یادداشت| خوانش هابرماسی از حماسه مردم ایران
- اخبار استانها
- اخبار ایلام
- 29 ارديبهشت 1405 - 13:17
به گزارش خبرگزاری تسنیم، یورگن هابرماس، نظریهپرداز برجسته مکتب فرانکفورت، تمایز بنیادینی میان «زیستجهان» و «نظام» قائل میشود. زیستجهان، قلمرویی از ارزشهای مشترک، اعتماد، همبستگی و هویت جمعی است که از طریق «کنش ارتباطی» بازتولید میشود. در مقابل، «نظام» با منطق سرد قدرت و پول، در پی کنترل و «استعمار» این زیستجهان برمیآید. از این منظر، حضور حماسی و میلیونی مردم ایران در راهپیماییهای دفاع از جمهوری اسلامی و طنین ماندگار «مرگ بر آمریکا» را میتوان قویترین نمونه از مقاومت زیستجهانی در برابر نظام سلطهگر جهانی تحلیل کرد.
کنش ارتباطی به مثابه «نه» تاریخی به سلطه
از منظر هابرماس، فریاد «مرگ بر آمریکا» یک کنش ابزاری (برای رسیدن به قدرت) یا کنش احساسی صِرف نیست. این شعار، مصداق بارز «کنش ارتباطی» است؛ کنشی که در آن کنشگران اجتماعی نه برای سود فردی، بلکه برای دستیابی به «تفاهم» و «اجماع» بر سر هنجارهای مشترک وارد تعامل میشوند. تکرار این شعار در طول چهار دهه اخیر، آن را به یک «حقیقت هنجاری» در زیستجهان ایرانی تبدیل کرده است: حقیقتی که میگوید «استقلال، عزت و امنیت ما جز در برابر استکبار جهانی ممکن نیست». مردم با این کنش ارتباطی، به نظام سلطه میفهمانند که اراده جمعی آنها از طریق گفتوگوی درونفرهنگی (و نه از طریق تهدید و تحریم) شکل گرفته و تغییرناپذیر است.
عقلانیت ارتباطی در برابر عقلانیت ابزاری نظام سلطه
هابرماس میان «عقلانیت ابزاری» (هدفمحور و سوداگرانه) و «عقلانیت ارتباطی» (فهممحور و همبستگیخواه) تمایز میگذارد. نظام سلطه جهانی با تکیه بر عقلانیت ابزاری، از ابزارهایی چون تحریم، فشار رسانهای و تهدید نظامی برای واداشتن ایران به عقبنشینی استفاده میکند. اما حضور حماسی مردم در صحنه، تجلی عقلانیت ارتباطی است: آنان با حضور خود اعلام میکنند که به تفاهم جمعی درباره دفاع از کیان ملی رسیدهاند و هیچ سود مادی یا تهدید بیرونی نمیتواند این اجماع هنجاری را از میان ببرد. از این رو، راهپیماییهای عظیم در ایران، نه یک واکنش عاطفی، بلکه «اقدامی عقلانی» برای صیانت از زیستجهان در برابر تهاجم نظام سلطه است.
استعمار زیستجهان توسط نظام و شکست آن در ایران
یکی از مفاهیم کلیدی هابرماس، «استعمار زیستجهان توسط نظام» است. او معتقد است نظامهای قدرت و پول همواره میکوشند به قلمرو ارزشها و هویتهای مشترک هجوم آورده و آن را به دست ابزارهای خود مصادره کنند. در تحلیل ما، «نظام» همان نظام سلطه جهانی (بهویژه سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا) است که تلاش میکند زیستجهان ایرانیِ مبتنی بر ارزشهای دینی، انقلابی و ضداستعماری را استعمار کند. اما حضور میلیونی مردم در حمایت از جمهوری اسلامی، پاسخی جمعی به این هجوم است: زیستجهان بازمیگردد تا نشان دهد در برابر استعمار نظام سلطه، نه تنها تسلیم نمیشود، بلکه با بازتولید هنجارهای خود، قلمروش را مستحکمتر از پیش میسازد.
فضای عمومی انقلابی؛ میدان بازتولید اجماع هنجاری
هابرماس «فضای عمومی» را عرصه شکلگیری نظر جمعی و نقد قدرت میداند. خیابانهای ایران در روزهای سرنوشتسازی مانند 22 بهمن و روز قدس، به فضای عمومیِ راستینی تبدیل میشود، اما نه فضایی برای گفتوگوی انتزاعی، بلکه میدانی برای بازتولید زنده «تفاهم هنجاری» درباره اصول بنیادین: استقلال، عدم وابستگی، و ایستادگی در برابر زورگویی. در این فضا، شعارهای متحدالشکل، کارکرد «بیانی» و «ارتباطی» دارند، یعنی نه فقط حامل یک پیام، بلکه خودِ آن پیام در متن اعتراض به نظام سلطه، بازتعریف میشود. مردم با حضور خود، این حقیقت هنجاری را دوباره تأسیس میکنند که هویت ما با نه به آمریکا گره خورده و جمهوری اسلامی تنها ضامن این هویت است.
ایران هابرماسی؛ زیستجهانی که استعمارپذیر نیست
اگر از چشمانداز هابرماس به تحولات ایران بنگریم، حضور حماسی مردم نه یک «شورش احساسی»، که «اقدام عقلانی جمعی برای صیانت از زیستجهان» در برابر تهاجم نظام سلطه است. مردم ایران دقیقاً زمانی به خیابان میآیند که احساس میکنند نظام سلطه قصد دارد حافظه تاریخی، ارزشهای دینی و نمادهای ملی آنان را نابود کند. آمدن به صحنه، یعنی بازسازی عقلانی پیوند میان مردم و نظام سیاسیای که نماد مقاومت در برابر استکبار است.
پس ایرانِ هابرماس، ایرانِ خیابانهایی نیست که فقط شعار میدهد؛ ایرانِ مردمی است که با فریاد «مرگ بر آمریکا»، یک پیام فلسفی عمیق را طنینانداز میکند: ما زیستجهان خود را به نظام سلطه نمیفروشیم. ما خودمان با کنش ارتباطی به تفاهم رسیدهایم. و جمهوری اسلامی، تجلی همین تفاهم هنجاری ماست.
رضا میرزاد دکترای اندیشه سیاسی
انتهای پیام/180/