«گنج پنهان» ایران می‌تواند جای نفت را بگیرد؟

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، ایران یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان از نظر تنوع ذخایر معدنی محسوب می‌شود، از سنگ‌آهن و مس گرفته تا طلا، روی، زغال‌سنگ، عناصر نادر خاکی و حتی لیتیوم، ظرفیت‌هایی در اختیار کشور قرار دارد که بسیاری از اقتصادهای صنعتی دنیا برای دسترسی به آن رقابت می‌کنند، با این حال، واقعیت آن است که معدن در اقتصاد ایران هنوز نتوانسته است جایگاه واقعی خود را پیدا کند و همچنان سهم آن در تولید ناخالص داخلی فاصله قابل‌توجهی با ظرفیت‌های بالقوه کشور دارد.

معدن؛ قربانی اقتصاد نفتی

کارشناسان معتقدند یکی از مهم‌ترین دلایل عقب‌ماندگی بخش معدن، نگاه تاریخی اقتصاد ایران به نفت بوده است. درآمدهای نفتی طی سال‌های طولانی باعث شد بسیاری از بخش‌های مولد از جمله معدن، کمتر در اولویت سیاست‌گذاری قرار گیرند، در چنین شرایطی، معدن بیشتر به‌عنوان بخشی برای استخراج ماده خام دیده شد، نه صنعتی راهبردی برای خلق ارزش افزوده، توسعه فناوری و ارزآوری پایدار،

این در حالی است که تجربه کشورهای معدنی جهان نشان می‌دهد ثروت واقعی نه در استخراج، بلکه در تکمیل زنجیره ارزش، فرآوری، صادرات محصولات نهایی و حضور در صنایع پیشرفته شکل می‌گیرد، در واقع، اگر نفت اقتصاد ایران را به درآمدهای خام‌محور وابسته کرد، معدن می‌تواند فرصتی برای عبور از همین الگو باشد؛ البته به‌شرط آنکه سیاست‌گذاری‌ها از خام‌فروشی فاصله بگیرد.

جنگ، تحریم و بازتعریف نقش معدن

شرایط فعلی کشور باعث شده است بخش معدن وارد مرحله‌ای متفاوت شود. امروز معدن تنها یک حوزه اقتصادی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت تاب‌آوری کشور در شرایط بحران به‌شمار می‌رود. تجربه ماه‌های اخیر نشان داده است که در دوران جنگ و تنش‌های منطقه‌ای، صنایع معدنی و فلزی از معدود بخش‌هایی هستند که همچنان توان حفظ تولید، تأمین نیاز داخلی و حتی ارزآوری را دارند.

در سطح جهانی نیز معادن به بخشی از معادلات امنیت ملی تبدیل شده‌اند. رقابت قدرت‌های اقتصادی بر سر مواد معدنی حیاتی موردنیاز صنایع پیشرفته، خودروهای برقی، انرژی‌های پاک و فناوری‌های نوین، نشان می‌دهد جهان وارد عصر «ژئوپولیتیک مواد معدنی» شده است، در چنین فضایی، کشوری که ذخایر معدنی گسترده دارد اما از آنها بهره‌برداری هوشمندانه نمی‌کند، عملاً بخشی از قدرت اقتصادی خود را بلااستفاده گذاشته است.

اما بخش معدن ایران کنار فرصت‌ها، با چالش‌های سنگینی نیز روبه‌روست. تحریم‌ها، فرسودگی تجهیزات، محدودیت واردات ماشین‌آلات، مشکلات تأمین انرژی، دشواری انتقال ارز و اختلالات زنجیره تأمین باعث شده است بسیاری از معادن با هزینه‌های بالا و بهره‌وری پایین فعالیت کنند.

اقتصاد معدنی؛ گرفتار مدیریت سنتی

یکی از مهم‌ترین انتقادهایی که کارشناسان به بخش معدن وارد می‌کنند، ادامه مدیریت سنتی در صنعتی است که جهان آن را به‌سمت هوشمندسازی و داده‌محوری سوق داده است. بسیاری از معادن ایران همچنان با مدل‌های قدیمی اداره می‌شوند؛ در حالی که دنیا از هوش مصنوعی، سنسورهای هوشمند، تحلیل داده، اتوماسیون و مدل‌سازی سه‌بعدی برای اکتشاف و استخراج استفاده می‌کند.

در واقع، آینده معدن دیگر صرفاً وابسته به حجم ذخایر نیست، بلکه به توان تحلیل داده و بهره‌وری فناوری وابسته شده است. کشوری که نتواند معدن‌کاری هوشمند را توسعه دهد، حتی با وجود منابع غنی نیز در رقابت جهانی عقب خواهد ماند،

بر همین اساس، استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در اکتشافات معدنی می‌تواند ریسک حفاری، هزینه سرمایه‌گذاری و خطای انسانی را کاهش دهد، همچنین هوشمندسازی ناوگان معدنی و استقرار سیستم‌های پایش لحظه‌ای، علاوه بر افزایش بهره‌وری، می‌تواند ایمنی معادن را نیز ارتقا دهد؛ موضوعی که در معادن سنتی ایران همچنان یکی از نقاط ضعف جدی محسوب می‌شود.

معدن بدون انرژی پایدار ممکن نیست

یکی دیگر از چالش‌های مهم معادن کشور، وابستگی شدید به انرژی است. قطعی برق و محدودیت‌های انرژی طی سال‌های اخیر خسارت‌های سنگینی به صنایع معدنی وارد کرده و حتی برخی خطوط تولید را متوقف کرده است.

در شرایط فعلی، کارشناسان معتقدند معادن بزرگ باید به‌سمت تأمین انرژی مستقل حرکت کنند. سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های خورشیدی، بادی و سیستم‌های ذخیره انرژی دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه بخشی از امنیت تولید محسوب می‌شود. در جهان امروز، معدن‌کاری بدون انرژی پایدار عملاً فاقد مزیت رقابتی است.

«ستاد جنگ معدن»؛ نشانه تغییر نگاه به این بخش

تشکیل «ستاد جنگ معدن» میان ایمیدرو، خانه معدن و دستگاه‌های اجرایی را می‌توان نشانه‌ای از تغییر نگاه حاکمیتی به این بخش دانست. تصمیم برای ایجاد مسیر ویژه تأمین ماشین‌آلات، قطعات، مواد ناریه و تجهیزات راهبردی نشان می‌دهد دولت به این جمع‌بندی رسیده است که ادامه روندهای عادی اداری در شرایط بحرانی پاسخگو نیست،

با این حال، کارشناسان تأکید می‌کنند اقدامات مقطعی به‌تنهایی کافی نیست و بخش معدن نیازمند یک تحول ساختاری عمیق است. تحول واقعی زمانی رخ می‌دهد که معدن از یک بخش وابسته به تصمیمات کوتاه‌مدت دولتی، به صنعتی رقابت‌پذیر، شفاف، فناورانه و صادرات‌محور تبدیل شود.

دیپلماسی معدنی؛ حلقه فراموش‌شده

در شرایطی که بسیاری از کشورها برای تأمین مواد معدنی حیاتی به‌سمت اتحادهای اقتصادی و زنجیره‌های منطقه‌ای حرکت کرده‌اند، ایران هنوز از ظرفیت «دیپلماسی معدنی» خود به‌شکل کامل استفاده نکرده است.

فعال‌سازی کریدور شمال ـ جنوب، توسعه تجارت با اوراسیا، تهاتر مواد معدنی با فناوری و ماشین‌آلات و جذب سرمایه‌گذاری خارجی در حوزه فرآوری می‌تواند بخشی از مشکلات ارزی و تجهیزاتی این بخش را کاهش دهد، به‌ویژه آنکه بسیاری از مواد معدنی ایران در بازار جهانی تقاضای بالایی دارند و می‌توانند نقش مهمی در درآمدزایی غیرنفتی ایفا کنند.

شاید مهم‌ترین پرسش امروز این باشد که آیا ایران قرار است تجربه نفت را در معدن نیز تکرار کند یا نه. اگر معدن صرفاً به استخراج و فروش خام محدود شود، این بخش نیز مانند نفت درگیر اقتصاد تک‌محصولی و آسیب‌پذیر خواهد شد، اما اگر سیاست‌گذاری‌ها به‌سمت توسعه فناوری، زنجیره ارزش، فرآوری و صادرات محصولات نهایی حرکت کند، معدن می‌تواند به ستون جدید اقتصاد ایران تبدیل شود.

کارشناسان معتقدند آینده اقتصاد ایران نه در فروش بیشتر نفت، بلکه در تنوع‌بخشی به منابع درآمدی و استفاده از ظرفیت‌هایی مانند معدن نهفته است، اما تحقق این هدف نیازمند تغییر نگاه مدیریتی، ثبات سیاست‌گذاری، سرمایه‌گذاری در فناوری، حمایت از بخش خصوصی و عبور از تصمیمات کوتاه‌مدت است،

در واقع، روز معدن امسال بیش از آنکه یک مناسبت نمادین باشد، یادآور یک واقعیت مهم برای اقتصاد ایران است؛ این‌که در دنیای پرتنش امروز، کشوری موفق‌تر خواهد بود که بتواند منابع طبیعی خود را به ثروت پایدار، فناوری و قدرت اقتصادی تبدیل کند، نه صرفاً به صادرات ماده خام.

انتهای پیام/+