«امنیت وارداتی»؛ راهبرد امارات برای پیشبرد سیاست ضدایرانی در منطقه

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، اگرچه جنگ در منطقه به واسطه آتش بس متوقف شده است، اما گویی شیخ‌نشینان حاشیه خلیج فارس هنوز از خواب گران بیدار نشده‌اند. امارات متحده عربی که همین چند هفته پیش، تاوان سنگین ماجراجویی‌هایش را با فلج شدن اقتصاد، فرار سرمایه‌ها و حملات موشکی به قلب دبی و ابوظبی پرداخت، اکنون به جای بازنگری در دکترین امنیتی شکست‌خورده‌اش، مشغول امضای قراردادهای دفاعی تازه با قدرت‌های درجه دوم و سوم است. گویی ابوظبی به جای آنکه از فاجعه «الظفره 1» درس عبرت بگیرد، در حال فراهم آوردن مقدمات «الظفره 2» است.

اخبار هفته‌های اخیر حکایت از تحرکی دیپلماتیک-نظامی فشرده در ابوظبی دارد. از یک سو، امارات با هند «یادداشت تفاهم مشارکت راهبردی دفاعی» امضا کرده که حوزه‌هایی چون عملیات ویژه، امنیت سایبری و هم‌کنش‌پذیری نظامی را در بر می‌گیرد. از سوی دیگر، عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر، در سفری از پیش اعلام‌نشده به پایگاه هوایی الظفره رفت و در کنار محمد بن زاید، از یگان اعزامی جنگنده‌های مصری بازدید کرد. السیسی در این دیدار با لحنی قاطع گفت: "آنچه به امارات آسیب زند، به مصر آسیب زده" و تأکید کرد که مصر "به فاصله یک چشم بر هم زدن" در کنار امارات است.

اما پرسش اینجاست: اگر آمریکا با آن ناوگان‌های اقیانوس‌پیما، پایگاه‌های منطقه‌ای و بودجه نظامی نزدیک به یک تریلیون دلاری نتوانست از امارات دفاع کند، جنگنده‌های مصری و وعده‌های هندی چگونه می‌خواهند این کار را انجام دهند؟

تکرار یک اشتباه راهبردی

به نظر می‌رسد امارات در یک پارادوکس عجیب گرفتار آمده: هرچه پیمان‌های دفاعی بیشتری امضا می‌کند، بیشتر خود را به عنوان «سنگر جبهه ضدایرانی» معرفی می‌کند و در نتیجه، در هر تنش آتی، به هدفی مشروع‌تر و بزرگ‌تر تبدیل می‌شود. سران امارات باید از خود بپرسند: مگر نه اینکه میزبانی از پایگاه‌های آمریکایی، کشورشان را در صدر فهرست اهداف ایران قرار داد؟ حال چرا همان مسیر را با هند و مصر تکرار می‌کنند؟

در این بین حتی تحلیلگران خودِ امارات نیز به این تناقض پی برده‌اند. برای مثال «عبدالخالق عبدالله»، مشاور پیشین «محمد بن زاید» رئیس امارات، چندی پیش صراحتاً اعلام کرد: «امارات دیگر به آمریکا برای دفاع از خود نیازی ندارد» و پایگاه‌های آمریکایی را «باری بر دوش ابوظبی و نه یک دارایی راهبردی» توصیف کرد. اما به نظر می‌رسد این صدای خرد در هیاهوی پیمان‌های رنگارنگ دفاعی گم شده است.

ماجرای مصر اما لایه‌ای دیگر از این توهم امنیتی را نمایان می‌کند. قاهره که تا پیش از جنگ، گام‌های محتاطانه‌ای به سمت بهبود روابط با ایران برمی‌داشت، اکنون جنگنده‌هایش را در پایگاهی مستقر کرده که آماج حملات ایران بوده است. این چرخش آشکار در حالی رخ می‌دهد که روابط دو کشور پیش از جنگ روندی رو به بهبود را طی می‌کرد و حتی زمزمه‌های بازگشایی سفارت‌خانه‌ها به گوش می‌رسید؛ مسیری که نشان می‌داد قاهره به اهمیت تنش‌زدایی با تهران پی برده است.

اما اکنون این پرسش مطرح است: آیا مصر واقعاً حاضر است روابط خود با ایران را به خاطر امارات به خطر بیندازد؟ واقعیت آن است که قاهره خود به شدت به کمک‌های مالی ابوظبی وابسته است؛ از سال 2013 تاکنون ده‌ها میلیارد دلار کمک بلاعوض و سپرده بانکی از امارات دریافت کرده. این یک «قرارداد امنیتی اجاره‌ای» بیش نیست؛ معامله‌ای که در آن مصر نیروی نظامی اجاره می‌دهد و دلارهای نفتی دریافت می‌کند. اما در میدان واقعی نبرد، بعید است قاهره حاضر باشد منافع ملی خود و روابطش با ایران را فدای ماجراجویی‌های ابوظبی کند.

هند نیز داستان مشابهی دارد. دهلی نو هم‌زمان با امضای پیمان دفاعی، یک توافق 10 ساله خرید LNG به ارزش 3 میلیارد دلار با امارات منعقد کرده. آیا این یک «معامله پایاپای» نیست؟ امارات گاز ارزان می‌دهد و در عوض، انتظار چتر دفاعی دارد. اما مشکل اینجاست: هند با پاکستان و چین مرزهای ملتهبی دارد و بعید است بتواند و بخواهد خود را درگیر یک جنگ نیابتی در خلیج فارس کند.

امارات امروز با هند، مصر، فرانسه، اسرائیل و کشورهای دیگر پیمان دفاعی دارد. اما این «شبکه امنیتی متکثر» عملاً فاقد یک فرماندهی واحد و دکترین مشترک نظامی است. 

در مجموع به نظر می‌رسد امارات باید از خواب خوش «امنیت وارداتی» بیدار شود. امنیت، کالایی نیست که با دلارهای نفتی از قفسه فروشگاه‌های بین‌المللی بتوان خرید. نه آمریکا توانست از ابوظبی دفاع کند، نه هند و مصر خواهند توانست این هدف را در سایه سیاست های جاه طلبانه ابوظبی برای این کشور تامین کنند.

 

راه تأمین امنیت پایدار در خلیج فارس، نه در انباشتن تسلیحات گران قیمت و پیمان‌های متعدد دفاعی، که در تنش‌زدایی با همسایگان، احترام به حاکمیت‌ سرزمینی سایر کشورهای منطقه‌ و پذیرش این واقعیت است که امنیت یک کشور، تنها و تنها در سایه همکاری‌های بومی و منطقه‌ای و بازدارندگی درون‌زا معنا پیدا می‌کند. تا زمانی که سران امارات این درس ساده را نیاموخته‌اند و به ماجراجویی های خود ادامه دهند، «الظفره 2» نه یک احتمال، که یک سرنوشت محتوم است.

نویسنده: پوریا لوایی/کارشناس مسائل بین‌الملل

انتهای پیام/