روایت اسناد سرّی آمریکا از «شکست پنجههای عقاب»
- اخبار فرهنگی
- اخبار ادبیات و نشر
- 27 ارديبهشت 1405 - 16:43
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کتاب «شکست پنجههای عقاب» تالیف محمدجواد اخوان، از تازهترین آثار است که با تمرکز بر واقعه طبس منتشر شده و در دسترس علاقهمندان به حوزه تاریخ انقلاب و تاریخ معاصر قرار گرفته است. اگرچه بررسی واقعه طبس از زاویای مختلف تاکنون در آثار متعدد پژوهشی صورت گرفته، اما اخوان تلاش کرده تا از وجه و نگاه جدیدی به این واقعه مهم بپردازد. او با بررسی اسناد آرشیو ملی آمریکا که از طبقهبندی خارج شده و در دسترس عموم قرار گرفته، تلاش دارد به بازخوانی عملیات نظامی نافرجام نیروهای دلتا در صحرای طبس بپردازد و روایت طرف مقابل را از این واقعه نشان دهد.
نویسنده با غور در میان هزاران برگ سند از طبقهبندی خارج شده (Declassified) متعلق به آرشیو امنیت ملی، وزارت امور خارجه و ستاد مشترک ارتش امریکا، به کالبدشکافی دقیق «عملیات پنجه عقاب» (Operation Eagle Claw) پرداخته است. این کتاب در 11 فصل با عناوین «پس از تسخیر»، «شناسایی و جمعآوری اطلاعات»، «تمرینهای نخستین»، «شکلگیری نقشه»، «آمادگی برای عملیات»، «مقدمات عملیات»، «طرح اقدام»، «اجرای عملیات»، «پس از شکست»، «پاسخگویی» و «تلاش بیفرجام دوم» تدوین و با پیوستهای تصویری و اسناد محرمانه از سوی انتشارات بینشمند منتشر شده است.
خبرگزاری تسنیم به مناسبت انتشار این اثر و برگزاری هفتیمن دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران با مؤلف «شکست پنجههای عقاب» به گفتوگو پرداخت که در ادامه میخوانید:
*تسنیم: آقای اخوان تاکنون آثار متعددی تلاش کردهاند به بررسی عملیات نظامی آمریکا در طبس بپردازند. کتاب «شکست پنجههای عقاب» چه وجه تمایزی با کارهای گذشته دارد و چه نکته جدیدی را در اینباره به مخاطب خود ارائه میدهد؟
این کتاب تلاش دارد با زاویه دید جدیدی به واقعه طبس بپردازد؛ از این رو با تکیه بر اسناد امنیت ملی امریکا، اسناد وزارت خارجه آمریکا، اسناد پنتاگون، شورای امنیت ملی آمریکا و سیا که از طبقهبندی خارج و در سالهای اخیر منتشر شدهاند، نوشته شده است. بخشی از این اسناد 15 سال پیش نیز از طبقهبندی خارج شده بود اما روایت دقیقی از آن منتشر نشده بود؛ البته بخشی از اسناد مربوط به این واقعه نیز هنوز از طبقهبندی خارج نشده و در دسترس عموم قرار نگرفته است؛ به نظر میرسد این دسته از اسناد عمدتاً مرتبط شبکه نفوذ و عناصری است که با آمریکا در این عملیات مشارکت داشتند و احیاناً هنوز زنده هستند.
اسناد بررسی شده در کتاب حاضر، به موضوعات مختلفی میپردازد؛ از جمله اینکه فرایند تصمیمگیری عملیات را روشن میکند. اینکه چند روز بعد از تسخیر لانه جاسوسی موضوع حمله نظامی و عملیات ویژه در دستور کار دشمن قرار میگیرد، چگونه این روند تکمیل و از یک طرح ساده به طرحی پیجیده تبدیل میشود. همچنین بخشی از این اسناد بازگوکننده دغدغههایی است که سران آمریکا از کارتر(رئیس جمهور وقت آمریکا) تا اعضای شورای امنیت ملی آمریکا در خصوص این عملیات داشتند. نگرانیها و چالشهایی که مقامات وقت آمریکا داشتند، کمکهایی که از کشورهای منطقه دریافت کردند و مراحلی را که طی کردند تا به آن طرح نهایی برسند، از دیگر موضوعاتی است که بر پایه اسناد آمریکا در این کتاب مطرح شده است.
این اسناد در واقع ریزهکاریهایی را به ما نشان میدهد که عملیات چه پیچیدگیهایی داشته است. مثلاً آمریکاییها در انتخاب محل فرود طرحهایی داشتند که یکی از فرودگاههای کشور را تصرف و عملیات را آغاز کنند، اما از ترس اینکه عملیات لو برود، این طرح را کنار گذاشتند و به سراغ یک فرودگاه متروکه رفتند. عملیات «پنجه عقاب» فراتر از یک رهایی گروگان بود، میتوان گفت که شبه کودتا بود. در این زمینه مستنداتی وجود دارد از جمله برنامهریزی برای حمله به مراکز نظامی که این خود نشان میدهد که هدف، صرفاً رهایی گروگانها نبوده است.
بخشی از این اسناد به ماجراهای بعد از شکست میپردازد. به عنوان نمونه، گزارشی از دریاسالار بازنشسته آمریکا از چرایی شکست دیده میشود که به این موضوع میپردازد که چرا آمریکا در این عملیات شکست خورد و چه اشتباهاتی داشت؟ طبق روایت رسمی، هشت نفر از خدمه و افسران ارتش آمریکا در صحرای طبس کشته شدند. نفر نهمی هم وجود دارد که اسمش را نمیگویند اما تحقیقات نشان میدهد که یک نفوذی بوده و چون سرنوشتش برای آمریکاییها مهم نبوده، پیگیر دریافت جنازه نمیشوند.
*تسنیم: براساس این اسناد، چه دلایلی برای شکست عملیات از سوی آمریکاییها عنوان شده است؟
بروز طوفان شن، عامل اصلی شکست مطرح میشود که خود آمریکاییها به آن اذعان دارند. دلایل فنی هم میآورند ناظر به استفاده از نوع بالگردها و خلبانها و عدم هماهنگی بین یگانها چون از یگانهای مختلفی برای پیشبرد عملیات استفاده کرده بودند. آمریکاییها نگرانی وسیعی از لو رفتن عملیات داشتند. اینکه کشور دیگری متوجه عملیات نشود و در نتیجه مانع انجام آن شود و یا اینکه ایرانیها بفهمند و بخواهند مقابله کنند؛ به همین خاطر اصرار داشتند که عملیات در طبقهبندی فوقالعاده انجام شود و بخشی از هماهنگیهای معمول شکل نگیرد. از نظر فنی، اطلاعاتی و نظامی نیز ضعفهایی داشتند. مجموع اینها الان به عنوان مبحثی در متون آموزشی نظامی در آمریکا تدریس میشود و مورد بحث قرار میگیرد.
*تسنیم: اشاره کردید که زمان زیادی برای طراحی عملیات صرف شد. چه مقدماتی طی شد تا شکل نهایی عملیات طراحی شد؟
از دو سه روز بعد از تسخیر لانه جاسوسی، زمینهچینیها صورت میگیرد و چند هفته بعد، فرمانده عملیات معلوم میشود. نیروهای دلتا مشخص میشوند و کار آموزش که چندماه هم طول کشید، آغاز میشود. در برههای به نقطهای میرسند که عملیات را انجام دهند اما طراحیها عقب میافتد. در نهایت تصمیم میگیرند که از منطقه وادی قنا در مصر کار لجستیک عملیات را انجام دهند. شش ماه این فرایند آمادهسازی انسانی و لجستیکی زمان میبرد.
*تسنیم: آقای اخوان کتاب شما بر مبنای اسناد آمریکاییها نوشته شده، ما در دهههای گذشته شاهد انتشار آثار متعددی در حوزه تاریخ انقلاب بودهایم. به نظر شما چقدر در این کارها، جای خالی استفاده از اسناد طرف مقابل احساس میشود؟
بسیار زیاد؛ مخصوصاً در آثاری که قرار هست از اقدامات دشمن صحبت کنیم، باید زاویه دید او را هم ببینیم. ماجرای طبس یکی از ماجراهای حساس تاریخ انقلاب و یکی از بزرگترین شکستهای ارتش آمریکاست. ما باید خیلی زودتر به این موضوع توجه میکردیم. باید در زمینه اسناد بعدی این واقعه که به ماجراهای دیگر در این زمینه میپردازد، کار شود، روایت طرف غربی مورد توجه قرار گیرد و اگر جا دارد، نقد کرد.
به طور کلی ما نیاز داریم که به سمت سندپژوهی در مطالعات تاریخ معاصر حرکت کنیم؛ به ویژه بر پایه اسناد آمریکا و بریتانیا که یافتههای مهمی برای وقایع تاریخ معاصر و فهم مسائل سیاسی ارائه میدهد.
*تسنیم: در جریان این پژوهش، چه نکته قابل تأملی برای شما به عنوان پژوهشگر وجود داشت؟
این نکته که آمریکا تردیدهای مهمی پیش روی خود داشتند، اما رئیس جمهور فعلی آمریکا به این موضوع توجهی نکرد. ترامپ وقتی میخواست عملیات نظامی علیه ایران را آغاز کند، گفت کاری که رؤسای جمهور پیشین آمریکا نکردند را انجام میدهم، با افتخار و تبختر هم این را عنوان کرد؛ بدون اینکه اسناد را بخواند و بفهمد که چرا رؤسای جمهور پیش از او این کار را نکردند. کارتر شش ماه تحت فشار بود که این کار را انجام دهد. بعد از شکست عملیات طبس، میخواستند عملیات دومی هم انجام دهند که به نتیجه نرسید. آمریکاییها نگرانیهایی داشتند که غلط و بیراه هم نبوده است. یک نمونه اینکه مرتباً میگفتند جمعیت تهران چهار میلیون نفر است و ما در واقع با چهار میلیون دشمن مواجهیم. آنها تمام مردم ایران را دشمن خود میدانستند. این موضوع را کارتر 47 سال پیش متوجه شد، اما ترامپ به آن بیاعتنایی کرد.
امیدوارم به این موضوع بیشتر توجه شود و سایر پژوهشگران و مستندسازان در این زمینه فعالیت کنند. امریکاییها مستند قوی در زمینه عملیات طبس تولید کردند و روایت خود را مطرح میکنند، ما نیز باید در این زمینه فعالیت و کار جامعی براساس اسناد آمریکایی انجام دهیم.
*تسنیم: با توجه به اینکه اسناد این واقعه منتشر شده، چه کار هنری بر این اساس در آمریکا تولید شده است؟
مستند قوی در اینباره تولید شد که نسبتاً کار خوبی است. بخشی از اسنادی که پیشتر منتشر شده بود، مورد توجه تولیدکنندگان این آثار قرار گرفت.
نگاه غالب بر این دست از آثار، برخاسته از محاسبات مادی آمریکاییهاست. به عنوان نمونه، وقتی از کارتر پرسیدند که بزرگترین حسرت دوران زندگی شما چیست؟ گفت ای کاش یک هلیکوپتر بیشتر میفرستادم. در واقع گمان میکنند که اگر یک بالگرد بیشتر اعزام میشد، عملیات شکست نمیخورد. باور ندارند که قدرتی فراتر از ادعاهای ارتش آمریکا وجود دارد که باعث شکست آنها در طبس و امروزه در اصفهان میشود.
انتهای پیام/