شکست هند در آسیای مرکزی؛ کریدورهای ایران و چین برگ برنده پاکستان
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 27 ارديبهشت 1405 - 11:59
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «سید فضل حیدر» تحلیلگر مسائل منطقهای و پژوهشگر ارشد، در یادداشتی تحلیلی به بررسی ابعاد جدید رقابت نفسگیر هند و پاکستان بر سر نفوذ در آسیای مرکزی پرداخته است.
در این گزارش که بازتابدهنده چرخشهای کلان ژئوپلیتیک در منطقه است، تاکید شده که چگونه پاکستان با کاهش وابستگی ترانزیتی خود به افغانستان و روی آوردن به مسیرهای جایگزین از طریق ایران و چین، گوی سبقت را در آسیای مرکزی از هند ربوده است.
سفرهای متوالی رهبران کشورهای آسیای مرکزی به اسلامآباد طی چهار ماه گذشته، زنگ خطر را برای سیاستگذاران در دهلینو به صدا درآورده است. در پاسخ، هند تعاملات دیپلماتیک خود را با جمهوریهای آسیای مرکزی تشدید کرده تا با نفوذ روزافزون پاکستان مقابله کند.
در همین حال، پاکستان با فعال کردن کریدورهای تجاری جایگزین از طریق چین و ایران و کاهش اتکا به مسیرهای عبوری از افغانستان، یک تغییر سیاست راهبردی و موفقیتآمیز را رقم زده است که تبعات آن میتواند آرایش ژئوپلیتیک منطقه را دگرگون سازد.
ریشههای یک رقابت راهبردی؛ نبرد بر سر انرژی و مسیرهای ترانزیتی
هر دو کشور هند و پاکستان، کشورهای پساشوروی در آسیای مرکزی را منطقهای با اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک بسیار بالا میدانند. این جغرافیای پهناور با ظرفیتهای عظیم برقآبی، ذخایر انرژی دستنخورده و منابع معدنی حیاتی، مقصدی بسیار جذاب است. برای هر دو کشور، منافع کلان در این منطقه شامل امنیت انرژی، توسعه زیرساختها، تجارت و اتصال ترانزیتی است.
هند با پیشبرد سیاست فعالانهای تحت عنوان «اتصال به آسیای مرکزی»، تقویت تعاملات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان را هدفگذاری کرده است. در نتیجه این سیاست، تا سال 2025 حجم تجارت هند با این پنج کشور به حدود 2.5 میلیارد دلار رسید که تقریباً سه برابر حجم تجارت پاکستان با این منطقه ارزیابی میشود. با این وجود، معادلات ترانزیتی جدید در حال تغییر این موازنه تجاری هستند.
نقش کلیدی افغانستان و چرخش معادلات منطقهای
افغانستان به عنوان پل ارتباطی حیاتی میان آسیای مرکزی و جنوبی، همواره در مرکز رقابت راهبردی هند و پاکستان قرار داشته است. حمایت تاریخی پاکستان از طالبان در دهههای گذشته، پیشتر به سردی روابط اسلامآباد با جمهوریهای آسیای مرکزی منجر شده بود؛ چرا که این کشورها به دلیل نگرانی از ثبات منطقهای، اغلب با نیروهای ضدطالبان همسو بودند.
در مقابل، هند با مخالفت صریح با طالبان در دوره نخست حکومت آنها (1996 تا 2001) و حمایت از «ائتلاف شمال»، جایگاه سیاسی خود را در آسیای مرکزی به شدت تقویت کرده بود.
اما امروزه معادلات کاملاً دگرگون شده است. هند رویکردی بهشدت عملگرایانه در قبال حکومت فعلی در کابل اتخاذ کرده، در حالی که روابط پاکستان و افغانستان به دلیل مسائلی چون پناه دادن به گروههای شبهنظامی به شدت تیره شده است.
اسلامآباد اکنون با اتخاذ موضعی تهاجمیتر (از جمله اجرای عملیات نظامی موسوم به غضب للحَق در ماه فوریه) و همسویی تاکتیکی با جبهه مقاومت ملی افغانستان (ائتلاف شمال سابق)، توانسته اعتماد دوباره جمهوریهای آسیای مرکزی را که همچنان به کابل بدبین هستند، جلب کند.
دیپلماسی فعال اسلامآباد و هراس فزاینده دهلینو
در دسامبر 2025، «سدیر جباروف» رئیسجمهور قرقیزستان به پاکستان سفر کرد؛ این رویداد نخستین سفر یک رهبر قرقیز به اسلامآباد در بیش از دو دهه گذشته بود که با توافق برای افزایش تجارت دوجانبه از 16 میلیون دلار به 200 میلیون دلار تا سال 2028 همراه شد.
متعاقباً در فوریه 2026، «شوکت میرضیایف» رئیسجمهور ازبکستان و «قاسم جومارت توکایف» رئیسجمهور قزاقستان نیز راهی اسلامآباد شدند. محور اصلی این دیدارها، توسعه کریدورهای حملونقل برای اتصال اقتصادهای محصور در خشکی آسیای مرکزی به بنادر پاکستان در دریای عرب (مانند بنادر کراچی و گوادر) بود.
در واکنش به این تحرکات، هند تحرکات خود را سرعت بخشیده است. مذاکرات سفیر هند در ترکمنستان برای همکاریهای صنعتی، تلاش برای نهایی کردن قرارداد 3 میلیارد دلاری واردات اورانیوم از شرکت «کازاتومپروم» قزاقستان و توافقات شرکت هندی «تاتا پاور» در بخش انرژی تاجیکستان، همگی در راستای جبران عقبماندگی راهبردی دهلینو ارزیابی میشوند.
کریدورهای جایگزین؛ نقشآفرینی راهبردی ایران و چین
تشدید تنشها با کابل، پاکستان را بر آن داشت تا کریدورهای تجاری جایگزین به آسیای مرکزی را عملیاتی کند. در آوریل 2026، اسلامآباد نخستین محموله ترانزیتی خود را از طریق گذرگاه مرزی «گبد-ریمدان» در مرز با ایران، با موفقیت به تاشکند ارسال و یک مسیر کارآمد و امن به سمت ترکمنستان و ازبکستان ایجاد کرد. همزمان، پاکستان یک کریدور تجاری حیاتی دیگر را از طریق گذرگاه «خنجراب» چین فعال کرده که اتصال به قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان را تسهیل میکند.
یک مقام ارشد پاکستانی در این خصوص تاکید کرده است: «کریدورهای ایران و چین دیگر صرفاً مسیرهای جایگزین نیستند، بلکه اکنون به مسیرهای ترجیحی و اصلی ما برای ارتباطات منطقهای تبدیل شدهاند.»
در همین راستا، پروژههای کلان زیرساختی نظیر راهآهن ازبکستان-افغانستان-پاکستان (UAP) و خطآهن چین-قرقیزستان-ازبکستان (CKU) به شدت مورد توجه قرار گرفتهاند. خطآهن CKU قرار است کاشغر چین را به آسیای مرکزی و سپس از طریق کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) به بندر گوادر متصل کند و کشورهای محصور در خشکی را به آبهای آزاد برساند.
همسویی با رژیم صهیونیستی؛ پاشنه آشیل راهبرد هند در منطقه
هند برای دور زدن محدودیتهای جغرافیایی ناشی از انسداد مسیر ترانزیتی خود توسط پاکستان، همواره روی توسعه بندر چابهار در ایران به عنوان بخشی از کریدور بینالمللی شمال-جنوب حساب ویژهای باز کرده است. با این حال، از منظر ژئوپلیتیک، همسویی آشکار هند با رژیم صهیونیستی در جریان تنشهای اخیر و جنگ افروزیهای تلآویو، منافع راهبردی دهلینو در ایران، بهویژه پروژه حیاتی بندر چابهار را با ابهام و چالش جدی مواجه ساخته است.
در نقطه مقابل، در بحبوحه تقابل منطقهای با تحرکات رژیم صهیونیستی و آمریکا، همگرایی بین تهران و اسلامآباد تقویت شده است. نقشآفرینی فزاینده اسلامآباد به عنوان یک میانجی در منطقه، وزن ژئوپلیتیک این کشور را در نگاه کشورهای آسیای مرکزی ارتقا داده است.
در همین حال، خروج سال گذشته هند از پایگاه هوایی «عینی» در تاجیکستان (تنها پایگاه نظامی خارجی هند در نزدیکی افغانستان)، نشانه روشنی از افول قابلیتهای اطلاعاتی و نفوذ استراتژیک دهلینو در قلب قاره کهن است.
با در نظر گرفتن تمامی این متغیرها، مشخص میشود که تغییر سیاست پاکستان، استفاده هوشمندانه از کریدورهای ترانزیتی جایگزین از طریق خاک ایران و چین، و بنبستهای ژئوپلیتیک خودساخته هند به دلیل حمایت از رژیم صهیونیستی، کفه ترازو را در نبرد نفوذ در آسیای مرکزی به شدت به نفع اسلامآباد تغییر داده است.
انتهای پیام/