ساز من سلاح من است؛ روایت آقای آهنگساز از چهلستون زخمی
- اخبار فرهنگی
- اخبار موسیقی و تجسمی
- 01 خرداد 1405 - 08:24
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده تار و طراحِ پروژه «تار و تاریخ» است. «تار و تاریخ» به ساخت و اجرای آثار موسیقی برای مکانهای تاریخی مختلف ایران اختصاص دارد. فرج نژاد ابتدا بنا یا محل مورد نظرش را انتخاب میکند، سپس برایش آهنگی میسازد و در ادامه با حضور در آن مکان تاریخی، آهنگ را به صورت تصویری ضبط میکند.
در روزهای گذشته و پس از جنگ تحمیلیِ سوم، فرج نژاد تصمیم میگیرد که به چهلستون اصفهان سر بزند. او در مواجهه با این اثر تاریخی که در جنگ تحمیلی سوم آسیب جدی دیده است، یادداشتی نوشته که به صورت اختصاصی برای انتشار در اختیار ما قرار گرفته است. در ادامه این یادداشت را میخوانید:
«چند سالی است که با پروژه «تار و تاریخ» در شهرهای ایران سفر میکنم؛ با یک ساز در دست و با باوری ساده: اینکه میتوان با موسیقی، گوشها را دوباره متوجه میراثی کرد که قرنهاست کنار ما ایستادهاند اما گاهی کمتر دیده میشوند. در این سالها به صدها شهر رفتهام و برای بناهایی نواختهام که هر کدام بخشی از حافظه جمعی ما هستند.
اما هیچوقت تصور نمیکردم روزی برای بنایی بنوازم که تازه از زخم جنگ عبور کرده باشد.
چهلستون اصفهان، این کاخ باشکوه صفوی که قرنها شاهد شادیها و تلخیهای این سرزمین بوده، در جریان درگیریهای اخیر از موج انفجار آسیب دید. شکستگی درها و پنجرهها، آسیب به مقرنسها، لطمه به نقاشیها و عناصر تزئینی… زخمی که فقط به یک ساختمان وارد نشده بود؛ زخمی بود بر بخشی از هویت فرهنگی ما.
وقتی به آنجا رسیدم، چیزی که بیش از همه توجهم را جلب کرد، نه فقط آثار خسارت، بلکه صحنهای از همدلی بود. با وجود کمبود نیرو و محدودیت شدید اعتبارات، کارکنان میراث تلاش بسیاری داشتند. افراد زیادی - از کارمندان تا دوستداران میراث - آمده بودند تا هر طور که میتوانند کمک کنند. در میان باد و باران و شرایط دشوار این روزها، تلاش برای جمعآوری قطعات آسیبدیده، مستندسازی خسارتها و آغاز مرمت جریان داشت.
قطعات جداشده کدگذاری میشدند تا شاید بتوان آنها را دوباره به جای خود بازگرداند. برخی از این تزئینات برای بررسی و مرمت به دانشگاه هنر اصفهان منتقل شد. شیشههای شکسته جمعآوری، بخشهای جداشده ایمن و ثبت دقیق آسیبها آغاز شد تا هیچ جزئیاتی از یاد نرود.
حتی ترکشهایی که به مجموعه رسیده بود جمعآوری شد؛ یادگارهای تلخی که اکنون خودشان تبدیل به سندی از آنچه بر این بنا گذشته است شدهاند.
در همان روزها تلاش شد گزارشهایی برای یونسکو نیز ارسال شود تا جهان بداند میراثی که فقط متعلق به یک ملت نیست، چگونه از خشونت آسیب میبیند.
نکتهای که برایم بسیار جذاب بود، اینکه؛ درهای مجموعه به روی مردم بسته نشده بود. تصمیم این بود که مردم بتوانند بیایند و ببینند چه بر سر این بنا آمده است. شاید چون میراث فرهنگی چیزی نیست که پشت درهای بسته معنا پیدا کند؛ میراث، حافظه زنده یک ملت است.
من در این سالها همیشه یک جمله را کنار پروژه «تار و تاریخ» نوشتهام: «ساز من سلاح من است.»
نه سلاحی برای جنگیدن با انسانها، بلکه برای دفاع از فرهنگ، حافظه و زیبایی. برای اینکه صدایی در برابر فراموشی و ویرانی وجود داشته باشد.
کار من خلق صدا و موسیقیست. اما گاهی سکوت بناها بلندتر از هر موسیقیای حرف میزند. وقتی در چهلستون قدم میزدم، احساس میکردم تاریخ دارد با صدایی آرام میگوید: جنگها میآیند و میروند، اما زخمی که بر فرهنگ و حافظه یک سرزمین میزنند، گاهی قرنها باقی میماند.
شاید به همین دلیل است که «تار و تاریخ» برای من فقط یک پروژه موسیقی نیست؛ تلاشی است برای یادآوری اینکه این بناها صرفاً سنگ و گچ و آجر نیستند. آنها روایتگر روح یک تمدناند.
و در زمانهای که صدای انفجار بلند است، من هنوز باور دارم صدای یک ساز هم میتواند شنیده شود.»
در ادامه تصاویری از چهلستون و فعالیتهای انجام شده برای مرمتِ این بنای تاریخی را میبینید:
انتهای پیام/