تاریخ اگر زبان داشت، این‌همه تکرار نمی‌کردیم

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، محمد عسلی، از پیشکسوتان عرصه رسانه استان فارس طی یادداشتی اختصاصی با عنوان «فواره، چون بلند شود» که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده است، نوشت:

اگر تاریخ زبان صادقی داشت، انسان در تکرار هر آنچه او را خسارت، ضرر و یا صدمات جانی می‌رساند بعد از میلیون سال زندگی در روی کره زمین تلاش نمی‌کرد دوباره اشتباهات خود را تکرار کند.

اگر تاریخ در زمان وقوع هر حادثه‌ای آئینه‌ای می‌بود که وقایع را به درستی ثبت کند، هیچ پادشاه یا امیری مصون از خطا، اشتباه و یا تقصیر نبود و یا قلم تاریخ‌نویسان به تعریف و تمجید کاسه‌لیسان معرفی نمی‌شد.

هرچند سرعت انتقال خبر با این همه ابزار و وسایل ارتباطی الکترونیکی به لحظه است، اما در اتاق‌های دربسته رایزنی‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی دروغ، راست و راست، دروغ، خبری نمی‌شد.

ادبیات نصیحت‌گونه و یا انتقادی از عملکرد پادشاهان و سران کشور‌ها از دیرباز به هر دلیلی که جای بحث فراوان دارد در فرهنگ کشور‌ها به ویژه کشور ما بسیار کم است و اگر مورخ، شاعر و یا پژوهشگری به طنز یا نقد مطلبی را به راستی گفته یا سروده باشد همچون ناصرخسرو یا مسعود سعد سلمان، سال‌های عمر را در زندان سپری کرده است و یا در کشور‌های دیگر به گونه‌ای خریداری شده که سر جای خود نشانیده شده است.

امروز هم علناً در شبکه‌های تلویزیونی شاهدیم که دونالد ترامپ رئیس جمهور فعلی آمریکا چندی از خبرنگاران و گزارشگران رسانه‌ای منتقد را به خیانت و دروغ‌پردازی متهم می‌کند غافل از آنکه این چند صبای کوتاه حکمرانی به زودی تمام می‌شود و معلوم نیست آمریکائی با این حال و هوا در آینده باشد یا نباشد چونانکه تمدن‌های بزرگ‌تر و وسیع‌تر از آمریکا در گذشته‌های دور نماندند و فقط خرابه‌هایی از آن قصر‌ها و اریکه‌های قدرت باقی مانده است که اگر به گفته خاقانی شروانی عبرت‌آموز باشند که نیستند، تاریخ دوباره و چندباره تکرار خیانت‌ها، جنایت‌ها و قساوت‌ها را از قدرتمندان و قدرت‌دوستان نقل و ثبت نخواهد کرد.

وقتی سعدی می‌گوید: «اینکه در شهنامه‌ها آورده‌اند/ رستم و روئینه تن اسفندیار/ تا بدانند این خداوندان ملک/ هست دنیا از بسی‌ها یادگار...» همان سخنی است که خاقانی در قصیده ایوان مدائن آورده که: «پرویز به هر خوانی زرین‌تره گسترده/ زرین‌تره کو بر خوان رو کم ترکوا برخوان...»
و یا حافظ با همین مضمون به لطافت، چند بیتی در غزل‌هایش آورده مانند «کمند صید بهرامی بیفکن، جام جم بردار/ که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش...» خیام نیز چند رباعی بی‌نظیر در همین موضوع سروده است: «مرغی دیدم نشسته بر باره طوس/ در پیش نهاده کله کیکاووس/ با کله همی گفت که افسوس، افسوس/ کو بانک جرس‌ها و کجا ناله کوس...»

فروپاشی قدرت‌ها به ویژه زمانی که بزرگ و بزرگ‌تر جلوه می‌کنند و نیز دولت‌های امپراطوری، مانند پیر و فرسوده شدن درختی پربارند که بهار دیگری را شاهد نیست امری اجتناب‌ناپذیر است.

فواره آمریکا و هر کشور دیگری که قدرت را وسیله ظلم و ستم به دیگران قرار می‌دهد، عنقریب سرنگون خواهد شد و هر کس بالاتر می‌نشیند به هنگام سقوط استخوانش سخت‌تر می‌شکند.

ظلم و ستم پایدار نمی‌ماند، اما انتقال می‌یابد و به اشکال مختلف در طول تاریخ رخ می‌نماید، زیرا به فرموده خداوند در قرآن کریم: «والعصر ان الانسان لفی خسر...» همانا که انسان در خسارت و گمراهی است مگر آنکه به حق و صبر روی آورد...»

آری ما در عصری زندگی می‌کنیم که علیرغم این همه دستاورد‌های علمی و تکنولوژی، اخلاق انسانی رو به زوال گذاشته و انسانیت در کمند قدرت به اسارت رفته است.

یادم آمد به آن جمله معروف یکی از نویسندگان قدیمی که گفت: علم سلاح جنگ با شیطان است. چون صاحب سلاح را به اسارت برند شرمساری پیش برد... امروز بسیاری از دولتمردان شرمسارند و توشه‌ای برای آخرت نیاندوخته‌اند.

این همه ظلم و تعدی و قساوت و کشتار توسط دولت‌مردان اسرائیلی و آمریکائی بر مردم مظلوم فلسطین، تاریخ به یاد ندارد هر چند در جنگ‌های صلیبی هم این مردم به بسیار بلایا و قساوت‌ها گرفتار شدند، اما نه به این دهشتناکی که با بمب‌های چند تنی همگان از کوچک و بزرک به هنگامه خواب و بیداری جسم و جانشان در لهیب آتش انفجار نابود شود و یا در دبستان شجره طیبه بیش از 164 کودک خردسال دانش‌آموز به علت بمباران عمدی سربازان آمریکا به شهادت برسند. آیا در آینده آمریکائی به این نام و نشان باقی خواهد ماند و یا «فواره، چون بلند شود سرنگون شود».
والسلام

انتهای پیام/424