ملاصدرا؛ معمار اندیشه پویایی ذات و راز هستی
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 01 خرداد 1405 - 14:56
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، روزگاری که خرد در کوچههای استدلال گام برمیداشت و اشراق در پستوی خاموش فلسفه زمزمه میکرد، او سر برآورد. مردی که معمار حکمت متعالیه شد؛ عمارتی که بار هستی و بارانی ترین رازهای وجود را در هم آمیخت. ملا صدرا به فراست دریافت که عقل خشک جز با آتش شیدایی گرم نمیشود. پس "منطق سنگین مشاء" و "شهود شعلهور اشراق" را در هم آمیخت و در آغوش گشاده وحی نشاند.
صدرای شیرازی سبکی اندیشه و سنگینی خاک را توامان زیست و فهمید، او دریافت که چنان پیوندی میان عقل و شهود هست؛ که اگر این دو به گفتوگو با یکدیگر نرسند، فلسفه از ملال تکرار نمیرهَد و جان تازه در کالبد خرد دمیده نمیشود.
او آمد ترک در اندام اندیشه سکون انداخت. پیشینیان جهان را کوزه ای می پنداشتند که حرکت در آن میریزد؛ اما او گفت: کوزه خود در سیلان است. ذات، تپش است و بودن، همان شدن. در این میانه، ثبات تنها فریب چشمان است. هیچ گوهری در قرار نیست؛ همه در هجرت اند.
بدین سان، اسفار را نه برای خواندن که برای رفتن نوشت. دعوتی برای یک عزیمت مدام و غریب. پروازی سبک بال از تناهی خویش تا بی کرانگی خداوند و بازگشتی دوباره به غوغای جهان پدیدارها.
در قلمرو تفسیر نیز، او طرحی نو درانداخت؛ گویی هر واژه را باید نخست در شعله نقد فلسفی نگاه داشت تا پوسته های بیجانش فرو بریزد و سپس آنچه میماند، جوهره ای شود شایسته ورود به ساحت قدسی معنا.
او در فهم معماهای بزرگ اندیشه بر پایه قرآن، با رویکرد عرفانی و فلسفی خود، لایه لایه پرده از راز جهان برمیگیرد. و با این منطق پیوندی تارهای نامرئی معنا را به هم میبافد تا نشان دهد چگونه انسان میان دو بی نهایت آویزان است.
در نگاه او هستی صحنه تقابلهای دوتایی است. فرش در برابر عرش، جسد در برابر روح، و ملک در برابر ملکوت.
روح از آسمان ملکوت به سنگینی اجساد در زمین ملک هبوط میکند. این همان پیوند عمودی است سیر نزولی از بلندای عرش به قعر فرش.
و این چنین، تفسیر او با روش منطق پیوندی شبکه ای از مفاهیم متقابل و مکمل میسازد و در نهایت تصویری کلنگر از فرآیند وجود پیش چشم ما میگشاید.
انسان صدرایی در یک مدار هستیشناختی مسافر است. او در مداری بسته حرکت میکند که از مبدأ آغاز میشود و با نوای "انا لله و انا الیه راجعون" به همان نقطه بازمیگردد. این الگوی ساختاری و حرکت دورانی وجود را میتوان در روش تفسیر او به تماشا نشست.
تاریخ، گواه است که امروز نیز پژواک آن روح ناآرام و آن عقل استوار، همچنان در تار و پود بیداریها و تطورات فکری روزگار ما طنینانداز است و هستی ما را به اندیشیدن مدام فرامیخواند.
نویسنده: آیتالله احمد مبلغی، استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/