نامیرا| رامی ابوحمدان: همه مذاهب در لبنان با خلع سلاح مقاومت مخالفند
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 16 خرداد 1405 - 19:24
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «رامی ابوحمدان» را باید به مثابه یکی از چهرههای شاخص حزبالله لبنان قلمداد کرد که در میان حامیان مقاومت اسلامی لبنان به عنوان مرد «میدان و دیپلماسی» شناخته میشود.
رزمنده سالهای نه چندان دور جنگهای چریکی در مصاف با ارتش رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و یکی از فرماندهان میدانی جغرافیای محور مقاومت در سالهای اخیر، از سال 2022 با جلب اعتماد هواداران حزب الله، به یکی از نفرات اصلی فراکسیون «وفاداری به مقاومت» در پارلمان لبنان مبدل شده است.
ابوحمدان در گفتگو با تسنیم تاریخ شفاهی مقاومت اسلامی لبنان را از بدو تاسیس تا به امروز بازخوانی میکند. او ضمن اشاره به جای خالی «سید مقاومت» بر این امر تاکید دارد که این نخستین بار نیست که حزب الله شهادت دبیرکل خود را تجربه می کند تا بدین شکل تابآوری تاریخی مقاومت را در برابر مصائب و شدائد روزهای سخت، به همگان یادآور شود.
وی از رشادت 1400 رزمنده حزب الله در نبرد با 75 هزار نظامی تا بن دندان مسلح رژیم صهیونیستی در نبرد «اولیالبأس» سخن میگوید و در ادامه با رجزخوانی برای دشمنان مقاومت در داخل و خارج از مرزهای لبنان میگوید: کسانی که فکر میکنند ما ضعیف شدیم و از بازی قدرت خارج شدیم و اکنون دیگر به آخر خط رسیدهایم، بهتر است دیگر با ما کاری نداشته باشند، چون آنها در میدان جنگ، توان واقعی مقاومت را با چشمان خود شاهد خواهند بود.
نماینده مردم زحله در پارلمان لبنان همچنین با هشدار به کسانی که خواستار خلع سلاح مقاومت هستند، میگوید: سلاح مقاومت تا زمانی که رژیم غاصب صهیونیستی وجود دارد، در دست مقاومت خواهد بود. او معتقد است اگر سلاح حزب الله نبود، لبنان بخشی از اسرائیل بود.
ابوحمدان با انتقاد از جهت گیری دستگاه دیپلماسی کشورش در دولت نواف سلام ضمن تاکید بر ضرورت تحکیم روابط تهران و بیروت، خواستار بازنگری در روابط کشورش با آمریکاست.
تیم خبرگزاری تسنیم که در روزهای قبل از آغاز نبرد رمضان به منظور ثبت و ضبط روایت مردم لبنان و همچنین رهبران و فرماندهان مقاومت اسلامی از نبرد «اولی الباس» در قالب مجموعه «نامیرا» عازم این کشور شده بود، در یکی از روزهای زمستان 1404 با این نماینده فراکسیون وفاداری به مقاومت در پارلمان لبنان در شهر زحله به گفتگو نشست. در ادامه نسخه کامل این مصاحبه تقدیم حضور مخاطبان تسنیم میشود.
تسنیم: سلام و درود. از قلب جامعه مقاومت و خاستگاه اصلی آن و به نمایندگی از خبرگزاری تسنیم خدمت «رامی ابوحمدان»، نماینده پارلمان لبنان و عضو فراکسیون وفاداری به مقاومت سلام و خیرمقدم عرض میکنم... کسی که از زمان تأسیس مقاومت با آن همراه بوده و تحولات عظیم و چشمگیر آن را از نزدیک شاهد بوده است. مهمان ارجمندخوش آمدید...
رامی ابوحمدان: درود بر شما، سلام علیکم، برای من هم مایه افتخار است که در خدمتتان هستم.
شکل گیری مقاومت لبنان واکنشی علیه اشغالگری صهیونیست ها بود
هیچ کشوری جز لبنان موفق به ایجاد بازدارندگی برابر اسرائیل نشده است
حزب الله براساس ملاحظات اخلاقی، دینی، انسانی و ملی وارد نبرد پشیتبانی از غزه شد
نبرد «اولی الباس» پروژه ای آمریکایی با همکاری برخی کشورهای عربی بود
تسنیم: گفتوگو را با تحولات اخیر مقاومت پس از نبرد «اولی البأس» آغاز میکنیم.
رامی ابوحمدان: در درجه نخست باید بگویم اولا کسی که راه مقاومت و حزبالله لبنان را دنبال کند آن را به عنوان مسیری انباشته (از تجربیات) میبیند. از آنجایی که ما حزبی مبتنی بر مقاومت هستیم، تشکیل مقاومت، واکنشی علیه اشغالگری و تجاوز بوده و در این مسیر خود را با شرایط، چالشها و تحلیلها وفق داده و ساماندهی میکنیم.
آنچه در مرحله اخیر اتفاق افتاد، روند طبیعی رشد و تأسیس جنبش مقاومت است. مقاومت با زمان و فناوری همگام بود، همچنانکه با تمام مراحل همگام بود. از سال 1983 تا 2000 اوضاع به همین منوال بود. از سال 2000 و در ادامه در سال 2005 و 2006 دو اتفاق مجزا رخ داد: جنگ ژوئیه 2006 (جنگ 33 روزه) به وقوع پیوست که مسیر پیشرفت مقاومت، شکل گرفت و تاکتیکهای آن تغییر کرد و متحول شد، اما اهداف آن دست نخورده باقی ماند... ساختار اولیه و اهداف آن تغییر نکرد، البته تغییری که از سال 2006 تا 2023 رخ داده است تا جنگ طوفان الاقصی، نبرد پشتیبانی از غزه و پس از آن در خلال نبرد اولیالبأس، همگی بر مبنای هماهنگی و سازگاری با این متغیرها بود. به عبارت دیگر، شکلگیری مقاومت، واکنشی به اشغالگری بوده و هست.
مقاومت از سال 1983 تا 2000، در نبرد آزادسازی کشور و میهن وارد شد. در مقطع پس از سال 2000، نوعی بازدارندگی، یا بهتر بگویم حمایت یا حفاظت از این پیروزی را برقرار کرد. در همین حال، دشمن صهیونیستی تغییر نکرده و اهداف و جاهطلبیهای خود را در لبنان دنبال کرد. از سال 2006 تا 2023 مقاومت در عمل نوعی بازدارندگی در برابر دشمن صهیونیستی برقرار کرده بود، آن هم برخلاف آنچه که برخی اکنون در لبنان یا جاهای دیگر میگویند.
در اینجا قبل از اینکه به شرح وقایع نبرد اولی البأس بپردازیم، باید نکتهای را روشن کنیم. نکته این است که بین قدرت بازدارندگی و قدرت مقاومت تفاوت وجود دارد. همه مردم معتقدند که حالت بازدارندگی حالت طبیعی یا تدافعی در مواجهه با هرگونه تجمع مقاومت جهادی یا ارتش یا هر نهاد نظامی دیگر در یک دولت یا یک حزب است. تحلیلی که در مورد حزب الله و مقاومت هم صادق است. حقیقت این است که وضعیت بازدارندگی، به مثابه قدرت یا توانایی بازدارندگی، بالاترین سطحی است که هر رژیم میتواند در مواجهه با هرگونه تهدیدی به دنبال آن باشد.
به عنوان مثال در سطح منطقه، اگر با رویکردی منطقهای به آن نگاه کنیم هیچ کشوری به جز مقاومت اسلامی لبنان قدرت بازدارندگی را در مواجهه با دشمن صهیونیستی به دست نیاورده است و این معادله را از سال 2006 تا 2023 حفظ کرده است و حتی چندین بار مانع از حمله مجدد دشمن صهیونیستی به لبنان شده و مانع از آن شده که دشمن از ترس نیروهای مقاومتی که در سال 2006 با آنها روبرو شد و در میدان شاهد بود، حتی به فکر حمله به لبنان باشد. آنچه در صحنه میدانی و در تاریخ رخ داده، گواه این امر است.
البته، پرسش شما این است که در نبرد اولی البأس چه اتفاقی رخ داد؟ اجازه دهید پیش از پاسخ به این سوال، به نبرد پشتیبانی از غزه اشاره کنم، چرا که کسانی هستند که مقاومت را سرزنش میکنند یا حوادث کنونی لبنان را به خاطر اینکه به جنگ پشتیبانی از غزه ورود پیدا کرد، به گردن مقاومت اسلامی میاندازد. همانطور که گفتم، ما به عنوان یک جنبش مقاومت، تحت عنوان یک واکنش آغاز به فعالیت کردیم و بر اساس تجربهای که از درگیریها با دشمن اسرائیلی داشتیم تجربه میدانی و مطالعه تاریخی ما در مورد نحوه شکلگیری این رژیم و حامیان و پشتیبانانش بود. ما هرگز از این مسیر و روند خارج نشدیم. این تفاوت ما با دیگران است. ما فراموش نکردهایم که دشمن صهیونیستی یک رژیم اشغالگر است که بر رنج ملت فلسطین و لبنان زاده شد
برای کسانی که میخواهند بیشتر بدانند عرض کنم، اسرائیلیها حملات خود به لبنان را از سال 1948 یا 1949 آغاز کردند. همانطور که به اراضی فلسطین یورش بردند. به دنبال آن، چیزی تحت عنوان ترک مخاصمه در پی این حملات به وجود آمد و هنوز کسانی وجود دارند که خواستار آن هستند. این ترک مخاصمه در نتیجه تجاوز اولیه اسرائیل به وجود آمد. این رژیم صهیونیستی بود که آغازگر این تجاوزات و حملات علیه ملت لبنان و سرزمینهای لبنان بود و قتل عامهای بزرگی را در منطقه حولا و دیگر مناطق مرتکب شدکه تاریخ، از آنها یاد نکرده است.
از آن زمان ما آگاه شدیم. تجربه میدانی ما در سال 1982 در مقابل دیدگان ما حی و حاضر است. این تجربه در این نبرد در مقابل دیدگان ما قرار گرفت. ما بر اساس این تجربهها تحلیل، برنامهریزی و مقابله میکنیم. چیزی که بخش بزرگی از لبنانیها آن را درک نمیکنند. وقتی به مقطع نبرد طوفان الاقصی رسیدیم، از منظر اخلاقی، دینی، انسانی و ملی به نفع لبنان، حزبالله، مقاومت و ملت مظلوم فلسطین بود که برای حمایت از غزه وارد نبرد شوند. مسئله اصلا منافع محور مقاومت و عنوان محور مقاومت نیست، بلکه قبل از هر چیز، ملاحظات انسانی، اخلاقی و دینی در کنار ملاحظات و اعتقادات ملی است. چون دشمن صهیونیستی صرفا به حمله به فلسطینیان اکتفا نخواهد کرد و جاهطلبیهای تاریخیاش نسبت به دولت لبنان را ادامه خواهد داد. حالا کسانی هم در این بین هستند که میآیند و میگویند نه. اگر شما به اسرائیل حمله نمیکردید یا شروع به پشتیبانی از غزه نمیکردید، اسرائیل به ما حمله نمی کرد، و نبرد اولی البأس رخ نمی داد.
میخواهم شما را ارجاع بدم به کسی که این ایده را داشته؛ مقصودم «باب وودوارد»، یک نویسنده و خبرنگار معروف آمریکایی است. او اخیرا کتابی با عنوان «جنگ» نوشته است. جناب سید حسن نصرالله (ره)، شهید اقدس در یکی از اولین سخنرانیهایش بعد از نبرد پشتیبانی از غزه فرمودند اسرائیل نقشه جنگ پیش دستانه علیه لبنان را از نوامبر سال 2023 در سر داشت. باب وودوارد این سخن را از زبان نتانیاهو در این کتاب نقل میکند: نخستوزیر رژیم صهیونیستی در حال طراحی جنگ بود، اما آمریکاییها مانع او شدند؛ نه به خاطر منافع ما و لبنان، بلکه به خاطر منافع خودشان. چون منافع آمریکا 45 هزار نظامی در کل منطقه است. اگر محور مقاومت وارد نبرد میشد، این نیروها در معرض تهدید قرار میگرفتند. بنابراین با بصیرت وارد نبرد پشتیبانی از غزه شدیم. مجددا تکرار می کنم نبرد انسانی، ایمانی و بر اساس منافع ملی لبنان... چرا که میدانستیم که رژیم صهیونیستی در حال طراحی نقشه برای ورود به جنگی علیه لبنان بود. بر این اساس وارد نبرد اولی البأس شدیم.
بعد از اینکه دشمن مقدمات آن را با انفجار پیجر و انفجار بیسیمها و ترور رهبران، ترور جناب سید حسن نصرالله (ره) وهمراهان ایشان و همچنین جناب سید هاشم صفی الدین که پس از جناب سید حسن نصرالله دبیر کل شدند، آغاز کرد، نبرد را با تلاش برای پیشروی زمینی همراه کردند که در آن به طرز فجیعی شکست خوردند.
از منظر ما و از منظر مقاومت مجددا تکرار میکنم تا الان بر اساس تجربه و شناختی که از گذشته و سیر در تاریخ داریم هیچ چیز تغییر نکرده و اصلا از اقداماتی که اسرائیل انجام داد غافلگیر نشدیم. آنچه که واقعا تغییر کرده دو مسأله اساسی است: تغییر در سوریه و بروز تغییرات ریشهای در سوریه و پیش از آن و مهمتر و خطرناکتر از آن پشتیبانی بینالمللی کامل از رژیم صهیونیستی در مواجهه با لبنان و برادران ما در فلسطین. آمریکا پل هوایی کاملی با پشتیبانی بیقید و شرط مالی، سلاح و مهمات، حتی اسلحههای ممنوعه بینالمللی به سود اسرائیل ایجاد کرد و تصمیم قطعی اتخاذ و حتی بر جامعه بینالمللی محدودیتهایی را به سود دشمن صهیونیستی در تکمیل عملیات خود در لبنان تحمیل کرد. این برخلاف رویکرد کلاسیکی بود که در تقابلهای ما با رژیم صهیونیستی برقرار بود.
جنگ و تجاوز کنونی یک پروژه آمریکایی-غربی است. متأسفانه، این پروژه با همکاری اعراب و به دست اسرائیل انجام میشود. نمیخواهم از کشوری اسم ببرم، اما باید توضیح بدهم. برخی ممکن است بگویند که آمریکاییها نقش میانجی را بازی میکنند و نقش مروج صلح در خاورمیانه را بازی میکند، همانگونه که ترامپ جنایتکار میخواهد اینگونه به نظر بیاید؛ اما در واقعیت، اسرائیلیها و آمریکاییها در استراتژی کاملا اتفاق نظر دارند. آنها ممکن است در تاکتیکها متفاوت باشند، اما در زمانبندی و حضور میدانی و اینکه در چه جبههای وارد شوند و در چه جبههای وارد نشوند، توافق دارند. از نظر ما و بر اساس شواهد و ادله، ما از نبرد اولی البأس پیروز خارج شدیم، چون تکلیف ما صرفا دفاع بود.
نمی توانستیم در قبال جنایاتی که اسرائیل در غزه مرتکب می شد دست روی دست بگذاریم
شهادت سید حسن ضربه بسیار سختی بود اما کمر مقاومت لبنان در هم نشکست
تسنیم: در مورد دو نکته قدری تامل کنیم؛ نکته اول، درباره اظهارات شما راجع به سرنگونی نظام بشار اسد است. آیا شما سقوط نظام را پیشبینی نمیکردید؟ و دوم، بحث ملاحظات اخلاقی و انسانی در حمایت از فلسطین و غزه است. آیا این حمایتها و پشتیبانیها هزینه زیادی برای حزبالله در پی نداشت؟
رامی ابوحمدان: البته، در ابتدا باید بگویم هر زمان که مقاومت وارد نبردی میشد، میدانست که باید فداکاری کند و شهدایی را تقدیم کند. اساسا مقاومت به معنای فداکاری و جانبازی است. ثمره مقاومت در میدان جنگ از دو حال خارج نیست: یا به شهادت میرسی و یا اینکه پیروز میشوی. همه این گزینهها در قبال مقاومت محتمل است. شما به هر میدانی میروید و فرضیههایی را برای نبرد مطرح میکنید و برای هر فرضیه، طرحی برای مواجهه تدوین میکنید. مقاومت میداند که باید جانبازی و فداکاری کند و متحمل هزینه شود. الان ممکن است بپرسید حتی تحمل هزینهای در سطح شخصیتهایی همچون جناب سید حسن نصرالله و فرماندهان؟
موضوع اصلی این است که ما باید به تکلیفمان عمل کنیم جناب سید حسن (ره) از زمانیکه خود مسئولیت رهبری مقاومت را عهدهدار شدند و یا در زمانی که فرماندهان مقاومت نبردها را مدیریت میکردند، هیچگاه بر این اساس که آنها تا ابد زنده خواهند ماند، عمل نمیکردند. ابدا و هرگز... اصلا اینگونه نبود که خود را کناری بکشند و با فرزندان مردم دست به جهاد بزند و دیگران را جلو بفرستند، هرگز... آنها فرماندهانی بودند که پیش از اعزام رزمندگان به جبههها در میدان حاضر بودند. ما با علم به پیامدها وارد نبرد پشتیبانی از غزه شدیم.
اما در مورد پیامدهای اخلاقی و انسانی، باید بگویم هیچ شکی نداریم و هرگز نباید فراموش کنیم که ما یک جنبش جهادی مبتنی بر ایمان هستیم که در سیاست نیز مشارکت دارد. قاعده ما مبتنی بر فعالیت جهادی و ایمانی است. جوهره جهادی بودن و مبتنی بر ایمان بودن، فداکاری و هزینه دادن در راستای اهداف پاک، والا و انسانی است. ما نمیتوانیم در حالی که غزه رنج میکشد، دست روی دست بگذاریم. در حالیکه کودکان، زنان و مردان قتل عام میشوند، خانهها ویران میشوند و اسیران به اسارت گرفته میشوند در کناری بایستیم و تحقیر شدن یک قوم مظلوم را تماشا کنیم! نمی توانیم... چگونه در درگاه خداوند متعال و مقابل بشریت سر بلند کنیم؟ چگونه برابر خون شهدایی که مقاومت اسلامی و حزبالله را تاسیس کردند، سر بلند کنیم؟ آن در قبال جنبشی که بر پایه یاری مظلومان شکل گرفت. اینکه لبنانیها یا مقامات ارشد کشورهای منطقه راضی باشند، یا نباشند، بحث دیگری است. آنها در حقیقت بینش متفاوتی دارند و ما هیچوقت بر سر یک مسئله با همدیگر همدل نشدیم.
اکنون این بحث مطرح است که آیا اساسا رژیم صهیونیستی دشمنی است که باید در اولویت قرار گیرد؟ با اینکه این مساله در تعارض با قانون اساسی است. به این مسأله نمیپردازم؛ به موضوع صحبت خودمان برگردیم. آیا واقعاً انتظار داشتیم که چنین خسارت بزرگی به همراه داشته باشد؟
در پاسخ باید بگویم ما از همان ابتدا آماده بودیم تا در عالی ترین سطح فداکاری کنیم. این اولین بار نیست که دبیر کل حزب الله شهید می شود سید عباس موسوی یکی از نمونههای بزرگ و شاخص است که برابر دیدگان رزمندگان وارد میدان میشد و در این مسیر به مقام شهادت نائل شد. پس از ایشان نیز فرمانده بزرگ دیگری آمد و ما یقین داریم که خداوند متعال و نگاه صاحب الزمان (عج) حامی این خط و مسیر است.
علاوه بر این منطق نیز حکم میکند ما در برابر یک دو راهی هستیم: یا مقابله و دفاع، یا خدای نکرده تسلیم شدن و پذیرش ذلت. از همین رو ما در این نبرد، در این مسیر و خط باقی ماندیم و یقین داریم که در این مسیر فداکاری زیادی خواهیم کرد. ما اصلا غافلگیر نشدیم. البته که این ضربه بسیار سخت بود و البته که این خسارت بسیار بزرگ بود؛ اما ناشی از اراده خداوند متعال است. اما این آرمان، با اهداف و نظام خود، در میدان ثابت قدم مانده و هرگز دچار تزلزل نشده است. اهداف محقق شدند، حتی اهداف شهید اقدس که همواره میفرمودند هر یک از فرماندهان یا رزمندگان که به مقام شهادت نائل می شوند باید روح، اندیشه و پرچم او را به دوش بکشیم و آن را به نسل بعدی منتقل کنیم. همواره میفرمودند اگر ما فردا شهید شدیم، باید کسی باشد که بعد از ما این پرچم را به دوش بکشد و امانت را ادا کند. اساسا ایشان ما و محیط را آماده میکرد تا بدانیم ایشان یک مرد و رهبر جاودانه نیست.
فرماندهان به تکلیف خود عمل کردند: «آنان کسانی هستند که خداوند کشتن را برآنان مقدر کرده بود، پس به آغوش مرگ شتافتند». در نتیجه این مسیر ادامه دارد. گواه بر این مساله همین استمرار مقاومت حال حاضر ماست. البته ما پنهان نمیکنیم که از دست دادن این عزیزان بسیار سخت بود، اما کمر ما اصلا خم نشد، چون یقین داریم که پیروز هستیم، چون مظلوم هستیم، چون در جبهه حق هستیم، هیچوقت متجاوز نبودهایم.
در اینجا میخواهم نکتهای را خدمت شما عرض کنم. یکی از دلایل فداکاریها و مجاهدت حال حاضر این است که ما در حال حاضر توانایی بازدارندگی خود را از دست دادهایم.مجددا تکرار می کنم در حال حاضر؛ چون بیکار ننشستهایم، اما قدرت مقاومت و دفاع را اصلا از دست ندادیم و همچنان این توانایی در دست ماست. البته که این مساله بحث و جدلهایی را هم در داخل لبنان برانگیخته است.
سرنگونی نظام بشار اسد همواره پرونده ای باز برای آمریکا و اسرائیل بود
حزب الله به تکلیف خود در سوریه عمل کرد و پس از اتمام ماموریت به کشور بازگشت
تسنیم: خب، در مورد سوریه چطور؟ آیا پیش بینی میکردید نظام سوریه سقوط کند؟
رامی ابوحمدان: سوریه در موقعیتی بود که احتمال داشت هر لحظه سقوط کند. از نگاه ما همواره این گزاره مطرح بود که سوریه پروندهای باز است و از اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی هم آگاه بودیم؛ مجددا تکرار میکنم روزی که برای دفاع از سوریه وارد این کشور شدیم براساس باور و اعتقادمان وارد شدیم تا با هرگونه هدفی که دشمن ذیل اولویتهای خود مشخص کرده بود، مقابله کنیم. هدف ما این بود که هدف مشخص دشمن را خنثی کنیم.
یکی از اهداف دشمن صهیونیستی و آمریکا به عنوان حامی این رژیم، سرنگونی دولت سوریه بود. چرا که سوریه خط لجستیک زمینی بین جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت به شمار میرفت. همانگونه که اسرائیلیها مدعی بودند و همه از آن مطلع بودند. ما هم اینطور نیست که نپذیریم سوریه یک روز پشتیبان ما بود. این کشور حامی بسیار بزرگ و همپیمان بسیار مهمی بود. اینکه الان شرایط تغییر کرده و به وضع کنونی دچار شده، مساله دیگری است، اما می دانستیم که بالاخره روزی فراخواهد رسید و عرصه بر ما تنگ خواهد شد و دشمن از هر فرصتی برای ورود و محاصره و در تنگنا قرار دادن ما استفاده خواهد کرد. ولی این موضوع ابدا مانع از آن نشد که از مسئولیت خودمان شانه خالی کنیم. ما به تکلیف خودمان در سوریه عمل کردیم، وقتی دیدیم دیگر به حضور ما در سوریه نیازی نیست به کشور بازگشتیم، تا وقتی که اتفاقات اخیر در سوریه رخ داد. خداوند متعال میفرماید «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة» (هر آنچه که از نیرو که در توانتان است مهیا سازید) ما هر چه در توانمان بود انجام دادیم و بقیه امور بر عهده خداوند متعال است.
ادعای تضعیف مقاومت لبنان، صرفا رویاپردازی دشمنان مقاومت است
توان دفاع و مقاومت حزب الله برابر صهیونیستها همچنان برقرار است
تسنیم: شما نسبت به همه این حملاتی که علیه مقاومت صورت گرفت و بحث و جدل هایی که از ماه نوامبر و از لحظه آتش بس 2024 تا امروز مطرح شده مبنی بر اینکه حزب الله لبنان ضعیف شده است، چه پاسخ و واکنشی دارید ؟
رامی ابوحمدان: اولا از لحظهای که حزبالله در لبنان هدف حمله قرار گرفت، حمله بسیار شدیدی بود. باز هم تکرار میکنم این حمله دردناک بود، ولی اصلا کمر ما را خم نکرد. با کسی تعارف نداریم، چون تا به امروز مسئولیت خون ملت و مسئولیت حمایت از وطن را بر دوش میکشیم. ما هیچگاه از دایره این مسئولیت خارج نشدیم. ثانیا نمیتوانیم انکار کنیم و حرف خلاف واقع بزنیم، چون مردم پشت سر ما حرکت میکنند و به ما اعتماد دارند و ما هم به ویژه پس از امانتداری رهبران و به ویژه سید حسن نصرالله (ره) به امانت جان آنها را به دوش میکشیم.
بگذارید بگویم آنچه در لبنان و پشت پرده آن در منطقه و در فضای بین المللی، حتی در آمریکا و غیره راجع به تضعیف مقاومت میگویند، رویاپردازی دشمنان مقاومت است، همین و بس... ما فقط آن وضعیت بازدارندگی عظیمی که در فضای بینالمللی و منطقهای که مقاومت حزبالله با آن شناخته میشد را از دست دادیم. بازدارندگی که در اثر فداکاریهای مقاومت ایجاد شده بود. اتفاقی که الان افتاده وجود اختلال در قدرت بازدارندگی است، ولی توان دفاع و مقاومت ما هرگز دچار تغییر و تحولی نشده است، بلکه حتی انگیزه، روحیه و ایمان همان است و تغییری نکرده است...آمادگی همان است، شاید حتی این انگیزه مضاعف شده باشد چون میدانیم حتی وقتی سلاح در دستان ما بود حتی در آن برهه اسرائیل تجاوز میکرد، میکشت و ظلم میکرد و میخواست تمام لبنان و به ویژه مقاومت را به ذلت بکشاند، چه برسد به زمانی که خدای نکرده این سلاح از دست ما خارج شود.
هر آنچه از ضعف مقاومت گفته میشود نادرست است. شاید ضربهای را متحمل شده باشیم، و البته باز تکرار میکنم که ما در خلال این نبرد ضربهای بزرگ را متحمل شدیم اما دوباره روی پای خود ایستادیم و از آن عبور کردیم و اکنون آن را پشت سر نهادهایم. با در نظر گرفتن مسئولیت شرعی، اخلاقی و ملی کلامم میگویم همه آنچه راجع به ضعف مقاومت گفته میشود، حرفهایی بی اساس و ناشی از کینهورزی کسانی است که میخواهند ما را ضعیف ببینند.
سلاح حزب الله تا زمان وجود رژیم اشغالگر در دست مقاومت خواهد بود
سلاح حزب الله حافظ حاکمیت لبنان است
اگر سلاح حزب الله نبود، لبنان بخشی از اسرائیل بود
سلاح مقاومت، تنها مولفه قدرت لبنان در مصاف با اسرائیل است
تسنیم: نظر شما در مورد سلاح مقاومت به ویژه در سایه صحبتهایی که حول آن مطرح میشود و مطالبات مختلف داخلی و بینالمللی برای خلع سلاح چیست؟ پاسخ شما به کسانی که میگویند سلاح مقاومت در لبنان عامل تضعیف دولت لبنان است چیست؟
رامی ابوحمدان: اولا مطالبات خارجی و بینالمللی برای خلع سلاح مقاومت، مساله جدیدی نیست، ولی به واسطه قدرت پیشین مقاومت و شرایط منطقهای از جمله وجود یک دولت قدرتمند در سوریه و امتداد محور مقاومت و شرایط و محیط پیرامون آن، آنها روی روشهایی کار میکردند که بتوانند طرح های خود را به مرحله اجرا درآورند، ولی الان این تنش موجود برای سوء استفاده از شرایط، زمان و تغییر و تحولات در منطقه است.
این مطالبات به اشکال قدیم و جدیدی مطرح میشود ولی در حال حاضر بر اساس اصل تضعیف مقاومت و اصل افزایش فشار بر لبنان در دست اجراست. استفاده از خلع سلاح به سود دشمن صهیونیستی است، آن هم پس از شکست این رژیم برای رقم زدن خلع سلاح در میدان نبرد. این قاعده برای ما کاملا روشن است. این سلاح تا زمانی که این رژیم غاصب واشغالگر وجود دارد، در دست مقاومت خواهد بود. در شرایط کنونی دشمنان این سلاح را ناقض حاکمیت و اقتدار دولت قلمداد میکنند. به کسانی که میگویند سلاح مقاومت به مصلحت لبنان نیست یا اینکه لبنان را تضعیف میکند میگویم اصلا در تمام این سالها کسانی که از لبنان و حاکمیت کشور و کرسیهای حکومت لبنان محافظت کردند، همین مقاومت، رزمندگان و خون شهدا بود. اگر سلاح مقاومت نبود دشمن اسرائیلی در سال 1982-1983 از لبنان و بیروت و از منطقه بقاع غربی خارج نمیشد.
با وجود احترامی که برای ارتش قائلم و از همه فشارهایی که متحمل میشود آگاهیم، اساسا اسرائیل نه به خاطر قدرت و توانمندی ارتش لبنان و نه تصمیمات سیاسی از خاک کشورمان خارج نشد، بلکه برعکس تصمیم سیاسی در آن روز در17 می رقم خورده بود. در آن روزگار برخی لبنانیها سوار بر تانکهای اسرائیلی بودند و جزئی از سازمان رزم اسرائیل در جای دیگر بودند. الان هم دائما در تلاشند. رسانههای جهانی را تحت کنترل خود دارند. ما شاهد حملات رسانهای و اظهارات متعدد و به دور از واقع هستیم، ولی واقعیت این است اگر سلاح مقاومت در لبنان نبود، این کشور از مدتها قبل بخشی از اراضی اسرائیل شده بود، چون برخی لبنانیها میخواستند این سرزمین را به اسرائیل بفروشند. برادران عرب میخواستند از مشکلات مساله فلسطین خلاص شوند و لبنان را به اسرائیل بفروشند. در عین حال ارادهای بین المللی هم وجود داشت که در صدر آن آمریکا، انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی قرار داشتند و می خواستند محیطی امن برای رژیم اسرائیل ایجاد کنند تا گسترش یابد و اهداف و رویاهایش که همان اسرائیل بزرگ است را محقق سازد.
اما در مواجهه با این خطر اینگونه نیست که ما در گوشهای نشسته باشیم و بحث کنیم. ما خوب تحلیل میکنیم... خوب درک می کنیم و بر اساس این دادههای تاریخی و کنونی تحلیل و برنامهریزی میکنیم و به خوبی ماهیت تهدیدات را می فهمیم و نسبت به آن واقف هستیم. وظایف و تکالیفمان را بر همین اساس تعیین میکنیم. مجددا تکرار میکنم تکلیف شرعی و ملی ما متلازم همدیگر هستند چون معتقدیم که سیاست ما عین دیانت ماست.اعتقاد و رفتار ما با اعتقاد و رفتار دیگران متفاوت است که دین را از سیاست جدا میدانند. همین اصل یکی از عناصر قدرت ماست.
لبنان در سایه تصمیم آمریکا، غرب و با فشار اسرائیل مواجه است که نمیخواهند ارتش لبنان مسلح شود. این حرف را خیلی بد میدانم. بسیار برای من تعجب برانگیز است. مسالهای فطری و بدیهی است و نیازی به توجیه و دلیل ندارد. اینکه تصمیم آمریکا در نگاه عامه تصمیمی وقیحانه است، اینکه ارتش لبنان نباید به هر گونه سلاحی که امنیت اسرائیل را تهدید کند مسلح باشد واضح است. آمریکاییها می آیند و کمک ناچیزی هم میکنند، که شاید مبلغش از صدها میلیون دلار یا دقیق تر بگویم از 230 میلیون دلار فراتر نرود. اما لاستیکهای خودرو و خودروهای حمل بار که کاملاً بیربط با نبرد و تقابل نظامی هستند را اهدا میکنند و با کمال پررویی میگویند ارتش لبنان قادر خواهد بود با این کمکها تصمیم آمریکا برای خلع سلاح مقاومت را اجرا کند. مقاومتی که حامی لبنان، مشروعیت لبنان و مدافع لبنان است.
بگذارید قدری بیشتر توضیح بدهم. اگر مقاومت در لبنان نبود، اگر حزب الله نبود و اگر سلاح مقاومت نبود، هیچ کس امروز اسم لبنان را هم نمیشنید. لبنان اساسا قرار بود سوئیس خاورمیانه باشد، همیشه این تعبیر را میشنویم، اما هیچ کس بخوبی معنی این عبارت را نمیفهمد که سوئیس خاورمیانه یعنی چه؟ سوئیس که مرکز پولشویی و کشوری خلع سلاح شده و بی طرف بود و منطقهای حساس از نظر امنیتی و کانون فسادهای غیراخلاقی به شمار میرفت. میخواستند لبنان را اینگونه از سلاح مقاومت محروم کنند ولی ما این را تاب نمیآوریم و نمیپذیریم.
به لطف خداوند، به لحاظ جغرافیایی، مناطق مرزی با فلسطین اشغالی، پایگاه مردمی مقاومت است و در کشور چند قومیتی لبنان که بر اساس قومیتهای مختلف شکل گرفته و تنوع قومیتی که باید نعمتی قلمداد شود که البته برخی از لبنانیها آن را به یک مصیبت تبدیل کردند، این شیعیان هستند که در مناطق مرزی با فلسطین اشغالی حضور دارند و اگر این نبود خدا میداند الان لبنان در چه وضعی بود؟ سلاح مقاومت کاملا برخلاف آنچه گفته میشود، تنها عنصر قوت کنونی لبنان است.
همه مذاهب در لبنان با خلع سلاح مقاومت مخالفند
سلاح حزب الله از مسیحیان برابر خطر تکفیریهای سوری حفاظت کرد
تسنیم: ما اکنون که در حال ضبط این مصاحبه هستیم در شهر زحلهای هستیم که به لحاظ تنوع قومیتی شیعی، سنی، مسیحی و سایر مذاهب شهرت دارد. آیا مردم و شهروندان در این منطقه هم با ایده خلع سلاح حزب الله موافق هستند؟
رامی ابوحمدان: علیرغم همه سیاه نماییها، اجازه دهید خیلی دقیق و با صراحت صحبت کنم. در برههای، رسانههای لبنانی، عربی و بینالمللی برای تخریب وجهه حزبالله و سلاح مقاومت و ترسیم آن به عنوان تهدیدی برای فضای داخلی لبنان تلاش کردند. در عالم واقع، و بر اساس تجربه، همه مردم از اوضاع آگاهند و قوه عاقله دارند و تحلیل میکنند و مسائل را دنبال میکنند. من در منطقه زحله ساکن هستم؛ اکثریت به اتفاق از همه مذاهب به ویژه فرق اسلامی با قاطعیت با ایده خلع سلاح مقاومت مخالفند. برخی صداها ممکن است هدایتشده باشند، چون در آخر مردم شاهدند کسی که در کنار آرمان مظلوم فلسطین واقعا ایستاد و از لبنان در برابر دیدگان جهانیان محافظت کرد، سلاح مقاومت بود. جامعه محترم مسیحیان زحله، جامعهای فهیم و فرهیخته است.
زمانی بود که آنها را از سلاح مقاومت مرعوب میساختند. صداهایی را می شنیدیم، نه اینکه خواهان خلع سلاح مقاومت باشند بلکه میگفتند ما خواستار ضمانتهایی هستند. میپرسیدند آیا هدف شما واقعاً کنترل کشور و ایجاد یک جمهوری اسلامی در لبنان است؟ و از این قسم نگرانیها... تجربه به همه در لبنان ثابت کرده که سلاح مقاومت برای دفاع از لبنان در برابر تجاوزات اسرائیل یا هر تجاوز دیگری مانند تجاوزات تکفیریها است. علاوه بر این، این واقعیت را نیز باید اضافه کرد که در منطقه بقاع مرکزی، یعنی منطقه زحله تمام گروهها و مذاهب آن، کاملا واقعیتها را درک کردهاند.
برای مثال در برابر هرگونه تحرک گروههای تکفیری از مرز سوریه، به علاوه حملات رژیم صهیونیستی تنها سلاح مقاومت است که از آنها حفاظت خواهد کرد و این امر در عمل هم اتفاق افتاد و آنها این مسئله را پس از جنگ سوریه و تهدیدی که در مرزهای شرقی و شمال شرقی لبنان از سمت سوریه و از سوی گروههای تکفیری، جبهه النصره و داعش وجود داشت، درک کردند، چون این گروهها تهدیدی برای همه به شمار میرفتند. گروهی که با این حمله مقابله و آن را دفع کرد و از همه لبنانیها، از جمله برادران مسیحی ما، دفاع کرد، مقاومت اسلامی بود و خون شهدای ما گواهی بر این امر است.
افکار عمومی در بقاع مرکزی و سراسر بقاع- البته به طور کلی نمیخواهم تعمیم دهم در غیر این صورت میگفتم همه بعلبک، هرمل و تمام مناطق بقاع- قاطبه مردم مخالف خلع سلاح مقاومت هستند. البته گاهی اوقات برخی افراد مواضعی اتخاذ میکنند که ممکن است شرمآور باشد، چون گروه خاصی وجود دارد که در برخی مناطق بر افکار مسیحیان تسلط دارند و ایستادگی در کنار سلاح مقاومت را نمیپذیرند.
بنابراین و در نهایت، همگی با عقل، ادراک و خوانش واقعی تغییر و تحولات منطقه درک میکنند که با توجه به کارشکنیهایی که مانع از تسلیح ارتش لبنان میشود، در صورت خلع سلاح مقاومت این امر برای آنها، ما و تمام لبنان فاجعه به بار خواهد آورد.
حامیان خلع سلاح حزب الله، جایگزینی برای دفاع از لبنان ندارند
سلاح مقاومت است که اسرائیل را وادار می کند با لبنان مذاکره کند
تسنیم: اگر دولت لبنان و برخی طرفهای دیگر خواستار خلع سلاح شوند، شما به عنوان حزبالله چه جایگزینی برای کسانی که خواستار خلع سلاح مقاومت هستند، ارائه میدهید؟
رامی ابوحمدان: در شرایط کنونی، کسانی که خواستار خلع سلاح مقاومت هستند باید گزینه بدیل و جایگزین ارائه دهند؛ ما که نباید جایگزین ارائه دهیم. من دیدگاه خودم را دارم. ما بارها گفتهایم جناب شیخ نعیم قاسم (حفظه الله)، دبیرکل هم بارها تاکید کردهاند سلاح مقاومت مسئلهای داخلی است که باید صرفاً توسط لبنانیها، در چارچوب راهبرد امنیت ملی مورد بررسی قرار بگیرد که جناب جوزف عون، رئیس جمهور در سخنرانی تحلیف و در بیانیههای وزارتی نیز بر آن تاکید کردند، دیدگاهی که البته استراتژی دفاعی را هم در بر میگیرد تا بر اساس آن شاهد مشخص شدن نحوه تقسیم مسئولیتها بین دولت، ارتش، مقاومت و ملت بر اساس اصل دفاع از لبنان با وجود تداوم تهدید اسرائیل باشیم، در غیر این صورت، ما هیچ بحثی با کسی نداریم.
اگر کسی از ما جایگزینی بخواهد، به او میگوییم شما باید جایگزین ارائه دهید. ما آمادهایم مسئولیت خود را بر عهده بگیریم. هیچکس و هیچ گروهی در لبنان، چه در قدرت باشد، چه در سطح احزاب و چه در عرصه سیاسی لبنان تاکنون چشمانداز بدیلی برای دفاع از لبنان به ما ارائه نداده که با آنچه مقاومت اسلامی در لبنان انجام میدهد، تفاوت داشته باشد. بنابراین، بحث با ما نباید به این شکل انجام شود. کسی نباید از ما مطالبه جایگزین کند.
اگر دولت بر یک دولت قوی و دارای حاکمیت تاکید دارد، ما در کنار دولت میایستیم، اگر دولت واقعا دارای حاکمیت باشد، ما هم زیر بال و پر آن خواهیم بود؛ ولی نه آنطوری که در جریان کمیته مکانیزم (آتش بس) فعلی شاهد هستیم و نه مانند مسیر زوال و تسلیمی که دولت و حکومت در لبنان آن را در پیش گرفته است، مقصودم کسانی است که در این توهم به سر میبرند که ممکن است در تعامل با دشمن طماعی مثل رژیم صهیونیستی به پیشرفتی دست یابند.
سید عباس موسوی (ره) میفرمود: این جماعت اسرائیلی وقتی با خدا در قرآن کریم مذاکره میکردند، خدا را به بخل متهم میکردند، در حالی که خداوند به آنها نعمتهای زیادی بخشیده بود. اکنون، این روزها ما به موازات اسرائیلیها یا از دیدگاه اسرائیلیها شاهدیم که آنها به لبنان یا مقامات لبنان هیچ اهمیتی نمیدهند. گواه این مساله آنجاست که آنها فقط در مورد آنچه برایشان اهمیت دارد صحبت می کنند و مذاکره میکنند و آن مساله، مقاومت و سلاح مقاومت است که از آن بیم دارند. این سلاح مقاومت است که اسرائیل را وادار می کند با لبنان مذاکره کند. تصور کنید اگر سلاح مقاومت نبود اسرائیل سر چه موضوعی با ما مذاکره کند؟ اصلا با لبنان صحبت نمیکرد.
تنها چیزی که در لبنان تحت کنترل آمریکا نیست، مقاومت است
تسنیم: آیا اصلا ممکن است لبنان در سایه تهدیدات مستمر اسرائیل علیه این کشور، بدون سلاح باشد؟
رامی ابوحمدان: الان من از زبان برخی لبنانیها که خواستار خلع سلاح مقاومت هستند میگویم. اساسا طرفهای اسرائیلی، آمریکایی و عربی فقط به این دلیل با لبنان صحبت میکنند چون مقاومت و حزبالله در آن حضور دارند. جز این نیست، خلاف این امر صحیح نیست. آنها بر سیاست، امنیت، رسانهها و خیلی چیزهای دیگر کنترل دارند و من نمیتوانم اینجا بیشتر از این صحبت کنم و از چارچوب بحث خارج شوم.
آنها حتی بر قوه قضائیه و ادارات لبنان نیز کنترل و نظارت دارند. تنها چیزی که در لبنان باقی مانده و تحت کنترل آنها نیست، مقاومت است. هر کسی که از یک گزینه بدیل صحبت میکند، باید جایگزینی ارائه کند که از ملت و سرزمین محافظت کند، بلکه حتی بالاتر، نه اینکه صرفا حافظ مرزها باشد، بلکه باید پاسدار فداکاریهای مقاومت باشد. جوانان مقاومت از کره ماه نیامده بودند؛ آنها هم فرزندان همین سرزمین هستند. خون به ناحق ریخته شده آنها و پیکر شهدا در میدان نبرد گواه این امر است استخوانها و بقایای آنها گواهی میدهند. هر کسی که میخواهد با ما صحبت کند باید به سطح مسئولیتی که ما به آن رسیدهایم، برسد. در غیر این صورت، ما با کسی گفتگویی نداریم.
هدف راهبردی اسرائیل در لبنان، اشغال کشورمان است
عادی سازی روابط لبنان با اسرائیل ممنوع است
در مذاکرات آتشبس با صهیونیستها باید از موضع قدرت وارد شویم
تیم مذاکره کننده لبنانی از موضع ضعف با اسرائیل مذاکره میکند
تسنیم: این روزها حتی از سوی اسرائیلیها هم درباره عادیسازی روابط صحبت میشود. نظر شما درباره این موضوع چیست؟ آیا میان رژیم صهیونیستی و لبنان عادیسازی روابط رخ خواهد داد؟
رامی ابوحمدان: عادیسازی روابط با لبنان هدف اسرائیل نیست. هدف اسرائیل در لبنان اشغال این کشور است، هیچ خواسته دیگری وجود ندارد. اما آنچه در مورد عادیسازی گفته میشود برای اعمال فشار بر لبنان است تا مجبور شود سوار این کشتی شود و با دیگر کشورهای عربی که عادیسازی کردهاند، همراه شود. مقصودم کسانی است که میخواهند از آرمان فلسطین و میراث پر مشقتش خلاص شوند. کسانی که میخواهند از تقابل با اسرائیل خلاص شوند، حیات و ممات خود را به طور کامل به آمریکا و اراده آمریکایی تسلیم کنند و تمامی مقدرات منطقه را به آمریکا واگذار کنند.
ما از این قماش نیستیم. عادیسازی روابط با اسرائیل در لبنان غیرممکن، غیرقابل تصور و علاوه بر اینها ممنوع است. جناب سید حسن نصرالله (ره) روزی فرمودند: «این لبنان، اسرائیلی و آمریکایی نخواهد شد» هر کسی خواستار عادی سازی است، جمع کند و برود با رژیم صهیونیستی زندگی کند. به او شهروندی میدهند، او را به خارج از کشور میفرستند و برای شغل مرزبانی استخدامش میکنند. این تنها گزینه در لبنان است.
مسئله عادیسازی روابط در لبنان بسیار پیچیده است و قابل دستیابی نیست. گروههایی در لبنان وجود دارند که نه از شیعیان هستند، و نه حتی از گروههای مقاومت. برخی از غیرمسلمانان هم در لبنان وجود دارند، از جمله مسیحیان، دروزیها و شیعیان که در نهایت حس میهنپرستی مقاومت کردند، فداکاری کردند و خون دادند.
آنها میدانند که عادیسازی روابط با اسرائیل چیزی است که قابل مذاکره نیست. سید حسن نصرالله فرمود اگر قوی نباشید هیچکس در این دنیا به شما توجه نخواهد کرد. میفرمود اسرائیل فقط با قدرتها تعامل میکند، فقط با قدرت تعامل میکند و در جهت به تسلیم کشاندن طرف مقابل، عمل میکند. حالا، نتانیاهو چه میگوید؟ نتانیاهو میگوید «هرچه در میدان قویتر باشید، در مذاکرات قدرت بیشتری به دست میآورید.»
برخی از مسئولین لبنانی که اکنون در حال مذاکره هستند، و تصور میکنند در جهت منافع لبنان با اسرائیل مذاکره میکنند، با اسرائیل مذاکره نمیکنند. عادیسازی روابط، منتفی است. لذا پروژه ای که آنها اکنون روی آن کار میکنند، زمینهسازی برای یک توافق امنیتی و در نتیجه یک توافق سیاسی است تا در گام بعد به سراغ سازش و عادیسازی بروند.
وزیر امور راهبردی اسرائیل که این مسائل و توافقات را در کل منطقه، در فلسطین، سوریه و لبنان مدیریت میکند به یک شخصیت بینالمللی گفت در واقع آن شخصیت بینالمللی از او میپرسد «از لبنان چه می خواهید؟» آیا به دنبال عادی سازی روابط هستید؟» او گفت: «نه، عادیسازی را به آینده موکول میکنیم، میخواهیم مقامات لبنان یک توافق سازش تحقیرآمیز امضا کنند.» علاوه بر این، بگذارید کسانی که در قدرت هستند این حرف مرا بشنوند. این مسئول اسرائیلی گفت: «من آن را امضا خواهم کرد، ایام پیش رو گواهی خواهند داد. من این توافق را با همین کفشم امضا خواهم کرد.»
این نحوه تعامل اسرائیل با لبنان است. عادیسازی یعنی تسلیم شدن. عادیسازی یعنی به خاک افتادن در برابر اسرائیلیها و واگذاری کامل کشور به آمریکاییها و به طور خاص اسرائیلیها. صهیونیستها با این مرزها موافقت نخواهند کرد. تام باراک هم همین را گفت. آنها بارها، کاملاً صریح و وقیحانه گفتهاند که اسرائیل دیگر به مرزهای توافق «سایکس-پیکو» اهمیتی نمیدهد. ولی در لبنان به این حرفها توجهی نمیشود. در لبنان، درست نمیشنوند. این روند عادیسازی در قبال لبنان کاملاً منتفی است. تکرار میکنم، هر کسی که میخواهد عادیسازی کند، جمع کند و این کشور پاک را که این همه فداکاری کرده، ترک کند.
آنچه اکنون در کمیته مکانیزم یا کمیته نظارت بر آتشبس رخ میدهد، مجموعهای از اقدامات خصمانه است. اسرائیلیها در جایی در حال برنامهریزی هستند، در حالی که لبنانیها بدون هیچ هدف مشخصی، صرفاً به مسیر خود ادامه میدهند. ما چندین بار گفتهایم اگر میخواهید مذاکره کنید، باید مهرههای قوی برای بازی داشته باشید. دو چیز هست که باید هنگام مذاکره با یک دشمن قاتل، یک ماشین کشتار بیرحم که هیچ رحم، اخلاق، قانون بینالمللی و قانون بشری نمیشناسد مدنظ قرار دهید. وقتی میخواهید با دشمن صهیونیستی مذاکره کنید، باید دو چیز داشته باشید: اول، باید حقوق خود را مطالبه کنید، و اگر آنها را به دست نیاوردید بگویید: «در غیر این صورت..». شما این قدرت را از کجا میخواهید بیاورید؟ آیا قدرت گفتن چنین جملهای را دارید؟ قدرت دارید بگویید «در غیر این صورت»، بگویید من پای این حرف میایستم؟
الان میگویم منظورم از این ایستادن پای حرف خودمان یعنی چه؟ ما دنبال دولت و پست و مقام نیستیم. دوم اینکه، شما باید یک مهره قوی برای بازی داشته باشید که جمله "در غیر این صورت" را بر آن اساس بر زبان جاری کنید. اگر سلاح مقاومت نبود، اسرائیلیها هرگز با شما مذاکره نمیکردند. اگر سلاح مقاومت و تهدید آن مبنی بر اینکه از لبنان و از خود و موجودیت لبنان دفاع میکند، در میان نباشد اسرائیلیها هرگز کمیته مکانیزم و دیگر موارد را پذیرا نمیشدند. آمریکایی دروغگو و منافق که اکنون صحنه را مدیریت میکند هم همین طور. صداقت از این بیشتر که ما بیش از یک سال پیش گفتیم که حتی یک تیر هم شلیک نمیکنیم و به این گفته و تعهدخود پایبند بودیم.
برادران و رزمندگان لبنانی ما در خاک لبنان در مناطق مختلف لبنان، در بحبوحه تجاوزات مداوم و شبانهروزی اسرائیل به شهادت رسیدند. در همه سطوح تجاوزات هوایی، دریایی و زمینی صورت گرفته و کرامت حاکمیت لبنان را در زمین پایمال کردهاند. شما میروید و میآیید و میگویید: «این همان طرفی است که در حال مذاکره است؟» شما هیچ قدرتی ندارید. ما به آن فرد خاص میگوییم برای یکبار هم که شده مقامات لبنان آنها را تهدید کنند که اگر حملات را طبق یک جدول زمانی متوقف نکنند... فقط بلد هستید برای مقاومت جدول زمانی جهت تسلیم سلاح، پایبندی به توافق و موارد دیگر ارائه دهید؟
من یک لبنانی هستم اما آنها با من اینگونه صحبت میکنند، اما برای مثال در عوض در مورد دشمن نمیگوید ظرف 48 ساعت «اگر دشمن صهیونیستی حملات خود را بطور کامل متوقف نکند و حامیان آمریکایی، غربی و دیگر کشورها متعهد به انجام این کار نشوند» - اگرچه ما به هیچ وجه به آنها اعتماد نداریم- ما همکاری با کمیته مکانیزم را متوقف خواهیم کرد و دیگر به هیچ کدام از تعهدات آتشبس اکتبر 2024 پایبند نخواهیم بود
آیا آنها میتوانند این کار را انجام دهند؟ نه، نمیتوانند، چون (تیم مذاکره کننده) ضعیف هستند و از موضع ضعف مذاکره میکنند. این ضعف فقط تحقیر به بار میآورد. ما فرزندان مقاومت، لبنان، حزبالله و دو گانه مقاومت و وطن هستیم. اصلاً بحث چه فایدهای دارد؟ مگر اینکه کسی بخواهد با ما مقابله کند و ما با آنها مقابله خواهیم کرد. هر کسی که میخواهد با ما صحبت کند، باید مستند صحبت کند
هیچ تنشی بین ایران و لبنان وجود ندارد
یوسف الرجی وزیر خارجه حزب قوات و جعجع است، نه لبنان
ایرانیها از موضعی حکیمانه و خردمندانه با الرجی برخورد کردند
به هیچ کس اجازه نمی دهیم روابط ما با ایران را قطع کند
قطع روابط با آمریکا باید اولویت دستگاه دیپلماسی لبنان باشد
تسنیم: تنشهای مستمر بین (دولت لبنان) با جمهوری اسلامی ایران را چگونه تحلیل میکنید؟
رامی ابوحمدان: تنش اخیر را باید تنش بین حزب قوات لبنان و ایران قلمداد کنیم. هیچ تنشی بین ایران و لبنان وجود ندارد.
تسنیم: اما وزیر خارجه...
رامی ابوحمدان: یوسف الرجی، وزیر امور خارجه لبنان واقعاً رفتارهای شرمآور و کودکانهای دارد. من شخصاً به عنوان نماینده ملت لبنان و کسانی که مرا انتخاب کردهاند، این را از طرف آنها میگویم. من شرم دارم که این فرد، وزیر امور خارجه لبنان است و مواضع رسمی لبنان را بیان میکند. در حال حاضر، میدانیم که رئیس جمهور و نخست وزیر از سیاستهای او راضی نیستند؛ بلکه برعکس این اقدامات از احساسات پر از حقد و کینه ناشی میشود؛ این جماعت عقده های روانی دارند. او وزیر امور خارجه حزب قوات لبنان است، وزیر خارجه سمیر جعجع است کسی که سابقه تاریکی دارد و سابقه ای جنایتبار دارد؛ هم خودش و هم اطرافیانش.کسی که در حال حاضر این سیاست را اجرا میکند، سیاستی را اجرا میکند که با صهیونیستها و آمریکاییها همسو است.
ما اینجا اتهامی را متوجه فرد مشخصی نمیکنیم؛ واقعیت خود گویای همه چیز است. در مورد آنچه اکنون اتفاق میافتد، ما قطعاً خواستار رسیدگی سریع به آن هستیم. این رفتار در تعامل با جمهوری اسلامی ایران، غیرقابل قبول است.
ایران از زمان تأسیس مقاومت لبنان پس از تجاوزات اسرائیل در سال 1982 و قبل از آن تنها دولت و طرف صادقی بوده که در کنار لبنان ایستاده و با پول، سلاح و جان از آن حمایت کرده و بار عظیمی را از جانب ما به دوش کشیده است. الان اگر جمهوری اسلامی ایران، مقاومت اسلامی در لبنان را رها کند و ما را بفروشد به یکی از بزرگترین کشورهای منطقه تبدیل می شود. اگر چه همین الان هم یکی از بزرگترین کشورهاست، تحریمهایش لغو می شود، و در سطح منطقهای امتیازات بسیاری دست می آورد، آن هم کشوری هستهای.
خطاب به وزیر خارجه حزب قوات لبنان به خاطر این رفتار و حماقتی که نشان میدهد میگویم: «ایران یک کشور هستهای است، تو کی هستی؟ امارات، عربستان سعودی حتی انگلیس همین دیروز تماس تلفنی بین وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و وزیر امور خارجه انگلیس صورت گرفت و در مورد توافق هستهای و موضوع مذاکرات رایزنی شد. این کشورهایی که با ایران در جنگند، روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع نکردهاند. شما چه مسیری در پیش گرفتهای؟ تو خودت را چی تصور کردی؟ بخش عمدهای از همین لبنانی که به عنوان وزیر امور خارجه نمایندگیاش را برعهده داری مدیون جمهوری اسلامی ایران است.»
من اغراق نمیکنم و هر کسی که بحثی دارد، میتواند بیاید و با من مناظره کند. ببینید آمریکاییها چطور با او رفتار کردند. این وزیر خارجه در واقع سیاست خارجی ندارد، سیاست بینالمللی ندارد، چیزی از دیپلماسی نمیداند. او در مقابل آمریکاییها سر تعظیم فرود میآورد و در تمام این تصمیمات تسلیم آنها میشود.
اما در مورد مسائل و روابط با جمهوری اسلامی یا با کشورهای مختلف دیگر به هیچ وقت این امور بر اساس یک سیاست فردی در لبنان پیش نمیرود. ما بخش بزرگی از کسانی هستیم که سیاست و روابط را در لبنان تعیین میکنند. اما او (وزیر خارجه) نه حق دارد و نه اجازه دارد این کار را انجام دهد، ما به هیچ کس اجازه نمیدهیم که روابط را قطع کند، البته که هنوز به این نقطه نرسیده اما این وضعیت نباید ادامه پیدا کند و ادامه پیدا نخواهد کرد و ما ادامه آن را نخواهیم پذیرفت. منافع سیاست لبنان در این است که با همه در ارتباط باشد. من از نظر سیاسی صحبت میکنم.
نظر ما این است که قطع روابط با آمریکاییها در اولویت است. آمریکایی که باجگیری میکنند، لبنان را اشغال میکنند، تصمیمات سیاسی در لبنان را مدیریت میکند، ما را از هویت و مقاومتمان منحرف میکند و منابع ما را اعم از گاز و نفت را به تاراج میبرند، همه اینها تقصیر آمریکاییهاست.
آیا ارتش لبنان مسلح هست؟ نه، صرفا به دلیل تصمیمات آمریکا. آیا با کسانی که از شما، از کشور و سرزمین شما محافظت کردند اینگونه رفتار میکنید؟ صندلی و جایگاهی که وزیر امور خارجه فعلی اکنون در آن قرار دارد نتیجه فداکاریهای مقاومت است که توسط جمهوری اسلامی در لبنان حمایت میشود. ساختار سیاسی لبنان، نظام دینی و مذهبی آن اجازه قطع روابط یا حرکت در آن مسیر را به هیچ وجه نمیدهد. این تنش در مسیر تقابل با ما و جمهوری اسلامی ایران طبیعی است.
در مورد برادران ما در جمهوری اسلامی ایران خرد و حکمت آنها را ببینید که در قامت یک طرف بزرگ و قدرتمند چگونه عمل میکند؟ بعد از همه واکنشهای وزیر امور خارجه حزب قوات لبنان در قبال جمهوری اسلامی، هیچ تصمیمی از روی خشم نگرفتند، هرچند حق دارند به سبب رفتارهای اهانت آمیز حتی روابط بین دو کشور را قطع کنند. اما به خاطر لبنان...به خاطر مردم لبنان او را تحمل کردند. وگرنه آنها چه منفعتی از روابط با ما دارند؟ ما هستیم که در تعامل با ایران، با جمهوری اسلامی ذینفع هستیم. ما خانوادههای لبنانی داریم، پیوندهای ناشی از ازدواج داریم، روابط داریم، تجارت داریم. آیا کسی تنها شریانهای حیاتی موجود خود را در شرایطی که آمریکا همه شریانهای حیاتی لبنان را قطع کرده، از بین می برد؟ البته، این سیاست دیوانهوار است. مطمئناً روزی فرا خواهد رسید که متوقف شود. آن روزها فرا خواهند رسید و ما به آن پایان خواهیم داد، هم او و هم کسانی که این رابطه را در پشت صحنه مدیریت میکنند.
مطمئناً، مقامات لبنان، از جناب رئیس جمهور گرفته تا نخست وزیر و رئیس مجلس در مورد این سیاست کودکانه کاملاً آگاه هستند و برای جلوگیری از عواقب آن تلاش میکنند.
حال مقاومت در لبنان خوب است
عرصه میدان گویای حال خوب مقاومت در لبنان خواهد بود
تسنیم: پرسش آخر، آیا وضعیت مقاومت امروز خوب است؟
رامی ابوحمدان: بله، خیلی خوب است، این را با اطمینان کامل میگویم. بر پایه این اصل که ما همواره صادق هستیم... تکرار میکنم ما نمیتوانیم مسئولیت خونها و فداکاریهای تمام آنچه گذشته و آینده است را بر عهده بگیریم و با مردم خود صادق نباشیم. برای ما نه ممکن و نه جایز است که در وضعیت خوب و مناسب نباشیم. این فقط یک حرف نیست، انشاءالله که جنگی در نخواهد بود. انشاءالله تجاوزی در کار نخواهد بود. ما جنگطلب نیستیم. ما اهل مسئولیت و تکلیف هستیم. باور کنید، چه در آینده دور و چه نزدیک، به خواست خدا ما در وضعیت بسیار خوبی هستیم. ما اهل ایمان هستیم و ایمانمان تزلزلناپذیر است. ما با تمام وجود به وطنمان تعلق داریم.
میدان خودش گویای همه چیز است و من نمیتوانم چیز بیشتری اضافه کنم، خدا را شکر میکنم. ما از این مساله که وضعیت مقاومت به چه نحو است، عبور کردهایم و میدان نبرد گواه این کلام خواهد بود و حرف آخر را میدان نبرد میزند.
تسنیم: جناب آقای «رامی ابوحمدان»، عضو فراکسیون وفاداری به مقاومت از شما سپاسگزارم
رامی ابوحمدان: تشکر از شما، ماجور باشید.
انتهای پیام/