نقش ادبیات و ترجمه در ساخت حوزه پیشرو
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 27 ارديبهشت 1405 - 11:56
به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، تحول در علوم حوزوی، بدون بازنگری در ابزارهای فهم و انتقال معارف دینی ممکن نیست. در این میان، ادبیات عرب و دانش ترجمه دو محور بنیادین به شمار میآیند که میتوانند مسیر فهم عمیق متون اسلامی و ارتباط مؤثر با جهان معاصر را هموار کنند. توجه دوباره حوزههای علمیه به این دو حوزه، نشاندهنده درک دقیق از نیازهای علمی و تمدنی امروز است.
ادبیات عرب از دیرباز بهعنوان کلید فهم قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهمالسلام شناخته شده است. بسیاری از ظرایف تفسیری، فقهی و اصولی در گرو فهم دقیق ساختارهای ادبی زبان عربی است. با این حال، تجربه تاریخی نشان داده که آموزش این دانش گاه با پیچیدگیهای غیرضروری، استثناهای فراوان و طولانی شدن مسیر آموزشی همراه بوده است.
تلاشهای جدید در حوزه علمیه قم برای بازنگری در متون درسی، کاهش زمان آموزش و کاربردیسازی قواعد ادبی، گامی مهم در جهت افزایش بهرهوری علمی طلاب به شمار میرود. طرحهایی همچون «نحو مفهومی» نیز تلاشی برای سادهسازی قواعد و نزدیکتر کردن دانش نحو به هدف اصلی آن، یعنی فهم مقصود متکلم، محسوب میشود. در کنار تحول در حوزه ادبیات، مسأله ترجمه نیز اهمیتی دوچندان یافته است. در جهان امروز که ارتباطات فرهنگی گستردهتر از همیشه است، انتقال صحیح معارف اسلامی به زبانهای مختلف یک ضرورت راهبردی به شمار میآید. ترجمه البته صرفاً جابهجایی واژگان نیست، بلکه هنری است که نیازمند شناخت عمیق از فرهنگ زبان مبدأ و مقصد است.
از همین رو ایجاد رشته تخصصی ترجمه در حوزههای علمیه و توجه به آموزش زبانهای زنده دنیا، میتواند زمینهساز حضور مؤثرتر اندیشه اسلامی در عرصه جهانی و رساندن حوزه در جایگاه «حوزه پیشرو و سرآمد» باشد. در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین سیدحمید جزایری، معاون آموزش جامعة المصطفی العالمیة، به ابعاد مختلف این موضوع پرداختهایم که مشروح آن را تقدیم شما میکنیم؛
امام شهید؛ فقیهی مفسر و معلمی تمدنساز
یاد و نام معلم فرزانه تاریخ، امام شهید را گرامی میداریم؛ شخصیت بزرگواری که فقیهی مفسر قرآن، ادیبی برجسته، عالمی در علم رجال و پرورشدهنده نفوس انسانی بود؛ شخصیتی که سراسر عمر خود را با زیستی مؤمنانه سپری کرد. مدال جانبازی، مدال جهاد، مدال تواضع و مدال «رحماء بینهم» بر سینه این انسان بزرگ قرار داشت و سرانجامِ زندگی مبارک او، لقای پروردگار متعال بود؛ شهادت در ماه مبارک رمضان، در حال تلاوت قرآن کریم و به دست اشقیالاشقیا.
متأسفانه در سالگرد پیام ارزشمند و تاریخی ایشان به حوزههای علمیه، وجود مبارک ایشان را در میان خود نمیبینیم؛ اما بیتردید راه و آرمانهای امام شهید باید ماندگار بماند و همواره مورد توجه ما قرار گیرد. خون پاکشان نیز انشاءالله احیاگر ارزشهای ناب اسلامی و نابودکننده استکبار صهیونیستی خواهد بود.
ادبیات و ترجمه؛ دو محور راهبردی در نگاه رهبری و حوزه
یکی از ابعادی که در کنگره علوم اسلامی، انسانی و حوزوی مطرح شد و مورد توجه مقام معظم رهبری نیز قرار داشت، مسأله ادبیات و ترجمه بود. حوزههای علمیه، بهویژه متأثر از بیانات شهید حضرت امام خامنهای، در این مسیر حرکتهای ارزشمند و مؤثری انجام دادهاند.
ادبیات عرب؛ کلید فهم قرآن و روایات
اهمیت ادبیات عرب بسیار روشن است، زیرا متون اصلی ما، یعنی قرآن کریم و روایات، به زبان عربی هستند. از اینرو دانش ادبیات عربی ـ اعم از لغت، صرف، نحو، بلاغت و گاه برخی دیگر از علوم ادبی ـ برای فهم دقیق و عمیق قرآن و روایات، نقشی بسیار اساسی و تعیینکننده دارد.
فضلای گرامی ملاحظه کردهاند که در دانش فقه، علم اصول و بهویژه در دانش تفسیر، توجه به ظرایف و نکات ادبی گاه در برداشت فقیه، فیلسوف یا مفسر از یک آیه مبارکه یا یک روایت، تأثیر جدی و بسزایی میگذارد.
گاه یک قاعده فقهی یا اصولی را میتوان بر اساس یک نکته ادبی استنباط، استدلال و به آن استناد کرد. بسیاری از ظرایف قرآن کریم در مباحث ادبی نهفته است و از همین رو یکی از ابعاد اعجاز قرآن، اعجاز ادبی آن به شمار میآید؛ اعجازی که با وجود گذشت چهارده قرن از تحقیق و پژوهش در این زمینه، همچنان ظرفیت گستردهای برای گفتگو و تحقیق بیشتر دارد.
نهجالبلاغه و جلوههای اعجاز بلاغی
در نهجالبلاغه نیز یکی از امتیازات برجسته، مباحث ادبی و بلاغی آن است. اساساً بخشی از کلمات امیرالمؤمنین علیهالسلام با نگاه و از منظر بلاغی گردآوری شده است؛ در حالی که بیتردید سخنان آن حضرت بسیار بیش از آن چیزی است که در نهجالبلاغه جمعآوری شده است.
ادبیات عربی به عنوان یکی از علوم پایه، هم زمینه صحیحخوانی متون اصیل قرآن و روایات را فراهم میکند و هم امکان فهم دقیق و عمیق این متون را مهیا میسازد. البته این حوزه از دانش، در طول تاریخ خالی از افراط و تفریط نیز نبوده است.
نگاه تحولی امام شهید به ادبیات عرب
امام شهید ما ـ که خود ادیبی برجسته بودند ـ افزون بر ذوق سرایش اشعاری با مضامین والا، در حوزه ادبیات صاحبنظر به شمار میآمدند و در مباحث ادبی و بلاغی دیدگاههای بدیع و نوآورانهای ارائه کرده بودند. ادبیات با برخی اصلاحات مورد تأکید ایشان بود و حوزه علمیه مقدسه قم نیز در این مدت، بهویژه در سالهای اخیر و بخصوص پس از پیام حیاتی و تمدنی امام شهید به حوزههای علمیه، در بخش ادبیات با جهشها و پیشرفتهای قابل توجهی مواجه شده است.
محورهای تحول در ادبیات حوزه
برخی از این رویکردها و جهشها را به اختصار عرض میکنم؛
1. تربیت ادبای جوان، نواندیش، پرتلاش و تأثیرگذار
در سالهای اخیر، جمع قابل توجهی از فضلای جوان که علاقهمند به مباحث ادبی بودهاند، در حوزههای علمیه، بهویژه حوزه علمیه قم، تا مرز صاحبنظر شدن در ادبیات تربیت شدهاند و این امر، گنجینهای ارزشمند و ماندگار برای حوزههای علمیه به شمار میآید.
2. احیای کتب ادبی و تدوین متون آموزشی جدید
یک نظام آموزشی موفق، ناگزیر است که در دورههای زمانی مختلف، متون آموزشی خود را با بهرهگیری از تجربیات نوین، شرایط جدید و اقتضائات روزآمد، بازبینی و بهروزرسانی کند. حوزه علمیه قم در این زمینه عملکرد موفق و کارنامهای قابل قبول داشته است. در سالهای اخیر، متون آموزشی ارزشمندی در حوزه ادبیات، با اشراف و توجه به منویات مقام معظم رهبری و در راستای تحقق دیدگاههای امام شهید، تدوین و در اختیار طلاب و مجامع علمی قرار گرفته است.
3. تلاش در جهت کاهش زمان آموزش
بیتردید هر ساعت از عمر طلبه، ارزشمند و مغتنم است و مدیران حوزه همواره تلاش کردهاند به گونهای برنامهریزی و اجرای برنامه داشته باشند که حداکثر بهرهوری از عمر علمی طلاب حاصل شود.
بر این اساس، مسیری که پیشتر ممکن بود نیازمند دویست ساعت آموزش باشد، امروز با اصلاح متون آموزشی و همچنین توانمندسازی و کارآموزی اساتید، این امکان را پیدا کرده است که ده، بیست یا حتی سی درصد از زمان آموزش کاهش یابد و در عین حال، اتقان و استحکام آموزشی افزایش پیدا کند.
این مسأله وظیفهای بر عهده مدیران، مسئولان و دستاندرکاران حوزههای علمیه ـ اعم از معاونت آموزش، معاونت پژوهش و دفتر تدوین متون ـ قرار میدهد که در بخش ادبیات، کارنامهای موفق و قابل ارائه داشتهاند.
باید بهگونهای برنامهریزی شود که کیفیت آموزش آسیب نبیند و در عین حال، زمان آموزش تا حد امکان مدیریت شود. همچنین لازم است مباحث کمکاربرد کاهش یابد و متون آموزشی به گونهای تنظیم شوند که خودِ متن موجب طولانی شدن فرایند آموزش نشود. این موارد از جمله آرمانهای امام شهید بود که بخشی از آن، در متون جدید تحقق یافته است.
4. ارتباط عمیقتر میان ادبیات عربی با قرآن و روایات
این مسأله نیز همواره از نکات مورد توجه امام شهید بود و حوزه علمیه در این زمینه ورود جدی و مؤثری داشته است.
در گذشته ممکن بود طلبهای سه یا چهار سال به فراگیری ادبیات بپردازد و حتی تا پیش از مطالعه «مغنی» پیش رود، اما در مجموع تنها با ده یا بیست آیه قرآن مواجه شود؛ در حالی که امروز، متون آموزشیای در اختیار داریم که برای نمونه، در علم صرف، بیش از هزار آیه و روایت متناسب و هدفمند انتخاب و در متن آموزشی گنجانده شده است. این امر بیانگر پیوند عمیق میان ادبیات و قرآن و روایات است.
امروز کتابهای بلاغت ما سرشار از مثالهای دقیق برگرفته از قرآن و روایات است و در کتب نحوی نیز، چه در متن درس و چه در بخش تحقیقات و تمرینها، این رویکرد بهروشنی مشاهده میشود.
امروز حوزه علمیه مفتخر است اعلام کند طلبهای که این متون درسی را فرا میگیرد، در کنار یادگیری قواعد ادبی ـ که در جای خود بسیار ضروری و لازم است ـ این قواعد را بر آیات و روایات تطبیق میدهد. این رویکرد، هم از نظر محتوای معرفتی ارزشمند است، هم ادبیات را کاربردی میسازد و آن را با هدف و آرمانی که از تحصیل ادبیات مدنظر است هماهنگ میکند و هم در عمل، مدت آموزش را کاهش داده و بخشی از آسیبهای آموزشی گذشته را برطرف میسازد.
این مسأله یکی از آرمانها و تأکیدات امام شهید بود که در متون جدید مورد توجه قرار گرفته است. البته این بدان معنا نیست که دیگر نیازی به تکمیل، اصلاح و ارتقای این آثار وجود ندارد؛ بلکه این کتابها و متون باید هر چند سال یکبار مورد بازبینی، تکمیل و ارتقا قرار گیرند.
5. ارائه نوآوریهای ادبی
یکی دیگر از خدمات حوزه علمیه قم در عرصه ادبیات، ارائه نوآوریهای محتوایی و نیز نوآوری در شیوههای آموزشی است و این مسأله از برکات انقلاب اسلامی و خون شهیدان به شمار میآید که چنین فضایی را فراهم ساخته است.
من با جرأت و بر اساس اطلاع و آگاهی عرض میکنم ـ و این ادعا قابل اثبات است ـ که نوآوریهای آموزشی حوزههای علمیه، بهویژه حوزه علمیه قم، در زمینه آموزش ادبیات عربی در سالهای پس از انقلاب اسلامی، با مجموع نوآوریهای چهارده قرن گذشته برابری میکند، اگر نگوییم از آن نیز بیشتر است و این، یکی از برکات نظام مقدس اسلامی است.
نوآوری در این عرصه، در دو بُعد قابل بررسی است؛ نخست در حوزه آموزش، به این معنا که بتوان روشهای آموزشی، متون درسی و تکنیکهای آموزشی را به گونهای طراحی و اجرا کرد که فراگیر، با وجود تفاوتها و تنوعهای فردی، در کوتاهترین زمان ممکن به مقصود آموزشی دست یابد. بُعد دوم نیز نوآوریهای محتوایی، نظریهپردازیها و گاه نوآوریهای موردی است.
برای نمونه، در دانش صرف، بحث «اعلال» از پیچیدهترین مباحث به شمار میآید. در برخی منابع آموزشی، اساتید و صاحبنظران تلاش کردهاند قواعد اعلال را به شکلی هدفمند در قالب یک جمله منسجم و کاربردی ارائه کنند. اگر چنین کاری در جایی غیر از حوزه علمیه قم انجام شده بود، بیتردید همایشهای متعددی برای تبیین این نظریه، نوآوری و تحول برگزار میشد.
نمونه دیگر، مسأله «نحو مفهومی» است. طی قرون متمادی، دانش نحو ـ که حاصل تلاش بزرگان ادب بوده و همه آنان مأجور، قابل تقدیر و شایسته تکریم هستند ـ مبتنی بر مجموعهای از قواعد متکثر، همراه با استثناهای فراوان و دشواری در فهم بود.
به این صورت که یک قاعده مطرح میشد و برای همان قاعده، گاه دهها استثنا یا شرط بیان میگردید و همین مسأله، هم فراگیری و هم آموزش آن را بسیار دشوار میکرد؛ تا جایی که در برخی محافل علمی غربی گفته شده است که تنها نوابغ میتوانند ادیب شوند؛ زیرا قواعد ادبی با پیچیدگی و دشواری فراوان همراه بوده است.
6. طراحی «نحو مفهومی»
این مسأله به شکل کنونی، سابقهای در تاریخ نداشته است؛ هرچند رگههایی از این نظریه را میتوان در سخنان مرحوم رضی و برخی دیگر از بزرگان مشاهده کرد، اما ساماندهی و شکلدهی آن در قالب یک نظام نحوی مبتنی بر قواعد منطقی و بدون استثنا، امری نو و بدیع به شمار میآید.
مقصود این است که دانشی بازسازی شود که قواعد آن پیشتر با شرایط و استثناهای فراوان همراه بود، اما اکنون همان خروجی و نتیجه را با دو امتیاز مهم ارائه دهد: نخست، بدون حتی یک استثنا؛ و دوم، با فهم بهتر مقصود متکلم.
دانش نحو اساساً برای آن است که انسان را به مقصود متکلم رهنمون سازد و نحو سنتی در تحقق کامل این هدف، چندان موفق نبود و با آن فاصله داشت؛ اما نحو مفهومی این امکان را فراهم میکند که فراگیر، هم در زمانی کوتاهتر ـ بهگونهای که شاید بتوان گفت زمان آموزش به یکپنجم کاهش مییابد ـ آموزش ببیند و هم سریعتر با مقصود متکلم آشنا شود.
«نحو مفهومی»؛ تلاشی برای حذف استثناها و فهم بهتر متن
در این شیوه، ذهن فراگیر با استثناهای متعدد درگیر نمیشود و به جای آن، قواعد و ضوابط منطقی در اختیار او قرار میگیرد. این رویکرد، در حقیقت ریلگذاری جدیدی در شکلگیری دانش نحو و آموزش آن به شمار میآید که اگر به سرانجام نهایی خود برسد، میتواند جهشی عمیق و تحولی بنیادین در دانش نحو، چه در محتوای این دانش و اهداف آن و چه در شیوه آموزش آن ایجاد کند.
این دستاورد نیز از برکات انقلاب اسلامی و خون شهیدانی چون امام شهید ماست؛ چرا که تأکیدات و رهنمودهای ایشان زمینهساز شکلگیری این نگاه تحولی شد و اساتیدی که این ایده را در ذهن داشتند، سالیان متمادی برای تکمیل و تحقق آن تلاش کردند. البته مباحث مربوط به ادبیات عرب بسیار گستردهتر از این مقدار است و من به همین اندازه بسنده میکنم.
ترجمه؛ پل انتقال فرهنگ و معارف اسلامی
موضوع مهم دیگر در پیام کنگره، ترجمه است که بهطور خاص و ویژه، مورد توجه امام شهید ما بود و پیش از آن نیز ضرورتی انکارناپذیر به شمار میآمد. قرآن کریم نیز میفرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ».
زبان صرفاً ابزاری برای گفتوگو نیست، بلکه بستری برای انتقال فرهنگهاست و چهبسا اثرگذاری زبان و فرهنگ، از بسیاری ابزارهای سختافزاری بیشتر باشد. از این رو، مسأله ترجمه با رویکرد دینی و ارزشی، یک ضرورت اجتنابناپذیر است.
ترجمه؛ هنری فراتر از جابهجایی واژگان
البته در حوزه ترجمه، دشواریهای خاصی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا انتقال از یک زبان و فرهنگ به زبان و فرهنگی دیگر، امری پیچیده و حساس است. ترجمه صرفاً تبدیل واژگان از زبانی به زبان دیگر نیست؛ چهبسا گاهی انتقال صرفِ کلمات، انسان را از مقصود اصلی دور سازد.
فهم فرهنگ زبان مقصد و چگونگی انتقال صحیح مقصود از زبان مبدأ به زبان مقصد، ظرافتها و دشواریهای خاص خود را دارد و ما همچنان در آغاز این مسیر قرار داریم و تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم؛ اما حوزههای علمیه و نهادهای حوزوی که پیشتر تحت اشراف امام شهید ما و امروز تحت هدایت و اشراف مقام معظم رهبری فعالیت میکنند، یکی از دغدغههای مهم و ارزشمند خود را مسأله ترجمه و انتقال فرهنگ غنی اسلامی به زبانهای مختلف قرار دادهاند.
ترجمه قرآن کریم به دهها زبان، ترجمه نهجالبلاغه به زبانهای گوناگون و انتقال مفاهیم دینی و ارزشی به ملتهای مختلف، با وجود دشواریهای ناشی از تنوع فرهنگی، از جمله خدمات ارزشمندی است که در این عرصه انجام شده است.
از سوی دیگر، ترجمه آثار و مطالب علمی از زبانهای دیگر به فارسی و عربی نیز ضرورتی مهم به شمار میآید. حوزه و طلبه امروز باید با آخرین مباحث و جریانهای علمی جهان، همچنین با شبهات و پرسشهای مطرح در فضای فکری معاصر آشنا باشد تا بتواند متناسب با آن، خود را برای دفاع از ارزشهای دینی مجهز سازد.
ترجمه دوسویه؛ شناخت جهان و معرفی اسلام
بنابراین، ترجمه امری دوسویه است؛ از یکسو، انتقال معارف دینی به مخاطبان جهانی، و از سوی دیگر، بهرهگیری حوزههای علمیه از دستاوردها و مباحث علمی جهان. در هر دو عرصه، اقدامات ارزشمندی آغاز شده است؛ هرچند این مسیر، طبیعتاً نیازمند دقت فراوان، حرکت تدریجی و شتابی حسابشده است، اما در عین حال، ماندگاری و اثرگذاری عمیقی خواهد داشت.
امروز در برخی مراکز علمی و دینی ما، رشتههای تخصصی ترجمه ایجاد شده است؛ از جمله رشته مترجمی زبان عربی یا مطالعات اسلامی به زبانهای مختلف. اکنون مطالعات اسلامی به بیش از ده زبان دنیا ارائه میشود تا علاقهمندان بتوانند با زبانهایی همچون انگلیسی، فرانسوی، ترکی، چینی، ژاپنی، اسپانیایی و دیگر زبانها، معارف اسلامی را فرا بگیرند و سپس با تسلط بر زبان و محتوا، این معارف را به تشنگان حقیقت در سراسر جهان منتقل کنند.
حوزه علمیه و نهادهای حوزوی، طبیعتاً محدود به یک شهر، یک کشور، یک جنسیت یا یک ملیت نیستند؛ زیرا پیام قرآن، پیام دین، پیام امام عصر عجلالله تعالی فرجهالشریف و پیام امام شهید ما، پیامی فرامنطقهای، فراقومی و فراملیتی است و لازمه تحقق این رسالت، آشنایی با زبانهای مختلف و ترجمه معارف دینی به زبانهای گوناگون است.
بازخوانی آرمانهای امام شهید؛ وظیفه امروز حوزه
امیدواریم این حرکت ارزشمند، بیش از گذشته توفیق یابد؛ چنانکه در سطوح مختلف برنامهریزی حوزههای علمیه، چه در معاونت پژوهش و چه در معاونت آموزش، از گذشته تاکنون و بهویژه در سالهای اخیر با شتاب بیشتری مورد توجه قرار گرفته است. حتی در «کتاب سال حوزه» نیز بخشی ویژه به موضوع ترجمه و اهمیت زبان اختصاص یافته است.
امید آن داریم که ما بازماندگان راه بزرگان و امام شهیدمان، بتوانیم آرمانهای آن امام عزیز را بهتر درک و شناسایی کنیم؛ چراکه یکی از ویژگیهای برجسته ایشان، مظلومیت و گمنام ماندن حتی در میان بسیاری از طلاب بود.
وظیفه ما آن است که در گام نخست، ایشان را بهتر بشناسیم، آرمانهای او را دقیقتر درک کنیم و نسبت به راهکارهایی که آن امام عزیز ـ بهویژه در پیام تاریخی و حیاتبخش خود خطاب به حوزههای علمیه ـ مطرح فرمودند، توجهی عمیقتر داشته باشیم و پیوسته بکوشیم تا آن آرمانها را در عرصه عمل محقق سازیم.
منبع خبرگزاری حوزه
انتهای پیام/