امام کبیر و امام شهید برای «آینده ایران» چه رؤیایی در سر داشتند؟

مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم ـ انقلاب اسلامی ایران با وقوع خود طرحی از یک تمدن را در برابر تمدن مدرن غربی به میان کشید. این طرح کلان و رؤیای ملی، که گاه از آن به عنوان «تمدن نوین اسلامی» یاد می‌شود، توسط معمار انقلاب، امام خمینی (ره) پایه‌گذاری و توسط جانشین ایشان، آیت‌الله خامنه‌ای شهید به صورت یک فرایند روشن و گام‌به‌گام ریل‌گذاری شد.

برای بررسی « طرح رهبران انقلاب برای آینده ایران از انقلاب اسلامی تا تحقق تمدن نوین اسلامی» نشستی با حضور آیت الله دکتر عسگر دیرباز استاد حوزه و دانشگاه، عضو مجلس خبرگان رهبری و رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران ، در محل مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم برگزار شد. در ادامه مشروح نظرات آیت الله دکتر دیرباز را از نظر می‌گذارنید:

  • تجربه سیاسی، دانش تاریخی و اجتهاد دینی، رهبران انقلاب را به این اندیشه فرو برد که چگونه می توان جایگاه تمدنی اسلام و ایران را احیا کنند؟

تسنیم: با این پرسش مهم شروع کنیم که تمدن نوین ایرانی ـ اسلامی که به عنوان طرح امامین انقلاب برای آینده ایران مطرح شده است، به چه معناست؟

آیت الله دیرباز: در خصوص چیستی و مفهوم تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی، می‌توان به تبیین کلیاتی درباره واژه تمدن، مفاهیم اسلامی و ایرانی و به‌ویژه پسوند «نوین» آن پرداخت؛ به‌خصوص اینکه قصد داریم این موضوع را از منظر امامین انقلاب و نگاه ایشان به تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی مورد بررسی قرار دهیم. با تأمل در فرمایشات هر دو امام، درمی‌یابیم که حضرت امام خمینی (رضوان‌ الله‌ تعالی‌ علیه) تا آنجایی که بنده اطلاع دارم، کلیات را درباره تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی بیان فرموده‌اند؛ اما رهبر شهید و امام شهید ما، مطالب مبسوط‌تر و مفصل‌تری را در این زمینه ارائه کرده‌اند، لذا بنده در این نشست بیشتر بر فرمایشات مقام معظم رهبری شهید تکیه می‌کنم.

حضرت امام خمینی (ره) از دوران جوانی، با توجه به جریاناتی که در اواخر دوران قاجار و دوره‌های پهلوی اول و دوم در تاریخ معاصر ایران و کشورهای اسلامی منطقه به وقوع پیوست، در جریان تحولات بودند. ایشان نه‌تنها در این زمینه مطالعاتی داشتند، بلکه بر اساس تجربیات زیسته خویش، شخصاً شاهد تحولات اجتماعی ـ سیاسی، به‌ویژه اقدامات استعمارگران مختلف در کشورهای اسلامی و به‌خصوص در کشور عزیز‌مان، ایران، بودند. از سوی دیگر، ایشان از منظر دانش و اطلاعات، بر گذشته و تاریخ اسلام و امت اسلامی اشراف داشتند و مؤلفه سوم نیز اجتهاد و تسلط ایشان بر آموزه‌ها و معارف دین مقدس اسلام بود.

اگر این سه مؤلفه را در کنار یکدیگر قرار دهیم، مشاهده می‌کنیم که این عوامل سبب شد تا در مرتبه نخست، امام خمینی (ره) و پس از ایشان، رهبر شهید به این اندیشه فرود آیند که چگونه امت اسلامی می‌تواند شکوه و گذشته درخشان خود را بازیابد؛ به‌ویژه جایگاهی که ایران عزیز در گذشته در تمدن اسلامی داشته است. چرا که با مطالعه جایگاه و ارتباط ایران با اسلام و امت اسلامی در طول تاریخ، درمی‌یابیم که نقش ایران در امت اسلامی، نقشی کاملاً بی‌بدیل و یگانه است. این مؤلفه‌ها موجب شد تا حضرت امام (ره) با توجه به نقش معمارگونه خویش در انقلاب، با بهره‌گیری از کمک مردم و هدایت و عنایت حضرت ولی‌عصر (عج)، مسیری جدید را پیش روی کشور و کل امت اسلامی بگشایند. پیش از انقلاب نیز در میان امت اسلامی گفتگوها، اقدامات و جریاناتی برای بازیابی عزت و شوکت گذشته وجود داشت، اما حضرت امام با توجه به دوراندیشی خود، گام‌های بسیار استوار و بلندی در این مسیر برداشتند.

  • تمدن نوین اسلامی یعنی اجرای معارف اسلامی به شکلی ملموس، محسوس و قابل عرضه به بشریت

در ادامه، هنگامی که به دیدگاه‌های حضرت آقا، رهبر شهیدمان، می‌پردازیم، مشاهده می‌کنیم که ایشان «تمدن نوین اسلامی» را به معنای تجسم‌یافتن و اجرای تمامی معارف اسلامی به شکلی ملموس، محسوس و قابل عرضه به جهانیان و تاریخ بشریت معرفی می‌کنند. در واقع مقصود ایشان این است که اگر بخواهیم آموزه‌های اسلام، تکامل بشریت در پرتو تعالیم اسلامی، عزت اسلامی، بندگی خداوند متعال و علوم انسانی موجود را که می‌توانیم با اتکا به آموزه‌های اسلامی از آن‌ها پشتیبانی کنیم در قالب یک الگو و هدف غایی نشان دهیم، می‌توانیم آن را در چارچوب «تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی» تبیین کنیم. با توجه به سوابق تاریخی ایران و جایگاه کنونی آن در میان امت اسلامی، می‌توان موضوع را در این راستا مشاهده کرد.

به‌طور خلاصه، مفهومی که بنده از فرمایشات رهبری و در راستای دیدگاه‌های حضرت امام (ره) استنباط می‌کنم، این است که چنانچه بتوانیم آموزه‌های اسلامی را در قالب ساختارها و نهادهای اجتماعی و فرهنگ عمومی و ملی به گونه‌ای عرضه کنیم که پاسخگوی نیازهای بشریت در مسیر رشد و تعالی باشد، می‌توانیم ادعا کنیم که مفهوم و جلوه واقعی تمدن نوین اسلامی محقق شده است؛ و ما می‌توانیم این تمدن را، با تکیه بر فرهنگ ایرانی، به این معنا قلمداد کنیم.

  • نگاه تمدنی باید به گونه‌ای باشد که تمام جهان را در بر بگیرد

تسنیم: امام کبیر و امام شهید انقلاب همواره آینده را در یک سپهر تمدنی می‌دیدند، بفرمایید اساسا نگاه تمدنی به آینده‌ی ایران، چه دستاوردهایی می‌تواند به همراه داشته باشد؟

آیت الله دیرباز:  این پرسشی بسیار مهم و اساسی است؛ از این جهت که اگر بنا باشد ایده‌ای را به مرحله‌ی عمل برسانیم، پیش از برنامه‌ریزی و صرف زمان و هزینه، شایسته است که خروجی کار یا به تعبیر متن سؤال، دستاوردهای آن را مد نظر قرار دهیم.

در این زمینه به حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص) استناد می‌کنم؛ نقل شده است که یکی از اهالی نواحی اطراف مدینه نزد رسول خدا (ص) شرفیاب شد و عرض کرد: «منزل من از شهر دور است و توان آن را ندارم که هر روز برای بهره‌مندی از کلام شما خدمت برسم. گاهی که به حضور می‌رسم، تمایل دارم اندرز یا نکته‌ای به من بفرمایید که در زندگی خود از آن بهره جویم.» رسول اکرم (ص) به ایشان فرمودند: «إِذَا هممتَ أَمْراً فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَه‏»؛[1] یعنی هرگاه تصمیم به انجام کاری گرفتی و بر آن همت گماشتی، پیش از آغاز، فرجام و خروجی آن کار را بنگر. با تکیه بر حدس و قرائن بررسی کن که پایان کار به کجا می‌رسد؛ چنانچه فرجام آن را نیکو یافتی، آنگاه کار را شروع کن.

بنده با الهام از این فرمایش رسول خدا (ص) عرض می‌کنم که وقتی موضوع «تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی» را مطرح می‌کنیم، مهم‌ترین دستاورد آن هدایت کل بشریت به سمت انسانیت، تقرب به خداوند متعال و کسب اخلاق الهی است. این معنا را می‌توان در مصادیقی همچون اتحاد، احترام به حقوق انسان‌ها، پرهیز از آزار دیگران و اهتمام به رشد و تعالی تمامی نوع بشر مشاهده کرد. قشرهای مختلف جامعه از نظر توانمندی و استعداد با یکدیگر متفاوت‌اند و در دسته‌های ضعیف، متوسط یا قوی قرار می‌گیرند؛ نگاه تمدنی باید به گونه‌ای باشد که تمام جهان را در بر گرفته و فضایی ایجاد کند که حتی افراد ضعیف و ناتوان نیز در مسیر رشد و تعالی قرار گیرند.

چنانچه به تعالیم انبیاء نگاه کنیم، درمی‌یابیم که ثمره‌ی 23 سال مجاهدت پیامبر عالی‌قدر اسلام (ص) برای تمامی تاریخ و بشریت بوده است. انبیاء الهی تنها به روزگار خویش تعلق ندارند، بلکه متعلق به تمامی نوع بشر و پاسخگوی نیازهای آنان در طول تاریخ هستند.

اگر بخواهیم دستاوردهای تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی را به شکلی عینی و ملموس تبیین کنیم، باید بگوییم این تمدن پاسخگوی نیازهای اصیل بشریت است و انسان را در مسیر رشد قرار می‌دهد. همچنین اهداف میانی نظیر اتحاد، انسجام و رعایت حقوق متقابل را دنبال می‌کند که همگی از امور مشترک میان ادیان مختلف محسوب می‌شوند. هرچند بر اساس اعتقاد بر حق ما، با ظهور پیامبر خاتم (ص)، آیین اسلام کامل‌ترین دین است و به همین سبب بر عنوان «تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی» تکیه می‌کنیم، اما وظیفه داریم این نگاه را ترویج کنیم. باید انسان‌ها را تشویق کنیم تا بدانند آخرین نسخه ارسالی از جانب خداوند برای هدایت، تعالی و پیشرفت بشر، همین آیین اسلام است.

  • ویژگی‌های تمدن اسلامی - ایرانی: رشد علم، عدالت و پیشرفت، معنویت و باور به مهدویت

تسنیم: ویژگی‌های تمدن‌زایی ایرانی ـ اسلامی چیست و افق تمدنی که قرار است در افق آینده پیش روی ایران گشوده شود، چه مختصاتی دارد؟

آیت الله دیرباز: چنانچه بخواهیم به برخی از ویژگی‌های بسیار مهم اشاره کنیم، می‌توان موارد ذیل را برشمرد:

نخستین ویژگی، رشد علمی است. ما به‌سادگی می‌توانیم از آموزه‌های اسلام این مطلب را استنتاج کنیم که تمامی بشریت باید در مسیر علم‌آموزی قرار بگیرند؛ قاعدتاً تمامی انبیاء الهی نیز بر این رویکرد تأکید داشته‌اند، اما در اینجا سخن درباره اسلام است. اسلام تأکید ویژه‌ای بر یادگیری دانش، به‌ویژه در سنین مساعد برای آموزش، دارد و بر این ضرورت که انسان باید به‌صورت مستمر در حال آموزش باشد، پافشاری می‌کند. به‌عنوان مثال، در بخش اداری کشور، مشاهده می‌شود که برخی از مدیران به‌جای گذراندن دوره‌های آموزشی جهت مدیریت بهینه نیروی انسانی و بهره‌مندی صحیح از تجهیزات و امکانات در راستای تحولات و پیشرفت‌های علمی، متأسفانه آموزش‌های اندکی دیده‌اند. این افراد غالباً بر اساس آزمون و خطا یا بر پایه آموخته‌های دوران دانشجویی خود_در صورت تناسب با پست مدیریتی_عمل می‌کنند. این در حالی است که یکی از مؤلفه‌های تمدن اسلامی، ضرورت تداوم آموزش برای تمامی انسان‌ها است.

مؤلفه دوم، عدالت است. تمدن نوین اسلامی بر عدالت تأکید ویژه‌ای دارد؛ چه عدالت فردی که در مواردی نظیر ویژگی‌های پیش‌نماز، رهبر، شهود دادگاه و غیره مطرح می‌شود و چه عدالت اجتماعی که منظور اصلی ما در این بحث است و بر مراعات حقوق و شایستگی‌های انسان‌ها دلالت دارد. ممکن است گفته شود که آموزش و عدالت در تمام ادیان وجود دارد؛ بله، این موضوعات مطلوب تمامی نوع بشر است، اما پرسش اصلی اینجاست که کدام نسخه می‌تواند این اهداف را عملیاتی و محقق سازد؟ ادعای ما که قابل اثبات و استدلال است، این است که آموزه‌های اسلام در قالب تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی نسخه‌ای است که می‌تواند ما را به این مقصود برساند. اگرچه این اهداف آرمان تمامی ادیان است، اما آن الگویی که قادر است برنامه عملیاتی ارائه داده و مرحله‌به‌مرحله پیشرفت ایجاد کند، همین نسخه است. تاریخ اسلام مؤید این ادعاست؛ چنان‌که در قرون چهارم، پنجم و ششم هجری، امت اسلامی به پیشرفت‌های عظیم علمی دست یافت و عدالت نیز در بخش‌های گسترده‌ای از جامعه اجرایی و عملیاتی شد.

نکته سومی که در کنار آموزش و عدالت باید به آن اشاره کنم، معنویت است. در حقیقت، تمدن نوین اسلامی در صدد پیاده‌سازی سبک زندگی‌ای است که با معنویت عجین شده باشد. زیستن بر اساس غرایز، در جایگاه خود موضوعیت دارد، اما تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی هم به‌دنبال تعالی بخشیدن به این غرایز است و هم خواهان فراروی انسان از سطح غرایز. آنچه می‌تواند چشم‌اندازی متعالی برای ما ترسیم کند، مسئله معنویت است. ممکن است بسیاری از مکاتب (حتی غیردینی) از معنویت سخن بگویند، اما منظور ما معنویتی است که از تقویت رابطه با خداوند متعال برخاسته و نمودهای آن در متن زندگی مردم و ساختارهای اجتماعی نهادینه شده باشد. تمدن نوین اسلامی نباید صرفاً به معنویت در سطح فردی بسنده کند_که پیروان ادیان مختلف نیز ممکن است به آن بپردازند_بلکه انتظار می‌رود معنویت مبتنی بر دین و شریعت را به‌عنوان ارمغانی برای بشریت، بر اساس برنامه‌ای مرحله‌بندی شده در تمام عرصه‌های زندگی انسان پیش ببرد.

چهارمین مؤلفه نیز اعتقاد ما به حیات امام زمان (عجل‌ الله تعالی فرجه الشریف) است. اعتقاد به زنده بودن، اشراف و مدیریت غیبی ایشان، هم برای بشریت امیدآفرین است و هم یک شاخصه بنیادین برای تمدن نوین اسلامی-ایرانی محسوب می‌شود. هرچند این باور در تمامی اعصار وجود داشته، اما آنچه ما بر آن تأکید داریم، نگاه تمدنی به این اعتقاد است. در تراز فردی، تمامی مؤمنین و پیروان اهل‌بیت (و حتی پیروان دیگر ادیان الهی به شکلی دیگر) به ایشان باور دارند؛ اما دیدگاه تمدنی ایجاب می‌کند که ما فعالیت‌های خود را در راستای آن جامعه مطلوبی قرار دهیم که در عصر ظهور محقق خواهد شد. جامعه‌ای که امام زمان (عج) ایجاد خواهند کرد، دارای شاخصه‌های والای علمی، عدالتی، امنیتی، رفاهی، بهداشتی و تقرب الی‌الله است. ما باید برنامه‌ریزی‌های خود را به‌گونه‌ای تنظیم کنیم که گویی می‌خواهیم مشخصات آن جامعه مهدوی را در سطح جهان پیاده‌سازی کنیم تا زمینه‌ساز انقلاب ایشان باشیم و به سمتی حرکت کنیم که کارهای مدنظر آن حضرت برای جامعه بشری، از هم‌اکنون آغاز شود.

به نظر بنده، این‌ها مهم‌ترین ویژگی‌هایی هستند که می‌توان برشمرد. بخش پایانی (باور به امام زمان با عینک تمدنی) برای گشودن افق‌های آینده بسیار حیاتی است. داشتن یک چشم‌انداز مطلوب و پرهیز از صرفاً آرزواندیشی اهمیت دارد؛ یعنی باید به واقعیت تحقق این آرمان‌ها بیندیشیم، برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنیم و این مسیر را مقدور و قابل اجرا بدانیم. همین امر افق آینده را به روی ما گشوده و بشریت را امیدوار می‌کند.

امروزه بشر سلاح‌هایی ساخته است که در صورت استفاده، قادرند بارها کره زمین، پوشش گیاهی، حیات جانوری و انسانی را به‌طور کامل نابود کنند؛ اما چنین توهم و ترسی در ذهن ما راه ندارد. دلیل این امر خوش‌بینی ما نسبت به آینده بشریت است. ما معتقدیم که امام زمان (عج) حضور دارند و باید در مسیر ایشان تلاش کنیم. همین خوش‌بینی، امید به آینده و انتظار مثبت، عاملی است که افق‌های آینده را پیش روی ما می‌گشاید.

  • امت، واحد بزرگتری از ملت است؛ رابطه این دو تضاد نیست و رابطه طولی است

تسنیم: نسبت «ملت» و «امت» در طرح رهبران انقلاب برای آینده ایران چگونه تبیین می‌شود؟

آیت الله دیرباز: ابتدا باید توجه داشت که در ادبیات دینی ما، واژه‌ «ملت» به معنای «آئین و دین» است؛ برای نمونه تعبیر «ملت ابراهیم» به معنای «دین ابراهیم» به‌کار می‌رود. اما از دوران مشروطه و به‌ویژه پس از جنگ جهانی اول، روحیه‌ استقلال‌طلبی تقویت شد. در آن مقطع، با هدف تجزیه‌ قلمروی دولت عثمانی، کشورهایی نظیر عراق، عربستان، اردن و غیره شکل گرفتند و این تفکر ترویج شد که هر یک باید دارای هویت و استقلال تحت عنوان یک ملت باشند. بر اساس درک بنده، واژه‌ ملت با این بار معنایی از آن زمان وارد ادبیات سیاسی این کشورها و از جمله کشور عزیز ما ایران شده است. البته ایران در این میان ویژگی منحصر‌به‌فردی دارد. در دوران صفویه و اعصار پس از آن، ایران همواره پرچم استقلال خود را برافراشته نگاه داشته است. برای مثال، در جنگ چالدران که بنده بارها از منطقه‌ آن بازدید کرده‌ام، ایران در برابر عثمانی ایستادگی کرد. هرچند در آن نبرد آسیب‌هایی به کشور وارد شد، اما ایران در دولت عثمانی هضم نشد و توانست هویت و استقلال ملی خود را حفظ کند.

منظور این است که وقتی از ملت سخن می‌گوییم، اگر مقصود این باشد که ما پاره‌های یک تن واحد به نام امت اسلامی هستیم، باید به جایگاه ایران نیز توجه داشت. نقش ایران در تاریخ، موضوعی ادعایی نیست؛ بلکه هر پژوهشگری با بررسی تاریخ درمی‌یابد که خدمات ایران به اسلام، از منظر پیشرفت علمی و مؤلفه‌های گوناگون تمدنی، حتی از سرزمین حجاز و عربستان که خاستگاه اسلام بوده‌اند، به‌مراتب بیشتر بوده است. ما در مباحث علمی، فارغ از تعصبات ملی که البته به عنوان یک ایرانی واجد آن هستیم و باید هم باشیم، جایگاه ایران را با نگاهی بی‌طرفانه ارزیابی می‌کنیم. با چنین نگاهی، مشاهده می‌کنیم که امت اسلامی می‌تواند امتی واحده باشد و ایران نیز، نه از راه تحمیل خود، بلکه به‌طور طبیعی و براساس توانمندی‌ها و پیشینه‌ تاریخی‌اش، جایگاه رهبری، الگویی و پیشرانی این امت را بر عهده بگیرد تا هم‌زمان وحدت امت اسلامی نیز حفظ شود.

بنابراین، نسبتی که می‌توان میان ملت و امت برقرار کرد، بدین‌گونه است که در عین حالی که هویت‌های ملی و کشوری امروزی را محترم می‌شماریم و به مرزهای جغرافیایی، قوانین و قواعد بین‌المللی و حُسن همجواری با همسایگان پایبند هستیم که تاکنون نیز بوده‌ایم، می‌توانیم گامی فراتر نهیم. برای تبیین این موضوع، تشبیه به اتحادیه اروپا می‌تواند از جهاتی روشنگر باشد؛ به این معنا که کشورهای اروپایی در عین حفظ ملت و هویت خویش، در قالب یک اتحادیه، دارای منافع، مسائل، اهداف و برنامه‌های مشترک هستند. رابطه ملت با امت رابطه طولی است و این دو تضاد با هم ندارند.

ما نیز در امت اسلامی می‌توانیم چنین الگویی را پیاده‌سازی کنیم. تحقق این امر منجر به تقویت چندجانبه‌گرایی در سطح بین‌الملل شده و امت اسلامی را به عنوان یک قدرت اثرگذار در تحولات سیاسی و اجتماعی جهان و کره زمین تثبیت می‌کند. در این چارچوب، نسبت میان ملت و امت، نسبت جزء به کل است؛ بدین معنا که امت اسلامی «کل» محسوب می‌شود و هر یک از اجزا (ملت‌ها) ضمن حفظ هویت خویش، الزامات و اقتضائات عضویت در این پیکر واحد را در کنار سایر اعضا رعایت می‌کنند. به نظر بنده، این الگو در تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی بسیار حائز اهمیت است و باید بر نقش پیشگام و الگویی ایران عزیز در این عرصه تأکید ورزید.

انتهای پیام/

[1] مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل , جلد11 , صفحه307