از انقطاع ایده و اجرا تا معماری جهاد اقتصادی

 به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمد توکلی پژوهشگر و کارشناس مسائل اقتصادی در گفت و گو اختصاصی با خبرنگار فرهنگی تسنیم اظهار داشت: بازسازی کشورها پس از جنگ، همواره فراتر از یک پروژه عمرانی ساده بوده است؛ لحظه‌ای تاریخی که در آن ملت‌ها باید تصمیم بگیرند در مدار الگوهای وابسته توسعه حرکت کنند یا مسیر تازه‌ای برای استقلال اقتصادی و تمدنی بیافرینند و مسئله اصلی پساجنگ نه کمبود منابع، بلکه انتخاب منطق پیشرفت است.

 محمد توکلی با اشاره به تجربه‌های تاریخی توسعه در کشورهای درگیر جنگ گفت: دوران پساجنگ تنها یک بزنگاه اقتصادی نیست بلکه بک بزنگاه مهم تمدنی است و ملت‌ها در این دوره یا به بازتولید وابستگی‌های پیشین تن می‌دهند یا فرصت بازآفرینی ساختارهای قدرت اقتصادی خود را پیدا می‌کنند  و  در این میان، نقش نخبگان باید از سطح نظریه‌پردازی فراتر رود و به سطح طراحی نظام‌های اجرایی ارتقا یابد.

وی با تأکید بر وجود شکاف تاریخی میان ایده و اجرا در ساختار حکمرانی کشور خاطر نشان کرد: یکی از مشکلات اساسی سال‌های گذشته، انباشت ایده‌هایی بوده که هیچ‌گاه به مرحله تحقق نرسیده‌اند. همچنین دانشگاه‌ها و اندیشکده‌ها توان تولید مفاهیم راهبردی را داشته‌اند، اما حلقه واسطی که این ایده‌ها را به سیاست اجرایی تبدیل کند، یا تضعیف شده یا اساساً شکل نگرفته است. همچنین ما با بحران میانجی‌گری معرفتی مواجه هستیم؛ یعنی حلقه‌ای که باید دانش را به فناوری و فناوری را به تصمیم اجرایی تبدیل کند، دچار گسست شده است و نتیجه این وضعیت شکل‌گیری نوعی بی‌اعتمادی نسبت به کارآمدی اندیشه در حل مسائل واقعی کشور بوده است.

  توکلی در ادامه به مفهوم جهاد اقتصادی در دوران پساجنگ پرداخت و آن را صرفاً یک شعار یا برنامه کوتاه‌مدت ندانست و  تصریح کرد: جهاد اقتصادی یک پروژه تمدنی است؛ پروژه‌ای برای بازتعریف نسبت میان درون‌زایی و پیشرفت و  اقتصاد در این چارچوب دیگر صرفاً سازوکار عرضه و تقاضا نیست بلکه به عرصه‌ای برای بروز اراده جمعی و هویت یک ملت تبدیل می‌شود. بنابراین تکیه صرف بر الگوهای آماده توسعه می‌تواند کشور را در بلندمدت دچار وابستگی ساختاری کند. چرا که تجربه تاریخی نشان داده است که سرعت بازسازی اگر بدون توجه به نوع بازسازی باشد، ممکن است به تکرار الگوهای وابسته منجر شود.

این پژوهشگر و کارشناس مسائل اقتصادی به مسئله محافظه‌کاری مدیریتی پرداخت و خاطر نشان کرد که یکی از موانع جدی تحول، ترجیح الگوهای آزموده‌شده است و اگر ناکارآمد باشند بر طراحی‌های نو است. البته  این وضعیت نوعی انسداد ذهنی در نظام تصمیم‌سازی ایجاد کرده که بیش از آن که ناشی از کمبود دانش باشد، نتیجه فقدان شجاعت طراحی است. وی به اهمیت پیوند میان دانشگاه، اندیشکده و صنعت تأکید کرد و گفت: این سه حوزه باید در یک زنجیره منسجم قرار گیرند تا امکان تبدیل ایده به اجرا فراهم شود چرا که بدون این پیوند، هرگونه سیاست‌گذاری اقتصادی با گسست مفهومی مواجه خواهد شد.

 توکلی  نقش نخبگان جوان را در دوران پساجنگ برجسته دانست و تصریح کرد: نخبگان امروز باید از سطح نقد فراتر بروند و وارد عرصه طراحی ساختارهای موازی و کارآمد شوند. همچنین تحول واقعی زمانی رخ می‌دهد که نخبگان بتوانند نمونه‌های بدیل اقتصادی را در مقیاس کوچک اما قابل توسعه خلق کنند. همچنین  رجوع به تجربه کشورهای مختلف در دوره‌های پساجنگ مهم است و این تجربه نشان می­دهد که فشار برای بازگشت سریع به ثبات اقتصادی، معمولاً زمینه را برای پذیرش نسخه‌های بین‌المللی توسعه فراهم می‌کند و این نسخه‌ها در ظاهر کم‌هزینه و سریع‌الاثرند، اما در عمل می‌توانند وابستگی‌های بلندمدت ایجاد کنند.

این استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی به ضرورت بازتعریف رابطه علم و عمل پرداخت و اظهار داشت: علم اگر در سطح نظریه متوقف بماند به سرمایه‌ای راکد تبدیل می‌شود و عمل بدون پشتوانه علمی نیز به آزمون و خطاهای پرهزینه منجر خواهد شد. اما آن­چه امروز نیاز داریم شکل‌گیری دانش اجرایی است؛ دانشی که بتواند در لحظه تصمیم به مدل و ساختار تبدیل شود.

 محمد توکلی در پایان تصریح کرد: اگر نخبگان همچنان در سطح تحلیل و توصیه باقی بمانند، شکاف میان اندیشه و اجرا عمیق‌تر می‌شود؛ اما اگر به سطح معماری نظام‌های اقتصادی برسند، امکان شکل‌گیری یک الگوی مستقل و عدالت‌محور فراهم خواهد شد. بنابراین دوران پساجنگ می‌تواند نه صرفاً دوره ترمیم بلکه آغاز یک بازآفرینی تمدنی باشد؛ بازآفرینی‌ای که در آن اقتصاد از سطح ابزار بقا فراتر رفته و به میدان تحقق اراده تاریخی یک ملت تبدیل می‌شود.

انتهای پیام/