یادداشت| عهد شهید «رئیسی» با «سینه ستبر ایران»
- اخبار استانها
- اخبار کرمانشاه
- 29 ارديبهشت 1405 - 12:34
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، میگویند آسمان کرمانشاه، عطر همت و بوی نان داغ غیرت میدهد. این سرزمین، که سینه ستبر تاریخ ایران است و خاکش از خون 10 هزار لاله سرخ، گلگون گشته، همیشه در انتظار دستی بود که نه برای فرمان، که برای مرهم بر زخمهای کهنهاش بیاید.
سفر 23 تیرماه 1401، تنها یک سفر دولتی نبود؛ عهدی بود میان دلی که در پی گرهگشایی میتپید و سرزمینی که در تپش تپههایش، آرزوی فرداهای روشن داشت. آیتالله شهید رئیسی، وقتی به کرمانشاه پا گذاشت، پیش از آنکه به اعداد و ارقام بیکاری و صنعت بنگرد، به چشمهای نجیب مردمی خیره شد که سینه ستبر ایران بودند.
او میدانست این خاک، نه فقط مهد پهلوانان، که خاستگاه دردهایی است که جز با «خستگیناپذیری» التیام نمییابند.
وقتی شهید رئیسی از «قرارگاه رفع بیکاری» سخن گفت، انگار داشت نقشه راهی برای زنده کردن نبضهای ایستاده میکشید. او تاب آن نداشت که کارخانهای در غبار تعطیلی بماند و دست جوانی در خانهای خالی از کار، لرزان باشد.
او برای هر کارخانه، برای هر چرخدنده و برای هر مزرعه، شأنی قائل بود که آن را «امانت الهی» میدانست. هر بار که نام اشتغال را در حضور مسئولان فریاد میزد، گویی داشت برای بازگشت لبخند به سفرههای مردم، قسم یاد میکرد.
شهید جمهور، معمار امید بود در بنایی که سالها درگیر رکود شده بود. او برای کرمانشاه، نه یک مسئول، که یک همدرد بود. در هر گام، در هر دیدار و در هر شنیدن رنجهای سرپلذهاب، او نه تنها میشنید، که حس میکرد. نرخ بیکاری در ذهن او فقط یک آمار خشک نبود؛ رنجی بود که باید به دست کار و همت، از میان میرفت. کاهش 2.7 درصدی آمار بیکاری، عددی بود که با جوهر عرق جبین مردی نوشته شد که خستگی را نمیشناخت و جز به رضایت مردم و پروردگار، نیندیشید.
خادمی که در غربت پرواز، جاودانه شد
حالا، در سالروز پرواز بیبازگشتش، وقتی به کرمانشاه مینگریم، هنوز هم طنین گامهایش در کوی و برزنهای این دیار طنینانداز است. او آمد، درد را دید، نسخه پیچید و رفت؛ اما داغی که بر دل مردمان صبور این دیار گذاشت، آمیخته با حلاوت امیدی است که در دلهایشان کاشت.
شهید رئیسی، مسافری بود که در جادههای پر پیچ و خم خدمت، به مقصد ابدیت رسید؛ اما نامش در تاریخ کرمانشاه، در کنار آن هزاران شهید، به عنوان «خادم خستگیناپذیر» حک شد. او رفت، اما میراثش، یعنی آن باور عمیق که «کار عادی جواب نمیدهد»، هنوز در گوش مسئولان این دیار زمزمه میشود.
یادداشت از صفورا بیاتی
انتهای پیام/