رمزگشایی از تناقض‌گویی‌های ترامپ در مواجهه با ایران

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، «امل شبیب»، خبرنگار بخش عربی خبرگزاری تسنیم در ویدئویی تحلیلی به واکاوی دلایل تناقض‌گویی‌های ترامپ در موضوع ایران پرداخته است.

 

 

وی با اشاره به گزارش اخیر ای.بی.سی. نیوز در مورد افراد و گروه‌های ذی‌نفوذ بر مواضع ترامپ، از سه گروه ذی‌نفوذ رمزگشایی می‌‌کند:

ـ دسته نخست: مشاوران نظامی پنتاگون که خواستار جنگی سریع و پیروزی قاطع هستند؛
ـ دسته دوم: مشاوران سیاست خارجی که خواستار یک توافق و مذاکرات هستند؛
ـ دسته سوم: تیم کمپین انتخاباتی که خواستار جلب نظر خاستگاه حزبی و اجتماعی خود هستند.

به‌باور کارشناسان تغییر سریع مواضع ترامپ در قبال پرونده ایران چهار منفعت راهبردی را نصیب آمریکا می‌کند:

ـ نخست: تلاش برای نگه‌داشتن ایران در حالت حدس و گمان تا نداند دقیقاً چه‌زمانی حمله و چه‌زمانی آتش‌بس خواهد شد؛
ـ دوم: پیشگیری از هرگونه مخالفت از سوی کنگره آمریکا در قبال تصمیمات وی در پرونده ایران؛
ـ سوم: جلب رضایت پایگاه انتخاباتی خود از طریق رونمایی روزانه از پیروزهای متوهمانه و خیالی در مصاف با ایران؛
ـ و چهارم: تلاش برای آماده‌سازی مسیر برای یک توافق بزرگ با تهران.

یکی از تحلیلگران مؤسسه واشنگتن به‌وضوح اظهار داشت: ایران می‌داند که ترامپ خواستار یک معامله‌ است و همه این تهدیدات تنها مقدمه‌ این معامله است، به همین دلیل است که ایران در قبال مواضع متناقض رئیس‌جمهور آمریکا ترسی به خود راه نمی‌دهد.

* * * * *

در کمتر از 72 ساعت، چهار اظهارنظر متناقض از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در مورد ایران منتشر شد:

اظهارنظر نخست: ایران را با قدرتی هدف قرار می‌دهیم که قبلاً هرگز شاهد آن نبوده است؛

اظهارنظر دوم: به‌دلیل پیشرفت قابل‌توجه در مذاکرات، مأموریت اسکورت در تنگه هرمز را برای مدت کوتاهی متوقف کردیم؛

اما اظهارنظر سوم: مراکز هسته‌ای ایران به‌طور کامل نابود شدند؛

اظهارنظر چهارم: من هرگز نگفتم که قصد تغییر نظام را داریم.

اگر این اظهارات از سوی فردی عادی بیان می‌شد، می‌گفتیم آن فرد یا دیوانه و مست است و یا آنکه حافظه‌اش را از دست داده است؛ اما این فرد، کسی نیست جز ترامپ و این یک تحلیل معکوس است.

امروز قصد نقض این مواضع را نداریم، بلکه صرفاً به تجزیه و تحلیل آن می‌‌پردازیم، چرا ترامپ در مواجهه با پرونده ایران تا این حد سریع تغییر موضع می‌دهد؟

بگذارید از ظاهر ماجرا شروع کنیم...

آنچه هر مخاطبی حتی فردی غیرسیاسی شاهد است این است؛ ترامپ تهدید کرد: "امشب یک تمدن نابود خواهد شد".

در سمت دیگر وزیر خارجه‌اش می‌گوید: "جنگ تمام شد و اهدافمان را محقق کردیم."؛ اما اگر جنگ تمام شده است، پس چرا هنوز جنگنده‌های آمریکایی بر فراز منطقه خلیج فارس به پرواز درمی‌آیند؟

این تناقض اول میان اظهارات مقامات آمریکایی است. ترامپ هفته آینده ممکن است چیز دیگری بگوید، اما یک مخاطب باهوش می‌پرسد: این اظهارات از کجا می‌آید و چه‌کسی آن‌ها را برای ترامپ می‌نویسد؟ و چه‌کسی پشت پرده قرار دارد؟ اجازه بدهید قدری این پرونده را باز کنیم و با تأمل بیشتری در آن غور کنیم.

ترامپ به‌دست خودش مواضعش را مکتوب نمی‌کند، بلکه پشت سر او سه دسته قرار دارند:

دسته نخست: مشاوران نظامی پنتاگون که خواستار جنگی سریع و پیروزی قاطع هستند؛

اما دسته دوم: مشاوران سیاست خارجی هستند که خواستار یک توافق و مذاکرات هستند؛

دسته سوم: تیم کمپین انتخاباتی که خواستار جلب نظر خاستگاه حزبی و اجتماعی خود هستند و هر دسته برای ترامپ یک اظهارنظر روز را می‌نویسند.

براساس اطلاعات افشاشده از سوی شبکه ای‌بی‌سی نیوز در هفته گذشته این هفته گروه پنتاگون و تیم کمپین انتخاباتی ترامپ پیروز میدان بودند.

نتیجه اینکه: ترامپ فردی مردد و دمدمی‌مزاج نیست، بلکه او در حقیقت عرصه نبردی میان گروه‌های مختلف است که برای نگارش مواضع بعدی او با هم رقابت می‌کنند.

تفاوت میان جنگ و صلح در مواضع ترامپ بسته به این است که امشب چه‌کسی کنار او سر به بالین می‌گذارد؛ یک ژنرال یا یک مشاور انتخاباتی؟

حال به خطرناک‌ترین لایه می‌رسیم، ترامپ تنها نظر خود را تغییر نمی‌دهد بلکه حتی کلمات را هم بازتعریف می‌کند؛

تعریف کلمه «پیروزی» از نگاه ترامپ در برهه قبل از جنگ با ایران نابودی تمام مراکز هسته‌ای ایران بود، اما بعد از جنگ این تعریف بدین‌شکل تغییر کرد: فقط آن مراکز را از کار انداختیم.

تعریف کلمه «جنگ» هم از نگاه ترامپ در برهه قبل از جنگ به این معنا بود؛ "تا پایان کار به نبرد ادامه خواهیم داد."، اما بعد از جنگ این تعریف هم بدین‌شکل تغییر کرد: فقط یک تفریح و مانوری ساده بود.

این‌ها ناشی از حماقت نیست، بلکه زاییده تفکر خطرناک ترامپ است.

وقتی ترامپ می‌گوید جنگ تمام شده است و هنوز به بمباران ادامه می‌دهد، در اینجا تعریف خود از «پایان» را بازتعریف می‌کند و سؤال این است؛ ترامپ از تمام این تغییر ناگهانی مواضع و تناقضات چه‌سودی می‌برد؟

چهار سود راهبردی برای تغییرات سریع مواضع ترامپ در قبال پرونده ایران وجود دارد:

نخست: تلاش برای نگه‌داشتن ایران در حالت حدس و گمان تا نداند دقیقاً چه‌زمانی حمله خواهد شد و چه‌زمانی جنگ متوقف می‌شود.

دوم: آرام نگه‌داشتن کنگره آمریکا؛ او می‌گوید جنگ تمام شده است تا علیه او رأی‌گیری در کنگره انجام نشود.

سوم: جلب رضایت پایگاه انتخاباتی اوست. او هر روز از یک پیروزی جدید رونمایی می‌کند، در حالی که می‌داند این یک پیروزی خیالی است.

چهارم: تلاش برای آماده‌سازی مسیر برای یک توافق بزرگ است.

ترامپ گمان می‌کند هرچه سقف تهدیدات بالاتر می‌رود، بهای عقب‌نشینی را افزایش داده است.

به‌طور خلاصه، تغییر مواضعی که ترامپ اتخاذ می‌کند یکی از سلاح‌های در دست اوست.

اما سؤال اصلی این نیست که آیا ایران در تله این سلاح افتاده است، بلکه سؤال واقعی این است؛ ایران به همه این نوسان‌ها چگونه می‌نگرد؟

آیا ایران سردرگم، هراسان و مضطرب است؟

هرگز؛ بلکه خلاف این قضیه صادق است.

ایران به صبر راهبردی خود شهرت دارد و نوسان‌ها را به‌عنوان هیاهویی تاکتیکی و نه سیاست متغیر قلمداد می‌کند و این هوشمندانه‌ترین گزینه است.

ترامپ هر روز تغییر می‌کند، اما ایران یک استراتژی واحد دارد که دهه‌هاست ادامه دارد، این انتخاب ایران بود، چون می‌دانست ترامپ مثل وضع آب‌وهوا تغییر می‌کند، اما ایران راهبرد خود را نه بر پایه آب‌و‌هوا، بلکه براساس جغرافیا پی‌ریزی می‌کند.

واقعیت بسیار جالب این است که این ترامپ است که تغییر می‌کند و در مقابل این ایران است که بر مواضع خویش استوار باقی می‌ماند.

وقتی ترامپ تهدید کرد یک تمدن نابود خواهد شد، ایران لغزشی به خود راه نداد، بلکه گفت این روش مذاکره اوست و آن را نادیده گرفت.

وقتی که ترامپ گفت جنگ تمام شد، ایران گفت؛ "این یک بلوف تاکتیکی است و ما آن را باور نمی‌کنیم".

نتیجه اینکه: ایران مانند یک بوکسور حرفه‌ای عمل می‌کند که می‌داند رقیبش در راند اول مشتی سریع را روانه می‌کند اما در راندهای بعدی خود از پا در خواهد آمد و این همان اعتماد به راهبرد بلندمدت است.

یکی از تحلیلگران مؤسسه واشنگتن به‌وضوح اظهار داشت: ایران می‌داند که ترامپ خواستار یک معامله‌ است و همه این تهدیدات تنها مقدمه‌ این معامله است، به همین دلیل است که ایران ترسی به خود راه نمی‌دهد.

به‌طور خلاصه، کسی که بیشتر تغییر می‌کند، ضعیف‌تر و کسی که باثبات‌تر است، قدرتمندتر هم به‌نظر می‌رسد و ایران این معادله را حتی پیش از بسیاری از تحلیلگران آمریکایی درک کرده است.

چه‌کسی زودتر پیمانه صبرش سر ریز خواهد شد؟

ترامپ طبق عادتش تغییر می‌کند؛ گاهی تهدید می‌کند، گاهی عقب‌نشینی می‌کند...، گاهی اعلام پیروزی می‌کند و گاهی حتی فراموش می‌کند که آن را قبلاً اعلام کرده است، اما در این بین ایران تغییری به خود راه نمی‌دهد، چون می‌داند نوسان‌های ترامپ نه ناشی از راهبرد، بلکه صرفاً تاکتیک‌های روزانه اوست.

ادعای تکراری ترامپ درباره مذاکره با ایران
راستی‌آزمایی ادعای ترامپ درباره چین و موضوع هسته‌ای ایران

 

سؤال این نیست که آیا آمریکا بار دیگر به ایران حمله خواهد کرد، سؤال واقعی این است؛ چه‌کسی پیمانه صبرش زودتر لبریز خواهد شد؛

ترامپی که قصد دارد پیش از انتخابات معامله‌ای سریع را به فرجام برساند، یا ایرانی که ثابت کرده است کسی که هر روز نظرش را تغییر می‌دهد، طرف قابل اعتماد نیست؟

انتهای پیام/+