شهید رئیسی؛ نماد خدمت صادقانه و عمل‌گرایی در عرصه مدیریت کشوربود

به گزارش خبرگزاری تسنیم ، در حافظه تاریخی یک ملت، برخی نام‌ها نه بر پیشانی ساختمان‌های بلند، که در عمق جان مردم حک می‌شوند. آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی از این دست بود. مردی که بیش از آنکه به گفتن مشهور باشد، به عمل کردن شهره بود. سیاست در قاموس برخی، بازی واژه‌ها و رقابت بر سر کرسی‌های رنگارنگ است. در روزگاری که واژه‌ها در بازار سیاست به وفور یافت می‌شوند و از فرط تکرار، سکه بی‌اعتباری خورده‌اند، در مکتب آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی، سیاست چیزی نبود جز ایستادن در کنار مردم، شنیدن بی‌واسطه دردهایشان و دست‌به‌کار شدن برای درمان. او با عمل‌گرایی خاموش خود، معیار تازه‌ای برای سنجش صداقت مدیران ارائه داد. اینک در نبود او، روایت‌ها از گوشه و کنار پرده از شخصیتی برمی‌دارند که خدمت صادقانه، برایش نه یک استراتژی انتخاباتی، که هوایی بود که تنفس می‌کرد. او سیاست را از راهروهای پیچ‌درپیچ قدرت به میدان عمل آورد و ثابت کرد می‌توان رئیس‌جمهور بود، اما همچنان یک خادم ساده زیست.
مردی شریف، صادق و پرتلاش؛ روایتی از جوهره شخصیتی شهید جمهور
 عبدالرضا عزیزی، نماینده دوره‌های نهم و دهم مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگوبا خبرنگار تسنیم درباره شخصیت و اقدامات آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور فقید، تصویری شفاف از منش فردی و مدیریتی او ارائه کرد. وی اظهار کرد: شهید رئیسی مردی شریف، صادق و پرتلاش بود. همواره با مردم و برای مردم خدمت می‌کرد.این توصیف فشرده اما پرمعنا، حاوی سه رکن اساسی از شخصیت شهید رئیسی است که به گفته این نماینده اسبق مجلس، بنیان کنش‌های سیاسی و اجرایی او را شکل می‌داد. شرافت در این چارچوب، نه صرفا یک خصلت فردی که به معنای پایبندی به اصول اخلاقی در میدان پرتلاطم سیاست بود. عرصه‌ای که در آن، حفظ مرزهای اخلاقی همواره آسان نیست. صداقت نیز دومین مؤلفه‌ای بود که عزیزی بر آن انگشت گذاشت و آن را در کنار پرتلاشی نشاند تا تأکید کند که کارنامه خدمتی رئیس‌جمهور فقید، حاصل ترکیب این سه ویژگی بنیادین بوده است.

عزیزی در تشریح مصداقی این روحیه پرتلاش، به یکی از شاخص‌ترین نمودهای رفتاری شهید رئیسی اشاره کرد و گفت: بازدیدهای مکرر او از پروژه‌ها و مراکز مختلف، نشان‌دهنده جدیت و پایبندی رئیس‌جمهور به مسئولیت‌هایش بود. این جمله بیانگر یک منطق مدیریتی متمایز در دوره ریاست‌جمهوری آیت‌الله رئیسی است. در ساختار اداری متعارف، بالاترین مقام اجرایی کشور می‌تواند صرفا به دریافت گزارش‌های کارشناسی از مدیران میانی بسنده کند و از پشت میز، فرمان به اجرا صادر کند. اما شهید رئیسی این الگو را کنار گذاشته بود. بازدیدهای مکرر و گاه از پیش اعلام‌نشده او از پروژه‌های عمرانی، صنعتی و زیرساختی در اقصی نقاط کشور، نشان می‌داد که وی گزارش‌های مکتوب را برای تصمیم‌گیری کافی نمی‌دانست و شخصا می‌خواست از نزدیک در جریان روند پیشرفت امور قرار گیرد. همین رویه بود که از نگاه دکتر عزیزی، نماد جدیت و پایبندی او به وظایف قانونی و اخلاقی‌اش محسوب می‌شد.
الگوسازی عملی؛ چگونه روحیه جهادی رئیس‌جمهور، مدیران را به تحرک واداشت؟
عزیزی در ادامه به یکی از مهم‌ترین دستاوردهای غیرمستقیم سبک مدیریتی شهید رئیسی اشاره کرد که شاید کمتر در تحلیل‌های مرسوم مورد توجه قرار گرفته باشد. او با تأکید بر تأثیرگذاری رفتار رئیس‌جمهور بر سایر ارکان دولت تصریح کرد: وقتی او خود به کار می‌پرداخت، وزرا، استانداران و سایر مدیران مجبور بودند با همان جدیت فعالیت کنند که بسیار قابل تحسین بود.این جمله، سازوکار یک تحول خاموش اما عمیق در لایه‌های مدیریتی کشور را توضیح می‌دهد. مراد از این اجبار، نه یک فشار اداری یا تهدید سازمانی، که یک ضرورت رفتاری برآمده از الگوگیری بود. هنگامی که بالاترین مقام اجرایی کشور شخصا در میدان حاضر می‌شد، از سدسازی در نقطه صفر مرزی بازدید می‌کرد یا به طور سرزده در یک کارخانه تولیدی حضور می‌یافت، عملا معیار جدیدی برای سنجش عملکرد مدیران تعریف می‌شد. در چنین فضایی، وزیری که پیش‌تر به جلسات طولانی و گزارش‌های کتبی اکتفا می‌کرد، مجبور می‌شد برنامه کاری خود را تغییر دهد و به میدان عمل بیاید استانداری که عادت به مدیریت از پشت میز داشت، ناگزیر می‌شد مسافت‌های طولانی را برای سرکشی به پروژه‌های شهرستان‌ها طی کند.نماینده اسبق مجلس با عبارت بسیار قابل تحسین بود، بر این دستاورد ناملموس اما حیاتی صحه گذاشت. در واقع، دکتر عزیزی در لایه‌های زیرین سخن خود به این نکته اشاره دارد که یکی از میراث‌های ماندگار شهید رئیسی، ایجاد یک فرهنگ سازمانی نوین در بدنه اجرایی کشور بود. فرهنگی که در آن، کار میدانی بر بروکراسی اداری ترجیح داده می‌شد و مدیران به جای پنهان شدن پشت الفاظ و گزارش‌ها، ترغیب می‌شدند که شخصا پای کار بایستند. این تحول فرهنگی، اگرچه در آن دوره زمانی کوتاه به طور کامل نهادینه نشد، اما به گفته این نماینده پیشین، الگویی برای آینده مدیریت کشور ترسیم کرد که ارزش آن کمتر از دستاوردهای عمرانی و اقتصادی ملموس نبود.
پادزهر بی‌اعتمادی؛ چگونه صداقت در عمل، سرمایه اجتماعی را ترمیم کرد؟
فراتر از سازوکارهای مدیریتی، یکی از عمیق‌ترین دستاوردهای دوران مسئولیت شهید رئیسی، ترمیم نسبی شکاف اعتماد میان ملت و حاکمیت بود. شکافی که در پی سال‌ها وعده‌های محقق‌نشده و فاصله گرفتن مدیران از متن جامعه، به یکی از چالش‌های بنیادین نظام حکمرانی تبدیل شده بود.

 عزیزی در سخنان خود به این بعد راهبردی نیز اشاره دارد. تأکید او بر صداقت و خدمت برای مردم در توصیف شخصیت رئیس‌جمهور فقید، دقیقا عناصر سازنده همان پادزهری است که می‌تواند زهر بی‌اعتمادی را خنثی کند.در سپهر سیاسی‌ای که کنشگران آن غالبا با ادبیات فریبنده و وعده‌های رنگین، رأی و اقبال عمومی را جلب می‌کنند، ظهور چهره‌ای که گفتار و کردارش بر هم منطبق باشد، به‌خودی‌خود یک رخداد سیاسی محسوب می‌شود. شهید رئیسی در قامت یک سیاستمدار صادق، توانست این پیام را به افکار عمومی مخابره کند که هنوز می‌توان در مسند قدرت نشست و دروغ نگفت. می‌توان رئیس‌جمهور بود و تشریفات را به نفع ارتباط بی‌واسطه با مردم کنار گذاشت.

 عزیزی با اشاره به بازدیدهای مکرر رئیسی از مراکز مختلف، ناخواسته تصویری از یک مدیر پاسخگو ترسیم می‌کند که در آن، رئیس‌جمهور به جای پناه بردن به برج عاج قدرت، خود را در معرض پرسش و قضاوت مستقیم شهروندان قرار می‌دهد. این شفافیت رفتاری، سنگ بنای همان اعتماد ازدست‌رفته‌ای بود که به گفته تحلیلگران، بزرگ‌ترین سرمایه مغفول در حکمرانی مدرن است.
فراتر از یک دوره ریاست‌جمهوری؛ میراثی که تبدیل به مکتب شد
 عبدالرضا عزیزی در پایان چشم‌انداز ماندگاری از راه شهید رئیسی را ترسیم کرد و گفت: روحش شاد و یادش گرامی باد. این عبارت پایانی، در بستر تحلیلی که او از شخصیت و اقدامات رئیس‌جمهور فقید ارائه داد، نه یک پایان‌بندی احساساتی، که یک دعوت ضمنی به ادامه دادن است. او در سخنانش مؤلفه‌هایی را برشمرد که امروز می‌توان آنها را ارکان یک مکتب مدیریتی و اخلاقی دانست: شرافت فردی، صداقت گفتاری، پرتلاشی خستگی‌ناپذیر، پیشگامی در عمل، و نهایتا خدمت به مردم به مثابه عبادتی برای خداوند.مرور این مؤلفه‌ها نشان می‌دهد که چرا شخصیت شهید رئیسی از چهارچوب تنگ یک دوره ریاست‌جمهوری فراتر رفته و به یک الگوی ماندگار در سپهر سیاسی ایران بدل شده است. جوهره این الگو، خدمت صادقانه و بی‌ادعاست. خدمتی که نیازمند هیاهوی رسانه‌ای و نمایش‌های تبلیغاتی نیست، بلکه با عمل خاموش و مستمر خود سخن می‌گوید. اکنون با فقدان این خادم ملت، رسالت بازماندگان و مدیران کنونی کشور آن است که این مکتب را نه در قالب شعار و گرامیداشت، که در متن برنامه‌ها و تصمیم‌گیری‌های اجرایی خود زنده نگاه دارند. دعای روحش شاد و یادش گرامی باد، تنها در صورتی معنای حقیقی خود را بازمی‌یابد که مسیر او ادامه پیدا کند. مسیری که در آن، مردم محور خدمت‌اند و عمل صالح، یگانه معیار سنجش یک مدیر.

آنچه رهبر شهید انقلاب بارها در توصیف شهید خدمت حضرت آیت‌الله شهید دکتر رئیسی برجسته کردند فقط مجموعه‌ای از ویژگی‌های اخلاقیِ فردی نبود بلکه ارائه یک الگوی حکمرانی انقلابی و مردمی بود؛ الگویی که در آن مسئول، خود را صاحب قدرت نمی‌داند بلکه خادم مردم و سرباز میدان می‌فهمد.

مهم‌ترین شاخصه شهید رئیسی در بیان رهبر انقلاب «مردمی بودن» بود؛ مردمی بودن در ادبیات انقلاب به معنای حضور واقعی در متن جامعه، لمس مسائل مردم، دیدن درد مناطق محروم و فرار نکردن از میدان‌های سخت است. شهید رئیسی از پشت میز مدیریت نمی‌کرد.

شهید رئیسی در سیل، زلزله، کارخانه، روستا و میان کارگران و محرومان حاضر می‌شد و این همان منطقی است که رهبر انقلاب از آن با عنوان «مدیریت میدانی» یاد می‌کنند؛ مدیری که صحنه را می‌بیند، واقعیت را لمس می‌کند و تصمیم را از دل میدان و نه از فضای گزارش‌های تشریفاتی می‌گیرد.
ویژگی مهم دیگر او خستگی‌ناپذیری بود؛ در دوره‌ای که بخشی از مدیران کشور گرفتار محافظه‌کاری، توجیه‌گری و روزمرگی شده بودند شهید رئیسی نشان داد مدیریت انقلابی به معنی شب و روز نشناختن برای حل مسائل مردم است.
رهبر انقلاب به‌صراحت فرمودند که ایشان خود را وقف خدمت کرده بود و این تعبیر بسیار مهم است؛ وقف خدمت یعنی مسئولیت را نه ابزار قدرت بلکه میدان مجاهدت دانستن و همین نگاه بود که او را تا آخرین لحظه عمر در مسیر افتتاح طرح‌ها، پیگیری مشکلات و خدمت‌رسانی نگه داشت و در نهایت نیز عنوان «شهید خدمت» را برای او معنا کرد.

از مهم‌ترین ابعاد شخصیتی شهید رئیسی که در بیانات رهبر انقلاب برجسته شد اعتقاد عمیق به ظرفیت‌های داخلی بود؛ او کشور را معطل لبخند دشمن نکرد و باور داشت پیشرفت ایران از مسیر فعال شدن توان ملت، جوانان، نخبگان و ظرفیت‌های داخلی عبور می‌کند.

این نگاه دقیقا در امتداد منطق بیانیه گام دوم انقلاب است که آینده کشور را در تکیه بر توان داخلی، جهاد علمی، امید اجتماعی و اعتماد به نسل جوان می‌بیند.روحیه فسادستیزی و عدالت‌خواهی او نیز یکی دیگر از نقاط برجسته شخصیتش بود لذا چه در دوران قوه قضائیه و چه در دولت، تلاش کرد تصویر مسئول انقلابیِ اهل مماشات با فساد را بشکند و طبیعی بود که چنین رویکردی با هجمه‌ها، تخریب‌ها و زخم زبان‌ها همراه شود اما رهبر انقلاب بارها بر صراحت، استقامت و عدم انفعال او در برابر فشارها تأکید کردند و این همان روحیه‌ای است که انقلاب اسلامی برای عبور از ساختارهای فرسوده و ناکارآمد به آن نیاز دارد.

شهید رئیسی را باید نماد یک تفکر دانست، تفکری که می‌گوید مسئول جمهوری اسلامی باید اهل کار، اهل حضور، اهل خطر کردن، اهل امیدآفرینی و اهل ایستادگی باشد. شهید رئیسی تلاش کرد میان مردم و حاکمیت پیوند اعتماد ایجاد کند و این در شرایطی بود که دشمن با جنگ روایت‌ها به دنبال ناامیدسازی جامعه بود و همین امر موجب شد تصویر یک رئیس‌جمهور پرتلاش و میدانی خود به یک پیام امید تبدیل شود.
شهادت او نیز امتداد طبیعی یک زندگی مجاهدانه بود؛ مردی که در مسیر خدمت، در میدان مأموریت و در حال پیگیری امور مردم به شهادت رسید و همین مسئله سبب شد عنوان «شهید جمهور» توصیفی دقیق از سبک زندگی و سبک حکمرانی او باشد.

امروز و در شرایط کنونی جنگ اخیر و بعد از شهادت رهبر عزیزمان، بازخوانی شخصیت شهید رئیسی فهم یک الگوی حکمرانی برای آینده انقلاب اسلامی است؛ الگویی که بر پایه مردمی بودن، عدالت‌خواهی، امید، کار جهادی، اعتماد به ظرفیت داخلی و مقاومت در برابر فشار دشمن شکل گرفته است.
هر میزان مدیران کشور به این الگو نزدیک شوند سرمایه اجتماعی نظام تقویت خواهد شد و مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی هموارتر می‌شود.

انتهای پیام/