تنگه هرمز؛ از اهرم تهدید تا هاب حکمرانی دریایی و فناوری

به گزارش خبرگزاری تسنیم، تنگه هرمز برای ایران صرفاً یک گذرگاه انرژی نیست؛ بلکه یک «سرمایه ژئوپلیتیکی تمدنی» است. اما تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ اهرم ژئوپلیتیکی برای همیشه پایدار نمی‌ماند. همان‌گونه که اهمیت راه ابریشم، کانال پاناما یا حتی برخی بنادر استراتژیک جهان در طول زمان تغییر کرد، تنگه هرمز نیز اگر صرفاً به ابزار فشار امنیتی تبدیل شود، در بلندمدت با پروژه‌های جایگزین تضعیف خواهد شد.

امروز عربستان، امارات، اسرائیل و حتی اروپا به‌دنبال ایجاد مسیرهای جایگزین هستند؛ از خط لوله شرق به غرب عربستان تا پروژه فجیره، کریدورهای مدیترانه‌ای و طرح‌های اتصال دریای سرخ به مدیترانه. این روند یک پیام روشن دارد: جهان تلاش می‌کند «ریسک ژئوپلیتیکی» را کاهش دهد.

در چنین شرایطی، راهبرد هوشمندانه برای ایران نه «بستن هرمز»، بلکه «غیرقابل جایگزین کردن هرمز» است. ایران می‌تواند تنگه هرمز را از یک گلوگاه صرف انرژی، به بزرگ‌ترین هاب خدمات دریایی، لجستیکی، داده‌ای و فناوری منطقه تبدیل کند؛ مدلی که در آن کشورها احساس نکنند هزینه عبور پرداخت می‌کنند، بلکه احساس کنند وارد یک اکوسیستم سودآور و امن شده‌اند.

در این مدل جدید، درآمد اصلی ایران نه از اخذ عوارض سیاسی، بلکه از اقتصاد خدمات دریایی شکل می‌گیرد. از جمله فروش سوخت دریایی (Bunkering)، خدمات تعمیر و نگهداری کشتی، خدمات تأمین ملزومات (Ship Chandler)، تأمین آب، غذا، قطعات و لجستیک، بیمه‌های دریایی و P&I، خدمات مالی و بانکی دریایی، ثبت و تحلیل داده‌های تردد دریایی و ایجاد مراکز هوشمند مدیریت زنجیره تأمین.

امروز داده از نفت مهم‌تر است. هر کشتی که از هرمز عبور می‌کند، یک «منبع داده اقتصادی» است: نوع کالا، مبدأ، مقصد، قیمت، بیمه، زمان حمل، الگوی تجارت جهانی و تغییرات زنجیره تأمین. اگر ایران بتواند با ایجاد یک «بانک داده دریایی منطقه‌ای» این اطلاعات را تجمیع و تحلیل کند، هرمز از یک گذرگاه جغرافیایی به یک مرکز حکمرانی داده‌محور تبدیل خواهد شد. این داده‌ها می‌تواند در پیش‌بینی بازار انرژی، تجارت کود و مواد غذایی، مدیریت بحران جهانی، تحلیل حمل‌ونقل نیمه‌هادی‌ها، رصد زنجیره تأمین فناوری و حتی توسعه هوش مصنوعی لجستیکی، کاربرد راهبردی داشته باشد.

در کنار این موضوع، ایران باید از موقعیت هرمز برای «معامله فناورانه» استفاده کند، نه صرفاً معامله سیاسی. کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، هند و حتی برخی کشورهای اروپایی به امنیت عبور انرژی، LNG، کود شیمیایی و مواد اولیه وابسته‌اند. ایران می‌تواند در قالب قراردادهای حقوقی و شفاف بین‌المللی، امنیت پایدار کشتیرانی را در ازای انتقال فناوری نیمه‌هادی، تجهیزات تراشه‌سازی، فناوری بندری هوشمند، سیستم‌های مدیریت داده، تجهیزات مخابرات دریایی و سرمایه‌گذاری صنعتی، به یک همکاری برد-برد تبدیل کند.

این رویکرد سه مزیت بزرگ دارد:

اول، با قواعد حقوق بین‌الملل دریایی تعارض جدی پیدا نمی‌کند و ایران را در موضع مشروع نگه می‌دارد.

دوم، انگیزه کشورها برای دور زدن تنگه هرمز را کاهش می‌دهد؛ زیرا عبور از هرمز صرفاً عبور از یک آبراه نیست، بلکه ورود به یک اکوسیستم اقتصادی و خدماتی سودآور خواهد بود.

سوم، ایران را از اقتصاد خام‌فروش به اقتصاد خدمات، داده و فناوری متصل می‌کند.

آینده هرمز نه در «انسداد»، بلکه در «وابسته‌سازی هوشمند جهان» به این گذرگاه راهبردی است.

یادداشت از: علیرضا کیامهر، کارشناس حکمرانی اقتصاد دریایی

انتهای پیام/