تسنیم گزارش می‌دهد|سفر بدون شفافیت؛ چرا محیط زیست از پاسخ فرار می‌کند؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، دو روز حضور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در کردستان، می‌توانست فرصتی مهم برای شنیدن صدای فعالان محیط زیست، رسانه‌ها و مردم استانی باشد که سال‌هاست زیر بار بحران‌های انباشته زیست‌محیطی نفس می‌کشد؛ اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، چیزی جز تکرار یک الگوی فرسوده مدیریتی نبود؛ جلسات متعدد با نفرات گزینشی، بازدیدهای تشریفاتی، تصاویر یادگاری و در نهایت سکوت در برابر افکار عمومی.

در شرایطی که کردستان با ده‌ها بحران محیط‌زیستی ریز و درشت مواجه است، انتظار طبیعی این بود که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور و مدیرکل محیط‌زیست استان کردستان در کنار برنامه‌های رسمی، در جمع خبرنگاران و رسانه‌های منتقد دلسوز و دغدغه‌مند حاضر شود و درباره وضعیت نگران‌کننده استان پاسخ دهد. اما نه تنها چنین نشستی برگزار نشد، بلکه مدیرکل محیط زیست کردستان نیز ترجیح داد همچنان پشت دیوار محافظه‌کاری و عدم شفافیت باقی بماند!

این در حالی است که رسانه، دشمن مدیران نیست؛ رسانه، آخرین پل ارتباطی مردم با مسئولانی است که موظف به پاسخگویی‌اند. مدیری که از پرسش فرار می‌کند، ناخواسته این گزاره را تقویت می‌کند که یا پاسخی برای مشکلات ندارد یا اراده‌ای برای شفاف‌سازی وجود ندارد.

واقعیت آن است که کردستان امروز با بحران‌هایی روبه‌روست که دیگر با گزارش‌های کلیشه‌ای، جلسات اداری و بازدیدهای کوتاه‌مدت قابل پنهان‌کردن نیست. محیط زیست استان زیر فشار سوءمدیریت، ترک فعل، انفعال نظارتی و تصمیمات غیرکارشناسی قرار گرفته و بسیاری از فعالان محیط زیست معتقدند بخشی از وضعیت امروز، حاصل سکوت و مماشات مدیریتی است.

یکی از نمونه‌های آشکار این وضعیت، تالاب بین‌المللی زریبار مریوان است؛ یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های طبیعی غرب کشور که سال‌هاست قربانی مدیریت ناپایدار و تصمیمات غیرتخصصی شده است. علیرغم تعهدات متعدد و قراردادهای منعقدشده از سال 1388 میان محیط زیست و شهرداری مریوان، آنچه امروز در محدوده گردشگری تالاب دیده می‌شود، نه توسعه پایدار بلکه گسترش ساخت‌وسازهای غیرمجاز، دکه‌ها، بوفه‌های بی‌هویت و مشاغل کاذبی است که سیمای طبیعی تالاب را مخدوش کرده‌اند.

تجربه سال‌های گذشته به‌وضوح نشان داده شهرداری مریوان توان مدیریت علمی و استاندارد این پهنه حساس زیست‌محیطی را ندارد، اما با وجود همین کارنامه ناموفق، بار دیگر مدیریت این مجموعه به شهرداری واگذار شده؛ تصمیمی که نه‌تنها پرسش‌برانگیز بلکه مصداق تکرار یک خطای مدیریتی است.

در بخش مدیریت پسماند نیز وضعیت استان به مرز هشدار رسیده است. در مریوان، تخلیه غیرمجاز زباله در حاشیه جاده جدیدالاحداث مریوان ـ سنندج و در دل بافت جنگلی، به بحرانی آشکار تبدیل شده است. شیرابه زباله‌ها به منابع آب سطحی و زیرزمینی نفوذ می‌کند، چشم‌انداز طبیعی منطقه را تخریب کرده و تهدیدی بالقوه برای جنگل‌های منطقه در فصل گرما به شمار می‌رود.

سؤال جدی اینجاست؛ چرا محیط زیست استان در برابر چنین تخلفات آشکاری برخورد قاطع و بازدارنده‌ای ندارد؟ چرا ترک فعل برخی دستگاه‌ها در حوزه پسماند همچنان بدون هزینه مدیریتی ادامه دارد؟

این بحران فقط محدود به مریوان نیست. در سقز، بانه، سنندج و حتی قروه نیز وضعیت پسماند به یکی از جدی‌ترین تهدیدهای زیست‌محیطی تبدیل شده است. در بسیاری از شهرها، مدیریت زباله همچنان در حد تلنبارکردن و دفن غیراصولی باقی مانده و خبری از مدیریت علمی شیرابه، تفکیک اصولی و استانداردهای زیست‌محیطی نیست.

در سقز، جایگاه زباله تهدیدی بالقوه برای سد شهید کاظمی محسوب می‌شود. در بانه، محل دفن زباله به تهدیدی دائمی برای جنگل‌های بلوط و روستاهای پایین‌دست تبدیل شده و در سنندج نیز جایگاه زباله 30 ساله، یکی از عوامل مهم در بحران آلودگی حوزه سد ژاوه عنوان می‌شود.

سد ژاوه خود به نمادی از یک نگرانی بزرگ زیست‌محیطی تبدیل شده است؛ سدی که در حالی آبگیری شده که بخش قابل توجهی از فاضلاب شهری سنندج، شیرابه زباله‌ها، فاضلاب روستاها، کشتارگاه‌ها و شهرک‌های صنعتی به حوزه آبریز آن وارد می‌شود! بسیاری از کارشناسان هشدار می‌دهند ادامه این وضعیت می‌تواند در آینده‌ای نه‌چندان دور، سد ژاوه را به کانون یک فاجعه زیست‌محیطی و بحران تغذیه‌گرایی شدید تبدیل کند.

در چنین شرایطی، سکوت محیط زیست استان و حتی سازمان مرکزی پرسش‌برانگیز است. آیا واقعاً عمق بحران دیده نمی‌شود یا اراده‌ای برای ورود جدی وجود ندارد؟

از سوی دیگر، آغاز پروژه‌هایی چون تونل اورامان و اتصال روار به عباس‌آباد نیز نگرانی فعالان محیط زیست را دوچندان کرده است. پروژه‌هایی که به دلیل قرارگیری در زیستگاه پلنگ، بافت متراکم جنگلی بلوط و محدوده‌های حفاظت‌شده، دارای تبعات جدی برای حیات وحش و پوشش جنگلی منطقه هستند.

منتقدان می‌گویند ضعف نظارت محیط زیست باعث شده برخی پروژه‌ها بدون اخذ مجوزهای لازم یا بدون طی کامل الزامات زیست‌محیطی پیش بروند؛ روندی که می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری برای ثبت جهانی اورامان و اکوسیستم شکننده منطقه داشته باشد.

اما شاید مهم‌تر از همه این‌ها، مسئله «پاسخگویی» باشد؛ حلقه مفقوده مدیریت محیط زیست در کردستان. مدیری که حاضر نیست در برابر رسانه‌ها بنشیند، چگونه می‌تواند مدعی دفاع از حقوق عامه باشد؟ چگونه می‌توان از حفاظت محیط زیست سخن گفت اما صدای منتقدان، رسانه‌ها و انجمن‌های مردمی شنیده نشود؟

واقعیت این است که محیط زیست کردستان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیرانی شجاع، شفاف و پاسخگوست؛ مدیرانی که به جای فرار از پرسش‌ها، درباره عملکرد خود توضیح دهند و مسئولیت بپذیرند.

سفر دو روزه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به کردستان، می‌توانست آغاز فصل تازه‌ای از گفت‌وگو، شفافیت و تصمیم‌گیری جدی برای حل بحران‌های محیط زیستی استان باشد؛ اما وقتی رسانه‌ها پشت در بمانند و پرسش‌ها بی‌پاسخ بماند، طبیعی است که افکار عمومی این سفر را نه یک نقطه تحول، بلکه صرفاً مجموعه‌ای از جلسات بی‌حاصل و تشریفاتی تلقی کند.

امروز مطالبه اصلی فعالان محیط زیست و مردم کردستان روشن است؛ پایان مدیریت پشت درهای بسته در استان در این حوزه، برخورد بدون ملاحظه با ترک فعل‌ها و پاسخگویی صریح درباره بحران‌هایی که دیگر قابل انکار نیستند. خبرنگار تسنیم در گزارشات بعدی نیز چالش‌های حوزه محیط‌زیست را به تصویر می‌کشاند.

انتهای پیام/481