پیشنهاد وام 300 میلیارد دلاری بازسازی با شرط تضامنی آمریکا
- اخبار استانها
- اخبار فارس
- 08 خرداد 1405 - 08:31
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، محمود خردمند، استاد دانشگاه، اقتصاددان و آیندهپژوه طی یادداشتی اختصاصی با عنوان "چگونه ایران میتواند به ضمانت اجرایی موثری برای توافق دست یابد / پیشنهادی برای تضمین یک پیروزی تاریخی" که در اختیار خبرگزاری قرار داد، نوشت:
این پیشنهاد هیچ ارتباطی با مطالبه خسارت ایران از آمریکا و هم پیمانان منطقهای او ندارد و یک راهحل تخصصی برای سیاستمدارانیست که گمان میکنند در دنیای امروز راهی برای تضامین بینالملل قراردادها وجود ندارد.
مقدمه: معمای ضمانت اجرایی در مذاکرات
بر اساس آخرین گزارشهای منتشر شده، مذاکرات برای پایان جنگ وارد مراحل حساس و نهایی خود شده است. یکی از مهمترین و دیرینهترین مسائل مورد اختلاف میان ایران و آمریکا، ضمانت اجرایی تعهدات طرفین و به ویژه تعهدات آمریکاییها بوده است.
تجربه تاریخی برجام به ایران آموخت که آمریکا – فارغ از محتوای توافق – توانایی نقض یکجانبه تعهدات را دارد و هزینه سیاسی این نقض برای واشنگتن ناچیز است. اکنون، در آستانه توافقی که میتواند به 90 روز جنگ پایان دهد، این پرسش اساسی مطرح است: چه تضمینی وجود دارد که آمریکا پس از جام جهانی و بازسازی قوای خود، دوباره به ایران حمله نکند؟
در این یادداشت، یک پیشنهاد نوآورانه و عملی برای ایجاد ضمانت اجرایی مؤثر ارائه میشود: وام بازسازی ایران از صندوق بینالمللی پول با شرط تضامنی آمریکا.
بخش اول: داراییهای بلوکهشده ایران بستر مناسب برای ضمانت
بر اساس جدیدترین برآوردها، مجموع داراییهای بلوکهشده ایران در بانکهای خارجی حدود 100 تا 120 میلیارد دلار تخمین زده میشود. این داراییها در کشورهای متعددی پراکنده شده است: حدود 12 میلیارد دلار در قطر، 7 میلیارد دلار در هند، 6 میلیارد دلار در عراق، و مقادیر قابل توجهی نیز در چین (حدود 22 میلیارد دلار) و اروپا.
ایران در مذاکرات جاری، خواستار آزادسازی حدود 24 میلیارد دلار از این داراییها به عنوان پیششرط توافق شده است. این مبلغ میتواند به عنوان سرمایه اولیه برای بازسازی و همچنین بستر تضمین اجرایی مورد استفاده قرار گیرد.
نکته کلیدی: آزادسازی این داراییها – حتی به صورت مرحلهای – میتواند مشروط به حفظ تعهدات آمریکا طراحی شود. به عبارت دیگر، آزادسازی داراییها خود به یک مکانیسم ضمانت اجرایی تبدیل میشود.
بخش دوم: ایده «وام بازسازی با شرط تضامنی آمریکا»
ایران از صندوق بینالمللی پول (IMF) درخواست وام بزرگ بازسازی به ارزش حداقل 300 میلیارد دلار ارائه دهد. این وام در چارچوب سیاست «دسترسی فوقالعاده» (Exceptional Access Policy) صندوق قابل پیگیری است– سیاستی که برای کشورهای با نیازهای استثنایی تأمین مالی طراحی شده است.
چرایی رقم 300 میلیارد دلار: رقم 300 میلیارد دلار به اندازهای انتخاب شده است که:
- حدود 5 درصد از بودجه سالانه فدرال آمریکا (6.5 تریلیون دلار) است.
- از کل بودجه وزارت دفاع آمریکا (حدود 280 میلیارد دلار در سال) بیشتر است.
- هزینه بازپرداخت آن برای اقتصاد آمریکا غیرقابل تحمل و بازدارنده خواهد بود.
شرط کلیدی: در موافقتنامه وام قید شود که در صورت خروج آمریکا از توافق یا حمله نظامی مجدد به ایران، تعهد بازپرداخت این وام به طور خودکار به دولت آمریکا منتقل میشود.
مبنای حقوقی و پیشینه
صندوق بینالمللی پول سابقه پرداخت وامهای بزرگ تحت سیاست «دسترسی فوقالعاده» را دارد. بر اساس گزارش ارزیابی این نهاد، از سال 2002 تا 2023، حدود 38 برنامه دسترسی فوقالعاده با تعهد مالی حدود 290 میلیارد دلار تصویب شده است. نمونههای برجسته عبارتند از:
آرژانتین (2018): بزرگترین برنامه در تاریخ IMF با تعهد حدود 57 میلیارد دلار. این تجربه نشان داد که IMF توانایی تصویب وامهای بسیار بزرگ را دارد.
یونان (2012): برنامه دسترسی فوقالعاده در جریان بحران بدهی اروپا. این وام با مشارکت چندجانبه کشورهای اروپایی تأمین شد.
اوکراین (2014 و 2015): برنامههای حمایتی در شرایط جنگ. تجربه اوکراین نشان داد که IMF در شرایط درگیری نظامی نیز میتواند وامهای بزرگ تصویب کند.
نکته مهم: رویه IMF نشان میدهد که این نهاد در شرایط بحرانی و برای کشورهای درگیر جنگ یا بحران مالی، انعطاف قابل توجهی از خود نشان داده است. اگرچه رقم 300 میلیارد دلار یک رکورد تاریخی خواهد بود، اما در شرایط فوقالعاده کنونی که جهان با چالشی بزرگ مواجه شده غیرممکن نیست.
مکانیسمهای الزام اجرایی
برای تضمین اجرای شرط تضامنی، چهار مسیر حقوقی قابل پیگیری است: مسیر نخست: گنجاندن شرط در موافقتنامه دوجانبه. ایران و آمریکا میتوانند در متن توافق نهایی، شرط «مسئولیت تضامنی آمریکا در بازپرداخت وامهای بازسازی ایران» را به صراحت قید کنند. این شرط سپس به عنوان یک «تعهد بینالمللی» در سازمان ملل ثبت میشود
مسیر دوم: قطعنامه شورای امنیت. با هماهنگی چین و روسیه (که هر دو از حامیان نسبی ایران در شورای امنیت هستند)، میتوان قطعنامهای به تصویب رساند که شرط تضامنی را الزامآور کند. چنین قطعنامهای– اگرچه احتمال وتوی آمریکا وجود دارد– میتواند فشار بینالمللی قابل توجهی ایجاد کند.
مسیر سوم: رأی دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ). ایران تجربه موفقی در دعاوی حقوقی علیه آمریکا در دیوان لاهه دارد. در سال 2023، دیوان در پرونده «داراییهای مشخص ایران» رأی به نفع ایران صادر کرد و آمریکا را به نقض معاهده دوستی 1955 محکوم نمود. هرچند دیوان در آن پرونده نسبت به داراییهای بانک مرکزی اعلام صلاحیت نکرد، اما سابقه مثبت این دعاوی نشان میدهد که مسیر حقوقی میتواند بازدارنده باشد.
مسیر چهارم: ضمانتهای اعتباری توسط کشورهای ثالث. چین، روسیه و کشورهای اروپایی مخالف جنگ میتوانند به صورت جمعی تضمین دهند که در صورت حمله آمریکا، هزینه بازپرداخت وام ایران را تقبل میکنند. این مکانیسم مشابه «صندوق بازسازی عراق پس از 2003» است و عملاً به معنای «بیمه جنگ» برای ایران خواهد بود.
بخش سوم: ارزیابی چالشها و راهکارهای عبور
چالش نخست: حق وتوی آمریکا در IMF. آمریکا با حدود 16.5 درصد رأی، بزرگترین سهامدار IMF است و قطعنامههای مهم نیازمند 85 درصد آرا هستند. برای غلبه بر این چالش، طرح باید در قالب «بسته بازسازی ایران» با حمایت اروپا، چین و روسیه ارائه شود تا فشار بر آمریکا برای عدم وتو افزایش یابد.
چالش دوم: عدم وجود سابقه مشابه. هیچ نمونه ثبتشدهای از «شرط تضامنی آمریکا در بازپرداخت وام» وجود ندارد. راهکار این است که از مدل «صندوق بازسازی عراق» الهام گرفته شود؛ در آن مدل، IMF با تضمین کشورهای ثالث وام پرداخت کرد.
چالش سوم: ریسک دولت بعدی آمریکا. هر توافقی که توسط کنگره تصویب نشود، برای دولت بعدی لازمالاجرا نیست. راهکار این است که توافق به صورت «معاهده» با تأیید دو سوم سنا تصویب شود؛ یا شرط «سلب مجوز استفاده از زور از رئیسجمهور» در صورت خروج از توافق گنجانده شود.
چالش چهارم: مخالفت بانکهای اروپایی. بانکهای اروپایی ممکن است از ترس تحریمهای ثانویه آمریکا، مشارکت نکنند. راهکار استفاده از سیستم پرداخت جایگزین مانند اینستکس (INSTEX) یا کانالهای مالی چین و روسیه است.
بخش چهارم: سناریوهای جایگزین و مکمل
اگر ایده اصلی (شرط تضامنی مستقیم) با مانع جدی مواجه شود، نسخههای تعدیلشده زیر قابل پیگیری است:
سناریوی الف: بلوکه کردن بخش بزرگی از داراییهای آزادشده به عنوان «وثیقه». به جای وام جدید، 100 میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران در بانکهای چین یا روسیه به عنوان وثیقه نگهداری شود. این وثیقه در صورت بدعهدی آمریکا، آزاد و به خزانه ایران واریز میشود.
سناریوی ب: ضمانت جمعی توسط «ائتلاف بیمهگران». چین، روسیه و چند کشور اروپایی صندوقی ایجاد کنند که در صورت تجاوز مجدد آمریکا، منابع مالی برای بازسازی ایران فراهم کند. این صندوق عملاً به «بیمهنامه جنگی» برای ایران تبدیل میشود.
سناریوی ج: گروگانگیری مالی معکوس. ایران با موسسات مالی بینالمللی قراردادهایی منعقد کند که در صورت حمله آمریکا، بانکهای آمریکایی مسئول جبران خسارت باشند. این سازوکار مشابه «بازار آتی» است که هزینه یک رویداد را بر دوش طرف خاطی میاندازد.
سناریوی د: تلفیقی از وام IMF و وثیقهگذاری داراییها. ایران وام 150 میلیارد دلاری از IMF دریافت کند و همزمان 150 میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده خود را به عنوان وثیقه در بانکهای چین و روسیه بلوکه کند. مجموع این دو به رقم 300 میلیارد دلار میرسد و بازدارندگی لازم را ایجاد میکند.
نتیجهگیری نهایی: از ایده تا واقعیت
ایده «وام بازسازی 300 میلیارد دلاری با شرط تضامنی آمریکا» یک نوآوری راهبردی در عرصه حقوق بینالملل و دیپلماسی مالی است. اگرچه در شکل کامل و ایدهآل آن، موانع قابل توجهی (به ویژه حق وتوی آمریکا در IMF) وجود دارد، اما نسخههای تعدیلشده آن، به ویژه استفاده از داراییهای بلوکهشده به عنوان وثیقه (سناریوی الف) و ایجاد ائتلاف بیمهگران (سناریوی ب) کاملاً عملی و شدنی است.
رقم 300 میلیارد دلار به اندازهای انتخاب شده است که حتی در صورت عدم عملیاتی شدن نسخه کامل، نسخه تعدیلشده آن (مثلاً بلوکه کردن داراییهای آزادشده به عنوان بخشی از وثیقه) نیز میتواند بازدارندگی قابل توجهی ایجاد کند. به عبارت دیگر، خود اعلام این ایده و مطرح کردن آن در مذاکرات میتواند به عنوان یک «اهرم فشار» علیه آمریکا عمل کند.
پیروزی در این مذاکره پیچیده از آن کسی است که تابآوری و خلاقیت بیشتری داشته باشد. ایران با تکیه بر دو اهرم قدرتمند تنگه هرمز و جام جهانی توانسته است ترامپ را به میز مذاکره بکشاند. اکنون نوبت آن است که با یک نوآوری حقوقی-مالی، این پیروزی موقت را به یک پیروزی تاریخی و پایدار تبدیل کند.
خط پایانی: ضمانت واقعی، نه در کاغذ که در میدان و در گرو منافع متقابل شکل میگیرد. وام بازسازی 300 میلیارد دلاری با شرط تضامنی آمریکا، این منافع متقابل را به گونهای طراحی میکند که هزینه بدعهدی برای آمریکا از منافع آن بیشتر باشد و این، همان رمز پایداری هر توافقی است.
انتهای پیام/424