عربستان و انتخابی سرنوشتساز؛ از پازل جنگ تا معمای صلح
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 28 ارديبهشت 1405 - 18:12
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، عربستان سعودی، بزرگترین اقتصاد عربی، مهمترین کنشگر شورای همکاری خلیج فارس و بزرگترین صادرکننده نفت جهان، در تقاطعی تاریخی ایستاده است. پروژه چشمانداز 2030 این کشور که برای تنوعبخشی به اقتصاد وابسته به نفت طراحی شده است، به ثبات و آرامش منطقهای گره خورده است. اما شواهد حاکی از آن است که جنگ رمضان، محاسبات امنیتی ریاض را با چالشی بنیادین روبرو کرده است.
در جریان حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس وعده داده بودند که از خاک و آسمانشان برای تعرض به جمهوری اسلامی ایران استفاده نخواهد شد. اما آنچه در عمل رخ داد، نقض این وعدهها بود. آمریکا با بهرهگیری از پایگاههای نظامی متعدد خود در منطقه، از جمله پایگاه هوایی پرنس سلطان در عربستان، بارها از خاک و آسمان این کشور برای عملیات علیه ایران استفاده کرد.
البته ایران نیز در پاسخ این پایگاه و دیگر مقرهای نظامی آمریکا در سایر کشورهای عربی خلیج فارس را هدف قرار داد. این واقعیت تلخ نشان داد که حضور نظامی خارجی، نه تأمینکننده امنیت، که خود به کانون تهدیدی برای این نظامها بدل میشود. آمریکا با شعار «امنیت»، پایگاههایش را در این کشورها برپا داشت، اما در عمل، این پایگاهها به آهنربایی برای جذب حملات تبدیل شدهاند و اقتصاد و امنیت میزبانان را قربانی ماجراجوییهای ترامپ و نتانیاهو کردهاند.
اکنون، پایان دادن به چرخه خصومت در منطقه، نیازمند رویکردی نوین است. ایران با اتکا به تسلط راهبردی خود بر تنگه هرمز، که شاهرگ حیاتی صادرات و واردات کشورهای حاشیه خلیج فارس است، میتواند مسیر تازهای پیش پای همسایگان بگذارد. به جای یک توافقنامه کلی و فراگیر که شاید هیچگاه به سرانجام نرسد، امضای توافقهای اختصاصی دوجانبه با هر کشور و تعیین شروط مشخص و عملی، میتواند نفوذ آمریکا را به صورت دومینووار در منطقه کاهش دهد.
عربستان سعودی ستون فقرات دو معماری است که جنگ را ممکن ساخته است: نظام «دلار نفتی» و شبکه پایگاههای نظامی آمریکا. پایگاه هوایی پرنس سلطان در خاک عربستان، علیرغم وعدههای مکرر ریاض، بارها توسط آمریکا برای عملیات علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین، طبق گزارشهای متعدد، صادرات نفت عربستان در جریان این جنگ تقریباً 50 درصد کاهش یافته است. اگرچه افزایش قیمت جهانی نفت این زیان را تا حدی جبران میکند، اما تداوم این روند و امکان هدف قرار گرفتن احتمالی خطوط لوله شرق عربستان، میتواند صادرات ریاض را به حداقل برساند.
ایران میتواند در ازای ارائه تضمینهای امنیتی مشخص به عربستان، شروط پنج گانه زیر را برای یک توافق دوجانبه پیشنهاد دهد:
1. پیمان جامع عدم تعرض: امضای یک توافق امنیتی دوجانبه که در آن، طرفین متعهد شوند از خاک، آسمان و آبهای سرزمینی خود برای هیچگونه اقدام خصمانه علیه یکدیگر استفاده نکنند. این پیمان باید شامل سازوکارهای نظارتی و راستیآزمایی باشد تا حسن نیت طرفین تضمین شود. نکته قابل توجه این است که خود عربستان نیز اخیراً در حال پیشبرد ابتکاری برای امضای پیمان عدم تعرض میان کشورهای عربی خلیج فارس و ایران است و بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی از این طرح استقبال کردهاند.
2. فروش نفت به ارزهای غیردلاری: ایران میتواند از عربستان بخواهد که بخشی از نفت صادراتی خود، بهویژه به مقصد چین، را به یوآن یا سایر ارزهای غیردلاری به فروش برساند. این اقدام، ضربهای مهلک به ستون فقرات نظام دلار نفتی خواهد بود و وابستگی راهبردی ریاض به واشنگتن را به شدت کاهش میدهد. شایان ذکر است که عربستان پیشتر نیز اعلام کرده بود توافق محرمانه 50 ساله با آمریکا را تمدید نخواهد کرد و مذاکراتی را برای فروش نفت به یوآن آغاز کرده است.
3. تعطیلی پایگاههای نظامی آمریکا: در ازای تضمینهای امنیتی ایران و مشارکت در طرحهای مشترک اقتصادی، عربستان باید پایگاه هوایی پرنس سلطان و سایر تأسیساتی که آمریکا از آنها برای عملیات علیه ایران استفاده میکند را تعطیل کند. تجربه جنگ اخیر نشان داد که این پایگاهها نه تنها امنیت عربستان را تضمین نکردهاند، بلکه این کشور را به هدفی بالقوه برای حملات تلافیجویانه تبدیل کردهاند.
4. قطع همکاری امنیتی با اسرائیل: اسرائیل بدون شک خواهان صلح و همکاری میان کشورهای مسلمان منطقه نیست و این امر را مانعی بر سر راه هژمونی منطقهای خود میبیند. عربستان باید با درک این واقعیت، هرگونه همکاری مستقیم و غیرمستقیم با اسرائیل در تعرض به ایران را متوقف کند. روابط پنهان و آشکار با تلآویو، سد راه صلح پایدار در منطقه است و ریاض باید با قطع این همکاریها، حسن نیت خود را برای تنشزدایی اثبات کند.
5. رفع محاصره یمن و ایجاد صلح پایدار در این کشور: عربستان باید به طور کامل به محاصره زمینی، دریایی و هوایی یمن پایان دهد، خروج نیروهای ائتلاف را آغاز کند و با پذیرش ابتکار صلح سازمان ملل، مسیر را برای آتشبس سراسری، بازگشایی فرودگاه صنعا و ازسرگیری فعالیت های اقتصادی یمن هموار سازد.همچنین با پذیرش مسئولیت ویرانیهای ناشی از جنگ، از طریق یک صندوق بینالمللی تحت نظارت سازمان ملل، غرامت عادلانه به قربانیان پرداخته و در طرح جامع بازسازی زیرساختهای حیاتی یمن (شامل بیمارستانها، مدارس، شبکه برق و تأسیسات آب) مشارکت مالی و فنی داشته باشد.
مشوقهای ایران: امنیت انرژی و کریدورهای اقتصادی
در مقابل پایبندی عربستان به این شروط، ایران نیز تضمینهای متقابل و مشوقهای قابل توجهی ارائه خواهد داد: تضمین عبور امن نفتکشهای سعودی از تنگه هرمز بدون هیچگونه توقف یا عوارض اضافی، کاهش عوارض عبور برای کشتیهای تجاری، مشارکت در طرحهای مشترک اقتصادی از جمله اتصال شبکههای ریلی و برقی دو کشور و سرمایهگذاری مشترک در میادین گازی. این همکاریها میتواند به الگویی برای کل منطقه تبدیل شود.
عربستان باید بداند که ادامه مسیر کنونی و فدا کردن امنیت و اقتصاد خود در ازای منافع آمریکا و اسرائیل، پیامدهای سنگینی به دنبال خواهد داشت. صادرات نفت این کشور در جریان جنگ اخیر 50 درصد کاهش یافت. تداوم این روند و هدف قرار گرفتن احتمالی خطوط لوله شرق عربستان یا بسته شدن تنگه بابالمندب در جنوب، میتواند صادرات ریاض را به حداقل برساند. شهر صنعتی جبیل و پالایشگاه عظیم ساتورپ نیز در حملات به شدت آسیب دیدند و وزارت انرژی عربستان کاهش 600 هزار بشکهای ظرفیت تولید را تأیید کرد.
جمعبندی:
بدون شک جمهوری اسلامی ایران علاقمند به همکاریهای امنیتی و اقتصادی با عربستان سعودی است. اما آمریکا و رژیم اشغالگر از این نزدیکی هراس دارند. کشورهای منطقه باید دریابند امنیت، کالایی نیست که با دلارهای نفتی از واشنگتن خریداری شود، بلکه ثمره گفتوگو و همکاری با همسایگان است.
ایران نیازی به یک «توافق بزرگ» و آرمانی با همه کشورها به طور همزمان ندارد. راهبرد عملی، ایجاد «زنجیرهای از توافقهای دوجانبه» است که هرکدام، یک حلقه از زنجیر سلطه آمریکا را پاره میکند.
عربستان، به عنوان بزرگترین اقتصاد عربی و رهبر غیررسمی شورای همکاری، میتواند نخستین و مهمترین حلقه این زنجیره باشد. اگر ریاض گام اول را بردارد، فشار بر امارات، بحرین و دیگر کشورها برای پیوستن به این روند چندین برابر خواهد شد. این همان نظم جدیدی است که در آن، امنیت نه از تفنگ سربازان آمریکایی، که از دل همکاریهای بومی و احترام متقابل میجوشد.
نویسنده: پوریا لوایی/ کارشناس حوزه بین الملل
انتهای پیام/