یادداشت| سیستان و بلوچستان؛ ثروتمندترین مرز ایران
- اخبار استانها
- اخبار سیستان و بلوچستان
- 31 ارديبهشت 1405 - 13:06
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، سیستان و بلوچستان سالهاست درگیر یک تناقض بزرگ است؛ استانی که از نظر موقعیت جغرافیایی میتواند یکی از مهمترین قطبهای اقتصادی ایران باشد، اما همچنان در بسیاری از شاخصهای توسعه عقب مانده است. این استان نه فقط یک منطقه مرزی، بلکه شاهراه اتصال ایران به تجارت منطقهای، اقتصاد دریایی، ترانزیت و بازارهای بینالمللی است. با این حال، سهم مردم آن از این ظرفیت عظیم، هنوز با واقعیتهای توسعه فاصله زیادی دارد.
مرز؛ فرصتی که به بحران معیشت تبدیل شد
در بسیاری از کشورهای جهان، مناطق مرزی موتور محرک اقتصاد هستند. تجارت، صادرات، حملونقل و سرمایهگذاری باعث میشود شهرهای مرزی به مناطق ثروتمند تبدیل شوند. اما در سیستان و بلوچستان، سالها مرز بیشتر از آنکه فرصت اقتصادی تلقی شود، با نگاه امنیتی مدیریت شده است.نتیجه چنین رویکردی، شکلگیری اقتصاد غیررسمی و مشاغل پرخطری بود که بخشی از مردم برای بقا به آن وابسته شدند. وقتی سرمایهگذاری گسترده، اشتغال پایدار و زیرساخت اقتصادی وجود نداشته باشد، طبیعی است که بخشی از جامعه به سمت مسیرهایی برود که امنیت اقتصادی کوتاهمدت ایجاد میکند، حتی اگر خطرناک باشد.در واقع، مشکل اصلی فقط فقر نیست؛ نبود یک نقشه اقتصادی جدی برای استفاده از ظرفیت مرزهاست. استانی که میتوانست قطب تجارت و صادرات باشد، سالها از مزیت جغرافیایی خود بهره کامل نبرده است.راهکار این بحران، برخورد مقطعی یا امنیتی نیست. ایجاد بازارچههای رسمی، حمایت از تجارت محلی، توسعه صنایع وابسته به صادرات و تسهیل سرمایهگذاری میتواند اقتصاد استان را از وضعیت فرسایشی خارج کند.
بحران آب؛ توسعهای که زیر سایه خشکسالی متوقف شد
سیستان و بلوچستان فقط با کمبود آب روبهرو نیست؛ بلکه با بحرانی مواجه است که مستقیماً بر زندگی، اشتغال، مهاجرت و امنیت اجتماعی تأثیر گذاشته است.خشکسالیهای مداوم و ضعف زیرساختهای مدیریت منابع آبی باعث شده بخش بزرگی از ظرفیت کشاورزی منطقه آسیب ببیند. روستاهایی که زمانی محل تولید و اشتغال بودند، امروز با کاهش جمعیت و مهاجرت مواجهاند. وقتی آب نباشد، کشاورزی از بین میرود، بیکاری افزایش پیدا میکند و مهاجرت به یک انتخاب اجباری تبدیل میشود.اما بحران فقط به طبیعت مربوط نیست؛ بخشی از مشکل به ضعف مدیریت و نبود برنامهریزی بلندمدت بازمیگردد. پروژههای مرتبط با انتقال آب، بازسازی شبکههای فرسوده و استفاده از فناوریهای نوین آبی سالهاست یا نیمهتمام ماندهاند یا بسیار کند پیش میروند.در استانی که اقلیم خشک بخشی از واقعیت طبیعی آن است، توسعه بدون مدیریت دقیق آب عملاً ممکن نیست. هر برنامه اقتصادی برای بلوچستان، بدون حل مسئله آب، در نهایت با بنبست روبهرو خواهد شد.
تصویر رسانهای ناقص؛ استانی که فقط در بحران دیده شد
یکی از مشکلات مهم سیستان و بلوچستان، تصویری است که طی سالها از آن در رسانهها ساخته شده است. این استان اغلب زمانی در مرکز توجه قرار میگیرد که حادثهای رخ داده یا بحرانی شکل گرفته است. همین مسئله باعث شده بسیاری از مردم ایران، بلوچستان را نه با ظرفیتهایش، بلکه با مشکلاتش بشناسند.این نوع روایت رسانهای، به مرور ذهنیت عمومی را تغییر میدهد. سرمایهگذار با تردید وارد منطقه میشود، گردشگری رشد نمیکند و فاصله ذهنی میان استان و سایر نقاط کشور بیشتر میشود.در حالی که سیستان و بلوچستان ظرفیتهای گستردهای در حوزه تجارت، گردشگری، اقتصاد دریایی، صنایعدستی و نیروی انسانی جوان دارد، سهم این توانمندیها در روایت رسانهای بسیار محدود بوده است.رسانهها باید مشکلات را بازتاب دهند، اما تبدیل کردن یک استان به نماد دائمی بحران، نه کمکی به توسعه میکند و نه تصویر واقعی آن منطقه را نشان میدهد.
آیا سیستان و بلوچستان میتواند «دبی ایران» شود؟
وقتی از تبدیل سیستان و بلوچستان به «دبی ایران» صحبت میشود، منظور ساختن برجهای لوکس یا پروژههای نمایشی نیست. مسئله اصلی، تبدیل یک موقعیت جغرافیایی استثنایی به مرکز تجارت، ترانزیت، سرمایهگذاری و اقتصاد منطقهای است؛ همان مسیری که بسیاری از شهرهای موفق جهان طی کردهاند.دبی زمانی به قطب اقتصادی منطقه تبدیل شد که از موقعیت جغرافیایی خود بهدرستی استفاده کرد؛ یعنی تجارت آزاد، جذب سرمایهگذار، توسعه حملونقل، تسهیل قوانین اقتصادی و ایجاد زیرساختهای مدرن را در اولویت قرار داد.سیستان و بلوچستان نیز از نظر جغرافیایی ظرفیت کمنظیری دارد. دسترسی به آبهای آزاد، همجواری با کشورهای همسایه، موقعیت ترانزیتی و امکان تبدیل شدن به مسیر ارتباطی منطقه، مزیتهایی هستند که بسیاری از کشورها آرزوی آن را دارند.اما تبدیل شدن به یک قطب اقتصادی، فقط با شعار اتفاق نمیافتد. این استان برای رسیدن به چنین جایگاهی نیازمند چند تحول اساسی است؛ امنیت سرمایهگذاری، توسعه زیرساختها، تقویت حملونقل، حمایت از بخش خصوصی، کاهش بروکراسی و مهمتر از همه، اعتماد به مردم بومی و مشارکت دادن آنها در توسعه.اگر این اتفاقها رخ ندهد، ظرفیتهای بلوچستان همچنان در حد حرف باقی خواهد ماند. اما اگر نگاه مدیریتی از بحرانمحور به توسعهمحور تغییر کند، این استان میتواند در آینده به یکی از مهمترین مراکز اقتصادی ایران و حتی منطقه تبدیل شود.
توسعه بدون اعتماد، فقط روی کاغذ میماند
هیچ استانی صرفاً با پروژههای عمرانی توسعه پیدا نمیکند. توسعه واقعی زمانی شکل میگیرد که مردم احساس کنند در آینده اقتصادی منطقه خود سهم دارند.اگر جوانان استان همچنان با بیکاری گسترده روبهرو باشند، اگر مهاجرت نخبگان ادامه پیدا کند و اگر فرصتهای اقتصادی فقط در حد وعده باقی بماند، حتی بزرگترین طرحهای توسعهای نیز اثر عمیقی نخواهند داشت.سیستان و بلوچستان بیش از هر چیز به یک تغییر نگاه نیاز دارد؛ نگاهی که این استان را نه یک حاشیه فراموششده، بلکه یکی از مهمترین فرصتهای اقتصادی آینده ایران ببیند.و شاید سؤال اصلی همین باشد؛چرا استانی که میتواند به یکی از ثروتمندترین مناطق ایران تبدیل شود، هنوز درگیر ابتداییترین مشکلات توسعه است؟
|یادداشت از زهرا سلیمی فعال رسانهای و خبرنگار|
انتهای پیام/