بیانیه دفتر آیت الله بطحایی گلپایگانی درباره خطر نفوذ آموزههای تصوف
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 11 خرداد 1405 - 16:52
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تصوفی که به خودیِ خود آمیخته با بدعتهاست، آن زمان که از مدار شریعت و فقاهت زاویه زد، دیگر یک «سلوک معنوی» نبود، بلکه پروژهای خزنده برای جابهجایی محور عبودیت از «خدا و حجّت الهی» به «قطب، مراد و استاد» محسوب شد؛ همان جریانی که اهل بیت و شیعیان خُلص ایشان به شدت از آن انذار و پرهیز دادند. خطر اصلی این جریانها در همین نقطه نهفته است که بهتدریج اراده، تشخیص و استقلال فکری سالک را تعطیل کرده و او را به مریدی بیچونوچرا تبدیل میکنند؛ تا جایی که شک کردن، پرسشگری و سنجشگری، نه یک حق عقلانی، بلکه «حجاب سلوک» معرفی میشود. این همان استبداد پنهان معنوی است که با ظاهری آراسته به ذکر و تهذیب، در باطن، شخصیت انسان را در برابر غیرمعصوم ذوب میکند و راه را برای انواع انحرافات اعتقادی و رفتاری میگشاید.
یکی از خطرناکترین ویژگیهای این نحلهها، استفاده از ادبیات مذهبی و اصطلاحات اهلبیتی برای مشروعیتبخشی به آموزههایی است که ریشهای در کتاب و سنت ندارند. وقتی مفاهیمی چون «فنا در استاد»، «تسلیم مطلق»، «اذکار دارای موکل»، «خلوتهای خاص» و «تجربههای مکاشفهای» جایگزین معیارهای روشن شریعت و عقل میشود، دین از مسیر هدایت وحیانی خارج شده و به میدان ذوقیات شخصی و تلقینات روانی تبدیل میشود. در چنین فضایی، مرز میان الهام رحمانی و توهّم نفسانی از بین میرود و انسان به جای تربیت در مکتب بندگی، گرفتار نوعی معنویت خودساخته و غیرپاسخگو میشود که هر روز میتواند به شکلی جدید بازتولید گردد.
از همه نگرانکنندهتر، نفوذ این جریانها در میان جوانان و طلاب کمتجربه است؛ جایی که عطش معنویت، بدون پشتوانه عمیق معرفتی، طعمهای برای شکارچیان فکر و احساس میشود. جریانهای صوفیمآبِ جدید، برخلاف چهره سنتی و آشکار گذشته، امروز با ظاهری انقلابی، ولایی و حتی مدافع شریعت وارد میدان میشوند؛ اما در عمل، آرامآرام مرجعیت علمی فقها، اصالت فقه بیتی و محوریت ثقلین را تضعیف میکنند. نتیجه نهایی این مسیر، جامعهای است که به جای عقلانیت دینی و تبعیت از معیارهای وحی، به حلقههای بسته مرید و مرادی، شخصیتپرستی معنوی و بدعتهای تقدسنما مبتلا میشود و این، خطری است که اگر جدی گرفته نشود، آسیب آن از بسیاری هجمههای آشکار فرهنگی عمیقتر خواهد بود.
گسترش این فرقهها، درون شهری مثل قم که از ابتدا بنای خود را بر ترویج علوم وحی و مکتب عترت گذاشت، سبب شد دفتر مرحوم آیت الله بطحایی گلپایگانی در تببین جریان انحرافی سلوکی در این شهر مقدس و دیگر شهرها بیانیهای به شرح ذیل صادر کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
با کمال تاسّف و تأثّر بار دیگر دستهای پنهان و جریانهای نفوذی مقدّس نما، کیان اعتقادی و ساحت قدسی معارف اهلبیت علیهمالسلام را در شهر مقدس قم که به تعبیر روایات، حرم امن اهلبیت علیهمالسلام و پایگاه نشر حقایق وحیانی است و برخی دیگر از شهرهای کشور نشانه گرفتهاند، از جمله اعتقادات باطله و بدعتهای گمراهکننده این گروه میتوان به موارد ذیل اشاره داشت:
- [از آداب سالک این است که] به هنگام دعا و ارتباط با حضرت حقّ، استاد و مربی خود را در نظر بگیرد.
- مخفی نماند فنا شدن در روح استاد موجبات فیض بردن از فیوضات و اشراقات استاد را فراهم میکند، زیرا استاد شاگردش را در باطن و ارادهاش مستعد این فیوضات میبیند.
- از اجتماعات و معاشرت زیاد با مردم و اهل منزل بر حذر باشد، مگر به مقدار لازم و همیشه خلوت را ترجیح دهد در حد مقدور و میسور.
- تقسیمبندی افراد به عناوینی همچون محبّین، مریدین، شاگردان و تعیین مراتب مشابه و طبقهبندی معنوی خارج از معیارهای عقلایی!
- بزرگان عرفان میفرمایند سالک در این مقام باید «کَالمَیّت بَینَ یَدی الغَسّال» (مانند میت بین دستان غسال) باشد؛ یعنی باید در اطاعت از اوامر سلوکی استاد تبعیّت تام داشته باشد تا استاد بتواند او را از خواستههای نفس خلاص نماید و به مقام رفیع عبودیت نایل فرماید.
- استاد وقتی میتواند به شاگردان خود کمک کند که آنها با اعتقاد قلبی راسخ به صحت ارشادات استاد خود دل ببندد، وگرنه اگر کسی هنوز به این درجه از یقین نرسیده باشد امکان استفاده برایش وجود ندارد مگر اینکه هرگونه شک و شبهه را به کلّی از آینه دل پاک کند.
- اگر استاد شما را بر عدم توجه به مکاشفات و ترک مستحبات امر کند به جهت اینکه برای شما غرور آورده است، باید امتثال امر کنی، اگرچه برای مدت محدودی باشد تا آنکه رذیله عجب برطرف شود.
- انجام نماز قلبی به این معنا که سالک بعد از انجام دادن فریضهی نماز، مجدّداً برای بار دوم تمام ارکان و اجزای همان نماز واجب را صرفاً در قلب خود و بدون هیچگونه تلفّظ، و نیز بدون التزام به صورت، شرایط و احکام شرعی نماز، در سکوت مطلق بهجا آورد.
- شاگرد نسبت به آنچه استاد دستور داده چارهای جز انجام ندارد، چه در محضر استاد باشد و چه در غیاب او؛ چون مخالفت عمدی و یا تسامحی که مخلّ استمرار عمل باشد، نوعی از نفاق و نقض پیمان است و برای آن تبعات دنیوی و اخروی مضری وجود دارد.
- اذکار عام مانند استغفار و صلوات به اجازه استاد نیازی ندارد مگر اینکه تعداد صلواتها یا استغفارها زیاد باشد و یا لازم باشد که برای آنها چله نشینی شود، اما اذکار خاصی که بعضی جلالیه و برخی جمالیهاند، آثار و تبعات سرد و گرم در نفس انسان ایجاد میکنند و موکلین غیبی اعم از فرشتگان و اجنه و ارواح دارند و یا اذکاری که مکاشفهای را صورت میدهد که سالک نمیداند چگونه با آنها برخورد نماید از لحاظ کمی و کیفی باید تماماً باید تحت اراده و سلطه استاد و اشراف و اجازه او باشد.
- برگزاری جلسه ذکر
- شرایط ذکر اربعینی:
مکان ذکر فضایی مسدود المنافذ و حدود دو متر مربع باشد.
سالک باید به صورت چهار زانو باوضو و رو به قبله بنشیند.
چشمهایش را ببندد و فضا تاریک باشد تا تمرکز او را از بین نبرد.
خود را به بوی خوش معطر کند و عود روشن کند.
قبل از شروع ذکر روش خود را تفکر عمیق و تخلیه تمام اندیشهها غیر از خدا قرار دهد و از ورود خواطر غیر از مفهوم ذکر -هرچند پسندیده باشد- جلوگیری کند.
شکم را از طعام خالی نگه دارد و چه بهتر که روزه باشد.
و....
نشر و ترویج این آراء و عقاید باطله و ضالّه، بهویژه سلوک بدعت وارانه متصوّفانه که در روایات کثیره و متواتره اهلبیت علیهمالسلام مورد لعن و طعن صریح قرار گرفته، از انحرافات بنیادین در ساحت دین و شریعت است.
خداوند متعال در کتاب کریم خود میفرماید:
﴿إِنَّآ أَرۡسَلنَآ إِلَیکُمۡ رَسُولاً شَٰهِدًا عَلَیکُمۡ کَمَآ أَرۡسَلنَآ إِلَیٰ فِرۡعَوۡنَ رَسُولاً / المزمل:15﴾
ما پیامبرى به سوى شما فرستادیم که گواه بر شماست، همان گونه که به سوى فرعون رسولى فرستادیم!
این آیه شریفه تذکاری است بر این حقیقت بنیادین که ارسال رسل، ضرورتی استمراری برای صیانت از فطرت بشری است. همانگونه که بر فرعون رسولی فرستاده شد تا طغیان او مهار گردد، بر ما نیز رسولی گواه فرستاده شده است تا از تفرعنیت و استکبار نفس مصون بمانیم در واقع، حقیقت رسالت، پادزهری است بر تفرعنیت نفس که همواره در کمین است تا با خروج از بندگی حق، ادعاهای گزاف نماید لذا هر پویندهای که هدف سعادت و استکمال نفس در سر دارد، باید بداند که مسیر هدایت و سلوک، منحصراً از مجرای رسالت و ولایت میگذرد و هرگونه خروج از این مسیر، افتادن در دام فرعونیت نفس خواهد بود پس بر این اساس، هر جریانی که بخواهد با تمسک به روشهای بشری، ذوقیات شخصی و ابداعات غیرمأثور حرکت کند، در حقیقت در مسیر باطل گام برداشته است؛ چرا که ترجیح فهم اشخاص بر وحی الهی، همان جوهرهی تفرعنیت است که سالک را به جای بندگی، به ورطهی ضلالت میکشاند.
یکی از جدیترین آسیبهای فرهنگی معاصر، خروج از چارچوب وحیانی و پناه بردن به مکاتب ساختهپرداز بشری در لوای دین است. انحراف امروز، دیگر تنها در خانقاهها و فرقههای شناختهشده محصور نیست؛ بلکه با کمال تأسف و تأثّر، این تفکّرات التقاطی با ادبیاتی بزکشده و در پوشش عناوینی فریبنده همچون: عرفان اهلبیتی، سلوک شرعی و معنویت ناب بازتولید شده و در حال رخنه به لایههای مختلف جامعه، بهویژه در میان نوجوانان و جوانان پاکنهاد و طلاب نوورود است که سموم فکری و بدعتهای سلوکی را در ظرفهای زرین و با لعابی از تقدّس به خورد مخاطبان خود میدهند در نهایت باید هوشیار بود که صرف تمسّک به شعار پیروی از اهلبیت عصمت و طهارت(علیهمالسلام)، بدون التزام عملی و مبنایی به فقه جواهری و تبرّی حقیقی از مسالک منحرف، ادعایی پوچ و بیاساس است.
جالب اینکه این جریانات منحرف، در رویکردی نفاقآلود، به ظاهر از هر آنچه غیر از قرآن و سنّت است تبرّی میجویند و مدّعی استناد به وحی هستند؛ اما در مقام عمل، همان مسیر گمراهانه و التقاطی خویش را دنبال میکنند. این تبرّای صوری تنها پوششی است برای عبور از فیلترهای اعتقادی جامعه و جذب نخبگان، در حالی که جان کلام و حقیقت عمل آنان، فرسنگها با سیره سلف صالح و فقهای عظیمالشأن فاصله دارد. باید مراقب بود که جریانهای مقدّسنما با ظاهری آراسته به زهد، اما باطنی تهی از فقاهت، در صددند تا مرجعیت علمی و معنوی ثقلین را
تضعیف نموده و بدعت را جایگزین سنّت کنند لذا هرگونه گرایش، تبلیغ و حمایت از تفکّرات صوفیانه و عرفانهای کاذب تحت هر نام و عنوانی، شرعاً حرام بوده و موجب وهن مذهب حقّه جعفری است و بر عموم مؤمنین و ارادتمندان آستان ولایت لازم است با تمسّک به ثقلین و تبعیّت از عالمان ربّانی و فقهای بصیر، خود را از کید این راهزنان طریق سعادت مصون بدارند.
با کمال تأسف و تأثر، راه برای جولان این جریانها هموار شده است و جای بسی نگرانی است که یکی از این نحلههای منحرف موفّق شدهاند در پناه بیتوجهیها، در شهر مقدس قم — که باید کانون صدور علم نافع باشد — و دیگر شهرهای ایران عزیز اسلامی محافل پرجمعیتی را ساماندهی کرده و صدها بلکه هزاران نفر از مشتاقان را به تبعیت از خود بکشانند که این حجم از نفوذ، مصداق روشن هجمه اعتقادی و تهدیدی جدی برای سلامت فکری و ثبات مذهبی جامعه دینی است که سکوت در برابر آن، جفای به میراث سلف صالح خواهد بود.
این روشها، اذکار و تعبیرات بدعی، هیچگونه ریشه و تأییدی در قرآن کریم، سنت قطعی معصومان (علیهمالسلام) و سیره فقهای عظام و استوانههای علم و عمل ندارد و آنچه تحت این عناوین ترویج میشود، غالباً برگرفته از آموزههای صوفیانه و عرفانهای التقاطی است که فرجامی جز سقوط در ورطه توهّمات نفسانی و تلقینات شیطانی، ایجاد تحیّر اعتقادی و خروج از جاده مستقیم شریعت و ترویج بدعت به جای سنّت و وحیمحوری، که در آن اراده و ایمان سالک، به جای تسلیم در برابر حکم الله، در برابر شخص استاد ذوب میگردد نخواهد داشت.
علاوه بر انحرافات مبنایی، یکی از تالیفاسدهای خطرناک فعالیت این جریانات، تشویش اذهان عمومی و ایجاد تزلزل در باورهای استوار جامعهی ایمانی است. بدیهی است که ترویج اینگونه القائات ناصواب در فضای عمومی و رسانهای، مصداق بارز فتنه فکری است که ثمرهای جز ایجاد شبهه در مبانی متقن دینی نخواهد داشت و صیانت از امنیت معنوی جامعه در برابر این هجمههای سازمانیافته، ضرورتی غیرقابلانکار است.
فضای علمی و معنوی شهر مقدس قم نباید با بدعتها و پیرایههای صوفیانه آلوده گردد فلذا از مسئولین محترم امر با کمال احترام درخواست میشود که با حساسیت و قاطعیت لازم، از نشر و ترویج اینگونه آراء بیاساس و غیرمنطبق با شریعت مقدسه جلوگیری به عمل آورند.
قم المقدّسة – 26 شوال المکرّم 1447 ه.ق
دفتر مرجع و عضو فقید مجلس خبرگان رهبری
آیت الله سیّد هاشم بطحایی گلپایگانی (قدّس سرّه)
انتهایپیام/