یادداشت|فرسودگی زیرساخت‌ها؛ بحران خاموشی که آرام در حال گسترش است

به گزارش خبرگزاری تسنیم| یادداشت از زهرا سلیمی فعال رسانه‌ای و خبرنگار| بسیاری از بحران‌هایی که این روزها مردم در زندگی روزمره با آن روبه‌رو هستند، در ظاهر جدا از هم به‌نظر می‌رسند؛ قطعی برق، ترکیدگی لوله‌های آب، فرسودگی جاده‌ها، شلوغی ناوگان حمل‌ونقل، آب‌گرفتگی خیابان‌ها و حتی اختلال در برخی خدمات شهری. اما اگر کمی عمیق‌تر به این اتفاقات نگاه شود، می‌توان ریشه مشترکی را میان بسیاری از آن‌ها پیدا کرد؛ زیرساخت‌هایی که سال‌ها زیر فشار مصرف، توسعه نامتوازن و کمبود نوسازی قرار گرفته‌اند و حالا نشانه‌های فرسودگی آن‌ها بیش از گذشته دیده می‌شود.

واقعیت این است که توسعه فقط ساختن پروژه‌های جدید نیست. هیچ شهری صرفاً با ساخت بزرگراه، پل، نیروگاه یا شبکه آب توسعه‌یافته محسوب نمی‌شود، بلکه نگهداری، بازسازی و به‌روزرسانی این زیرساخت‌ها نیز بخش مهمی از توسعه است؛ بخشی که گاهی در میان پروژه‌های جدید و توسعه‌های سریع کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نتیجه چنین وضعیتی این شده که بخشی از زیرساخت‌های کشور، امروز با عمری طولانی و فشاری چند برابر ظرفیت اولیه خود در حال فعالیت هستند.

در سال‌های گذشته، جمعیت شهرها افزایش پیدا کرد، مصرف انرژی بیشتر شد، خودروها و ساخت‌وسازها گسترش یافتند و نیاز مردم به خدمات شهری چند برابر شد، اما در بسیاری از موارد، زیرساخت‌ها متناسب با این رشد نوسازی نشدند. شبکه‌های آب و برق در برخی مناطق همچنان قدیمی‌اند، بخشی از ناوگان حمل‌ونقل شهری فرسوده شده و برخی جاده‌ها و مسیرهای ارتباطی دیگر پاسخگوی حجم فعلی تردد نیستند. به همین دلیل، هر بار که فشار مصرف بالا می‌رود یا شرایط آب‌وهوایی تغییر می‌کند، ضعف این زیرساخت‌ها بیشتر خود را نشان می‌دهد.

شاید خطرناک‌ترین بخش ماجرا این باشد که فرسودگی زیرساخت‌ها برخلاف بسیاری از بحران‌ها، ناگهانی اتفاق نمی‌افتد. این بحران آرام و تدریجی پیش می‌رود و دقیقاً به همین دلیل کمتر احساس می‌شود. یک روز قطعی برق رخ می‌دهد، روز دیگر لوله‌ای فرسوده دچار شکستگی می‌شود یا خیابانی به دلیل ضعف شبکه شهری دچار آب‌گرفتگی می‌شود. هر کدام از این اتفاقات شاید در نگاه اول یک مشکل مقطعی به‌نظر برسند، اما تکرار آن‌ها نشان می‌دهد مسئله عمیق‌تر از یک حادثه روزمره است.

از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی و فشار مضاعف بر منابع نیز شرایط را پیچیده‌تر کرده است. افزایش دما، رشد مصرف انرژی، کاهش منابع آبی و گسترش شهرنشینی باعث شده زیرساخت‌هایی که سال‌ها پیش برای جمعیت و شرایط متفاوتی طراحی شده بودند، امروز زیر باری سنگین‌تر از توان واقعی خود قرار بگیرند. در چنین شرایطی، اگر نوسازی و بازسازی زیرساخت‌ها به اولویت تبدیل نشود، فاصله میان نیازهای امروز و توان شبکه‌ها هر سال بیشتر خواهد شد.

این مسئله فقط به خدمات شهری محدود نمی‌شود، بلکه مستقیماً بر کیفیت زندگی مردم اثر می‌گذارد. وقتی زیرساخت‌ها فرسوده باشند، هزینه بحران‌ها نیز افزایش پیدا می‌کند؛ از هدررفت آب و انرژی گرفته تا افزایش تصادفات، اختلال در خدمات و کاهش بهره‌وری. در واقع، فرسودگی زیرساخت‌ها فقط یک مشکل فنی نیست، بلکه مسئله‌ای اقتصادی و اجتماعی است که آرام‌آرام بر زندگی روزمره مردم سایه می‌اندازد.

با این حال، هنوز می‌توان از عمیق‌تر شدن این بحران جلوگیری کرد. سرمایه‌گذاری در نوسازی شبکه‌های آب و برق، بازسازی ناوگان حمل‌ونقل، توسعه زیرساخت‌ها متناسب با رشد جمعیت و حرکت به سمت مدیریت بلندمدت شهری، بخشی از اقداماتی است که می‌تواند از فشار بیشتر بر زیرساخت‌ها جلوگیری کند. توسعه زمانی پایدار خواهد بود که نگهداری و بازسازی به اندازه ساخت پروژه‌های جدید جدی گرفته شود.

امروز بسیاری از زیرساخت‌های کشور، سال‌ها بیشتر از عمر پیش‌بینی‌شده خود کار کرده‌اند و همچنان بار بخش بزرگی از زندگی روزمره مردم را بر دوش می‌کشند.

حالا سؤال اینجاست که اگر بازسازی و نوسازی زیرساخت‌ها همچنان به تعویق بیفتد، این شبکه‌های فرسوده تا چه زمانی توان تحمل فشار زندگی امروز را خواهند داشت؟

انتهای پیام/