یادداشت| بازتعریف پیوند میان «حافظه‌ی تاریخی» و «زیست امروز»

به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، تقارنِ «هفته میراث فرهنگی» (که با روز جهانی موزه‌ها آغاز می‌شود) و «روز ملی بوم‌گردی» در تقویمِ اردیبهشت‌ماه، تنها یک هم‌زمانیِ عددی نیست؛ بلکه فرصتی طلایی برای بازتعریفِ استراتژیکِ پیوند میان «حافظه‌ی تاریخی» و «زیستِ امروز» است. این مناسبت ها، می تواند با پیوندِ موزه‌ها و بوم‌گردی ترسیم شده، و در واقع نقشه راهی باشد برای گذر از «گردشگریِ منفعل» به سوی «گردشگریِ تجربه‌گرا»؛ مسیری که در آن تماشای تاریخ در ویترینِ موزه‌ها، به لمسِ زندگی در بسترِ بوم‌گردی‌ها پیوند می‌خورد.

موزه‌ها «خزانه‌دارانِ هویت» هستند. اشیاء، ابزارها و کالبدهایی که در موزه‌ها نگهداری می‌شوند، شناسنامه‌هایی ساکن‌اند که روایتگرِ نبوغ انسان در طول تاریخ‌اند. اما بوم‌گردی، «تجسمِ پویایِ همان شناسنامه» است. آنجا که میراثِ ملموس (مانند سفال‌ها) و میراث ناملموس (مانند آیین‌های کهن) در اقامتگاه‌های بوم‌گردی، دوباره جان می‌گیرند و در قالبِ معماری اصیل، خوراکِ محلی و آدابِ معاشرتِ مردمانِ بومی، بازتولید می‌شوند. در واقع، موزه و بوم‌گردی دو روی یک سکه‌اند؛ یکی «روتینِ تمدنی» را حفظ می‌کند و دیگری «بسترِ زیست» را نگه می‌دارد.

چرخه ارزش در اقتصادِ میراث

از منظرِ تحلیلی، اگرشکافِ میانِ موزه و بوم‌گردی ایجاد شود، یکی از بزرگترین خطاهای استراتژیک در مدیریتِ گردشگری خواهد بود. اگر موزه‌ها را به عنوان «نقاطِ شروعِ سفر» و اقامتگاه‌های بوم‌گردی را به عنوان «مقاصدِ تکمیلیِ سفر» تعریف کنیم، یک زنجیره ارزشِ اقتصادیِ پایدار شکل می‌گیرد. گردشگری که از یک موزه مردم‌شناسی در شهر بازدید می‌کند، با ابزارهای کارِ سنتی آشنا می‌شود؛ و سپس وقتی در یک اقامتگاهِ بوم‌گردی در روستا، همان ابزار را در دستِ یک هنرمندِ محلی می‌بیند، پیوندی عمیق، معنادار و خاطره‌انگیز در ذهن او نقش می‌بندد. این «تجربه»، همان چیزی است که گردشگریِ امروزِ دنیا به دنبال آن است.

این هم‌افزایی، اقتصادِ محلی را از وابستگی به دولت جدا می‌کند. وقتی موزه و اقامتگاه بومگردی در یک منظومه تعریف شوند، گردشگر تنها برای «بازدید» نمی‌آید؛ او برای «تجربه زیستن» می‌آید. این یعنی هزینه کردِ بیشتر، ماندگاریِ بالاتر و حمایت مستقیم از اقتصادِ خردِ روستایی. این رویکرد، بهترین راهکار برای مقابله با تخریبِ بافت‌های تاریخی و طبیعی است؛ چرا که جامعه محلی درمی‌یابد که «حفظِ فرهنگ»، دقیقاً مساوی با «کسبِ درآمد» است.

 از نمایش تا مشارکت

برای عملیاتی کردنِ این پیوند، نیازمندِ تغییر رویکرد هستیم. اولاً، موزه‌ها باید  به «مراکزِ اطلاع‌رسانیِ گردشگری» تبدیل شوند که مسیرها و مقاصدِ بوم‌گردیِ مرتبط با آن آثار را به بازدیدکنندگان معرفی کنند. ثانیاً، اقامتگاه‌های بوم‌گردی باید به «سفیرانِ موزه‌ها» بدل شوند؛ تا هر روستا یا اقامتگاه، خود را بخشی از یک موزه‌ی بزرگِ ملی بداند و روایتگرِ بخشی از تاریخِ مکتوبِ موجود در موزه‌ها باشد.

هفته میراث فرهنگی و روز بوم‌گردی، دعوتی است به یک «بازخوانیِ ملی». ما باید بیاموزیم که «سفر»، تنها جابه‌جاییِ جغرافیایی نیست؛ سفر، ورود به لایه‌هایِ عمیقِ فرهنگی است. موزه‌ها کلماتِ این کتابِ تاریخی هستند و بوم‌گردی‌ها، جملاتِ جاریِ آن. هماهنگیِ این دو، ضامنِ بقای هویتِ ایرانی در دنیایِ پرشتابِ مدرنیته است. بیایید در این هفته، هم‌افزاییِ «موزه» و «اقامتگاه» را به عنوان یک راهبردِ توسعه، نه یک شعار، بپذیریم.

مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاست‌های توسعه گردشگری , عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران 

انتهای پیام/