ارتباط کعبه با امامت؛ حقیقتی که اهلبیت از آن پرده برداشتند
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 04 خرداد 1405 - 14:21
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: حج، در منظومهی معرفت توحیدی ــ ولایی، صرفاً مجموعهای از اعمال عبادی و مناسک ظاهری نیست، بلکه میعادگاهی برای تجدید عهد با خط هدایت الهی و محور ولایت است. در نگاه اهلبیت علیهمالسلام، کعبه و حج و بلکه تمام اعمال بدون اتصال به امام، حقیقت کامل خود را پیدا نمیکند. از همین رو، امام باقر علیهالسلام ذیل آیهی شریفهی «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوی إِلَیْهِمْ» فرمودند که مردم مأمور شدهاند پس از طواف خانهی خدا، به سوی اهلبیت علیهمالسلام حرکت کنند و ولایت، محبت و آمادگی یاری خویش را بر آنان عرضه دارند. (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج1، ص392) این بیان، نشان میدهد که حج تنها یک حرکت جسمانی به گرد کعبه نیست؛ بلکه سیر از «بیت الله» به سوی «ولیّ الله» و عبور از ظاهر عبادت به حقیقت بندگی و ولایت است.
به این نسبت، در روایت دیگری میخوانیم: «تَمامُ الحَجِّ لِقاءُ الإمام»؛ یعنی کمال و حقیقت حج، در ملاقات و شناخت امام تحقق پیدا میکند. این پیوند عمیق میان حج و ولایت نشان میدهد که مناسک الهی، بدون اتصال به حجت خدا، ممکن است در حدّ یک عمل ظاهری باقی بماند؛ اما هنگامی که انسان در کنار طواف خانهی خدا، به محور هدایت الهی نیز تمسک میجوید، حج او به ساحت معرفت و بندگی حقیقی راه پیدا میکند. از همین رو، در فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام، کعبه نقطهی آغاز حرکت است، نه پایان آن؛ و حاجیِ حقیقی کسی است که از «بیت» به «صاحب بیت» و از شعائر ظاهری به حقیقت ولایت برسد.
در همین چارچوب، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله جایگاه امام را به کعبه تشبیه کرده و فرمودهاند: «مَثَلُ الإمامِ مَثَلُ الکَعبَةِ تُؤتى وَ لا تَأتی»؛ جایگاه امام همچون کعبه است که مردم باید به سوی او بروند، نه آنکه او به سوی مردم بیاید. (کفایة الأثر، ص199) در برخی نقلها این تعبیر دربارهی امیرالمؤمنین علیهالسلام آمده است. این روایت، علاوه بر تبیین محوریت امام در هدایت جامعه، بیانگر آن است که همانگونه که کعبه قبلهی ظاهری امت است، امام نیز قبلهی باطنی دلها و محور حرکت معنوی انسانهاست. از این منظر، حج حقیقی تنها با معرفت و تمسک به ولایت اهلبیت علیهمالسلام معنا پیدا میکند و انسان را به مقصد نهایی توحید رهنمون میکند.
وقتی به اعمال و مناسک حج نیز با نگاه معرفتی و ولایی مینگریم، این پیوند عمیق میان توحید و ولایت بهروشنی نمایان میشود. به عنوان مثال، طواف به دور کعبه تنها یک حرکت ظاهری و جسمانی نیست، بلکه بازتاب حقیقتی عرشی است؛ حقیقتی که یادآور طواف انوار مؤمنان و شیعیان حول انوار اهلبیت علیهمالسلام در عرش الهی است. در روایات، کعبه بهعنوان مظهر و مابهازای عرش در زمین معرفی شده است. از امام صادق علیهالسلام دربارهی مربع بودن کعبه پرسیده شد، حضرت فرمودند: «زیرا کعبه در محاذات بیتالمعمور است و بیتالمعمور مربع است؛ و آن نیز به سبب محاذات با عرش مربع شده است.» (من لا یحضره الفقیه، ج2 ، ص190) در روایت دیگری نیز حضرت فرمودند: «اگر سنگی از عرش رها شود، بر پشت بیتالمعمور میافتد و اگر از بیتالمعمور رها شود، بر پشت بیتالحرام سقوط میکند.» (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج55، ص8) این روایات نشان میدهد که کعبه صرفاً بنایی زمینی نیست، بلکه حقیقت رفتار عرشی مؤمنان است؛ از همین رو، طواف بر گرد آن نیز میتواند نمادی از گردش هستی حول محور ولایت و عبودیت الهی تلقی شود.
از دیگر جلوههای این معرفت ولایی در حج، حقیقت «حجرالاسود» است؛ سنگی که در ظاهر بخشی از بنای کعبه است، اما در باطن، نشانهای از عهد و میثاق الهی با بندگان به شمار میرود. در روایات آمده است که خداوند میثاق بندگان را بر ربوبیت خویش، نبوت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و ولایت امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش علیهمالسلام در حجرالاسود به ودیعه نهاد. از همین رو، استلام و لمس حجرالاسود تنها یک عمل مستحبی عبادی نیست، بلکه تجدید پیمان با مسیر توحید و ولایت و یادآوری عهد ازلی انسان با خداوند است. حاجی با بوسیدن یا اشاره به حجرالاسود، در حقیقت بار دیگر بر وفاداری خویش نسبت به این میثاق الهی شهادت میدهد و پیوند خود را با خط نبوت و امامت تجدید میکند. (الکافی، ج 1، ص 348)
انتهای پیام/