یادداشت| آیا رادارهای کشورهای خلیج فارس بر اقلیم ایران تاثیر دارند؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، اخیراً مطالبی در مورد تأثیر رادارهای موجود در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بر بارندگی در ایران مطرح شده است و در این نوشتار صحت چنین گزاره‌ای به لحاظ علمی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

داستان از این قرار است که در جنگ تحمیلی اخیر تعدادی اهداف نظامی و راداری مورد هدف مشروع ایران قرار گرفته است؛ طی هفته‌های اخیر بارندگی نیز در بخش‌هایی از کشور افزایش یافته و این فرضیه‌ای که در سال‌های اخیر در مورد دست‌کاری دشمنان ایران بر بارندگی مطرح شده را دوباره پررنگ کرده است.

به‌طورکلی ایران کشوری خشک و نیمه‌خشک بوده و از گذشته با مشکل منابع آب روبرو بوده است؛ وجود انبوه کاریزها و قنات‌های ایرانی در جای‌جای فلات مرکزی ایران نشانگر ذوق ایرانی، اهمیت حیاتی آب و در کنار آن، مشکل آب و کمبود آب در دسترس بوده است.

این موضوع  تا جایی بوده که داریوش هخامنشی در کتیبه‌هایی که در تخت جمشید یافت شده بیان می‌دارد که «اهورامزدا! این کشور را از دشمن، خشک‌سالی و دروغ دور بدار!»، بر این اساس، خشک‌سالی و مشکل آبی از گذشته تاریخی با ایرانیان همراه بوده است لذا خشک‌سالی ویژگی جداییناپذیر ایران بوده و پدیده‌ای نوین نیست.

پدیده‌های اقلیمی در سطح بزرگ اتمسفر کره زمین شکل و تغییر می‌یابد، جایی که کمتر توانایی علم انسان برای تغییراتی در این حجم وجود دارد و آخرین دست‌کاری‌های دانش بشر جهت تغییر در اقلیم، در زمینه بارورسازی ابرهای با افزایش بار الکتریکی ابرها است.

بارورسازی ابرها آن هم به شرایط و زمان‌های خاصی بستگی داشته و همیشه موفقیت موردنظر را ندارد چراکه حوزه فعالیت و دانش بشر کوچک‌تر از تغییرات اقلیمی در سطح کره زمین است و جهت درک این موضوع می‌توان اندازه یک مورچه در یک اتاق را مثال زد.

خلیج فارس در منطقه «پرفشار جنب حاره» کره زمین واقع شده است و در محدوده پرفشار جنب حاره، به دلیل جوّ سنگین، نه رطوبت چندانی صعود می‌کند و نه توده‌هوای بارانزایی قادر به ورود است لذا کل منطقه خلیج فارس و دریای عمان از کم‌آبی و بارش محدود رنج می‌برد.

وجود صنایع عظیم آب‌شیرین‌کن در کشورهای حاشیه خلیج فارس خود وضعیت منابع آب و بارندگی در این منطقه را نشان می‌دهد. و از سوی دیگر عمده بارشهای ایران ناشی از توده‌هوای غربی یا مدیترانه‌ای است که رطوبت دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس را در فصل سرد سال به ایران می‌آورد.

این توده‌هوای مرطوب، از شمال غرب و غرب ایران وارد شده و به‌تدریج در سایر نقاط ایران گسترش می‌یابد، ازقضا الگوهای بارش در برخی سال‌ها دقیقاً در مرز سیاسی ترکیه - ایران به پایان می‌رسد.

به فرض اگر چنین سامانه‌های راداری برای کنترل و جلوگیری از ورود ابرهای باران‌زا وجود داشت، منطقی بود چنین ابزارهایی در مرز ایران و ترکیه و در منتهی‌الیه کوه‌های آرارات نصب می‌شد، نه کشورهای حاشیه خلیج فارس که خود با مشکل کم آبی مواجه‌اند!

با توجه به موارد یادشده می‌توان گفت احتمال وجود رادارهای مؤثر در تغییر اقلیم و خشک‌سالی و کاهش باران در ایران مردود است و به نظر می‌رسد کاهش یا افزایش بارش بیش از آن که ناشی از دست‌کاری‌های انسانی باشد، تحت تاثیر عوامل طبیعی و تغییرات اقلیمی بوده است.

یادداشت از سعید صالحیان، دکتری جغرافیا و مدرس دانشگاه کاشان

انتهای پیام/804