ترکیه و جهانِ عرب؛ درس عبرت کشورهای عربی برای آنکارا؟ بخش اول
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 28 ارديبهشت 1405 - 17:44
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، همزمان با تحولات سیاسی و امنیتی مهم منطقه، ترکیه در جستجوی راهی برای تجدیدنظر درباره مبانی سیاست خارجی و منطقهای است.
متخصصین روابط بین الملل و کارشناسان برجسته امور راهبردی در ترکیه، معتقدند که جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران و پیامدهای آن، نشان داد که ثبات و امنیت کشورهای عربی به هیچ وجه برای واشنگتن اهمیتی ندارد و کشورهای منطقه باید درباره انتظاراتی که از آمریکا داشتهاند، تجدیدنظر کنند.
این موضوع، در شرایطی برای اندیشکدهها و استراتژیستهای ترکیه اهمیت پیدا کرده که در چند سال گذشته، دولت اردوغان اشتیاق بیشتری به همکاری سیاسی – امنیتی و اقتصادی با کشورهای عربی منطقه نشان داده و نیازمند حضور سرمایه گذاران عرب است.
به همین خاطر برخی از متخصصین روابط بین الملل و پژوهشگران فعال در اندیشکدههای معتبر ترکیه، به دولت پیشنهاد میکنند تا با نگرشی واقعبینانه، بیش از پیش به توسعه روابط با کشورهای عربی بها بدهد.
ژنرال خلیل ابراهیم بیوک باش از متخصصین مطالعات راهبردی در اندیشکده موسوم به «موسسه افکار استراتژیک» در آنکارا در یک تحلیل مفصل، در سایه تحولات اخیر منطقه، به بررسی ابعاد مختلف روابط ترکیه با کشورهای عربی پرداخته است.
بدون شک بخشی از نگرش این تحلیلگر برجسته نزدیک به دولت و حزب حاکم ترکیه، مبتنی بر رویاهای نئوعثمانی و نوستالژی دوران اقتدار عثمانیان است و با وضعیت امروز منطقه منطبق نیست.
با این حال، مرور چنین مقالاتی، برای آشنایی با ذهنیت تحلیلگران و استراتژیست های ترکیه درباره منطقه، یاریگر و موثر است.
ژنرال بیوک باش که قبلاً علاوه بر پست جانشینی فرمانده نیروی زمینی ارتش ترکیه به عنوان استاد در دانشکده افسری نیز فعالیت کرده، حالا از محققین برجسته اندیشکده آنکارا (SDE) است. بخشهایی از دیدگاههای این تحلیلگر سیاسی و نظامی ترکیه را در دو قسمت، با هم مرور میکنیم:
ترکیه و جهان عرب؛ خروج از سایه غرب و احیای خط برادری
سنگها دوباره در خاورمیانه در حال جابهجایی هستند. قدرتهایی که دیروز از آنها به عنوان «ضامن امنیت» نام برده میشد و برایشان تبلیغ میکردند، امروز به عنوان شرکای غیرقابل اعتماد شناسایی شده و اعتبار آنها زیر سوال رفته است.
تا دیروز، آمریکا مدعی آن بود که در برابر هر تهدیدی، از کشورهای عربی خلیج فارس حمایت خواهد کرد. اما حالا به وضوح میبینیم، آن که تا دیروز وعده حمایت و محافظت میداد، حالا و در بحبوحه ناامنی و بحران، یا سکوت میکند یا متحدان خود را به راحتی رها میکند و در پای میز مذاکره هم، تنها به منافع خودش بها میدهد و به فکر دوستان و متفقین خودش نیست.
ما در این چند سال در این منطقه مهم جهان، شاهد رویدادهای مهمی بودیم. از حمله به عراق تا بحران سوریه، از خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان تا فاجعه انسانی در غزه، در این سه دهه، مردمان منطقه ما، شاهد این حقیقت تلخ بودند: دوستیِ غرب دائمی نیست. وقتی پروژههای آنها پایان مییابد و منافع خاصی در منطقه ندارند، همکاری و حمایتشان نیز به راحتی پایان مییابد.
درست به همین دلیل است که امروز، اعتماد به آمریکا در جهان عرب به طور جدی متزلزل شده است. این نه تنها یک کینه و خصومت دیپلماتیک، بلکه یک گسست تاریخی است. زیرا آمریکا سالها به بهانه ثبات و امنیت، به این کشورها سلاح و مهمات فروخته، پایگاه تاسیس کرده، مسیرهای نفت و سرمایه را مدیریت کرده و دنبال منافع خودش بوده است. اما وقتی پای عدالت، انسانیت، فلسطین، غزه و شرافت منطقهای به میان آمد، مشخص شد که کفه ترازو به کدام سمت متمایل است.
فرصتی جدید برای ترکیه
در همین نقطه که بیوفایی و بیتعهدی آمریکا به کشورهای منطقه دوباره اثبات شده، یک فرصت تاریخی جدید پیش روی ترکیه قرار گرفته است. البته این فرصت را نمیتوان صرفاً از طریق توافقات اقتصادی، صندوقهای سرمایهگذاری، صادرات صنایع دفاعی یا دیدارهای دیپلماتیک مورد بهرهبرداری قرار داد.
اگر ترکیه میخواهد خط جدیدی از برادری با کشورهای عرب و مسلمان برقرار کند، ابتدا باید با برخی از کینههای دیرینه و سوءبرداشت ها در ذهن خود روبرو شود. زیرا سالهاست که این جمله در کشور ما مکرراً گفته میشود: «چرا کشورهای عربی به آمریکا، اسرائیل و غرب نزدیک میشوند، ولی از ترکیه فاصله میگیرند؟»
این سوال از یک جهت قابل توجیه است. بله. واقعیت این است که بسیاری از کشورهای عرب و مسلمان، به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، سالهاست که به یک معماری امنیتی محور آمریکایی تکیه کرده و به دنبال عادیسازی مستقیم یا غیرمستقیم با اسرائیل بودهاند و به صنعت دفاعی غرب وابسته ماندهاند. آری. این رفتار آنها، بدون تردید، قابل انتقاد است.
جستجوی امنیت در دروازههای پایتختهای غربی در حالی که خون مردم مسلمان ریخته میشود، تصویری است که بر حافظه تاریخی و آگاهی امت سنگینی میکند. اما خطاست اگر بخواهیم کل تابلوی منطقه را صرفاً از این زاویه انتقادی ارزیابی کنیم. ما باید شجاعانه سراغ این پرسش مهم برویم: آیا ترکیه واقعاً به جهان عرب نزدیک بوده و برای توسعه روابط خود با این کشورها، به شکل جدی تلاش است؟
سالها، در ادبیات سیاسی ترکیه، الفاظی تحقیرآمیز، توهینآمیز و طردکننده نسبت به کشورهای عربی تولید کردیم. برخی اصطلاحات، جوکها و کلیشههایی که در زندگی روزمره ریشه دوانده بودند، فقط کنایات و متلکهای عادی نبودند؛ بلکه نشانههایی از یک گسست ذهنی و انحراف از حافظه و خاطره تمدنی هستند.
در ادبیات سیاسی ما، به غلط و به ناحق، هویت عربی گاهی با عقبماندگی، گاهی با هرج و مرج، گاهی با تاریکی، گاهی با بیادبی، معادل و برابر دانسته میشد. این عبارات نه تنها اعراب را آزار میداد، بلکه حافظه اسلامی و تاریخی خود ترکیه را نیز جریحهدار کرد. زیرا جهان عرب برای ما یک جغرافیای دوردست نیست.
دمشق در حافظه ماست، بغداد یکی از شریانهای فکری تمدن ماست، بیت المقدس، آینه وجدان ماست، مکه و مدینه جهتگیری و کانون ایمان ما هستند، قاهره، حلب، موصل، بصره، طرابلس، صنعا، دوحه، ریاض و ابوظبی فقط شهرهایی روی نقشه نیستند، آنها بخشهایی از یک جغرافیای وسیع هستند که قرنها رو به یک قبله بودهاند، رنجهای یکسانی را تحمل کردهاند و هدف محاسبات امپراتوری یکسانی بودهاند.
فروپاشی امپراتوری عثمانی صرفاً فروپاشی یک دولت نبود. بلکه جدایی ترکها، اعراب، کردها، مسلمانان بالکان، شمال آفریقا، مسلمانان هند و کل جغرافیای جهان اسلام بود. مرزهایی که با اراده یک حاکم ترسیم میشدند، نه تنها سرزمینها را تقسیم میکردند، بلکه خاطرات را نیز تکهتکه کردند.
حکومتهای قیم مآبانه، حکومتهای استعماری، نقشههای نفتمحور، اختلافات فرقهای، تحریکات قومی و سیاستهای آموزشی و فرهنگی غربمحور، جوامع مسلمان را از یکدیگر بیگانه کردند.
این بیگانگی در ترکیه نیز ابعادی داشت. در طول فرآیند نوسازی پس از جمهوری، چرخش به سمت غرب اغلب به عنوان یک توسعه طبیعی ارائه شد، با این حال، بهای آن فاصله گرفتن از شرق و جهان اسلام بود. جهان عرب، که زمانی شریک تاریخی ترکیه بود، در ذهن برخی محافل به عنوان «شرق عقبمانده» توصیف شد.
سرمایه عربی یا سرمایه غربی؟
در ترکیه و در دهههای نخست تاسیس جمهوری و در شرایطی که ما دیدگاه غلطی درباره توسعه داشتیم و جهان عرب را تحقیر میکردیم، حتی درباره جذب سرمایه کشورهای عربی نیز دارای تفکری غلط و انحرافی بودیم. به طوری که وقتی از یک کشور اروپایی یا غربی، مقدار اندکی پول وارد ترکیه میشد، آن را به عنوان برگ زرین و افتخار سرمایه گذاری غربی تبلیغ میکردیم. اما وقتی که از یک شرکت ثروتمند عربی، پولی وارد ترکیه میشد، همه فریاد میزدند: مراقب باشید! ممکن است با ورود سرمایه عربی، فضای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ترکیه نیز به سمت عربیسازی برود!
بگذارید بیتعارف بگویم: ورود پول از لندن به ترکیه، به عنوان یک اقدام اقتصادی ارزنده و معتبر تلقی میشد. ولی زمانی که سرمایهای از خلیج فارس به ترکیه سرازیر می شد، همه با سوءظن به آن نگاه میکردند! ما به مدت چندین دهه، چنان ذهنیت و تفکر غلطی داشتیم که حاضر بودیم با افتخار پشت دروازههای صندوق بینالمللی پول در صف بایستیم و یک تسهیلات مالی ناچیز برای کشورمان بگیریم و این انتظار تحقیر آمیز را، کاملاً عادی تلقی میکردیم. ولی هر نوع همکاری اقتصادی از کشورهای مسلمان را به عنوان یک تهدید قلمداد میکردیم!
در بخش بعدی گزارش، به این اشاره خواهیم کرد که به باور ژنرال ابراهیم خلیل بیوک باش متخصص مسائل راهبردی در اندیشکده (SDE) آنکارا، بهتر است ترکیه برای تقویت روابط خود با کشورهای جهان عرب، استراتژی خود را به چه شکلی تنظیم کند.
ادامه دارد...
انتهای پیام/