالی تام باراک، گرد و غبار به پا کرد. چرا که او مدعی شده بود که استیلای دولتهای مونارشی اقتدارگرا برای کشورهای خاورمیانه، مناسبتر از دولت دموکراتیک است.
این سخن او باعث شد که بسیاری از سیاستمداران ترکیه، دیدگاه او را توهینآمیز تلقی کرده و خواستار معرفی او به عنوان عنصر نامطلوب و اخراجش از خاک ترکیه شوند.
با این حال، شواهد نشان میدهد که مقامات مهم تیم اردوغان از جمله هاکان فیدان وزیر امور خارجه، یاشار گولر وزیر دفاع و ابراهیم کالین رئیس سرویس اطلاعاتی میت، تمایل دارند در بسیاری از پروندههای دوجانبه و چندجانبه، بیش از هر فرد دیگری، با تام باراک کار کنند. ظاهراً تیم اردوغان امیدوار است در تعامل با تام باراک، در پروندههای عراق و سوریه امکان مانور بیشتری داشته باشد.
کارشناسان معتقدند که تام باراک، با وجود عدم آشنایی با مقولههای دیپلماسی، مذاکره و پروندههای امنیتی، به کمک تیمی از مشاورین ترک و مشاورین اقلیم کردستان عراق، توانست مظلوم عبدی فرمانده کل نیروهای شبه نظامی قسد و رهبر کردهای سوری نزدیک به پ.ک.ک را با احمد الشرع، پای میز توافق بنشاند.
خانم خنده فرات از تحلیلگران ارشد روزنامه حریت که به عنوان یک نویسنده مشهور نزدیک به اردوغان شناخته میشود، در یک تحلیل مفصل، به بررسی نقش تام باراک در سیاستهای منطقهای آمریکا پرداخته است.
بخشهایی از دیدگاه فرات درباره باراک را با هم مرور میکنیم:
چرا ترفیع تام باراک مهم است؟
تحولات خاورمیانه همچنان مانند یک دیگ بزرگ در حال جوشیدن است و علاوه بر موضوع مهمی همچون جنگ آمریکا- اسرائیل علیه ایران، پروندههای مهم دیگری مانند غزه و مشکلات سوریه، به قوت خود باقی ماندهاند و مسائل عراق نیز از اهمیت قابل توجهی برخوردار است.
از این گذشته، کشورهای خلیج فارس نیز در تحولات اخیر در وضعیت جدیدی قرار گرفتند. در شرایطی که همه توجهات معطوف به این تحولات بود، واشنگتن بیسر و صدا تصمیم خود را گرفت و پرونده مهم عراق را به تام باراک سپرد. حالا او، هم سفیر ترکیه در عراق و هم فرستاده ویژه ریاست جمهوری در امور عراق است و از این گذشته، حواسش به مسائل سوریه نیز هست.
همه میدانند که تام باراک یک دیپلمات معمولی نیست. او یکی از نزدیکترین نامها به ترامپ است. او اهل تجارت و چانه زنی است، مشاوره میدهد و حالا به نقطهای رسیده که میتوان گفت: ترکیه و منطقه را به خوبی میشناسد. به همین دلیل، توجه آنکارا به سوی او جلب شده و همه میگویند، ادامه پیگیری هر موضوع مرتبط با عراق، به باراک خواهد رسید.
باور کنیم در دنیای دیپلماسی، هیچ رویداد اتفاقی و تصادفی وجود ندارد، به خصوص در واشنگتن! آمریکا میخواهد بگوید، بر اساس سنت شام و آناتولی، عراق، سوریه و ترکیه محور استراتژیک ثبات دائمی در خاورمیانه هستند.
اگر چه قبلاً در وزارت امور خارجه آمریکا برای هر کشور یک میز وجود داشت، اما حالا عملاً پروندههای ترکیه، سوریه و عراق روی یک میز واحد گذاشته میشوند. این یعنی تغییر در نوع نگاه واشنگتن به پرونده های این سه کشور.
واشنگتن دیگر به نقشه ترسیم شده توسط مرزها نگاه نمیکند، بلکه به کریدورهای امنیتی نگاه میکند. این خط از عراق شروع میشود و به عنوان یک منطقه استراتژیک واحد از سوریه تا مدیترانه امتداد مییابد.
به ویژه در شرایطی که شاهد تحولات مرتبط با ایران هستیم، این زمان بندی را باید مهم تلقی کنیم. تحولات دو سال اخیر ارزیابی جدیدی را در واشنگتن ایجاد کرده است. در این موقعیت جدید، آمریکا میخواهد در کل منطقه، هر نوع خلا جدید را رصد کند و در این میان، پرونده مهمی مانند عراق را در این سرفصلها اولویت گذاری میکند:
مسیرهای انرژی،
پروژه «راه توسعه»
موازنات خلیج فارس
اتصال ترکیه
ارتباط سوریه
مساله پ.ک.ک
نفوذ ایران.
تمام موضوعاتی که در بالا بدانها اشاره شد، بخشهایی از یک معادله در هم تنیده است. لذا در کنار موضوعات مهم سوریه، ترکیه و ایران، باید نوع نگاه آمریکا به دولت جدید عراق و پیگیری بحث مرتبط با حشد الشعبی را نیز به دقت رصد کرد.
آمریکا خواهان تضعیف ساختارهای موازی وابسته به ایران است و میخواهد دولت عراق دوباره متمرکز شود. اگر این روند واقعاً پیشرفت کند، ممکن است بزرگترین تغییر قدرت در دوره پس از 2003 در عراق رخ دهد.
در کنار این موضوع، باید به فاکتور مهم اقلیم کردستان عراق نیز اشاره کرد. چرا که تماسهای تام باراک با اربیل در ماههای اخیر قابل توجه بوده است. دیدارهای مکرر تام باراک با مسعود بارزانی، نچیروان بارزانی و مسرور بارزانی، نشان میدهد که واشنگتن دوباره اربیل را یکی از بخشهای مهم معادله میبیند.
با این حال، نکته کلیدی در اینجا در اظهارات قبلی باراک پنهان است. او با صراحت به عبارت «یک دولت، یک حاکمیت، یک ارتش» اشاره کرده و نشان داده که هدف واشنگتن تجزیه عراق و سوریه نیست و به نظر میرسد هدف اصلی، ایجاد موازنههای جدید قوا در مرزهای موجود است.
به نظر میرسد تلاش میکند این کار را بدون بیرون راندن اربیل از معادله، تضعیف بغداد، مقابله با ترکیه و کاهش نفوذ ایران انجام دهد. ترفیع موقعیت تام باراک از منظر منافع ترکیه را نیز باید به این شکل ارزیابی کرد: اول، اهمیت ترکیه در حال افزایش است و واشنگتن آنکارا را یکی از بازیگران اصلی راه حل منطقهای میداند.
دوم، انتظارات واشنگتن از ترکیه در حال افزایش است. آنچه بین این انتظارات نهفته است به مرور زمان آشکار خواهد شد. در واقع انتصاب باراک چیز دیگری را به ما نشان میدهد.
دولت ترامپ در حال دور شدن از سیاست خارجی کلاسیک آمریکا است. در گذشته، واشنگتن با شعار صدور دموکراسی به منطقه نزدیک شد. اکنون رویکرد متفاوت است. رویکرد جدید برای آنها عملگراتر اما در عین حال سختگیرانهتر و نتیجهمحورتر است. اولویتها شامل ثبات، امنیت، انرژی، کریدورهای تجاری و محدود کردن نفوذ ایران و حتی چین است. به همین دلیل است که اظهارات باراک اغلب بر روابط مستقیم بین رهبران تأکید میکند و دیپلماسی رهبری را بر دیپلماسی نهادی، ترجیح میدهد.
به نظر من، واشنگتن در حال ترسیم نقشه جدیدی از خاورمیانه نیست. اما در تلاش است تا معادله جدیدی در خاورمیانه ایجاد کند. نقشهها، پرچمها و مرزها ممکن است ثابت بمانند، اما مراکز قدرت ممکن است تغییر کنند. حتی اتحادها و اولویتها نیز ممکن است تغییر کنند.
چهار موضوع کلیدی وجود دارد که باید در ماههای آینده از نزدیک زیر نظر داشت: اول، آینده حشد الشعبی. دوم، روابط بغداد و اربیل. سوم، معادله بین قسد و دولت مرکزی در سوریه. چهارم، نقش ترکیه در این موازنه منطقهای جدید.
واشنگتن به وضوح این منطقه را به عنوان یک منطقه استراتژیک واحد میبیند و ترکیه درست در وسط این منطقه قرار دارد. آیا آنکارا تنها یکی از بازیگران میز مذاکره در این بازی جدید خواهد بود، یا یکی از کشورهایی خواهد بود که در تنظیم میز مذاکره حرفی برای گفتن دارد؟
این مهمترین سوال دوره آینده خواهد بود.
انتهای پیام/