گردشگری جنوب خلیج‌فارس درحال زانو زدن

به‌گزارش خبرگزاری تسنیم،  هم‌زمان با گسترش اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس که بخش عمده‌ای از آن به‌واسطه گردشگری شکل گرفت، وابستگی به نیروی کار بین‌المللی به‌تدریج به بخشی عمیق و جدایی‌ناپذیر از مدل عملیاتی این بخش تبدیل شد.

در دو دهه گذشته، کشورهای حاشیه خلیج فارس جایگاه خود را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مقاصد نیروی کار صنعت مهمان‌نوازی در جهان تثبیت کرده‌اند و ده‌ها میلیون کارگر را از سراسر جهان جذب کرده‌اند. کارکنان هتل‌ها از کشورهایی چون هند، پاکستان و فیلیپین راهی این منطقه شده‌اند و ستون فقرات صنعتی را تشکیل داده‌اند که بدون حضور آنها به‌سختی قادر به ادامه فعالیت است.

به گفته کارشناسان اقتصادی مشوق‌های مختلف از جمله حقوق‌های معاف از مالیات، سطح دستمزد نسبتاً بالاتر و تقاضای پایدار برای نیروی کار، همگی از جمله عوامل جذابیت این بازار بوده‌اند؛ به‌ویژه در مقایسه با بازارهای کار محدود داخلی در کشورهای مبدأ این کارگران بوده است. بنابراین به‌مرور زمان، این منطقه از یک مقصد موقت کاری به مرکزی برای اشتغال بلندمدت تبدیل شد. صنایعی مانند مهمان‌نوازی، ساخت‌وساز و حمل‌ونقل به‌شدت به نیروی کار وارداتی وابسته شده‌اند.

به این ترتیب در بیشتر کشورهای حاشیه خلیج فارس، مهاجران بخش عمده نیروی کار را تشکیل می‌دهند؛ موضوعی که نشان‌دهنده وابستگی عمیق این کشورها به نیروی کار مهاجر است به‌صورتی که براساس آمار «گلوبال مدیا اینسایت»، امارات متحده عربی میزبان حدود 10 میلیون مهاجر خارجی است که بیش از 87 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. در شمال خلیج فارس نیز در قطر، مهاجران حدود 90 درصد جمعیت را شامل می‌شوند.

تعداد کارگران خارجی فعال در امارات متحده عربی

تعداد کارگران خارجی فعال در قطر

 

به گفته کارشناسان بازار کار روند یاد شده برای سال‌ها، به عنوان یک  مدل اقتصادی مقاوم و پایدار به‌نظر می‌رسید که کشورهای عرب منطقه خلیج فارس مشغول استفاده از آن برای تامین نیروی کار مورد نیاز بخش‌های مختلف اقتصادی خود بخصوص در بخش گردشگری بودند.

اما اکنون کاهش سرعت گردشگری ــ که در پی آغاز جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران در 28 فوریه شکل گرفت ــ به‌تدریج فرمول یاد شده به دلیل  ایجاد آثار این تنش‌ها را بر بازار کار نشان داد و تقاضا کاهش یافته، روند استخدام کند شده و نشانه‌های اولیه بازگشت نیروی کار به کشورهای مبدأ نمایان شده است.

به عنوان مثال وزارت امور خارجه هند در پایان ماه مارس اعلام کرد بیش از 570 هزار شهروند هندی به کشور بازگشته‌اند و فیلیپین نیز روند بازگرداندن نیروهای کار خود را آغاز کرده و تاکنون بیش از 5 هزار کارگر خارجی را به کشور بازگردانده و برای بازگشت‌های بیشتر آماده می‌شود.

اکنون پرسش اصلی این است که آیا این تحولات صرفاً یک اختلال موقتی است یا نشانه آغاز بازتنظیم گسترده‌تر جریان‌های جهانی نیروی کار محسوب می‌شود.

هتل‌ها در برخی نقاط منطقه هم‌اکنون با کاهش نرخ اشغال مواجه شده‌اند و میانگین نرخ روزانه اتاق‌ها نیز به‌شدت افت کرده است. در واکنش به این وضعیت، اپراتورها برای مدیریت شرایط نامطمئن، در حال کاهش هزینه‌ها، کم کردن شیفت‌های کاری و اعزام کارکنان به مرخصی هستند.

در صنعتی که بر پایه هزینه‌های ثابت بالا و تقاضای متغیر بنا شده، نیروی کار معمولاً نخستین اهرم کاهش هزینه‌ها محسوب می‌شود. این مسئله فشار زیادی هم بر صنعت و هم بر خانواده‌های مهاجر وارد کرده است.

پیامدهای این وضعیت ابعادی جهانی دارد. هند که بزرگ‌ترین دریافت‌کننده حواله‌های ارزی در جهان است، بخش قابل‌توجهی از این منابع را از کشورهای خلیج فارس دریافت می‌کند؛ به‌طوری‌که حدود 38 درصد کل حواله‌ها و نزدیک به 3.5 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور از این محل تأمین می‌شود.

بنابراین هرگونه اختلال پایدار در اشتغال خاورمیانه مستقیماً درآمد خانوارها در جنوب آسیا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در همین حال، تداوم نااطمینانی نیز بر شدت پیامدها افزوده و  تا زمانی که درگیری‌ها حل‌وفصل نشود، چشم‌انداز تقاضای گردشگری نامشخص خواهد بود. اعتماد مسافران کاهش یافته و پیش‌بینی زمان بهبود بازار دشوار شده است.

یک اختلال کوتاه‌مدت ممکن است قابل مدیریت باشد، اما رکود طولانی‌مدت یک آسیب‌پذیری ساختاری را آشکار خواهد کرد: مدل صنعت مهمان‌نوازی که هم به تقاضای خارجی و هم به نیروی کار وارداتی وابسته است؛ دو عاملی که به‌شدت نسبت به ریسک‌های ژئوپلیتیکی حساس هستند و طولانی شدن این روند عاملی شده برای نگرانی بالای سرمایه‌گذاران در بخش گردشگری منطقه جنوب خلیج فارس.

البته جابه‌جایی معنادار کارکنان صنعت مهمان‌نوازی از منطقه جنوب خلیج فارس به سایر نقاط نشانه‌ای است که حکایت از حال ناخوش صنعت گردشگری در این منطقه دارد به صورتی که برآورد می‌شود بخش عمده‌ای از کارگران فعال در صنعت گردشگری کشورهای عربی خلیج فارس با توجه به ادامه تنش‌ها برای دستیابی به فرصت‌های شغلی مناسب در کشورهایی مانند سنگاپور، مالدیو، ژاپن و موریس به دنبال کار باشند.

البته نکته قابل تامل اینجاست که کشورهای حاشیه خلیج فارس شاید تاکنون توانایی قابل‌توجهی در توسعه سریع صنعت مهمان‌نوازی از خود نشان داده‌اند، اما اکنون چالش اصلی دیگر رشد نیست، بلکه تاب‌آوری است؛ اینکه این مدل تا چه اندازه می‌تواند در برابر اختلالات طولانی‌مدت مقاومت کند و خود را با محیط جهانی بی‌ثبات‌تر سازگار کند.

انتهای پیام/