«کار عادی جواب نمیدهد»؛ روایت نگاه تحولخواه شهید رئیسی به کرمانشاه
- اخبار استانها
- اخبار کرمانشاه
- 01 خرداد 1405 - 09:01
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، دومین سالگرد شهادت آیتالله سید ابراهیم رئیسی، فقط یادآور فقدان یک رئیسجمهور نیست؛ یادآور عصر کوتاه اما پرکار خادمی است که با جانِ خستگی ناپذیرش، با زبان عمل سخن گفت. مردی که از لحظه ورود به مسئولیت، خود را در قامت یک مدیر تشریفاتی تعریف نکرد، بلکه در قامت خادم مردم، پیگیر گشایش گرههای زندگی مردم با حضور در میدانهای سخت بود؛ مردی که نامش با سفر، با پیگیری، با حضور در میان مردم و با ایستادن در برابر خستگی و فرسودگی گره خورده است.
در میان استانهایی که نگاه ویژه شهید رئیسی را تجربه کردند، کرمانشاه جایگاهی روشن و خاص داشت؛ استانی مرزی، زخمخورده از جنگ اما استوار، مقاوم و سرشار از ظرفیت. استانی که سالها بار سنگین بیکاری، محرومیت و تنگناهای توسعه را بر دوش کشیده بود، اما در نگاه شهید رئیسی فقط «مسئله» نبود؛ امید بود، ظرفیت بود، آینده بود.
شهید رئیسی در سفر استانی خود به کرمانشاه، با نگاهی آمیخته به احترام و مسئولیت، این استان را همانگونه که رهبر انقلاب توصیف کرده بودند، «سینه ستبر ایران اسلامی» خواند. این تعبیر، فقط یک جمله زیبا نبود؛ یک فهم عمیق از تاریخ و هویت کرمانشاه بود. استانی که در دفاع مقدس، در برابر تجاوز دشمن، با جان و دل ایستاد و بیش از 10 هزار شهید و نزدیک به 20 هزار جانباز را به انقلاب و ایران تقدیم کرد.
شهید رئیسی با یادآوری این حقیقت، از مردم کرمانشاه به عنوان مرزبانان صادق ایران یاد کرد؛ مردمی که سالها نه فقط در خط مقدم جغرافیا، بلکه در خط مقدم غیرت، ایمان و وفاداری ایستادهاند. او میدانست که کرمانشاه تنها یک استان مرزی نیست؛ یک سپر تاریخی برای ایران است و همین شناخت بود که باعث شد نگاه او به کرمانشاه، نگاه صرفاً آماری و اداری نباشد، بلکه نگاهی سرشار از احترام، مسئولیت و تعهد باشد.
دغدغهای به نام اشتغال؛ سه بار تکرار یک واژه، برای یک درد بزرگ
یکی از روشنترین نشانههای خستگیناپذیری شهید رئیسی، اصرار ویژه او بر حل مسئله اشتغال در کرمانشاه بود. در جلسه رأی اعتماد استاندار وقت، او واژه «اشتغال» را چندین بار تکرار کرد؛ تکراری که از سر شعار نبود، از جنس درد بود. گویی رئیسجمهور به جای بیان یک دستور اداری، داشت تپش قلبش را برای آینده جوانان استان آشکار میکرد.
کرمانشاه سالها با بیکاری مزمن مواجه بود. استانی با ظرفیتهای فراوان در کشاورزی، صنعت، گردشگری و معدن، اما گرفتار نرخهای بالای بیکاری. شهید رئیسی این تناقض دردناک را خوب میفهمید: چگونه ممکن است استانی با این همه استعداد، جوان، زمین، مرز، و امکان، از بیکاری رنج ببرد؟ همین پرسش بود که او را به حرکت واداشت.
او اشتغال را نه یک وعده انتخاباتی، بلکه یک مأموریت ملی میدید. از نگاه او، اشتغال فقط ایجاد شغل در ادارهها نبود؛ بلکه باید تولید، کشاورزی، دامداری، صنعت و صادرات جان میگرفتند تا چرخ زندگی مردم بچرخد. به همین دلیل در سفر کرمانشاه گفت نباید اشتغال را در کار اداری خلاصه کرد و باید به مشاغل مولد توجه کرد؛ سخنی که نشان میداد او به جای درمان موقت، به علاج ریشهای میاندیشد.
سفر 23 تیر 1401؛ نقطه عطفی در پیگیری یک مطالبه
سفر شهید رئیسی در 23 تیر 1401 به کرمانشاه، تنها یک سفر استانی نبود؛ یک اعلام حضور برای حل مسئله بود. او به استان آمد تا از نزدیک با مردم گفتوگو کند، دردها را بشنود، ظرفیتها را ببیند و برای گرهها تصمیم بگیرد. این همان سبک مدیریتی او بود: حضور در صحنه به جای فاصله گرفتن از صحنه.
در دیدار با مردم سرپلذهاب، ایجاد اشتغال برای جوانان را از مسائل مهم و محوری دولت دانست و بر کشاورزی و دامداری بهعنوان ظرفیتهای واقعی برای تولید شغل پایدار تأکید کرد. در نگاه او، توسعه باید از دل زمین، کار، تولید و تلاش بجوشد، نه فقط از پشت میز و بخشنامه.
در دیدار با مردم کرمانشاه نیز با صراحت گفت نباید در استانی با این همه ظرفیت، شاهد بیکاری باشیم. این جمله، فقط یک انتقاد نبود؛ نوعی شرم مسئولانه بود از اینکه نعمتهای استان هنوز به سفره مردم تبدیل نشدهاند.
مدیر تحولخواه میخواهد، نه کار عادی
یکی از بخشهای مهم سخنان رئیسی در شورای اداری استان کرمانشاه، آنجا بود که تأکید کرد: برای حل مشکلات کرمانشاه کار عادی جواب نمیدهد. او از مدیران خواست با نگاه تحولی به مسائل استان نگاه کنند و به نامهنگاری و روالهای فرسایشی بسنده نکنند.
این جمله، روح مدیریت شهید رئیسی را آشکار میکند. او بهخوبی میدانست که برخی مشکلات، سالها در چرخههای اداری فرسوده شدهاند و با رفتارهای معمولی حل نمیشوند. بنابراین دستور داد قرارگاهی برای رفع بیکاری در کرمانشاه تشکیل شود؛ یعنی مسئله اشتغال را از سطح شعار، به سطح فرماندهی و عملیات ارتقا داد.
به بیان روشنتر، او برای حل درد مردم فقط ابراز همدردی نکرد؛ سازوکار ساخت. این تفاوت یک مسئول عادی با یک مدیر خستگیناپذیر است.
کارخانههای خاموش باید دوباره جان بگیرند
از جمله محورهای مهم نگاه شهید رئیسی به کرمانشاه، فعالسازی واحدهای تعطیل و نیمهتعطیل بود. او میدانست که بسیاری از مشکلات اشتغال، نه در نبود ظرفیت، بلکه در راکد ماندن ظرفیتهاست. از همین رو تأکید کرد که همه دستگاهها باید در ایجاد اشتغال نقش داشته باشند و کارخانههای تعطیل و نیمهتعطیل دوباره به چرخه تولید برگردند.
این رویکرد نشان میدهد که شهید رئیسی با واقعبینی به میدان آمده بود. او دنبال راهحلهای نمایشی نبود؛ به جای آن، میخواست چرخهای خوابیدهی اقتصاد را دوباره به حرکت درآورد. او ایمان داشت که اگر مدیریت، پیگیری و اراده باشد، حتی واحدهای نیمهجان هم میتوانند دوباره نفس بکشند.
کارگروه ملی اشتغال؛ از وعده تا پیگیری
یکی دیگر از اقدامات مهم او، موافقت با تشکیل کارگروه ملی اشتغال برای کرمانشاه و برخی استانهای دیگر با نرخ بیکاری بالا بود. این تصمیم، یک گام مهم برای تبدیل دغدغه به ساختار بود. اگر برخی فقط از بیکاری سخن میگفتند، رئیسی به دنبال ابزار حل بیکاری بود.
تشکیل این کارگروه، نشانهای از نگاه ملی او به مسائل استانی بود. او اعتقاد داشت که مشکلات مناطق مرزی و محروم، نباید در سکوت بمانند. باید برای آنها سازوکار ویژه، اعتبار ویژه و پیگیری ویژه وجود داشته باشد. به همین دلیل، این مسئله را از سطح استانی به سطح ملی رساند.
آمارها هم از تلاشها سخن گفتند
بر اساس آمار رسمی مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری کرمانشاه در آغاز دولت سیزدهم حدود 14.9 درصد بود، که در سال 1401 به 14.2 درصد و در سال 1402 به 12.2 درصد رسید. این کاهش، هرچند هنوز پاسخ کامل به همه نیازها نبود، اما نشان میداد که پیگیریها بیثمر نمانده است.
آمار، همیشه همه چیز را نمیگوید؛ اما گاهی از یک حقیقت مهم پرده برمیدارد: وقتی ارادهای جدی پشت کار باشد، حتی دیوارهای سخت هم ترک میخورند و این همان چیزی بود که در کرمانشاه دیده شد؛ اثرِ حضور مدیری که فقط سخن نگفت، بلکه برای عمل ایستاد.
خستگیناپذیری؛ ویژگی برجسته شهید جمهور
اگر بخواهیم در یک واژه، شخصیت مدیریتی شهید رئیسی را توصیف کنیم، آن واژه شاید خستگیناپذیری باشد. او از آن دسته مسئولانی نبود که تنها در موسم سخنرانی دیده شوند. او در سفرهای استانی، در جلسات، در بازدیدها و در پیگیریهای مکرر، نشان میداد که برای مردم آمده است، نه برای راحتی.
خستگیناپذیری او فقط در تعداد سفرها نبود؛ در نوع نگاهش به مسئله بود. او مشکل مردم را تا زمانی که به راهحل عملی نرسد، رها نمیکرد. کرمانشاه برای او فقط یک استان نبود که از آن عبور کند؛ یک تعهدِ باز بود، یک پرونده ناتمام تا رسیدن به نتیجه.
شهید رئیسی و کرمانشاه؛ پیوندی از احترام، امید و عمل
شهید رئیسی به کرمانشاه فقط بهعنوان یک منطقه محروم نگاه نکرد؛ او این استان را با عزت، حافظه تاریخی و ظرفیت آیندهسازش دید. او از مردم کرمانشاه تجلیل کرد، به مجاهدت آنان در دفاع مقدس احترام گذاشت، و در برابر مشکلاتشان با جدیت ایستاد.
همین نگاه بود که سفر او را به یک نقطه ماندگار در حافظه مردم کرمانشاه تبدیل کرد. مردمی که سالها بار سختی را بر دوش کشیدهاند، در سخنان و اقدامات او، بارقهای از امید دیدند. امیدی که برآمده از صداقت بود، نه تبلیغات؛ و از کار بود، نه شعار.
اکنون که دومین سالگرد شهادت شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی فرارسیده است، یاد او بیش از هر زمان دیگری با کار، مردم، غیرت، اخلاص و خستگیناپذیری معنا پیدا میکند. او رفت، اما تصویرش به عنوان رئیسجمهوری که به میدان آمد، از مردم جدا نشد و برای حل مسئلهها جنگید در حافظه تاریخی ایران باقی مانده است.
کرمانشاه در روایت شهید رئیسی، فقط یک استان مرزی نبود؛ نماد مقاومت، ظرفیت و امید بود. او با همان روحیهای که در سراسر دوران مسئولیتش دیده شد، برای این استان ایستاد، پیگیری کرد و خواست که چراغ اشتغال، تولید و امید در آن روشن بماند.
انتهای پیام/