هشدار اندیشکده آمریکایی درباره هزینه نجومی جنگ با ایران

به گزارش خبرگزاری تسنیم، اندیشکده آمریکایی «مؤسسه ایندیپندنت» دیشب، جمعه‌شب، در یک یادداشت تحلیلی نوشت: در زمان حاضر ایالات متحده سالانه نزدیک به یک تریلیون دلار برای ارتش خود هزینه می‌کند که بیشتر از مجموع هزینه‌های 9 کشور بعد از خود با بیشترین بودجه نظامی در جهان است.

در ادامه این یادداشت آمده است:

دونالد ترامپ می‌خواهد این رقم را به حدود 1.5 تریلیون دلار در سال افزایش دهد، علاوه بر آن، بودجه تکمیلی جنگ برای یک درگیری انتخابی نیز وجود خواهد داشت؛ درگیری‌ای (مانند جنگ ایران) که دولت ترامپ آن را ابتدا 25 میلیارد دلار برآورد کرده بود اما اکنون به 29 میلیارد دلار افزایش یافته است که به‌گفته منتقدان، باورپذیر نیست.

یک برآورد مستقل هزینه‌های این جنگ برای آمریکا را 72 میلیارد دلار هزینه مستقیم و در مجموع در سطح تریلیون‌ها دلار با در نظر گرفتن هزینه‌های غیرمستقیم اعلام کرده است؛ از جمله افزایش قیمت مصرف‌کننده ناشی از بالا رفتن قیمت نفت که خود بخش عمده‌ای از کالاهای دیگر را تشکیل می‌دهد یا برای حمل‌ونقل آن‌ها استفاده می‌شود، علاوه بر این، ایالات متحده هم‌اکنون با بدهی عظیم 39 تریلیون دلاری روبه‌روست که بهره‌های سنگین آن به دوش مالیات‌دهندگان آمریکایی افتاده است.

جنگ‌طلبان از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون مدام گفته‌اند که این بار مالی سنگین برای شهروندان آمریکایی ضروری است، چون ایالات متحده «مسئولیت‌های یک ابرقدرت» را دارد و این هزینه‌های مالی در مقایسه با هزینه جان سربازان آمریکایی... ناچیز است،

و حتی مهم‌تر از همه این‌ها، هزینه‌ای است که کمتر به آن اشاره می‌شود یعنی فشاری که بر دموکراسی آمریکا در داخل این کشور وارد می‌شود. جنگ بزرگ‌ترین عامل گسترش بیش از حد دولت در تاریخ آمریکا و حتی تاریخ بشر است. در دوران طولانی جنگ سرد و به‌ظاهر بی‌پایان جنگ با تروریسم، یک نظام امنیت ملی در آمریکا شکل گرفت...، و بودجه‌های نظامی عظیمی برای آن اختصاص یافت.

با گسترش ارتش آمریکا، تعداد زیادی از پایگاه‌های نظامی خارجی پس از جنگ جهانی دوم در جای خود باقی ماند و ایالات متحده به مداخله‌گرترین کشور جهان تبدیل شد (حتی فراتر از اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ سرد، و این مداخلات نظامی پس از سقوط این دشمن اصلی در دوران جنگ با تروریسم نیز شدت گرفت).

در دهه 1970، آرتور شلزینگر جونیور، مورخ معروف آمریکایی، به این نتیجه رسید که نیروهای نظامی بزرگ و جامعه اطلاعاتی مرتبط با آن، توازن قدرت را میان شاخه‌های حکومت تغییر داده و به شکل‌گیری «ریاست‌جمهوری امپراتورگونه» انجامیده‌اند که دیگر مانند گذشته توسط کنگره محدود نمی‌شود.

شلزینگر به‌درستی تشخیص داد که چنین افزایش قدرتی برای رئیس‌جمهور می‌تواند علیه مردم آمریکا نیز به‌کار گرفته شود.

اگرچه شلزینگر تحلیل خود را بر ریچارد نیکسون و رسوایی واترگیت متمرکز کرد، اما نخستین رئیس‌جمهور امپراتورگونه‌ای احتمالاً هری ترومن بوده است؛ کسی که با در اختیار داشتن وزارت دفاع تازه‌ادغام‌شده و همچنین سازمان اطلاعاتی جدید خود (سیا) توانست اطلاعات را دریافت کند و عملیات‌های مخفی در خارج از این کشور را پیش ببرد.

وی الزام قانون اساسی آمریکا برای کسب مجوز کنگره جهت ورود به جنگ را نادیده گرفت و به‌طور یک‌جانبه این کشور را در سال 1950 وارد جنگ کره کرد.

از آن زمان به بعد، رؤسای‌جمهور دیگر پیش از ورود به جنگ از کنگره درخواست اعلام جنگ نمی‌کنند. از دوران ترومن به این سمت، با ادامه جنگ سرد و سپس جایگزینی آن با جنگ با تروریسم، قدرت قوه مجریه همچنان افزایش یافته است و قدرت کنگره کاهش پیدا کرده است،

بنابراین، دونالد ترامپ این «ریاست‌جمهوری امپراتورگونه» را اختراع نکرده است، اما اکنون از تضعیف نظام قانون اساسی آمریکا و سازوکار کنترل و توازن قدرت به‌طور کامل بهره می‌برد؛ از جمله با استفاده از نیروهای نظامی رسمی و نیروهای گارد ملی در داخل کشور علیه غیرنظامیان، آن هم به‌خلاف خواست مقامات ایالتی و محلی؛ استفاده از نیروهای پلیس فدرال (اداره مهاجرت و گمرک (آیس)، مرزبانی و سایر نهادها) برای هدف‌گیری آشکار و خشن مهاجران غیرقانونی، در حالی که حتی برخی مهاجران قانونی و شهروندان آمریکایی را نیز درگیر می‌کند؛ و همچنین هدایت اداره تحقیقات فدرال و وزارت دادگستری برای تحقیق و پیگرد مخالفان سیاسی خود.

قدرت ریاست‌جمهوری اکنون از کنترل خارج شده است. کنگره باید از ریشه با این وضعیت مقابله کند و با استفاده از «قطعنامه اختیارات جنگ» از دهه 1970، هم جنگ با ایران و هم جنگ ادامه‌دار با تروریسم را پایان دهد.

حزب رئیس‌جمهور در کنگره نیز فلج شده است چرا که اعضای آن می‌ترسند یک پیام منفی در شبکه‌های اجتماعی از ترامپ پایان سیاسی آن‌ها باشد و این در حالی است که آن‌ها باید برای انجام کار درست به‌اندازه کافی متحد شوند، اما بسیاری باید بیش از این بترسند که مردم آمریکا در انتخابات نوامبر آن‌ها را به‌دلیل اقدام نکردن برای پایان دادن به این جنگ بی‌نتیجه کنار خواهند گذاشت.

انتهای پیام/+