توقف آبشیرینکنهای خلیج فارس؛ بقای 10 روزه برای 73 میلیون نفر
- اخبار اجتماعی
- اخبار علم و تکنولوژی
- 25 ارديبهشت 1405 - 09:17
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، اقلیم فوقالعاده خشک شبهجزیره عربستان و نبود هیچ رودخانه دائمی، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) را با یکی از جدیترین بحرانهای بقا در جهان روبرو کرده است.
جالب است بدانید که کل منابع آب زیرزمینی و سطحی تجدیدپذیر این شش کشور سالانه تنها حدود 4.14 میلیارد متر مکعب است ؛ این یعنی کل آب طبیعی در دسترس این کشورها حتی از جریان سالانه رودخانه «پوتوماک» در آمریکا هم کمتر است، در حالی که باید پاسخگوی نیاز 62 میلیون نفر جمعیت باشد.
آمارهای سازمان جهانی خواربار و کشاورزی (FAO) وضعیت این منطقه را «کمیابی مطلق آب» توصیف میکند. برای درک بهتر این فاجعه، باید بدانیم که سرانه آب سالانه برای هر نفر در عمان کمتر از 296 متر مکعب، در عربستان و بحرین 75 متر مکعب و در قطر تنها 20 متر مکعب است.
ذخایر آب زیرزمینی قدیمی منطقه، مثل سفرههای «امالرضومه-دمام» و سیستم «نئوژن»، به دلیل برداشتهای بیرویه در حال تمام شدن هستند و آب باقیمانده در آنها آنقدر شور شده که دیگر عملاً قابل استفاده نیست.
این بنبست طبیعی باعث شده تا کشورهای عربی با یک چرخش بزرگ تاریخی، به سمت تکنولوژی بروند و به «پادشاهیهای آب شور» تبدیل شوند. بین سالهای 1990 تا 2022، تولید آب از طریق شیرینسازی در این منطقه با یک جهش خیرهکننده 314 درصدی مواجه شد. امروزه این منطقه با داشتن 3401 ایستگاه شیرینسازی، حدود 19 درصد از کل کارخانههای جهان و 33 درصد از کل ظرفیت تولید روزانه دنیا (بیش از 22.6 میلیون متر مکعب) را در اختیار دارد.
در این میان، یک تفاوت بزرگ و استراتژیک بین ایران و کشورهای جنوبی خلیج فارس وجود دارد. ایران به دلیل داشتن رودخانههای بزرگ، سدها و منابع داخلی فراوان، وابستگی بسیار کمی به شیرینسازی آب دریا دارد.
ظرفیت تولید ایران حدود 1.7 میلیون متر مکعب در روز است که تنها 7 درصدِ توانِ کشورهای عربی محسوب میشود. همین تفاوت باعث شده تا حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، به معنای در اختیار داشتن «وتوی بیولوژیک» برای بقای این کشورها باشد؛ چرا که کل این سیستمهای پیشرفته مهندسیشده، به شدت به ثبات و امنیت این آبراه وابستهاند.
کابوس ذرات نفت برای فیلترهای فوقحساس؛ وقتی تکنولوژی مغلوب آلودگی میشود
هرچند نسل جدید کارخانههای آبشیرینکن در خلیج فارس از فناوری پیشرفته «اسمز معکوس» استفاده میکنند که انرژی کمتری مصرف میکند اما این سیستمها یک نقطه ضعف بزرگ دارند: حساسیت فوقالعاده زیاد به کیفیت آب دریا.
قلب این کارخانهها، فیلترهایی (غشاهای) سهلایه هستند که لایه اصلی و تصفیهکننده آنها تنها 0.2 میکرومتر ضخامت دارد؛ یعنی هزاران بار نازکتر از یک تار موی انسان. این لایه ظریف روی دو لایه نگهدارنده دیگر قرار گرفته تا بتواند فشار بالای جریان آب را تحمل کند.
جغرافیای خلیج فارس نیز این حساسیت را دوچندان کرده است. این حوضه بسیار کمعمق است (با میانگین عمق تنها 35 تا 36 متر) و شبیه به یک کاسه بنبست عمل میکند که آب آن فقط از طریق تنگه هرمز خارج میشود.
به همین دلیل، آلودگیهای نفتی سالها در آن باقی میمانند. در صورت بروز درگیری نظامی و نشت نفت، دمای بالای آب خلیج فارس باعث میشود نفت سریعتر تغییر ماهیت داده و سمیتر شود؛ اتفاقی که برای فیلترهای پلیمری این کارخانهها کُشنده است.
مکانیسم نابودی این فیلترها در زمان نشت نفت طی چهار مرحله زنجیرهای رخ میدهد:
در مرحله اول، ذرات ریز نفت که تمایل شدیدی به چسبیدن به مواد پلاستیکی دارند، مانند آهنربا به سطح فیلتر میچسبند. در مرحله دوم، این ذرات یک لایه روغنی بسیار چسبنده روی سطح فیلتر ایجاد میکنند که باعث میشود فیلتر به جای جذب آب، آن را دفع کند. در این شرایط، زاویه تماس آب با فیلتر به حدود 62.9 درجه میرسد که به معنای افت شدید توان تولید آب است.
در مرحله سوم، ذرات نفت به داخل منافذ نانومتری و میکروسکوپی فیلتر نفوذ کرده و آن را از درون مسدود میکنند که جریان آب را به طور کامل قطع میکند.
در مرحله نهایی، این لایههای نفتی تبدیل به «غذا» برای باکتریهای دریا میشوند. باکتریها به سرعت رشد کرده و یک لایه لزج و دائمی (بیوفیلم) روی فیلتر ایجاد میکنند. از آنجا که این فیلترهای ظریف به شدت به مواد شیمیایی حساس هستند، هرگونه تلاش برای شستشوی تهاجمی آنها باعث پارگی و نابودی کامل فیلترهای گرانقیمت میشود.
این بحران با تخلیه روزانه 30 میلیون متر مکعب پساب فوقشور و شیمیایی به خلیج فارس تشدید میشود؛ زیرا این حجم عظیم پساب، شوری آب ورودی را بالا برده و عملاً بازدهی کل سیستم را در زمان بحران به حداقل میرساند.
ژئوتکنولوژی زیرساختهای خطی و انسداد زنجیره تأمین قطعات و مواد شیمیایی
ایستگاههای بزرگ آبشیرینکن در واقع کارخانههای صنعتی وسیعی هستند که فرآیند تولید در آنها به صورت «خطی» یا زنجیرهای انجام میشود. این یعنی تبدیل آب دریا به آب آشامیدنی در مراحل پشتسرهم و منظمی صورت میگیرد و اگر تنها یک بخش از این زنجیره (مانند پمپهای فشار بالا یا ساختمان فیلترها) آسیب ببیند، کل فرآیند تولید آب فوراً متوقف خواهد شد.
نکته نگرانکننده دیگر، تمرکز شدید این تأسیسات است؛ بررسیها نشان میدهد که بیش از 90 درصد آب شیرینسازی شده در کل منطقه خلیج فارس، تنها از 56 مجتمع عظیم یا «مگا کمپلکس» تأمین میشود.
این یعنی از کار افتادن هر یک از این گرههای اصلی، میتواند میلیونها نفر از ساکنان شهرهای اطراف را با بحرانی بزرگ مواجه کند. همچنین، از آنجا که این سیستمها کاملاً با شبکههای هوشمند کامپیوتری و اتوماسیون اداره میشوند، به اهداف جذابی برای حملات سایبری تبدیل شدهاند که میتوانند بدون شلیک حتی یک گلوله، تجهیزات حساس را از کار بیندازند.
پاشنه آشیل دیگر این فناوری، وابستگی مطلق و روزمره این کارخانهها به قطعات یدکی و مواد شیمیایی خاصی است که تماماً در خارج از منطقه تولید میشوند. ورود تمامی این قطعات و مواد به منطقه، به کشتیرانی آزاد در تنگه هرمز وابسته است.
برای مثال، فیلترهای پیشرفتهای که وظیفه اصلی حذف نمک (تا 99.8 درصد) را بر عهده دارند (مانند فیلترهای برند هیدروناتیکز)، کاملاً وارداتی هستند و در صورت بسته شدن تنگه یا اختلال در زنجیره تأمین، هیچ جایگزین محلی برای آنها وجود ندارد.
شمارش معکوس برای حیات در حاشیه خلیج فارس؛ وقتی آب از اسلحه خطرناکتر میشود
جنگ اخیر چهره جدیدی از قدرت را در منطقه نشان داد: «تبدیل شدن آب به یک سلاح راهبردی». همه چیز از مارس و آوریل 2026 شروع شد؛ زمانی که رئیسجمهور تروریست آمریکا صراحتاً ایران را به هدف قرار دادن تأسیسات آب و انرژی تهدید کرد در مقابل، تهران نیز هشداری جدی به متجاوزان صادر کرد.
این تنشها تنها به تهدیدات لفظی محدود نماند. در شامگاه 15 اسفند 1404 (6 مارس 2026)، نیروهای آمریکایی تأسیسات آبشیرینکن را در جزیره قشم، در قلب تنگه هرمز، هدف حمله مستقیم قرار دادند. این تأسیسات که روزانه 12 تا 15 هزار متر مکعب آب آشامیدنی جزیره را تأمین میکرد، در نتیجه این حمله به طور کامل از مدار خارج شد و آبرسانی به حدود 30 روستا با اختلال جدی مواجه شد.
سید عباس عراقچی؛ وزیر امور خارجه ایران بلافاصله این اقدام را «جنایتی آشکار و از سر استیصال» خواند و هشدار داد که هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی ایران «اقدامی خطرناک با پیامدهای وخیم» خواهد بود. گزارش مرکز عرب در واشنگتن (Arab Center Washington DC) تأیید کرده که این کارخانه یک ماه پس از حمله نیز همچنان از مدار خارج بوده است.
در واکنش به این تجاوز، ایران پاسخ نظامیای قاطع و سریع را در دستور کار قرار داد. ساعاتی پس از حمله به قشم، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با شلیک موشکهای نقطهزن دقیق، پایگاه نظامی آمریکایی «جفیر» در بحرین را که مرکز هدایت این حمله بوده است، هدف قرار داد.
خبرگزاری شینهوا و سایر رسانههای بینالمللی این اقدام را «پاسخ مستقیم به حمله به تأسیسات قشم» گزارش کردهاند. همزمان با این حملات، رهگیری موشکها در آسمان قطر، امارات و عربستان سعودی نیز گزارش شد که کشورهای عربی را بر آن داشت تا نشست فوری اتحادیه عرب را برگزار کنند.
در سطح سیاسی نیز ایران پیش از این هشدار داده بود که امنیت تمامی تأسیسات آبشیرینکن کشورهای حاشیه خلیج فارس که بقای 62 میلیون نفر به آنها گره خورده، در گرو ثبات تنگه هرمز است و در صورت هرگونه اقدام خصمانه، این زیرساختهای حیاتی هدف قرار خواهند گرفت. حمله به قشم نشان داد که این تهدیدات صرفاً یک نظریه نبوده و ایران توانایی و اراده پاسخدهی متقابل در بالاترین سطح را داراست.
آمارها نشان میدهد که از کار افتادن این کارخانهها میتواند در یک لحظه، دسترسی 73 میلیون نفر به آب آشامیدنی را به طور کامل قطع کند.
نکته تکاندهنده اینجاست که این کشورها ذخایر بسیار ناچیزی دارند؛ دادههای رسمی میگویند کل ذخایر آب بحرین تنها برای 4 روز مصرف شهروندانش کافی است. قطر با وجود داشتن 2417 میلیون گالن ذخیره، در شرایط عادی تنها 7 تا 10 روز دوام میآورد.
امارات نیز اگرچه در نقشه راه 2036 خود، ذخایری برای 45 روز (آن هم با جیرهبندی بسیار شدید) پیشبینی کرده، اما با قطع شدن لولههای اصلی انتقال آب، همین ذخایر هم به شدت آسیبپذیر خواهند بود.
این بحران فقط مربوط به «تشنگی» نیست؛ سقوط این زیرساختها مستقیماً به «مرگ و زندگی» گره خورده است
مراکز درمانی برای دیالیز بیماران، استریل کردن اتاقهای عمل و نگهداری واکسنها و فرآوردههای خونی، به شدت به آب فوقخالص و برق دائمی وابستهاند که با قطع تولید آب، همگی از کار میافتند.
با متوقف شدن پمپهای آب و تصفیهخانههای فاضلاب، بهداشت عمومی به سرعت از هم پاشیده و خطر شیوع بیماریهای واگیردار و عفونی ناشی از آب آلوده، جمعیت را تهدید میکند.
ترس از بیآبی باعث هجوم مردم برای خرید و احتکار میشود. این وضعیت با بحران غذا گره میخورد؛ چرا که 80 تا 90 درصد غذای این منطقه وارداتی است و 70 درصد آن باید از گلوگاه تنگه هرمز عبور کند.
ابعاد این فاجعه حتی از مرزهای منطقه هم فراتر میرود. خاورمیانه تأمینکننده 30 درصد کود شیمیایی (اوره) جهان است. توقف صادرات از این منطقه در مارس 2026 باعث شد قیمت جهانی اوره ناگهان 40 درصد جهش کند و به 665 دلار برسد؛ اتفاقی که نشان داد لرزه در امنیت هرمز، چطور میتواند امنیت غذایی کل جهان را به خطر بیندازد.
بنبست فناوریهای نوین؛ چرا اختراعات جدید نمیتوانند بحران آب اعراب را حل کنند؟
کشورهای جنوبی خلیج فارس با درک کامل از وابستگی حیاتی خود به آبشیرینکنها، سرمایهگذاریهای میلیاردی را برای توسعه فناوریهای نوین آغاز کردهاند. برای مثال، «ابتکار عمل آب محمد بن زاید» مبلغ 150 میلیون دلار را به رقابت جهانی «XPRIZE» اختصاص داده است تا دانشمندان و مهندسان سراسر جهان را برای ساخت دستگاههای ارزان و بهینه تشویق کند.
دانشمندان علوم زیستی و مهندسی مواد در تلاشند تا با یک تغییر بزرگ در روشهای مهندسی، به جای «فشردن آب دریا» برای جداسازی نمک (که انرژی زیادی مصرف میکند)، مستقیماً «ذرات نمک» را از آب خارج کنند؛ چرا که این ذرات تنها 3 درصد حجم آب دریا را تشکیل میدهند. اصلیترین محورهای این تحولات علمی عبارتند از:
1. فناوری جذب الکتریکی (CDI): در این روش از صفحات کربنی دارای بار الکتریکی استفاده میشود که مانند یک «بیلچه الکتریکی» ذرات نمک را به خود جذب کرده و با تغییر قطبیت، آنها را از سیستم دفع میکنند.
2. روش جریان مایع (FCDI): این نوآوری که توسط دانشمندان دانشگاه «RWTH Aachen» آلمان ابداع شده، با استفاده از سوسپانسیون مایع به جای صفحات ثابت، مشکل توقفهای مکرر در تصفیه را حل کرده تا تولید آب به صورت پیوسته انجام شود.
3. فیلترهای فوقنازک گرافینی: محققان دانشگاه MIT در حال توسعه فیلترهایی به ضخامت یک اتم کربن هستند که با وجود ظرافت، بسیار مستحکمند. این فیلترهای گرافینی چنان دقیق عمل میکنند که میتوانند مصرف انرژی را به کمترین حد ممکن (1.9 کیلووات ساعت) برسانند.
4. آبشیرینکنهای خورشیدی چرخشی: این دستگاهها که جزئیات آنها در ژورنال تخصصی «Joule» منتشر شده است، بدون نیاز به برق و تنها با گرمای خورشید کار میکنند. این سیستم با ایجاد جریانهای گردابی در ساختار خود، آب را تبخیر کرده و به طور خودکار رسوبات نمک را دفع میکند.
با تمام این پیشرفتها، یک واقعیت تلخ وجود دارد: ارزیابیهای فنی نشان میدهد که این دستاوردهای علمی کماکان در مراحل آزمایشگاهی یا در ابعاد بسیار کوچک باقی ماندهاند.
برای نمونه، بهترین مدلهای فعلی تنها 4 تا 6 لیتر آب در ساعت تولید میکنند که فقط برای نیاز روزانه یک خانواده کوچک کافی است. تبدیل این اختراعات به کارخانههای عظیم صنعتی (مگا کمپلکسها) که بتوانند نیاز شهرها را تأمین کنند، دستکم به چند دهه زمان نیاز دارد.
در نتیجه، در صورت وقوع هرگونه درگیری نظامی یا بحران فیزیکی در تنگه هرمز، این فناوریهای آیندهنگرانه هیچ توان عملیاتی برای پر کردن جای خالی سیستمهای فعلی نخواهند داشت.
این موضوع نشان میدهد که تسلط جغرافیایی و تکنولوژیک ایران بر این شریان حیاتی، همچنان برترین قدرت استراتژیک برای مدیریت هرگونه بحران زیستی در منطقه محسوب میشود.
انتهای پیام/