روایت دختری از دل یک سنگر خاموش؛ دکلمه‌ای که بغض جمعیت را شکست+فیلم

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، گاهی درد را نمی‌توان در آمار و گزارش‌ها دید، درد گوشه اتاقی‌ است که پدری سال‌ها روی تخت ایثار افتاده و دخترش هر روز دست‌هایی را می‌گیرد که دیگر توان فشردن ندارند، اما هنوز بوی غیرت و وطن می‌دهند.

در میان جمعیتی که برای پاسداشت ارزش‌های انقلاب و شهدا گردهم آمده بودند، صدای دختری از جنس صبوری و داغ بلند شد، دختری که خود را «از تبار پدرش» معرفی کرد، پدری که سال‌هاست جانبازی 80 درصد را با نفس‌های سنگین و سکوتی دردناک زندگی می‌کند.

دختر سید صباح صمدی، جانباز سرافراز کردستانی با دکلمه‌ای سرشار از احساس، بغض و دلدادگی به وطن، در میدان آزادی سنندج، روایت خانه‌ای را بازگو کرد که جنگ هنوز در آن تمام نشده است؛ خانه‌ای که در آن پدری با چشمان باز دنیا را نمی‌بیند و دستانی بی‌حرکت، هنوز تکیه‌گاه فرزندش است.

وی سخنانش را با نام شهدا آغاز کرد و گفت: من از تبار پدرم می‌آیم؛ از تبار مردی که نفس می‌کشد، اما دیگر نیست. چشمانش باز است، اما نمی‌بیند، گوش‌هایش می‌شنود، اما جواب نمی‌دهد.

این دختر کردستانی در حالی که بغض، صدایش را بارها شکست، از روزهایی گفت که کنار تخت پدر می‌نشیند و دست‌هایش را می‌گیرد؛ پدری که به گفته او «با سکوتش آموخت ایستادن یعنی حتی وقتی جسم‌ات خسته است، پرچم را زمین نگذاری.»

وی در ادامه فضای مراسم را به صحنه‌ای از وفاداری مردم به آرمان‌های انقلاب پیوند زد و خطاب به دشمنان ایران گفت: فکر کردند با زدن یک مرد، می‌توانند یک ملت را از پا درآورند؛ غافل از اینکه این ملت از تبار عاشوراست.

دختر جانباز کردستانی با اشاره به حضور پرشور مردم در صحنه، تأکید کرد: این حضور از سر ترس نیست؛ از عشق است. ملتی که در سوگ، خم نمی‌شود بلکه استوارتر می‌ایستد.

وی خود را «دختر نسلی» توصیف کرد که رنج را نه در کتاب‌ها، بلکه در متن زندگی تجربه کرده و افزود: من دختر همان مردی هستم که دستانش بی‌حرکت است، اما راه را به من نشان داد.

بخش دیگری از این دکلمه احساسی، به روایت وفاداری مردم و ادامه مسیر ایثار اختصاص داشت؛ جایی که او با صدایی لرزان اما محکم گفت: ما اهل تسلیم نیستیم؛ ما فرزندان شهدا و ایثارگرانیم.

این روایت احساسی در پایان با صلوات و یاد اهل بیت(ع) همراه شد، دکلمه‌ای که نه فقط یک متن ادبی، بلکه فریاد نسلی بود که هنوز بوی سنگر، جانبازی و وطن را در خانه‌هایشان زندگی می‌کنند.

ادامه این روایت را به صورت ویدئویی از دریچه دوربین خبرنگار تسنیم ببینید.

انتهای پیام/481/