در بگشا حضرت باب‌المراد

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمود حبیبی کسبی، شاعر، همزمان با سالروز شهادت امام جواد(ع)، تازه‌ترین اثر خود را به محضر مقدس ایشان تقدیم کرد.

سروده او را می‌توانید در ادامه بخوانید:

باب المراد

«توسل به جواد الائمه روحی فداه»

آینه در آینه در آینه

نور شده ذاتی هر آینه

نور سفر کرد ز حق تا به حق

چارده آیینه فلق در فلق

جوهر نور است به حرکت دچار 

تا که هر آیینه شود جلوه‌زار

جلوهٔ نُه نور که تکثیر شد

مِهر تو در آینه تصویر شد

نور تو صبح فلکِ نُه طبق

از همه افلاک ربوده سبق

خانۀ خورشید فروزان شده

تا که تو را آینه‌گردان شده

یا زکی و یا رضی و یا تقی!

مطلق حقّی و حق مطلقی

آن‌که تو را وارث احمد گزید

نام تو هم‌نام محمد گزید

عین علی از سر و رویت جلی

هم پدرت هم پسرت شد علی

از دم زهراست نبوت تمام

جلوه‌ای از فاطمه شد هر امام

بس‌که وجودت کرم‌آوازه شد

کوکبۀ جود حسن تازه شد

تیغ تقیه که کشی از نیام

شور حسینی است به وقت قیام

از غم تحریر تو آمد به یاد

لحن مناجاتی زین‌العباد

عالمِ بر باطن‌ و ظاهر تویی

علم تویی، باقی باقر تویی

چشمۀ جوشان حقایق ز توست

شیعگی مکتب صادق ز توست

آمده از طور تو موسی فصیح

همدم کاظم شدی و هم‌ضریح

شال تو تاجی به سر ارتضا

ابن رضایی تو و باب الرضا

کودکی‌ات مرشد پیران شده

آهوی تو ضامن شیران شده

عالمی افتاده به پایت، به فرض

هم‌قدم کودکی‌ات طیّ‌الارض

خادم تو انفس و آفاق هم

زآن‌که امامی تو به قنداق هم

آن‌که به طفلیش امامت کند

صور جوانیش قیامت کند

خیل ملک شوقیِ تسبیح تو

اهل جَنان مست مفاتیح تو

در دو جهان قبلۀ ما کاظمین

خاطر ما تخت از این کعبتین

در حرمت عطر خراسان پُر است

مشکل حل گشتۀ آسان پُر است

گوشه‌ای از عِرق عراق توام

تنگ‌دل طاق و رواق توام

سنگم از اکسیر نگاه تو دُر

کاسه‌ام از کیسهٔ جود تو پُر

ما عدمیم و تو وجودی وجود

خواهش محضیم و تویی جودِ جود

حرز تو بسته‌ است به بازو فقیر

دست طلب را کرمت دست‌گیر 

پیش‌تر از آن‌که نیاز آوریم

بر در درگاه تو ناز آوریم

پیش‌تر از آن‌که طلب آوریم

خواستهٔ خویش به لب آوریم

حاجت محتاج برآورده‌ای

بیش‌تر و پیش‌تر آورده‌ای

باز ببین نام تو را خوانده‌ام

از همه‌جا رانده‌ام و مانده‌ام

هیچ دری رو به دلم باز نیست

هیچ کسی محرم این راز نیست

پشت سرم گر شده پل‌ها خراب

روی تو و جود تو کردم حساب

دست فقط سوی تو کردم دراز

چون‌که گدای تو شود بی‌نیاز

فقر اگر امر تو باشد خوش است

ثروتِ بی‌تو همه نعمت‌کش است

دربه‌در معبد و دیرم مخواه

بند توام، بندی غیرم مخواه

در بگشا حضرت باب‌المراد

دست مرا گیر، امام جواد

انتهای پیام/