چالش اصلی در آیین‌نامه ارتقا اساتید بوروکراسی حاکم بر اجراست

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری تسنیم، حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در همایش رؤسای دبیرخانه های هیئت امنای دانشگاه های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی و موسسات وابسته در بیمارستان قلب تهران با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی، به‌ویژه شهدای جنگ رمضان، امام راحل، شهدای خدمت و شهید سید ابراهیم رئیسی، اظهار داشت: در سالگرد شهادت رئیس‌جمهور مردمی، یاد همه عزیزانی را گرامی می‌داریم که در مقاطع مختلف، هنگام وقوع حوادث ناگوار، جان خود را در راه خدمت به سلامت هموطنان فدا کردند.

وی با اشاره به خدمات آشکار پرسنل اورژانس و کادر درمان در شرایط بحرانی، افزود: قرار است در این محضر علمی، اصول حکمرانی را با تأکید بر حکمرانی سلامت مرور کنیم؛ هرچند نکاتی که عرض می‌کنم، برای اساتید و پیشکسوتان این عرصه کاملاً آشناست و ما نیازمند بهره‌گیری از تجربیات گران‌بهای این عزیزان هستیم.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تبیین مفهوم «حکمرانی» (Governance) و معادل عربی آن «الحکم»، تصریح کرد: بین «حکمرانی» و «حکومت‌داری» وجوه اشتراک و افتراقی وجود دارد که باید به‌دقت مورد توجه قرار گیرد. ما لفظ «حکمرانی» را به کار می‌بریم، اما گاهی در ذهن، مفهوم «حکومت‌داری» را مد نظر داریم؛ در حالی که این دو، از منظر منطقی، هم نقاط مشترک دارند و هم تمایزات مفهومی.

 خسروپناه تأکید کرد: درک صحیح از این تمایز، مقدمه‌ای ضروری برای طراحی الگوی بومی حکمرانی سلامت در کشور است.

ریشه‌های تمدنی حکمرانی سلامت در ایران؛ از جندی‌شاپور تا دارالحکمه

وی با اشاره به پیشینه تاریخی حکمرانی سلامت در ایران، خاطرنشان کرد: ما تنها تجربیات معاصر در این حوزه نداریم، بلکه سابقه‌ای تمدنی و چند هزارساله در حکمرانی سلامت داریم. حتی در دورانی که حاکمیت‌ها در رفاه و غفلت به سر می‌بردند، پزشکان و قسم‌خورده‌های حوزه سلامت، بدون انتظار برای دستور رسمی، به یاری مردم شتافتند.

خسروپناه با اشاره به دانشگاه جندی‌شاپور دزفول به‌عنوان یکی از کانون‌های علمی پیش از اسلام، گفت: این مرکز علمی تا دوران هارون‌الرشید فعال بود و با همکاری استادان جندی‌شاپور، دارالحکمه تأسیس شد. خاندان‌هایی مانند بنی‌شاکر، حنین بن اسحاق و آل‌بختیشوع به مدت 250 سال در جندی‌شاپور تدریس می‌کردند و پس از آن، خاندان بنی‌ثقیف از دانش‌آموختگان عرب این مرکز، پرچم‌دار انتقال دانش پزشکی شدند.

بیمارستان ری و الگوی حکمرانی رازی؛ کشف مسئله، ارائه راه‌حل

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به بیمارستان ری در قرن سوم هجری، یادآور شد: محمد بن زکریای رازی، کاشف الکل و مؤلف کتاب شریف «الحاوی»، مدتی ریاست این بیمارستان را بر عهده داشت. ری در آن زمان یکی از پنج منطقه استراتژیک ایران به شمار می‌رفت و شیوه اداره این بیمارستان، الگویی بدیع از حکمرانی سلامت را ارائه می‌دهد.

 خسروپناه تأکید کرد: در آن دوران، حوزه سلامت جزو وظایف رسمی حاکمیت محسوب نمی‌شد و حاکمان عمدتاً بر امور نظامی، دفاعی، صنعتی و کشاورزی تمرکز داشتند. با این حال، بیمارستان‌ها با الگوهای مدیریتی مستقل و مبتنی بر دانش، به خدمت‌رسانی می‌پرداختند.

وی با اشاره به رویکرد چندبعدی رازی در درمان، گفت: رازی پس از تألیف «الحاوی» و مشاهده اینکه برخی بیماران با داروهای گیاهی (مفرد یا مرکب) بهبود نمی‌یابند، کتاب «طب الروحانی» را نگاشت. او در این کتاب به این نکته کلیدی پرداخت که ریشه برخی بیماری‌ها، رذایل اخلاقی است و درمان آن‌ها نه با دارو، بلکه با تزکیه اخلاقی امکان‌پذیر است. این همان جوهره حکمرانی است: کشف دقیق مسئله و ارائه راه‌حل جامع.

شبکه بیمارستانی ایران در قرون اسلامی؛ از معزالدوله دیلمی تا نظامیه‌ها

 خسروپناه با برشمردن نمونه‌های تاریخی دیگر، افزود: بیمارستان معزالدوله دیلمی در قرن چهارم، بیمارستان‌های عضدی اصفهان و شیراز، بیمارستان بغداد، بیمارستان نیشابور و شبکه بیمارستان‌های نظامیه در نیشابور، مرو و کرمان در دوره آل‌بویه و سلجوقیان، همگی نشان‌دهنده وجود یک اکوسیستم پیشرفته در حکمرانی سلامت در تمدن اسلامی-ایرانی هستند.

وی خاطرنشان کرد: مطالعه اسناد تاریخی این مراکز، نه‌تنها برای بازنمایی افتخارات گذشته، بلکه برای استخراج الگوهای کاربردی در حکمرانی سلامت معاصر، ضروری است.

 خسروپناه با اشاره به تداوم شکوفایی پزشکی در ایران تا قرن دوازدهم هجری، خاطرنشان کرد: بیمارستان تخصصی چشم‌پزشکی قطب‌الدین شیرازی در قرن هفتم، نمونه‌ای درخشان از حکمرانی تخصصی در حوزه سلامت است.

وی افزود: قطب‌الدین شیرازی، فرزند ضیاءالدین شیرازی، در خانواده‌ای تربیت شد که پدرش ریاست بیمارستان چشم‌پزشکی شیراز را بر عهده داشت. او در سن 13 تا 14 سالگی به ریاست این بیمارستان منصوب شد و با وجود جوانی، تسلط عمیقی بر علوم پزشکی داشت.

خسروپناه با اشاره به کتاب «تحفه سعدیه» قطب‌الدین شیرازی که شرحی بر قانون ابن‌سینا است، گفت: جالب است که قطب‌الدین در این کتاب اعتراف می‌کند برخی عبارات قانون بوعلی را درک نمی‌کرده و حتی از پدرش نیز پاسخ قانع‌کننده‌ای نیافته است؛ تا اینکه با شناخت از خواجه نصیرالدین طوسی، به مراغه سفر کرده و ابهامات علمی خود را با راهنمایی این استاد بزرگ برطرف ساخته است.

خواجه نصیرالدین طوسی: الگوی جامع‌الاطراف حکمرانی علم و فناوری

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، خواجه نصیرالدین طوسی را یکی از الگوهای برتر حکمرانی در علم و فناوری دانست و تصریح کرد: خواجه نصیر تنها فیلسوف، فقیه، متکلم و ریاضیدان نبود؛ بلکه در طب نیز مهارت داشت و شاگردان بسیاری در این عرصه تربیت کرد.

وی تأکید کرد: اگر می‌خواهیم الگوی بومی حکمرانی علم و فناوری طراحی کنیم، باید به شخصیت‌هایی مانند خواجه نصیر و شیخ بهایی توجه کنیم؛ دانشمندانی که مرزهای دانش را درنوردیدند و در عین حال، دغدغه اداره امور جامعه را داشتند.

خسروپناه با اشاره به دوران افول علمی ایران در عصر قاجار، گفت: در اواخر دوره قاجار که پزشکی مدرن وارد ایران شد، برخی نمایندگان مجلس با تأسیس شعبه انستیتو پاستور در ایران مخالفت کردند؛ اما شهید سید حسن مدرس با درایت و پیگیری، این مصوبه را به تصویب رساند.

وی افزود: شهید مدرس معتقد بود واکسن می‌تواند جلوی بسیاری از بیماری‌ها را بگیرد و ایران باید به فناوری تولید واکسن دست یابد. با وجود مخالفت برخی روشنفکران و سنت‌گرایان که می‌گفتند «این دارو از اجانب است و معلوم نیست چه بلایی سر ما می‌آورد»، مدرس ایستادگی کرد و نهایتاً انستیتو پاستور در ایران تأسیس شد.

ضرورت تشکیل تیم پژوهشی برای استخراج الگوی حکمرانی سلامت از تاریخ تمدن ایران

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با جمع‌بندی مباحث تاریخی، خاطرنشان کرد: این سیر تاریخی نشان می‌دهد که ایران ظرفیت بالایی در حکمرانی سلامت داشته است؛ ظرفیتی که مختص دوران معاصر نیست.

وی پیشنهاد کرد: خوب است وزارت بهداشت با تعریفی که از حکمرانی ارائه خواهم داد، یک گروه پژوهشی تخصصی تشکیل دهد تا با بازخوانی تاریخ پزشکی ایران – هم قبل و هم بعد از اسلام – الگوهای حکمرانی سلامت را استخراج کند.

خسروپناه افزود: البته کارهای ارزشمندی توسط بزرگانی مانند دکتر ولایتی و تیم‌های پژوهشی ایشان انجام شده است، اما به نظر می‌رسد برخی گزارش‌های تاریخی نیاز به بازنگری تخصصی دارند. این کار باید توسط جمعی متمکن در تاریخ علم پزشکی انجام شود، چراکه این حوزه، تخصصی دقیق و پیچیده است.

 خسروپناه به تبیین مفهوم «حکمرانی» پرداخت و گفت: این اصطلاح از دهه 1980 میلادی به‌عنوان یک دیسیپلین آکادمیک مطرح شده و پیش از آن، بحث مستقلی تحت این عنوان وجود نداشت.

وی با اشاره به مطالعه بیش از 50 جلد کتاب تخصصی در حوزه حکمرانی، افزود: ما حدود 200 تعریف مختلف از حکمرانی را از منابع غربی استخراج کرده‌ایم که همه آن‌ها را در دروس تخصصی خود تدریس و تحلیل کرده‌ام.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با معرفی کتاب خود با عنوان «حکمرانی و حکمیت»، گفت: این کتاب ویژه مسئولین نظام تدوین شده و اصول 16 گانه حکمرانی کشور نیز در پشت جلد آن درج گردیده است.

خسروپناه با اشاره به تنوع مکاتب حکمرانی، تصریح کرد: در دانشگاه‌ها گاهی تصور می‌شود تنها یک مکتب حکمرانی وجود دارد؛ در حالی که ما با 16 تا 17 مکتب مهم در این حوزه مواجهیم که هرکدام ویژگی‌های منحصر به فردی دارند. از جمله این مکاتب می‌توان به تفسیرگرایی، شبکه‌ای، فرا-حکمرانی و... اشاره کرد.

وی با معرفی دیدگاه‌های دکتر علی فرازمند، پژوهشگر ایرانی مقیم آمریکا، گفت: دکتر فرازمند در کتاب «سان گاورنس» (Sane Governance) به نقد نظریه «حکمرانی خوب» (Good Governance) پرداخته و تأکید کرده است که این الگو برای جوامع بشری، به‌ویژه در جهان در حال توسعه، اجراپذیری و جریان‌پذیری لازم را ندارد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان این بخش از سخنان خود تأکید کرد: ما نباید صرفاً مصرف‌کننده تعاریف و الگوهای غربی باشیم؛ بلکه باید با تکیه بر سابقه تمدنی ایران و بهره‌گیری از نقدهای علمی، الگوی بومی «حکمرانی سلامت» را طراحی کنیم.

وی خاطرنشان کرد: حکمرانی سلامت، تنها مدیریت بیمارستان‌ها نیست؛ بلکه شامل طراحی سیاست‌های کلان، هماهنگی بین‌بخشی، مشارکت نخبگان، و پیوند دانش بومی با نیازهای روز جامعه است.

 خسروپناه با اشاره به مطالعه بیش از 200 تعریف از حکمرانی در منابع غربی، گفت: این 200 تعریف را همراه با 51 ویژگی کلیدی استخراج‌شده، به چند سامانه هوش مصنوعی سپردم و از آن‌ها خواستم بر اساس این داده‌ها، تعریفی از حکمرانی ارائه دهند.

وی افزود: نتایج به‌دست‌آمده بسیار جالب بود؛ تعاریف تولیدشده توسط هوش مصنوعی، به‌مراتب دقیق‌تر و جامع‌تر از بسیاری از تعاریف مکتوب بود. سپس بر اساس سوره مبارکه مائده – که به‌عنوان «سوره حکمرانی» شناخته می‌شود و در اواخر عمر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است – تعریف دیگری از حکمرانی استخراج کردم و مجدداً از هوش مصنوعی خواستم این دو تعریف را با هم تلفیق کند. تعریف نهایی که حاصل این فرایند بود، تعریفی بسیار جامع و کاربردی است.

حکمرانی به زبان ساده: فرایند هوشمند حل مسئله

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان تعریف ساده‌شده خود از حکمرانی، گفت: حکمرانی یک «فرایند هوشمند حل مسئله» است.

وی توضیح داد: حکمران کسی است که نخست بتواند مسئله‌های خود را کشف کند؛ مسئله‌ای که ممکن است چالش باشد، ممکن است در سطح بحران باشد، و ممکن است در حوزه فعالیت مدیریتی او با پرسش‌های متعددی مواجه شود. گام اول در حکمرانی، شناسایی دقیق این مسئله‌هاست و گام بعدی، حل آن‌ها از طریق فرایندی نظام‌مند است.

 خسروپناه با تشریح رکن اول حکمرانی، یعنی «سیاست‌گذاری»، اظهار داشت: سیاست‌گذاری به معنای تعیین بایدونبایدهای کلان یا معطوف به اجراست که جهت‌دهنده اقدامات است.

وی با اشاره به مثال‌هایی در حوزه تعلیم و تربیت و سلامت، افزود: همان‌طور که در تعلیم و تربیت می‌گوییم «تقدم تربیت بر تعلیم»، یا در حوزه سلامت تأکید داریم که «پیشگیری مقدم بر درمان است»، این‌ها سیاست‌هایی هستند که در رأس حکمرانی قرار دارند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تفکیک سطوح سیاست‌گذاری، گفت: سیاست‌ها از سطح کلان که معمولاً توسط مقام معظم رهبری ابلاغ می‌شود، تا سیاست‌های معطوف به اجرا که در شوراهای عالی مطرح و مصوب می‌گردد، دارای سلسله‌مراتبی است که باید به‌دقت رعایت شود.

وی با توضیح رکن دوم حکمرانی، یعنی «تنظیم‌گری»، تصریح کرد: تنظیم‌گری یعنی ناظر بر سیاست‌های مصوب، باید قوانین، آیین‌نامه‌ها، ساختارها و تقسیم کار مدیریتی را طراحی کنیم.

خسروپناه با اشاره به مثال «تقدم پیشگیری بر درمان»، افزود: این سیاست زمانی تحقق پیدا می‌کند که مثلاً هیئت‌امنا در دانشگاه علوم پزشکی اختیار داشته باشد تا در تعیین رشته‌ها یا برنامه‌ریزی آموزشی تصمیم‌گیری کند. یا شورای گسترش و برنامه‌ریزی وزارت بهداشت، سیاست‌های عملیاتی و برنامه‌ریزی درسی را تدوین، ابلاغ و نظارت کند.

وی هشدار داد: اگر ساختار تنظیم‌گری شکل نگیرد و وزارت بهداشت همزمان هم حکمرانی و سیاست‌گذاری کند و هم تصدی‌گری، یعنی خودش تصمیم بگیرد چه رشته‌ای در کدام دانشگاه باشد، در این صورت اجرای سیاست‌ها با اختلال مواجه خواهد شد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اهمیت رکن سوم حکمرانی، یعنی «راهبری و هدایت‌گری»، گفت: این رکن که گاهی از آن غفلت می‌شود، به معنای ایجاد قرارگاه‌های اجرایی برای پیاده‌سازی قوانین بر روی زمین است.

وی با بیان دغدغه‌ای جدی، افزود: ما بهترین سیاست‌ها و قوانین را می‌نویسیم، اما گاهی مشاهده می‌کنیم که تنها 25 تا 30 درصد از آن‌ها اجرا می‌شود؛ چرا؟ چون تشکیلاتی که وظیفه راهبری و قرارگاه اجرای این قوانین را بر عهده داشته باشد، نداریم.

 خسروپناه با معرفی کتاب «قرارگاه علم و فرهنگ» که اخیراً در شورای عالی انقلاب فرهنگی تدوین و در باغ کتاب رونمایی شده است، خاطرنشان کرد: قرارگاه علم و فرهنگ، برخلاف نظام‌های سلسله‌مراتبی سنتی، بر مبنای شبکه طراحی شده است. تفاوت حکمرانی با حکومت‌داری نیز در همین نقطه آشکار می‌شود که در فرصت مناسب به آن خواهم پرداخت.

وی با اشاره به رکن چهارم حکمرانی، یعنی «اجرا و تصدی»، گفت: پس از سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری و راهبری، نوبت به اجرا می‌رسد؛ اینکه چه نهادها و ساختارهایی باید مسئولیت اجرای سیاست‌ها را بر عهده بگیرند.

خسروپناه با تشریح رکن پنجم، یعنی «نظارت و ارزیابی»، افزود: باید به‌طور مستمر پایش کنیم که قوانین و سیاست‌های مصوب تا چه میزان پیاده‌سازی شده‌اند، چه دستاوردهایی داشته‌اند و کجاها نیاز به اصلاح و بازنگری دارند.

خسروپناه با تکمیل بحث پنج رکن حکمرانی، به تشریح رکن پنجم، یعنی «نظارت و ارزیابی» پرداخت و گفت: باید به‌طور مستمر پایش کنیم که قوانین و سیاست‌های مصوب تا چه میزان پیاده‌سازی شده‌اند و مهم‌تر از آن، آیا این سیاست‌ها اثربخش بوده‌اند؟ آیا ما را به جلو برده‌اند یا عقب؟

وی تأکید کرد: این «میدان عمل» است که به ما می‌فهماند سیاست ما درست بوده یا غلط، قانون ما کارآمد بوده یا ناکارآمد. این ویژگی، در پارادایم «حکمرانی» معنا پیدا می‌کند، نه در «حکومت‌داری».

تفاوت بنیادین «حکمرانی» و «حکومت‌داری»: میدان‌محوری در برابر دستورمحوری

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تبیین تمایز کلیدی میان دو مفهوم حکمرانی و حکومت‌داری، اظهار داشت: در حکومت‌داری، حاکمان تصمیم می‌گیرند، امر می‌کنند و دستور می‌دهند که «شما در میدان باید اجرا کنید»؛ حاکم در جایگاه بالا نشسته و می‌گوید: «من تشخیص دادم، بررسی کردم، دیدم ظرفیت پزشکی کم است، پس باید پزشک تربیت کنیم؛ تو باید اجرا کنی!»

 خسروپناه افزود: در این الگو، هرچه میدان بگوید «من این امکانات را ندارم» یا «ظرفیت من این است»، معمولاً شنیده نمی‌شود. اما در حکمرانی، سخن میدان استماع می‌شود؛ تشخیص حاکم مهم است، اما تشخیص نهایی با توجه به بازخوردهای میدانی اصلاح می‌گردد.

وی با بیان مثالی انتقادی، گفت: در حکومت‌داری، «حاکم اصل است و میدان فرع»؛ اما در حکمرانی، «میدان اصل است و حکمران از او درس می‌گیرد». این تفاوت، یک تفاوت جدی و بنیادین است.

تجربه عملی: از کمیسیون سلامت تا ستاد سلامت؛ گذار از حکومت‌داری به حکمرانی

 خسروپناه با اشاره به تجربه شخصی خود در دوران مسئولیت، خاطرنشان کرد: وقتی در زمان شهید رئیسی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی شدم، پیگیر این بودم که در کنار ستاد علم و فناوری که درباره سلامت نیز نظر می‌داد، یک «ستاد سلامت» مستقل راه‌اندازی کنم تا پارادایم حکمرانی سلامت از حکومت‌داری به حکمرانی واقعی تغییر یابد.

وی افزود: در آن زمان، برخی اعضا با این پیشنهاد موافقت نکردند؛ لذا از اختیارات خود استفاده کردم و «کمیسیون سلامت» را در شورای عالی انقلاب فرهنگی راه‌اندازی نمودم. با آغاز دولت چهاردهم و با پشتیبانی دکتر پزشکیان، این کمیسیون ارتقا یافت و به «ستاد سلامت» با پشتیبانی فرهنگستان علوم پزشکی و وزارت بهداشت تبدیل شد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید کرد: اکنون بحث افزایش یا تعدیل ظرفیت‌های آموزشی پزشکی، در این ستاد و با مشارکت نخبگان میدانی بررسی می‌شود تا تصمیمات، مبتنی بر واقعیت‌های میدان باشد، نه صرفاً تشخیص‌های بالادستی.

 خسروپناه با بیان دیدگاه خود درباره ساختار وزارتخانه های مسؤل آموزش عالی کشور، گفت: با نگاه حکمرانی، معتقدم شوراهایی مانند «شورای گسترش» و «شورای برنامه‌ریزی» که در وزارتخانه ها مشغول کار تصدی‌گری هستند، باید تعطیل شوند. باید این ماموریت‌ها را به دانشگاه‌ها تفویض کنند.

وی تصریح کرد: وزارتخانه باید کار سیاست‌گذاری کلان و جهت‌دهی را انجام دهد، اما تصمیم‌گیری‌های عملیاتی درباره رشته‌ها و برنامه‌های آموزشی باید به دانشگاه‌های بزرگ و معتمد واگذار شود. ممکن است چند دانشگاه یک منطقه نیز با هم همکاری کنند و تصمیم‌گیری مشترک داشته باشند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به یک مثال عینی، افزود: فرض کنید در استان بوشهر هستیم؛ این استان به دلیل حضور نیروگاه اتمی، قطعاً با پدیده‌ای به نام «سلامت اتمی» مواجه است. این یک پدیده جدید است که مناطق دیگر با آن روبه‌رو نیستند.

 خسروپناه تأکید کرد: نخبگان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به این نتیجه می‌رسند که باید رشته‌ای تخصصی در این زمینه تعریف کنند، پزشک و کارشناس تربیت نمایند. حال اگر در دنیا تجربه‌ای وجود دارد، از آن بهره بگیریم؛ اگر نیست، خودمان راه‌اندازی کنیم. این همان حکمرانی میدانی است.

چالش کوانتوم: حلقه مفقوده میان «دانش محض» و «فناوری نوین»

خسروپناه با اشاره به یکی از 10 حوزه مرزی علم و فناوری، یعنی «فناوری کوانتوم»، گفت: ما در شورای عالی انقلاب فرهنگی، سند فناوری کوانتوم را مصوب و ابلاغ کرده‌ایم. این فناوری شامل اینترنت کوانتومی، کامپیوتر کوانتومی، سنسورهای کوانتومی، رمزنگاری کوانتومی، بیولوژی کوانتومی و ارتباطات کوانتومی است.

وی با توضیح زنجیره تولید فناوری، افزود: این فناوری‌ها با «مهندسی کوانتوم» شکل می‌گیرند؛ عقبه مهندسی کوانتوم، «فیزیک کوانتوم» است و عقبه آن نیز «ریاضیات و فیزیک محض». ما اکنون در دانشگاه‌هایی مانند شریف، رشته‌های ریاضیات محض، ریاضیات کاربردی و فیزیک کوانتوم را داریم، اما «مهندسی کوانتوم» نداریم!

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با طرح پرسشی انتقادی، گفت: به نظر شما بدون داشتن رشته مهندسی کوانتوم، آیا می‌توانیم به آن شش-هفت فناوری پیشرفته کوانتومی دست یابیم؟ قطعاً خیر؛ یک حلقه از زنجیره کم است.

خسروپناه با بیان دغدغه‌ای جدی درباره فرایند تصویب رشته‌های جدید، خاطرنشان کرد: دانشگاه شریف به این نتیجه رسیده که علاوه بر فیزیک کوانتوم، به رشته «مهندسی کوانتوم» نیز نیاز دارد. این پیشنهاد به شورای برنامه‌ریزی وزارت علوم ارسال شده و دو سال است که در حال بررسی است!
وی افزود: اگر اختیار به دانشگاه شریف داده می‌شد، خودش این رشته را راه‌اندازی می‌کرد، آثار و تبعات آن را رصد می‌نمود و سایر دانشگاه‌ها نیز از این تجربه الگوبرداری می‌کردند. اما اکنون، بنده شخصاً دو سال است که پیگیر تصویب رشته مهندسی کوانتوم هستم و هنوز این مهم محقق نشده است.

خسروپناه تأکید کرد: این مشکل، ربطی به دولت فعلی یا دولت قبل ندارد؛ این یک مشکل ساختاری در نظام آموزش عالی است که ریشه در تمرکزگرایی و عدم اعتماد به دانشگاه‌ها دارد.

 خسروپناه با بازگشت به رکن دوم حکمرانی، یعنی «تنظیم‌گری»، خاطرنشان کرد: تنظیم‌گری به معنای قانون‌گذاری، ساختارسازی و تقسیم مسئولیت‌هاست. ساختار فعلی به این شکل است که اگر من وزیر علوم باشم یا شما وزیر علوم باشید، باید بپذیریم که اختیار تصمیم‌گیری به دانشگاه‌ها داده شود.

وی افزود: لازم نیست به همه دانشگاه‌ها اختیار بدهیم؛ می‌توانیم ابتدا به دانشگاه‌های بزرگ و موفق این اعتماد را بکنیم. این همان تفاوت بنیادین میان «گاورنس» (حکمرانی) و «گاورمنت» (حکومت‌داری) است.

خسروپناه با اشاره به سابقه ظهور گفتمان حکمرانی در دهه 1980 میلادی در آمریکا، گفت: پیش از حکمرانی، نظریه‌هایی مانند «مدیریت دولتی» و سپس «مدیریت دولتی نوین» مطرح بود. صاحب‌نظران با تجربه این مدل‌ها دریافتند که در مدیریت دولتی نوین خلأهایی وجود دارد که در حکمرانی پوشش داده می‌شود؛ از این‌رو، پارادایم حکمرانی به‌عنوان الگویی جامع‌تر مطرح گردید.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده تا این لحظه، سه نکته اساسی را برشمرد: ایران در حوزه حکمرانی سلامت، سابقه‌ای تمدنی و چند هزارساله دارد که باید از آن الگوبرداری کنیم. تفاوت حکمرانی با حکومت‌داری آشکار شد؛ حکمرانی فرایندی میدان‌محور و مشارکتی است، در حالی که حکومت‌داری دستوری و متمرکز است. حکمرانی را فرایندی هوشمند برای حل مسئله تعریف کردیم.

هوش مصنوعی در حکمرانی: از ابزار تا الگوریتم بومی

 خسروپناه با تأکید بر واژه «هوشمند» در تعریف حکمرانی، اظهار داشت: اگر کسی می‌خواهد در زمان حاضر حکمرانی کند، حتماً باید از هوش مصنوعی استفاده نماید. اما منظورم این نیست که صرفاً یک مدل منبع باز خارجی را بگیریم و داده بدهیم!

وی افزود: من معتقدم باید متناسب با ارزش‌های بومی، دینی، فرهنگی و ایرانی خودمان، الگوریتم‌نویسی کنیم و هوش مصنوعی بومی تولید نماییم. این فناوری را در اختیار داریم و باید رمزنگاری و الگوریتم‌نگاری را خودمان انجام دهیم، چراکه ارزش‌های ما در طراحی این سیستم‌ها اثرگذار است.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی هشدار داد: اگر حکمرانی ما مبتنی بر هوش مصنوعی بومی و ارزش‌محور نباشد، موفق نخواهیم بود؛ هوش مصنوعی نه‌تنها سرعت می‌دهد، بلکه دقت و عمق تحلیل‌ها را نیز افزایش می‌دهد.

خسروپناه با اشاره به نگارش آیین‌نامه جدید ارتقای اعضای هیئت علمی در وزارت علوم و بهداشت، گفت: دغدغه ما این است که نظام ارزیابی از «مقاله‌محوری» به «پتنت‌محوری» تغییر یابد؛ البته بدون اینکه از ارزش مقالات کاسته شود.

وی با نقد نگاه‌های افراطی ضد مقاله، تصریح کرد: کسانی که مدام بر سر مقاله‌نویسی می‌کوبند، نادانانه سخن می‌گویند. مگر ممکن است کسی به فناوری و پتنتی دست یابد و پیش از آن، مقاله‌ای نداشته باشد؟ مقاله، ضرورت و بسندگی دارد، اما باید در فرایند سطح آمادگی فناوری (TRL) قرار گیرد و به پتنت و محصول تبدیل شود.

خسروپناه افزود: از هوش مصنوعی پرسیدم آیا آیین‌نامه جدید ارتقا، ما را به این هدف نزدیک می‌کند؟ پاسخ مثبت بود؛ اما چالش اصلی، بروکراسی حاکم بر اجرای این آیین‌نامه است.

وی با بیان مثالی ملموس، گفت: در نظام فعلی، استادی که می‌خواهد مرتبه «استاد تمام» بگیرد، باید فرایندی طولانی و پیچیده را طی کند؛ گویی می‌خواهد به ماه برود! این بروکراسی، فرایند هوشمند حل مسئله را مختل می‌کند.

خسروپناه تأکید کرد: ما باید مسئله را شناسایی کنیم، فرایند پنج‌گانه حکمرانی را طی کنیم، و از هوش مصنوعی به‌عنوان تسهیل‌گر استفاده نماییم؛ نه اینکه در پیچ‌و‌خم‌های اداری گرفتار شویم.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با ورود به بحث اصول حکمرانی، نخستین اصل را «تناسب اختیارات با تکالیف» دانست و گفت: وقتی رئیس دانشگاه یا هیئت‌امنا تعیین می‌شود، تکالیف سنگینی بر دوش او گذاشته می‌شود، اما اختیاراتش به اندازه همان تکالیف نیست.

خسروپناه خاطرنشان کرد: بارها به وزیران محترم در دولت‌های قبل و فعلی عرض کرده‌ام که یکی از اصول حکمرانی، باز گذاشتن دست مدیران برای استفاده از اختیاراتشان است. برخی تصمیمات را می‌توان در حوزه «سیاست معطوف به اجرا» در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب کرد، اما ابتدا وزارت بهداشت باید خود باور کند که دست از برخی تصدی‌گری‌ها بردارد.

وی با تشریح اصل دوم حکمرانی، یعنی «مشارکت دستگاه‌ها»، اظهار داشت: همان‌طور که همه شما اساتید بزرگوار تأکید کرده‌اید، دایره اختیارات مستقیم وزارت بهداشت در حوزه سلامت، کمتر از 20 درصد است.

خسروپناه افزود: اگر بخواهیم سلامت پایدار در جامعه محقق شود، وزارت جهاد کشاورزی، آموزش و پرورش، صنعت، محیط زیست و سایر دستگاه‌ها باید مشارکت فعال داشته باشند. سلامت، یک مسئله تک‌بخشی نیست.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به رکن سوم حکمرانی، یعنی «راهبری و هدایت‌گری»، گفت: یکی از مؤلفه‌های اصلی راهبری، گفتمان‌سازی و فرهنگ‌سازی است. دستگاه‌ها باید در تولید گفتمان سلامت مشارکت کنند.

وی با طرح پرسشی انتقادی، افزود: حالا سوال اینجاست: وقتی دستگاه‌ها باید مشارکت کنند، سازوکار این مشارکت چیست؟ مثلاً در مسئله آلودگی هوای تهران که سالانه هزاران نفر را به کام مرگ می‌کشاند – جنایتی صد برابر بیشتر از جنایات جنگی رژیم صهیونیستی – چرا دستگاه‌ها به‌طور مؤثر مشارکت نمی‌کنند؟

آلودگی هوای تهران؛ آزمون شکست‌خورده حکمرانی بین‌بخشی

خسروپناه با اشاره به آلودگی هوای کلان‌شهرها، تصریح کرد: آلودگی هوای تهران نمونه بارزی از ناکارآمدی حکمرانی بین‌بخشی است. وزارت بهداشت هشدار می‌دهد، سازمان حفاظت محیط زیست گزارش می‌دهد، شهرداری اقداماتی می‌کند، اما نتیجه نهایی، بهبود محسوس نیست.

وی تأکید کرد: چون سازوکار حکمرانی سلامت در این حوزه تعریف نشده است؛ چون اختیارات با تکالیف تناسب ندارد؛ چون مشارکت دستگاه‌ها، صوری و مقطعی است، نه نظام‌مند و پایدار.

 خسروپناه با ادامه بحث درباره اصل مشارکت بین‌دستگاهی در حکمرانی سلامت، به مصادیق عینی ناکارآمدی این مشارکت اشاره کرد و گفت: ما در حوزه‌هایی مانند آلودگی هوا، تصادفات جاده‌ای و حتی تلفات ناشی از حوادث، سالانه هزاران نفر را از دست می‌دهیم؛ تلفاتی که از بسیاری از جنایات جنگی بیشتر است.

وی افزود: در این حوزه‌ها، دستگاه‌های مختلفی دخیل هستند: وزارت بهداشت هشدار می‌دهد، سازمان محیط زیست گزارش می‌دهد، وزارت صنعت و خودروسازی مسئولیت تولید دارند، و سازمان‌های نظارتی به دنبال گران‌فروشان می‌گردند. اما سوال اینجاست: چرا نتیجه محسوس نیست؟

خسروپناه با تمایز کلیدی میان «گران‌سازان» و «گران‌فروشان»، تصریح کرد: سازمان‌های نظارتی معمولاً سراغ مغازه‌دار و گران‌فروش می‌روند، اما سراغ «علت گران‌سازی» نمی‌روند. گران‌سازی اصلی در ایران، ریشه در حکمرانی دارد؛ کسانی که دلار و سکه را در دست دارند، گران‌ساز اصلی هستند، نه فروشنده خرد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با نقد ساختار فعلی شورای عالی سلامت و امنیت غذایی، گفت: به نظر من، تلفیق «سلامت» و «امنیت غذایی» در یک شورا، از منظر حکمرانی، دقیق نیست. این دو حوزه، هرکدام نیازمند شورای عالی مستقل با مأموریت‌های تخصصی هستند.

وی افزود: گاهی اوقات وقتی مطالبه‌گری مطرح می‌شود، برخی متولیان وزارت بهداشت می‌گویند: «ما فقط 20 درصد سلامت را در اختیار داریم و 80 درصد دست ما نیست!» اما در عمل، سیره حکمرانی آن‌ها به گونه‌ای است که گویا 100 درصد امور دستشان است! این تناقض، نشان‌دهنده فقدان الگوی شفاف حکمرانی بین‌دستگاهی است.

خسروپناه خاطرنشان کرد: ما باید الگوی حکمرانی بین‌دستگاهی داشته باشیم؛ الگویی که بر اساس اصول، ضوابط و سیاست‌های مدون، دستگاه‌ها را درگیر کند، نه اینکه صرفاً جلسات درد دل و نقد برگزار کنیم.

پیشگیری مقدم بر درمان؛ سیاستی که در عمل محقق نشده است

وی با اشاره به اصل «پیشگیری مقدم بر درمان»، گفت: همه ما اساتید و متخصصان بر این اصل تأکید داریم، اما سوال اینجاست: آیا این سیاست در تخصیص بودجه و منابع نیز منعکس شده است؟
استاد خسروپناه با طرح پرسشی انتقادی، افزود: آیا معاونت بهداشتی که متولی پیشگیری است، به اندازه معاونت توسعه و مدیریت که متولی ساخت‌وساز بیمارستان و تجهیزات پزشکی است، بودجه و پشتیبانی دریافت می‌کند؟ اعداد و ارقام را که نگاه می‌کنیم، معلوم می‌شود که پیشگیری آن‌طور که باید، جدی گرفته نشده است.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر نقش مردم در حکمرانی سلامت، گفت: مگر می‌شود بدون مشارکت مردم، سلامت پایدار محقق شود؟ البته این مشارکت، نیازمند «سواد سلامت» است؛ یعنی مردم نه‌تنها بدانند، بلکه باور کنند و کنشگر باشند.

وی افزود: آمار بیماری‌هایی مانند دیابت، سرطان و بیماری‌های قلبی-عروقی نشان می‌دهد که ما در حوزه پیشگیری، الگوی موفقی نداشته‌ایم. علت اصلی این است که مشارکت مردم را در این حوزه، به‌طور نظام‌مند به کار نگرفته‌ایم.

خسروپناه با اشاره به تجربه دفاع مقدس، خاطرنشان کرد: در جنگ تحمیلی، با وجود همه محدودیت‌ها، مشارکت مردم بود که معجزه آفرید. در حوزه سلامت نیز همین اصل صادق است.

 خسروپناه با ورود به بحث اصل «حکمت» در حکمرانی، گفت: حکمت، مفهومی عمیقاً ایرانی و اسلامی است. هم قبل از اسلام و هم بعد از اسلام، قرآن کریم بر واژه «حکمت» تأکید ویژه داشته است.

وی با استناد به آیات قرآن، افزود: یکی از اسمای الهی «حکیم» است و قرآن، «کتاب حکیم» نامیده شده است. آیه شریفه «یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَن یَشَاءُ  وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ» نشان می‌دهد که حکمت، خیری کثیر است و تنها صاحبان خرد ناب (اولوالالباب) آن را درک می‌کنند.

 خسروپناه با تشریح مفهوم حکمت، گفت: حکمت هم جنبه نظری دارد (دانش)، هم جنبه نگرشی، و هم جنبه کنشی. حکمت، خردمحور است؛ اما خردی که قرآن از آن تعبیر می‌کند، «خرد ناب» یا «لبّ» است، نه صرفاً عقل نظری.

وی چهار سطح عقلانیت در حکمت را برشمرد: عقل نظری معرفت می‌دهد؛ مانند ریاضیات و علوم پایه که به درک حقایق کمک می‌کند. عقل عملی فضیلت می‌دهد؛ بایدونبایدها و ارزش‌ها را بیان می‌کند و جهت‌دهنده کنش انسان است. عقل معاش (ابزاری) همان «راسیونالیتی» یا عقلانیت ابزاری است که به برنامه‌ریزی و تحقق اهداف دنیوی کمک می‌کند. عقل معاد تصمیمی که می‌گیرید و برنامه‌ای که می‌چینید، حواستان به آخرت نیز باشد؛ حق‌الناس را ضایع نکنید، زیرا ضایع کردن حق‌الناس، معاد انسان را خراب می‌کند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید کرد: اگر این چهار عقل – نظری، عملی، معاش و معاد – با هم جمع شوند، قرآن از آن تعبیر به «اولوالالباب» می‌کند؛ صاحبان خرد ناب. حکمت نیز دقیقاً همین است: «معرفت + فضیلت + کنش».

خسروپناه با جمع‌بندی بحث حکمت، گفت: اگر حکمرانی سلامت، حکمت‌بنیان باشد، طبیعتاً اثرگذار، نتیجه‌بخش و مفید خواهد بود؛ هم مردم راضی می‌شوند، هم پزشک و پرستار و کادر درمان رضایت دارند.

وی افزود: البته اصول دیگری نیز در حکمرانی سلامت وجود دارد، مانند «اصل جامعه‌نگری»؛ یعنی وقتی تصمیمی برای هیئت علمی می‌گیریم، کل شبکه سلامت را ببینیم؛ وقتی برای پرستار تصمیم می‌گیریم، همه اجزای به‌هم‌تنیده نظام سلامت را در نظر بگیریم.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اصل «چابک‌سازی و تسهیل‌گری»، خاطرنشان کرد: یکی از راه‌های تسهیل‌گری، تفویض اختیار به مدیرانی است که در میدان حضور دارند و می‌توانند نقش مؤثر ایفا کنند.

وی افزود: بروکراسی و تمرکزگرایی، دشمن چابکی است. اگر می‌خواهیم حکمرانی سلامت کارآمد باشد، باید تصمیم‌سازی را به نخبگان و میدان بسپاریم و تصمیم‌گیری را در شوراهای تخصصی، با مشارکت جمعی انجام دهیم.

خسروپناه در پایان سخنان خود، از زحمات دانشگاه‌های علوم پزشکی، وزارت بهداشت و به‌ویژه اعضای هیئت‌امنا تقدیر کرد و گفت: از شما اساتید بزرگوار درخواست می‌کنم که در بازنگری آیین‌نامه‌ها و سیاست‌های حوزه سلامت، با عقل جمعی مشارکت کنید.

وی افزود: تصمیم‌سازی با شما نخبگان و متخصصان باشد، و تصمیم‌گیری نهایی با شوراهای مسئول، که طبیعتاً مسئولیت‌پذیرتر و پاسخگوتر خواهند بود.

انتهای پیام/