سراب چتر امنیتی آمریکا؛ چالش‌های بزرگ شیخ‌نشینان در سیستم دفاعی

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در پی افشای شکنندگی وضعیت امنیتی کشورهای حوزه خلیج فارس در جنگ اخیر که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختند و با پاسخ کوبنده کشورمان تبدیل به یک جنگ منطقه‌ای تمام عیار شد، تحلیل‌های متعددی درباره چشم‌انداز و استراتژی این کشورها برای حمایت از خود در آینده ارائه می‌شود، به ویژه اینکه خود این کشورها متوجه شدند وعده‌های آمریکا در محافظت از امنیت آنها سرابی بیش نبوده و حتی آنها تبدیل به سپری برای منافع واشنگتن شده‌اند.

در این زمینه، مجله آمریکایی نشنال اینترست در یک مقاله تحلیلی به این موضوع پرداخته که به شکل زیر است.

افشای شکنندگی سیستم امنیتی و دفاعی کشورهای حوزه خلیج فارس

بعد از جنگ اخیر که علیه ایران به راه افتاد و به سراسر منطقه کشیده شد، کشورهای حاشیه خلیج فارس در سایه کاهش اتکا به تضمین‌های امنیتی خارجی و افزایش تهدیدات منطقه‌ای مرتبط با درگیری با ایران، به طور فزاینده‌ای تلاش دارند به سمت اتخاذ الگوی "دفاع از خود" و استقلال استراتژیک حرکت کنند.

کشورهای حاشیه خلیج فارس دیگر گزینه‌ای واقع‌بینانه جز توسعه توانایی‌های دفاعی خود نمی‌بینند، به ویژه پس از آنکه تحولات اخیر در منطقه محدودیت توانایی آنها را برای دور نگه داشتن خود از درگیری‌های منطقه‌ای نشان داد.

آغاز جنگ با ایران در اواخر فوریه، آزمونی مستقیم برای مفهوم بی‌طرفی منطقه‌ای بود و هفته‌ها عملیات نظامی و حملات هوایی به چندین کشور در منطقه نشان داد که کشورهای حاشیه خلیج فارس نتوانستند از دایره رویارویی خارج بمانند. در این میان مشخص شد که عربستان سعودی و امارات متحده عربی علاوه بر میزبانی از پایگاه‌های آمریکا، عملیات‌های تهاجمی مستقیمی علیه مواضع ایران و اهداف مرتبط با گروه‌های متحد تهران انجام دادند که این تحولی بی‌سابقه در دهه‌های اخیر بود.

این تحول به طور ریشه‌ای ماهیت گفتمان سیاسی در خلیج فارس را تغییر داده است، به ویژه در مورد امکان ادعای بی‌طرفی در آینده؛ به طوری که بحث دیگر بر سر این نیست که آیا کشورهای حاشیه خلیج فارس باید امنیت خود را کنترل کنند، بلکه بر سر چگونگی دستیابی به این هدف و میزان کارایی پیشنهادات غربی مطرح شده در این زمینه است.

برخی از طرح‌های غربی بر ایده بهره‌برداری از احتمال کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه برای فشار بر ایران به منظور دستیابی به یک توافق جامع استوار است، که شامل خروج تدریجی از پایگاه‌های اصلی آمریکا در خلیج فارس در ازای محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، علاوه بر ترتیبات برای توقف تشدید تنش با نیروهای متحد ایران در منطقه‌ است. با این حال، در مورد این طرح تردید زیادی وجود دارد و حضور نیروهای آمریکایی در منطقه در برخی موارد به یک هدف تبدیل شده است و نه یک بازدارنده.

سراب چتر امنیتی آمریکا برای شیخ‌نشینان در منطقه

تاریخ منطقه نشان می‌دهد که قدرت‌های خارجی همواره در ارائه چتر امنیتی پایدار برای کشورهای حاشیه خلیج فارس شکست خورده‌اند، و به مجموعه‌ای از رویدادها از خروج انگلیس در قرن گذشته تا مواضع آمریکا که در مراحل مختلف منطقه‌ای قاطعانه تلقی نمی‌شدند، تا حملاتی که تاسیسات نفتی در منطقه را در سال‌های اخیر هدف قرار دادند، استناد می‌شود. این روند، اعتقاد فزاینده‌‌ای درباره این موضوع که اتکای کامل به خارج دیگر کافی نیست، به وجود می‌آورد.

یکی از طرح‌هایی که در محافل سیاست خارجی غربی مورد بحث قرار گرفت، بر این مبناست که کاهش حضور نظامی آمریکا ممکن است رفتار ایران را محدود کند، اما تجربه توافق هسته‌ای ایران خلاف این را نشان داد، زیرا تهران در دوره‌های کاهش فشارهای بین‌المللی، نفوذ منطقه‌ای خود را از طریق حمایت از متحدانش در چندین صحنه گسترش داد.

در این میان، یکی از چالش‌های اساسی در ماهیت ساختار دفاعی در خلیج فارس نهفته است؛ به این صورت که منطقه فاقد یک سیستم دفاعی واحد یا فرماندهی نظامی مشترک مشابه ناتو است، ختی با وجود توافقاتی که به دهه 1990 بازمی‌گردد، اما آنها به اندازه کافی برای مقابله با تهدیدات مدرن مانند پهپادها یا بستن گذرگاه‌های دریایی حیاتی توسعه نیافته‌اند.

توسعه چنین سیستمی برای کشورهای حوزه خلیج فارس پس از خروج احتمالی آمریکا از منطقه پیچیده خواهد بود؛ به ویژه در سایه نظارت ایران بر هرگونه ترتیبات امنیتی جدی در منطقه. همچنین روشن است که ساخت یک سیستم دفاعی بدون پایه نهادی محکم شبیه ساخت یک سازه بدون پایه‌های محکم است.

برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس در نتیجه تهدیدات اخیر، تقویت توانایی‌های دفاعی خود را آغاز کرده‌اند و مجموعه‌ای از تغییرات سیاسی و نظامی که کشورهایی مانند امارات متحده عربی اتخاذ کرده‌اند، از جمله ترتیبات امنیتی و توافقات نظامی اتفاق افتاد، اما رویدادهایی که در جنگ اخیر شاهد آن بودیم، نیاز به الگوی مستقل‌تری در امنیت و دفاع را تقویت کرده است.

چالش‌های بزرگ کشورهای حوزه خلیج فارس در سیستم امنیتی و دفاعی

در این میان جنگ اخیر نشان داد که پهپادهای ایرانی به دلیل هزینه کم و سهولت استفاده در تعداد زیاد، چالش بزرگتری را برای سیستم دفاعی کشورهای خلیج فارس ایجاد می‌کنند. شکاف‌های آشکار شده در سیستم دفاعی این کشورها، در حملات قبلی، نیازمند راه‌حل‌های یکپارچه‌تر در سطح سیستم‌های هشدار و رهگیری هستند.

همچنین تنگه هرمز یکی از برجسته‌ترین چالش‌های ساختاری در امنیت خلیج فارس است، زیرا هیچ توافق روشنی وجود ندارد که واقعیت موقعیت جغرافیایی ایران یا توانایی آن در تأثیرگذاری بر حرکت ناوبری را تغییر دهد. بنابراین هر سیستم نظارتی یا دفاعی مشترک نیازمند مکانیسم‌های واکنش سریع و هماهنگی قانونی و نظامی مؤثر بین کشورهای مربوطه است.

از سوی دیگر، به دلیل تفاوت در اولویت‌های کشورهای عضو، ایجاد یک پیمان دفاعی جامع برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با موانع سیاسی روبرو است. عربستان سعودی بر تهدیدات زمینی و موشکی تمرکز دارد، در حالی که امارات متحده عربی به امنیت دریایی و زیرساخت‌های اقتصادی اهمیت می‌دهد. در همین حال، موضع قطر با ملاحظات انرژی و روابط منطقه‌ای مرتبط بوده و مواضع سایر کشورها بر اساس حساسیت‌های خاص خود متفاوت است.

این تفاوت‌ها، دستیابی به اجماع جامع را بسیار دشوار می‌کند و کشورهای حوزه خلیج فارس را به سمت تقویت مشارکت‌های دوجانبه انعطاف‌پذیرتر بین کشورهای مایل به ادغام دفاعی سوق می‌دهد؛ به جای یک چارچوب جمعی سختگیرانه که ممکن است در اجرا با مشکل مواجه شود.

همچنین ایجاد یک سیستم دفاعی مؤثر نیازمند تأسیس نهادهایی است که قادر به ارزیابی مستقل و شفاف از توانایی‌های نظامی کشورهای عضو باشند، مشابه مدل‌هایی که در سایر ائتلاف‌های نظامی جهان توسعه یافته‌اند. اما عدم وجود چنین ساختار نهادی، هر پروژه استقلال استراتژیک را برای کشورهای حوزه خلیج فارس تضعیف می‌کند.

در پایان باید توجه داشت که کشورهای خلیج فارس منابع مالی لازم برای توسعه این مدل را در اختیار دارند، اما چالش واقعی در تأمین مالی نیست، بلکه در اراده سیاسی برای ایجاد یک سیستم دفاعی یکپارچه است که از محاسبات حاکمیتی محدود فراتر رود. مرحله کنونی یک آزمون واقعی برای میزان جدیت تحول به سمت خوداتکایی در کشورهای حوزه خلیج فارس است، قبل از ورود به هرگونه توافق منطقه‌ای آتی با ایران.

انتهای پیام/