نگاهی به ساختار نهاد اطلاعاتی ترکیه؛ رهایی از سنت شوروی و آنگلوساکسونی

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در بخش نخست این مطلب، به تاریخچه کوتاه سرویس اطلاعاتی «میت» ترکیه اشاره کردیم و به این اشاره شد که میت به مدت چند دهه، تحت تاثیر شرایط ناشی از دوران جنگ سرد و عضویت در ناتو قرار گرفته است. همچنین به تفاوت‌های مهم میت در دوران اقتدار کمالیست‌ها و دوران حزب عدالت و توسعه اشاره شد.

در دوران آغاز فعالیت هاکان فیدان به عنوان رئیس سرویس اطلاعاتی ترکیه، او تلاش کرد تا رفته رفته، مسیر و شیوه‌های کار اطلاعاتی – امنیتی را تغییر دهد. بدون شک، با وجود همه موفقیت‌ها، دلایل متعددی مانند نفوذ عمیق شاگردان فتح الله گولن و ژنرال‌های نزدیک به ناتو در ساختار امنیتی ترکیه، موجب شد که گاف ها و خطاهای بزرگی در این سرویس روی دهد که یکی از آنها، انحراف بزرگ اطلاعاتی در جریان پرونده‌های موسوم به بالیوز و ارگن اکُن بود که با مبنا قراردادن اطلاعات غلط و انحرافی، صدها افسر بلند پایه نظامی و اطلاعاتی ترکیه را گرفتار زندان کرد و افسران جریان انحرافی را صاحب حساس‌ترین پست‌های امنیتی کرد.

در ادامه این قسمت، ابتدا به این اشاره می‌کنیم که هاکان فیدان، برای رهایی از استیلای الگوهای روسی و انگلوساکسونی، به چه شیوه‌ای عمل کرد. سپس به برخی تجارب منطقه‌ای سرویس اطلاعاتی میت خواهیم پرداخت.


دوران خطاهای بزرگ

در ادبیات سیاسی ترکیه، بالاترین مقام اطلاعاتی «مستشار میت» است. مستشار میت در واقع رئیس سرویس اطلاعاتی میت است. با این تفاوت که در دوران نظام سیاسی – اجرایی پارلمانی، مستشار فقط به نخست وزیر اطلاعات می‌داد و اختیارات محدودی داشت. حالا در نظام ریاستی، مستقیماً با رئیس جمهور متصل است اما در عین حال، روابط ساختاری مستقیمی با کلیه نهادهای نظامی، انتظامی، قضایی و سیاسی دارد.

در دوران مستشاری شنگال آتاساگون که به عنوان یکی از ضعیف‌ترین و ناتوان‌ترین دوره‌های تاریخ میت شناخته می‌شود، خطاهای اطلاعاتی فراوانی روی داد. او طی سالیان 1998 تا 2005 میلادی پست ریاست میت را در اختیار داشت. اردوغان در سال 2005 میلادی او را کنار نهاد و امره تانر را به عنوان مستشار منصوب کرد. با این حال، بر اساس یک توافق نانوشته، او از همان روز نخست، هاکان فیدان افسر جوان را به معاون کنار خود نشاند و راه و چاه کار امنیتی را به او یاد داد.

چنین شد که پست ریاست میت در سال 2010 میلادی از امره تانر گرفته شد و هاکان فیدان به مدت 15 سال تمام، این پست را در اختیار گرفت. 

در دوران آتاساگون، میت عملاً به مرکز اطلاعات سست تایید نشده تبدیل شد و ارکان امنیتی و سیاسی ترکیه متحمل آسیب‌های بسیاری شدند. همچنین نفوذ شاگردان فتح الله گولن در سرویس میت، باعث شد روزنامه نگاران سطح پایینی مانند مهمت بارانسو در روزنامه های طرف، زمان و چند جریده دیگر، بارها کل ساختار امنیتی دولت را به چالش بکشند. 


هاکان فیدان، قبل از آن که وارد ساختار میت شود، در سال 1999 میلادی، پایان نامه کارشناسی ارشد خود را با این موضوع نوشت: «اطلاعات و سیاست خارجی: مقایسه‌ سیستم‌های اطلاعاتی بریتانیا، آمریکا و ترکیه».

در آن دوران، او یک ستوان 31 ساله ارتش ترکیه بود. به باور کارشناسان امنیتی، این پایان نامه 88 صفحه‌ای در واقع تبدیل به نقشه راه اطلاعات ترکیه شد. در این متن سه لایه‌ای، لایه اول، سه مکتب تاریخ اطلاعات جهان را مقایسه می‌کرد: بریتانیا، آمریکا و شوروی. لایه دوم، تحلیل می‌کرد که جامعه اطلاعاتی ترکیه با کدام یک از این سه مکتب همسو است. لایه سوم چنین بود: پیشنهادهای مشخص در مورد مسیری که اطلاعات ترکیه باید به سمت آن تکامل یابد.

نسخه جسورانه فیدان چنین بود: اطلاعات ترکیه باید بقایای مکتب شوروی را کنار بگذارد، با مدل آنگلوساکسون همسو شود، اطلاعات خارجی را تقویت کند و در نهایت اطلاعات داخلی و خارجی را به عنوان دو سازمان جداگانه ساختار دهد.

فیدان در پایان نامه خود، به اهمیت ارتباط اطلاعات و سیاست خارجی نیز اشاره کرده و می‌گوید: «اطلاعات خوب همیشه سیاست خارجی خوب را تضمین نمی‌کند. اما اطلاعات بد، قطعاً منجر به سیاست اشتباه می‌شود.»

به این ترتیب، نام فیدان با حرکت نهاد اطلاعاتی – امنیتی ترکیه به سمت استقلال و تغییر سبک گره خورده است.


 آموخته‌های ترکیه از رقابت اطلاعاتی در منطقه

تحلیلگران مطالعات امنیت ملی و کارشناسان سازمان‌های اطلاعاتی بر این باورند که ترکیه در یک دهه گذشته، مدل‌ها و شیوه‌های نوینی از کار اطلاعاتی – امنیتی را در منطقه خاورمیانه تجربه کرده و از پیروزی‌ها و شکست‌های خود، درس‌های قابل توجهی گرفته است.

درس‌های برگرفته از تجربه ترکیه در منطقه، در شیوه‌ای نهفته است که آنکارا از طریق آن مفهوم قدرت منطقه‌ای را بازتعریف کرد. مورد ترکیه یک مدل عملی از چگونگی گذار یک دولت از «واکنش صرف به تهدیدات»، به سمت «شکل‌دهی فعال به محیط استراتژیک» ارائه می‌دهد.

کارشناسان امنیتی ترکیه در این مبحث مهم، به هشت برداشت راهبردی مهم اشاره می‌کنند:
1.جایگاه فرانهادی: نخستین برداشت کارشناسان این است که در مدل تجربی ترکیه، سازمان اطلاعات، دیگر صرفاً یک دستگاه اطلاعاتی با تعریف نهادی و اداری مرسوم نیست؛ بلکه به یک نهاد استراتژیک برای تصمیم‌گیری و مدیریت محیطی تبدیل شده است. در نتیجه، از جمع‌آوری اطلاعات فراتر رفته و آن را مستقیماً به تصمیم‌گیری سریع اجرایی، فناوری، صنعت دفاعی و دیپلماسی متصل کرد. در این مدل، نهاد اطلاعاتی – امنیتی،‌ شأن و جایگاه خود را از منطق «بایگانی امنیتی» به منطق «مهندسی استراتژیک» ارتقا می‌دهد.

2.ادغام نهادی: تجربه ترکیه نشان می‌دهد که اثربخشی اطلاعات زمانی به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد که نهادهای اطلاعاتی دیگر از دستگاه‌های دولتی گسترده‌تر جدا نباشند. ادغام بین سرویس میت، صنایع دفاعی، سیستم‌های هوایی بدون سرنشین، امنیت سایبری و سیاست خارجی پدیده‌ای را ایجاد کرده که می‌توان آن را «اکوسیستم امنیت ملی یکپارچه» توصیف کرد.

این در حالی است که بسیاری از کشورهای عربی همچنان از ساختارهای امنیتی پراکنده رنج می‌برند که در آن نهادها اغلب در چارچوب‌های بوروکراتیک جداگانه یا حتی رقیب فعالیت می‌کنند. مدل ترکیه نشان می‌دهد که آینده نه در گسترش خود سازمان‌های امنیتی، بلکه در ادغام بین آنها نهفته است.

3.مفهوم «امنیت پیشگیرانه»: ترکیه به جای انتظار برای رسیدن تهدیدها به مرزهای خود، رویکردی را با محوریت خنثی‌سازی تهدیدها در محیط اصلی آنها توسعه داده است. اگرچه این مفهوم هزینه‌ها و پیچیدگی‌های قابل توجهی را به همراه دارد، اما نشان‌دهنده گذار از دفاع غیرفعال به سمت مدیریت عمق استراتژیک است.

4.جایگاه فن آوری: درس چهارم این است که فناوری دیگر یک عنصر پشتیبان نیست، بلکه به جزء جدایی‌ناپذیر دکترین امنیتی تبدیل شده است. سیستم‌های هوایی بدون سرنشین، هوش مصنوعی، جنگ الکترونیک و امنیت داده‌ها صرفاً ابزارهای فنی نیستند، بلکه عوامل استراتژیکی هستند که موازنه‌های قدرت منطقه‌ای را تغییر می‌دهند.

یکی از قابل توجه‌ترین دستاوردهای ترکیه در این واقعیت نهفته است که صرفاً قابلیت‌های امنیتی تکنولوژیکی را وارد نکرده، بلکه سرمایه‌گذاری زیادی در بومی‌سازی آنها در داخل کشور انجام داده و در نتیجه وابستگی را کاهش داده و حاشیه استقلال استراتژیک خود را افزایش داده است. امنیت در خاورمیانه نوظهور دیگر صرفاً با تعداد سربازان یک کشور سنجیده نخواهد شد، بلکه با توانایی آن در کنترل زیرساخت‌های تکنولوژیکی مستقل سنجیده می‌شود.

5.اهمیت «دیپلماسی اطلاعاتی»: ترکیه تشخیص داد که اطلاعات محدود به عملیات مخفی یا حذف‌های هدفمند نیست؛ همچنین می‌تواند به عنوان کانالی برای میانجیگری، مدیریت بحران و آغاز مذاکرات پشت پرده عمل کند. به عبارت دیگر، اطلاعات می‌تواند به عنوان ابزاری برای نفوذ سیاسی عمل کند، نه صرفاً یک ابزار امنیتی.

6.خطرات گسترش افراطی: گسترش نقش اطلاعات به طور همزمان فرصت‌ها و خطراتی را ایجاد می‌کند. هرچه یک دستگاه اطلاعاتی فراتر از مرزهای ملی گسترش یابد، ظرفیت آن برای شکل‌دهی به رویدادها افزایش یافته و خطرات ناشی از گسترش بیش از حد، درگیری و رویارویی با قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نیز بیشتر می‌شود. تجربه ترکیه نشان می‌دهد که موفقیت اطلاعاتی همیشه نیازمند یک پایه اقتصادی محکم، مشروعیت داخلی و مدیریت دقیق توازن منطقه‌ای است. در غیر این صورت، خودِ گسترش ممکن است به یک بار استراتژیک تبدیل شود.

7.از «مرز» تا «شبکه»: هفتمین مورد از درس‌های منطقه‌ای ترکیه این است که محیط منطقه‌ای از درگیری بر سر مرزها به درگیری بر سر شبکه‌ها در حال تحول است. ظهور ترکیه، ایران و اسرائیل نه تنها با قدرت ارتش‌های آنها، بلکه با توانایی آنها در ایجاد نفوذ از طریق شبکه‌های اطلاعاتی، قابلیت‌های سایبری، بازیگران محلی و دیپلماسی امنیتی نیز سنجیده می‌شود.

8.اهمیت «مکتب ملی»: تلاش برای تاسیس یک مکتب ملی در امنیت و اطلاعات، به مراتب مهمتر و پایدارتر از تکرار مدل‌های خارجی است. یکی از نقاط قوت تعیین‌کننده تجربه ترکیه در تلاش آن برای توسعه واژگان مفهومی خود به جای تکیه کامل بر مکاتب فکری غربی یا روسی نهفته است.

مهم‌ترین نتیجه این است که تجربه ترکیه نشان می‌دهد که نفوذ منطقه‌ای در خاورمیانه جدید از طریق یک معادله پیچیده ساخته می‌شود که عناصر ترکیبی آن عبارتند از:
اطلاعات، 
فناوری، 
انعطاف‌پذیری عملیاتی، 
دیپلماسی، 
ظرفیت اقتصادی
و
روایت استراتژیک. 

در بخش پایانی این گزارش به تحولات و استراتژی سرویس اطلاعاتی میت ترکیه در دوران ابراهیم کالین خواهیم پرداخت. 
ادامه دارد...

انتهای پیام/