جنگ تحمیلی سوم و هزینه سنگین آن برای اقتصاد کشورهای عربی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مرتضی اشرافی، پژوهشگر ارشد مطالعات آسیای مرکزی و اوراسیا، مدیر اندیشکده مطالعات راهبردی شیراز طی یادداشتی با عنوان "پیامد‌های اقتصادی و امنیتی جنگ رمضان برای کشور‌های عربی" که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داد، نوشت:جنگ تحمیلی رمضان علیه ایران، بیش از یک منازعه نظامی سنتی، به آزمونی استراتژیک برای کشور‌های حاشیه خلیج فارس و نظم اقتصادی منطقه تبدیل شده است.سیاست‌های اقتصادی و ابتکار ایران در کشاندن دامنه جنگ به سطح منطقه، نشان می‌دهد که این کشور‌ها در شرایطی دشوار قرار گرفته‌اند که بازندگان اصلی هستند.اقتصاد کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس که عمدتاً بر پایه درآمد‌های نفتی و نظام پترودلار شکل گرفته، اکنون با تهدید جدی رو‌به‌رو شده است.وابستگی به دلار برای معاملات نفتی، در کنار نیاز به حمایت امنیتی آمریکا، این کشور‌ها را در برابر نوسانات اقتصادی و افزایش ریسک‌های امنیتی آسیب‌پذیر کرده است و فشار‌های اقتصادی و نظامی را به‌طور همزمان بر دوش آنها افزایش داده است.

هزینه جنگ از جیب کشور‌های عربی

اقتصاد کشور‌های حوزه خلیج فارس به شدت وابسته به درآمد‌های نفتی است و این درآمد‌ها عمدتاً در چرخه‌ای به آمریکا بازمی‌گردند که شامل تضمین‌های امنیتی و خرید تسلیحات می‌شود.جنگ تحمیلی ایران این چرخه ظریف اقتصادی را برهم زده و کشور‌های عربی را مجبور کرده است منابع بیشتری برای خرید سامانه‌های دفاعی و تجهیزات نظامی اختصاص دهند. این هزینه‌ها نه تنها از بودجه دولتی، بلکه از جیب مردم نیز پرداخت می‌شود.

افزایش هزینه‌های دفاعی، فشار اقتصادی بر خانوار‌ها را تشدید کرده و تورم، هزینه سوخت، کالا‌های اساسی و حمل‌ونقل عمومی را به شکل ملموسی افزایش داده است.این فشار مالی موجب کاهش قدرت خرید شهروندان و تغییر الگوی مصرفی آنها شده است، به‌گونه‌ای که بسیاری از خانواده‌ها مجبور به بازنگری در اولویت‌های اقتصادی خود شده‌اند.تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که ادامه این روند می‌تواند رشد اقتصادی این کشور‌ها را چند درصد کاهش دهد و به ویژه برنامه‌های توسعه‌ای و رفاهی را با اختلال جدی مواجه کند.

افزایش بودجه دفاعی و فشار بر رفاه اجتماعی

گسترش تهدید‌های ایران موجب افزایش بی‌سابقه بودجه دفاعی کشور‌های عربی شده است. منابع مالی که پیش‌تر صرف توسعه اقتصادی، برنامه‌های رفاهی، آموزش و بهداشت عمومی می‌شد، اکنون برای تقویت سامانه‌های دفاعی و خرید تجهیزات نظامی اختصاص یافته‌اند.

این تغییر اولویت، نه تنها فشار اقتصادی را بر شهروندان افزایش داده، بلکه مانع اجرای برنامه‌های توسعه‌ای و پروژه‌های زیربنایی شده است. در واقع، این کشور‌ها مجبور شده‌اند منابع مالی خود را از حوزه‌های اقتصادی مولد به سمت حوزه‌های امنیتی و دفاعی منتقل کنند، امری که می‌تواند اثرات بلندمدت بر رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی داشته باشد.در بلندمدت، افزایش بودجه دفاعی بدون افزایش درآمد‌های پایدار، می‌تواند کسری بودجه ایجاد کرده و دولت‌ها را به وام‌گیری و استقراض از منابع خارجی وادار کند، که خود می‌تواند ثبات مالی این کشور‌ها را به خطر بیندازد.

تهدید تنوع‌بخشی اقتصادی و پروژه‌های غیرنفتی

پروژه‌های اقتصادی غیرنفتی، از جمله گردشگری، فناوری، حمل‌ونقل و انرژی‌های تجدیدپذیر، که به ثبات و امنیت منطقه‌ای وابسته بودند، اکنون با ریسک بالای سرمایه‌گذاری مواجه شده‌اند.ناامنی‌های منطقه‌ای و افزایش هزینه‌های دفاعی، اعتماد سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی را کاهش داده و اجرای پروژه‌های جدید با تأخیر مواجه شده است.

بر اساس گزارش‌های اخیر، فعالیت بخش غیرنفتی عربستان سعودی کاهش یافته و رشد بخش خصوصی کند شده است، در حالی که سفارش‌های جدید نیز با تأخیر اجرا می‌شوند.کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران، علاوه بر محدود کردن رشد اقتصادی، می‌تواند اشتغال و تولید را نیز تحت تأثیر قرار دهد و کشور‌ها را مجبور کند تا از برنامه‌های توسعه‌ای بلندمدت خود عقب‌نشینی کنند. این روند نشان‌دهنده آسیب جدی جنگ تحمیلی بر اقتصاد غیرنفتی و تنوع‌بخشی اقتصادی منطقه است.

بی‌ثباتی اقتصادی و فرار سرمایه‌گذاری

همکاری کشور‌های عربی با آمریکا و اسرائیل در جنگ تحمیلی علیه ایران، تصویر آنها را به عنوان یک پناهگاه امن برای تجارت و سرمایه‌گذاری جهانی تضعیف کرده است.

کشور‌های منطقه دیگر به عنوان واحه‌ای آرام و قابل اعتماد در یک منطقه پرتنش دیده نمی‌شوند و این مسأله منجر به فرار سرمایه‌گذاری خارجی و کاهش جریان تجاری شده است. کاهش جریان سرمایه‌گذاری، در کنار افزایش هزینه‌های دفاعی، فشار مضاعفی بر بودجه دولت‌ها وارد کرده و نیاز به بازتخصیص منابع از پروژه‌های توسعه‌ای به حوزه‌های امنیتی را افزایش داده است.

این امر می‌تواند رشد اقتصادی را محدود کرده و وابستگی کشور‌ها به درآمد نفتی را افزایش دهد، که در شرایط نوسانات قیمت جهانی نفت، ریسک اقتصادی را به شدت بالا می‌برد و ثبات مالی و اقتصادی را تهدید می‌کند.

هزینه‌های بیشتر امنیتی و وابستگی به آمریکا

گسترش تهدید‌های ایران موجب شده تا کشور‌های عربی منابع بیشتری برای سامانه‌های دفاعی، خرید پهپادها، موشک‌ها و تجهیزات پیشرفته نظامی هزینه کنند.

هزاران پهپاد و موشک ارسالی از سوی ایران، خطوط دفاعی منطقه را تحت فشار قرار داده و هزینه‌های امنیتی را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داده است. این موضوع وابستگی کشور‌های عربی به آمریکا را برای بازسازی سامانه‌های دفاعی و حمایت نظامی تقویت کرده است، اما در عین حال، تجربه عدم هماهنگی واشنگتن با ترجیحات منطقه‌ای، انگیزه آنها برای متنوع‌سازی مشارکت‌های امنیتی و اقتصادی با قدرت‌های دیگر، از جمله چین و روسیه، را افزایش داده است.

این تغییر، نشان‌دهنده افزایش هزینه امنیتی و فشار اقتصادی همزمان بر کشور‌های عربی است و آنها را به سمت سیاست‌های متنوع‌سازی روابط سوق می‌دهد.

چالش امنیت جمعی و بازگشت به رقابت‌های داخلی

ایده ایجاد چارچوب امنیت جمعی در منطقه، که بر پایه اعتماد و همکاری چندجانبه شکل گرفته بود، اکنون به شدت آسیب دیده است. کشور‌های منطقه به جای همکاری جمعی، به سمت اتحاد‌های دوجانبه با آمریکا سوق یافته‌اند و اختلافات قدیمی مانند محاصره قطر یا رقابت عربستان و امارات در یمن، شدت یافته است.

این روند موجب افزایش هزینه‌های سیاسی و نظامی داخلی و کاهش توان دیپلماسی جمعی می‌شود. بدون اعتماد و همکاری چندجانبه، پروژه‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری مشترک نیز با ریسک بالا مواجه شده و بسیاری از کشور‌های منطقه مجبور به بازتخصیص منابع خود به حوزه دفاعی شده‌اند. این وضعیت نشان می‌دهد که امنیت جمعی آسیب دیده و رقابت‌های داخلی به شدت تشدید شده است.

فرصت برای روسیه و چین

ناامیدی فزاینده کشور‌های عربی از وابستگی به آمریکا، زمینه را برای حضور فعال‌تر روسیه و چین در منطقه فراهم کرده است. این کشور‌ها با ارائه گزینه‌های تجاری و امنیتی جایگزین، موقعیت خود را در منطقه تقویت کرده‌اند و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های انرژی، زیرساخت و همکاری‌های نظامی، بیمه‌ای برای کاهش ریسک کشور‌های عربی ایجاد می‌کند.

مشارکت اقتصادی و امنیتی با مسکو و پکن، ضمن کاهش وابستگی به واشنگتن، فرصت‌های جدید اقتصادی و تجاری ایجاد کرده و توازن قدرت منطقه‌ای را دچار تغییر می‌کند. این تحول می‌تواند چشم‌انداز بلندمدت سرمایه‌گذاری، تجارت و امنیت جمعی در منطقه را به طور جدی متحول سازد.

جنگ رمضان نشان داد که اقتصاد کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس بیش از آنکه به درآمد نفتی وابسته باشد، به ثبات و امنیت منطقه‌ای متکی است.هزینه‌های جنگ از جیب دولت و مردم پرداخت شده، بودجه دفاعی افزایش یافته و پروژه‌های توسعه اقتصادی با تردید سرمایه‌گذاران مواجه شده‌اند.

وابستگی به آمریکا برای امنیت تقویت شده، اما تلاش برای تنوع‌بخشی و کاهش ریسک هم‌زمان در حال شکل‌گیری است.در نهایت، این جنگ نه تنها توازن اقتصادی و امنیتی منطقه را برهم زده، بلکه فرصت‌های جدیدی برای بازیگران خارجی مانند چین و روسیه ایجاد کرده و چشم‌انداز بلندمدت سرمایه‌گذاری، تجارت و امنیت جمعی در منطقه را متحول کرده است.

انتهای پیام/424