تنگه هرمز قلب تپنده انرژی جهان است

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، محمد عسلی، از پیشکسوتان عرصه رسانه استان فارس طی یادداشتی اختصاصی با عنوان «جهان در سایه بسته شدن تنگه هرمز؛ اقتصاد، امنیت و آینده‌ای مبهم» که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده است، نوشت:

بسته شدن تنگه هرمز، حتی برای مدت کوتاه، یکی از مهم‌ترین شوک‌های ژئوپلیتیکی و اقتصادی جهان به شمار می‌رود. این آبراه باریک که خلیج فارس را به دریای عمان و آب‌های آزاد متصل می‌کند، شاهراه انتقال بخش بزرگی از نفت و گاز جهان است.

هرگونه اختلال در این مسیر نه تنها کشور‌های منطقه، بلکه اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و حتی زندگی روزمره مردم در بسیاری از کشور‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

امروز جهان در شرایطی قرار گرفته که تنش‌های سیاسی و نظامی در خاورمیانه، نگرانی‌ها درباره آینده تنگه هرمز را افزایش داده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگر این بحران ادامه پیدا کند، جهان وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی اقتصادی و امنیتی خواهد شد که آثار آن تا سال‌ها باقی خواهد ماند.

مهم‌ترین پیامد بسته شدن تنگه هرمز، افزایش شدید قیمت نفت و گاز است. بخش بزرگی از صادرات نفت کشور‌های عربستان، امارات، کویت، عراق و قطر از این مسیر عبور می‌کند. با بسته شدن این گذرگاه، بازار جهانی با کمبود عرضه مواجه می‌شود و قیمت انرژی به سرعت افزایش می‌یابد.

افزایش قیمت نفت تنها به معنای گران شدن بنزین نیست؛ بلکه هزینه حمل‌ونقل، تولید کالا، صنایع، کشاورزی و حتی مواد غذایی نیز بالا می‌رود.

در چنین شرایطی، تورم جهانی تشدید شده و فشار اقتصادی بر مردم، به‌ویژه در کشور‌های فقیر و در حال توسعه وارد می‌شود، اقتصاد جهان که هنوز از آثار بحران‌های سال‌های اخیر، از جمله جنگ اوکراین، رکود اقتصادی و تورم جهانی، فاصله نگرفته، اکنون با بسته شدن تنگه هرمز شاهد ایجاد بحران به دنبال اختلال در زنجیره غدایی خواهد بود و کشور‌های صنعتی اروپا و آسیا که وابستگی زیادی به انرژی خلیج فارس دارند، با مشکلات جدی روبه‌رو خواهند شد.

کارخانه‌ها ممکن است با کاهش تولید مواجه شوند و بازار‌های مالی دچار آشفتگی شوند. بسیاری از سرمایه‌گذاران در چنین شرایطی سرمایه‌های خود را از بازار خارج می‌کنند که این امر می‌تواند رکود جهانی را تشدید کند. 

تنگه هرمز تنها یک مسیر اقتصادی نیست؛ بلکه نقطه‌ای استراتژیک در معادلات نظامی جهان به شمار می‌رود. بسته شدن آن احتمال حضور گسترده‌تر ناو‌های جنگی آمریکا و متحدانش در منطقه را افزایش می‌دهد. هرگونه درگیری محدود نیز می‌تواند به بحرانی بزرگ‌تر تبدیل شود.

در چنین فضایی، کشور‌های منطقه با ناامنی، کاهش سرمایه‌گذاری و فرار سرمایه روبه‌رو می‌شوند. همچنین احتمال حملات سایبری، جنگ‌های نیابتی و درگیری‌های پراکنده در خاورمیانه افزایش خواهد یافت.

یکی دیگر از پیامد‌های این بحران، تلاش کشور‌ها برای یافتن مسیر‌های جایگزین انتقال انرژی است. برخی دولت‌ها ممکن است به سمت خطوط لوله زمینی یا سرمایه‌گذاری بیشتر در انرژی‌های تجدیدپذیر حرکت کنند. این روند در بلندمدت می‌تواند وابستگی جهان به تنگه هرمز را کاهش دهد.

با این حال، چنین تغییراتی زمان‌بر و پرهزینه است و در کوتاه‌مدت نمی‌تواند جایگزین کامل این شاهراه باشد.

پیش‌بینی آینده این بحران به میزان زیادی به تصمیم بازیگران اصلی منطقه و قدرت‌های جهانی بستگی دارد. سه سناریو بیشتر از همه مطرح است:

سناریوی اول

در این حالت، فشار‌های بین‌المللی و مذاکرات سیاسی موجب کاهش درگیری‌ها می‌شود و تنگه هرمز دوباره به مسیر عادی تجارت بازمی‌گردد. این سناریو می‌تواند از وقوع بحران جهانی جلوگیری کند.

سناریوی دوم

در این وضعیت، تنش‌ها ادامه می‌یابد، اما جنگ گسترده‌ای رخ نمی‌دهد. بازار جهانی انرژی بی‌ثبات باقی خواهد ماند و اقتصاد جهان با رکود و تورم مزمن روبه‌رو می‌شود.

سناریوی سوم: گسترش درگیری نظامی

خطرناک‌ترین حالت، تبدیل بحران به جنگی منطقه‌ای یا حتی بین‌المللی است. در این صورت، نه تنها خاورمیانه بلکه اقتصاد و امنیت جهان وارد مرحله‌ای بسیار خطرناک خواهد شد.

تنگه هرمز تنها یک آبراه نیست؛ قلب تپنده انرژی جهان است. هرگونه اختلال در آن می‌تواند زنجیره‌ای از بحران‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی را در سراسر جهان ایجاد کند.

اکنون جهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند دیپلماسی، خویشتنداری و راه‌حل‌های سیاسی است؛ زیرا ادامه تنش‌ها نه برنده‌ای خواهد داشت و نه امنیتی پایدار برای منطقه و جهان به همراه می‌آورد.

آینده ایران در شرایط فعلی را باید ترکیبی از «تهدیدها» و «فرصت‌های سخت» دانست. وضعیت کنونی منطقه، فشار‌های اقتصادی، تنش‌های نظامی و بحران انرژی جهانی، ایران را در نقطه‌ای حساس قرار داده است؛ نقطه‌ای که تصمیم‌های سیاسی و اقتصادی امروز می‌تواند مسیر سال‌های آینده کشور را تعیین کند.

اگر تنش در خلیج فارس و تنگه هرمز ادامه یابد، ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود همچنان در مرکز توجه جهان باقی خواهد ماند.

این موضوع از یک سو فشار‌های سیاسی، تحریم‌ها و تهدید‌های امنیتی را افزایش می‌دهد، اما از سوی دیگر قدرت چانه‌زنی ایران را نیز بالا می‌برد؛ زیرا جهان نمی‌تواند نقش ایران را در امنیت انرژی منطقه نادیده بگیرد.

انتهای پیام/424