ابعادناگفته یک فاجعه ملی؛چرا سلامت روحی بازماندگان شهدا میناب مهم است؟
- اخبار استانها
- اخبار هرمزگان
- 02 خرداد 1405 - 09:13
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بندرعباس، بعضی فجایع، تنها در شمار شهدا و مجروحان خلاصه نمیشوند؛ بلکه تا سالها در حافظه عاطفی یک جغرافیا، در سکوت خانهها، در اضطراب شبانه مادران و در لرزش دستهای کودکانی که هنوز از صدای انفجار میترسند، ادامه پیدا میکنند، حادثه خونین مدرسه «شجره طیبه» میناب نیز از همین جنس است؛ رخدادی که نه فقط چند کلاس درس، بلکه امنیت روانی یک نسل از کودکان مرزنشین جنوب را هدف قرار داد و زخمی عمیق بر روح خانوادههایی گذاشت که اکنون با فقدان فرزند، جانبازی کودکان خردسال و خاطراتِ رها نشده آن روز زندگی میکنند.
در حوادث بزرگ انسانی، همیشه بخشی از ویرانیها در آمارها ثبت نمیشود؛ نه در شمار شهدا، نه در فهرست مجروحان و نه در گزارشهای رسمی امدادی. عمیقترین خسارتها، گاهی در سکوت خانههایی شکل میگیرد که ناگهان صدای خنده یک کودک از آن حذف شده، یا مادری که هر شب میان دارو، کابوس و امیدِ بازگشتِ فرزند جانبازش، زیست تازهای را آغاز کرده است فاجعه مدرسه «شجره طیبه» میناب اکنون وارد مرحلهای شده که دیگر صرفاً مسئله بازسازی کلاس و تجهیزات نیست، بلکه مسئله «بازسازی روان خانوادهها» و جلوگیری از فرسایش عاطفی یک جامعه داغدار است.
در ادبیات نوین مدیریت بحران، پایان عملیات امدادی به معنای پایان بحران نیست. بسیاری از بحرانهای اجتماعی، تازه پس از خاموش شدن دوربینها آغاز میشوند؛ زمانی که خانوادهای با جای خالی یک دانشآموز شهید، یا پدری با کودک جانباز و آسیبدیدهاش تنها میماند و جامعه به تدریج به زندگی عادی بازمیگردد، اما زمان در ذهن آن خانواده متوقف میشود.
در چنین شرایطی، فقدان حمایتهای روانشناختی مستمر میتواند ترومای حادثه را به یک زخم مزمن اجتماعی تبدیل کند؛ زخمی که آثار آن سالها بعد در افت تحصیلی، انزوای اجتماعی، اضطراب مزمن، افسردگی و حتی فروپاشی سرمایه عاطفی خانوادهها نمایان میشود.
در میناب، مسئله تنها چند دانشآموز مجروح یا چند خانواده داغدار نیست؛ اکنون خانوادههایی وجود دارند که همزمان بارِ سنگینِ شهادت یک یا دو فرزند دانشآموز را بر دوش میکشند و در کنار آن، باید مسیر دشوار درمان و نگهداری از کودک جانباز و آسیبدیده خود را نیز طی کنند. این خانوادهها بیش از هر چیز، نیازمند «حمایت مداوم روانی، مراقبت اجتماعی و همراهی انسانی» هستند؛ چرا که فشار مستمر روحی بر والدین، بهویژه مادران، خود میتواند به یک بحران خاموش در بافت اجتماعی شرق هرمزگان تبدیل شود.
کارشناسان حوزه سلامت روان معتقدند کودکانی که در معرض صحنههای خشونت، انفجار و فقدان ناگهانی همکلاسیها و معلمان خود قرار میگیرند، در صورت رهاشدگی روانی، ممکن است سالها با اختلالات اضطرابی، کابوسهای مزمن، افت تحصیلی، انزوای اجتماعی و فرسایش اعتماد عاطفی مواجه شوند؛ آسیبهایی که گاه بسیار عمیقتر و ماندگارتر از جراحات جسمیاند. از همین رو، بازسازی یک جامعه صرفاً به معنای ساخت مجدد ساختمانها یا جبران هزینههای درمانی نیست، بلکه مهمتر از همه، احیای «احساس امنیت روانی» و جلوگیری از تثبیت تروما در ذهن بازماندگان است.
در شرق هرمزگان، اکنون مسئله صرفاً درمان زخمها نیست؛ مسئله، محافظت از روان کودکانی است که بسیاری از آنان هنوز در سنین ابتدایی قرار دارند و معنای دقیق «فاجعه» را نمیدانند، اما آثار آن را هر شب در خواب و هر صبح در مسیر مدرسه تجربه میکنند. خانوادههایی که فرزند خود را از دست دادهاند یا کودک مجروح و جانبازشان را در آغوش دارند، بیش از هر چیز به یک شبکه مستمر حمایت عاطفی، روانشناختی و اجتماعی نیازمندند؛ شبکهای که بتواند امید را به زیست روزمره آنان بازگرداند و اجازه ندهد حادثه «شجره طیبه» به یک زخم مزمن اجتماعی در حافظه جنوب تبدیل شود.
در همین چارچوب، گفته های علیرضا کاظمی علیرضا کاظمی درباره ابعاد روحی این فاجعه، نشاندهنده عبور از نگاه صرفاً اداری و حرکت به سمت یک مداخله روانی و حمایتی در مقیاس ملی است؛ رویکردی که تلاش میکند «حمایت روانی» را همتراز «درمان جسمی» و «بازسازی آموزشی» قرار دهد.
هیچ محدودیت اعتباری برای درمان روحی کودکان میناب پذیرفته نیست
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به مسئولیت مستقیم دولت در قبال بازماندگان این حادثه، تصریح کرد: من نه از خودم، نه از همکارانم در استان و نه در ستاد وزارتخانه، هیچگونه کوتاهی را نمیپذیرم و در این مسیر هیچ محدودیت مالی برای حمایت از خانوادهها و دانشآموزان آسیبدیده وجود ندارد.
کاظمی با تأکید بر ضرورت طی شدن فرآیندهای علمی مشاوره و درمان روانی افزود: تمام دانشآموزان باقیمانده و خانوادههای آنان باید وارد یک فرآیند کاملاً تخصصی، علمی و مستمر مشاورهای شوند؛ زیرا مسئله فقط آموزش نیست، بلکه سلامت روحی و بازگشت آرامش روانی این کودکان در اولویت قرار دارد.
روانشناسان کودک، استمرار جلسات درمانی، همراهی عاطفی مدارس و بازسازی تدریجی حس امنیت را مهمترین مرحله عبور کودکان از بحرانهای جمعی میدانند؛ مرحلهای که اگر نادیده گرفته شود، تبعات آن میتواند تا سالها در شخصیت و آینده تحصیلی دانشآموزان باقی بماند.
«طرح حامی»؛ تلاش برای جلوگیری از فروپاشی آموزشی پس از بحران
کاظمی با اشاره به اجرای گسترده «طرح حامی» در میناب تأکید کرد: تمام تلاش ما این است که هیچ دانشآموزی به دلیل آثار روحی و جسمی حادثه، از چرخه آموزش عقب نماند و خانوادهها نسبت به آینده تحصیلی فرزندانشان دغدغهای نداشته باشند.
وی افزود: برای این دانشآموزان در تمام پایهها و دروس، کلاسهای حضوری و جبرانی برگزار خواهد شد و ما متعهد هستیم تا آغاز مهرماه، تمام نواقص آموزشی ناشی از این حادثه جبران شود.
تحلیلگران حوزه تعلیم و تربیت معتقدند استمرار ارتباط دانشآموزان آسیبدیده با محیط آموزشی، اگر همراه با ملاحظات روانی و حمایت تخصصی باشد، میتواند به کاهش انزوای اجتماعی و بازگشت تدریجی کودکان به زیست طبیعی کمک کند.
هزینههای درمانی؛ دغدغهای که نباید بر دوش خانوادهها بماند
وزیر آموزش و پرورش همچنین با اشاره به وضعیت درمانی مجروحان و جانبازان این حادثه گفت: خانوادههای آسیبدیده نباید نگران هزینههای درمان باشند و وزارت آموزش و پرورش تمام هزینههای درمانی دانشآموزان مجروح را تقبل خواهد کرد.
این مسئله در شرایطی اهمیت مضاعف پیدا میکند که بسیاری از خانوادههای آسیبدیده، علاوه بر فشار روحی، با هزینههای طولانیمدت درمان، توانبخشی و مراقبت از کودکان جانباز خود مواجهاند؛ موضوعی که در صورت نبود حمایت مستمر، میتواند بحران روانی خانوادهها را تشدید کند و در این زمینه دولت پای کار است.
میناب به بازسازیِ امید نیاز دارد
اگرچه ساخت مجدد مجتمع «شجره طیبه» با مشارکت خیرین و حمایت آستان قدس ، بخشی از روند بازگشت حیات آموزشی به این منطقه خواهد بود، اما واقعیت آن است که بازسازی کالبدی، بدون ترمیم روح جمعی خانوادهها، نمیتواند پایان این فاجعه تلقی شود.
تجربه فجایع مشابه در جهان نشان داده است که جوامع، نه صرفاً با بتن و ساختمان، بلکه با احساس امنیت، همدلی و استمرار حمایتهای انسانی ترمیم میشوند. اکنون در شرق هرمزگان، آزمون اصلی دستگاههای مسئول تنها در بازسازی یک مدرسه خلاصه نمیشود؛ بلکه در توانایی آنها برای ایستادن طولانیمدت کنار خانوادههایی معنا پیدا میکند که هنوز هر شب با عکس یک دانشآموز شهید یا دردِ درمانِ کودک جانبازشان زندگی میکنند.
انتهای پیام/864