امینی:ساختار سیاسی و اجتماعی ایران توان بازتولید قدرت در بحران را دارد
- اخبار سیاسی
- اخبار سیاست ایران
- 23 ارديبهشت 1405 - 18:19
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، پرویز امینی، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد، در نشست «بعثت مردم و ساخت آینده» اظهار کرد: باید آینده را برای ساخت آینده پیدا کنیم و این رویکرد را از دل همین جنگ موجود به دست بیاوریم. فرض میکنیم در شرایط کنونی، با توجه به جنگ رمضان، باید آن را مبنایی برای ورود به آینده قرار دهیم. آینده در این نگاه، با رویکردهای دیگر متفاوت است؛ رویکردی که در گذشته نیز مطرح شده بود، اما در شرایط فعلی میتواند زمینههای جدیتری پیدا کند.
امینی ادامه داد: من این رویکرد را در دو مفهوم توضیح میدهم؛ نخست “تداوم” و دوم “تغییر”. معتقدم برای حرکت به سمت آینده و ساخت آن، باید این دو مفهوم را همزمان در نظر گرفت. اگر تحلیل وضع موجود هم داریم، باید آن را در خدمت ساخت آینده به کار بگیریم.
وی گفت: جنگ رمضان نشان داد که ساختار سیاسی و اجتماعی کشور از توانمندیهای قابل توجهی برخوردار است؛ توانمندیهایی که در شرایط بحران، یعنی سختترین وضعیتها که موجودیت یک جامعه هدف قرار میگیرد، خود را نشان میدهد. در شرایط عادی، بسیاری از افراد از وطندوستی و دفاع از کشور سخن میگویند، اما زمانی که موجودیت یک جامعه در خطر قرار میگیرد، میزان واقعی این ظرفیتها مشخص میشود.
امینی افزود: به نظر من تهدیدی که در این جنگ تجربه شد، از بزرگترین تهدیدهای قرن گذشته بوده و قابل مقایسه با جنگ ایران و روس، یا اشغال ایران در شهریور 20 و حتی سایر مقاطع تاریخی نیست. از نظر کیفیت و سطح نابرابری در میدان، این تهدید در سطح متفاوتی قرار داشت، اما در عین حال، نوع پاسخ جامعه ایران نیز کاملاً متفاوت بود.
وی ادامه داد: جنگ رمضان نشان داد جامعه ایران یک جامعه قوی است؛ هم از نظر آگاهی، هم از نظر اراده و هم از نظر توانایی. این جامعه در دل یک بحران بسیار بزرگ قرار گرفت و عملکرد آن نشاندهنده ظرفیت بالای آن بود.
امینی همچنین گفت: ساختار سیاسی کشور نیز ساختاری قوی و دارای بنیه است؛ ساختاری که میتواند در شرایط بحرانی، حتی در صورت از دست رفتن رأس هرم در لحظات اولیه، خود را بازسازی و ترمیم کند. همچنین در صورت از دست رفتن فرماندهان نظامی، امکان جایگزینی سریع و ادامه فرماندهی وجود دارد.
وی افزود: در واقع، این ساختار در حوزه نظامی نیز از ظرفیت بالایی برخوردار است و نیروی نظامی کشور توان رویارویی با قویترین ارتشهای جهان را دارد. این توانمندی شامل طراحی، تولید و بهکارگیری سلاحها نیز میشود.
امینی تصریح کرد: در فرآیند توسعه توان نظامی، از “وعده صادق یک” تا مراحل بعدی، شاهد تحول و ارتقای قابل توجهی بودهایم؛ بهگونهای که سطح توان نظامی در “وعده صادق چهار” کاملاً متفاوت از مراحل ابتدایی آن است.
وی افزود: موجودیتی که ما داریم هم به لحاظ ساختار سیاسی و هم به لحاظ ساختار اجتماعی قوی است. نهادهایی که در این جنگ کار کردند، از خودشان کارکرد و توانایی نشان دادند؛ از جمله نهاد هیئت، بسیج و هلال احمر که بهصورت داوطلبانه وارد عمل شدند و کارکرد مؤثر داشتند.
امینی ادامه داد: اگر جنگ رمضان را با شهریور 20 مقایسه کنید، یکی از مهمترین ادوار تاریخ ایران که متأسفانه در تاریخنگاری و مطالعات تاریخی ما کمتر مورد توجه قرار گرفته، تفاوتها کاملاً روشن میشود.
وی گفت: در دوره شهریور 20، رضا شاه پهلوی که از سال 1299 با عنوان سردار سپه، سپس وزیر جنگ، بعد رئیسالوزرا و در نهایت پادشاه بر سر کار آمد، طی حدود 20 سال، بخش اصلی نوسازی کشور را بر پایه کار نظامی بنا کرد. مهمترین مؤلفه این دوره، توسعه نظامی بود؛ بهگونهای که بیش از 10 برابر نیروی نظامی افزایش یافت و بر اساس برخی گزارشها، نزدیک به 50 درصد بودجه کشور صرف امور نظامی میشد.
فروپاشی ارتش در شهریور 20
امینی افزود: در چنین شرایطی، این ارتش با یک تهدید مواجه شد و عملاً از هم پاشید. این گزارش درست نیست که گفته میشود صرفاً ترک مخاصمه رخ داد؛ بلکه واقعیت این است که ارتش عملاً منحل شد و نیروها فرار کردند.
وی ادامه داد: گزارشهایی وجود دارد که فرماندهان ارتش و حتی ساختار فرماندهی، از جمله رضا شاه، سرلشکر نخجوان، سرلشکر ریاضی و ستاد ارتش، دچار فروپاشی و بینظمی کامل شدند. بهگونهای که در کمتر از یک روز، ارتش عملاً هیچ کارکردی نداشت و تهران نیز در وضعیت بیدفاع قرار گرفت.
امینی تصریح کرد: این وضعیت را اگر با جنگ رمضان مقایسه کنید، مفهوم “تداوم” روشن میشود. یعنی این ساختار سیاسی و اجتماعی قوی است و بنیه دارد.
وی گفت: به زبان ساده، اینطور نیست که اگر رهبری رأس سیستم سیاسی ترور یا حذف شود، جامعه دچار انفعال شود. مسئله فقط شهادت یا احساسات نیست؛ موضوع این است که جامعه آگاهی، تحلیل و اراده دارد.
امینی افزود: برخی تحلیلها بر این تصور استوار بود که رهبری در رأس نظام سیاسی مانند یک داربست است و اگر این داربست برداشته شود، کل ساختار سیاسی، نظامی و اجتماعی فرو میریزد؛ اما واقعیت نشان داد این تحلیل درست نیست.
جامعه بهعنوان محصول یک روند تاریخی
وی ادامه داد: جامعه ایران محصول یک حرکت تاریخی است. آنچه امروز مشاهده میشود، نتیجه یک روند بلندمدت است. کاری که امام خمینی از دهه 40 آغاز کرد، ایجاد یک جامعه جدید با آگاهی، اراده و امکان حرکت بود.
امینی گفت: جامعهای که در آن دوره دچار تخریب، انفعال و از دست دادن امکان آرزو کردن شده بود، توسط امام تغییر داده شد و برای آن چشمانداز جدیدی ساخته شد. این فرآیند بهتدریج پیش رفت و مرحله به مرحله این چشمانداز تحقق پیدا کرد تا در نهایت به جریان انقلاب اسلامی رسید که یکی از انقلابهای بزرگ تاریخ معاصر است.
جامعهسازی امام خمینی و احیای ظرفیت تمدنی
وی افزود: نظام ارزشی جامعه را میتوان تغییر داد، اما جامعهای که این ظرفیت را دارد، تبعیت صرف نمیکند. انقلابها بازتاب بینالمللی دارند و جامعهای که بتواند انقلاب کبیر انجام دهد، یک جامعه قوی است.
امینی ادامه داد: امام خمینی در واقع ظرفیت تمدنی جامعه ایران را احیا کرد. پیش از آن، جامعه در دورههای مختلف از جمله 28 مرداد که با یک حرکت کوچک سرنگون شد، در شهریور 20، اواخر قاجاریه، جنگهای ایران و روس، و حتی در از دست دادن افغانستان، همواره با نوعی ناکامی، سرخوردگی و تحقیر مواجه بود. اما این مسیر با جامعهسازی امام تغییر کرد.
وی گفت: این جامعهسازی زمینههای بروز و ظهور مختلفی داشت؛ انقلاب اسلامی یکی از آنها بود و جنگ هشتساله نیز یکی دیگر از آنهاست. اما در مقاطعی نیز فرصتی پیش آمد که این جامعه بدون حضور مستقیم امام و بدون عالیترین مقام رسمی کشور، خود را نشان دهد و مورد آزمون قرار گیرد.
آزمون جامعه در شرایط بحرانی
امینی تصریح کرد: این آزمون نشان داد جامعه ایران یک جامعه قوی است. این مسئله صرفاً با عدد و نظرسنجی قابل سنجش نیست؛ موضوع بسیار عمیقتر است. هیچ جامعهای در طول تاریخ چنین ظرفیتی نداشته است و به نظر میرسد در آینده نیز کمتر جامعهای بتواند چنین وضعیتی را تجربه کند.
وی افزود: برای مثال، در تاریخ اسلام نیز نمونههایی وجود دارد؛ در جنگ احد شایعه شهادت پیامبر باعث شکست و فروپاشی موقت شد. در دوران امیرالمؤمنین(ع) نیز شرایط اجتماعی بهگونهای بود که نوعی سختگیری اجتماعی و فرسایش اعتماد وجود داشت. اما امروز ما با جامعهای روبهرو هستیم که از چنین الگوهایی متفاوت است.
امینی ادامه داد: نمیتوان جامعه را صرفاً با عدد و رقم، میزان مشارکت یا حضور در تجمعات تحلیل کرد. عقلانیت و آگاهی در این جامعه وجود دارد. مثالهایی از رفتارهای اجتماعی و رسانهای نشان میدهد که جامعه دارای شعور و سازمانیافتگی است.
وی گفت: در این جامعه، گاهی اظهارنظرهای افراطی یا واکنشهای احساسی در رسانهها یا تریبونها دیده میشود، اما اینها نباید بهعنوان کل جامعه تلقی شود. در واقع، سطح آگاهی اجتماعی بالاتر از این موارد است.
امینی افزود: رویکرد من “تداوم” است؛ یعنی باید به ظرفیتهای موجود جامعه توجه کرد. البته این به معنای نفی اصلاح و تغییر نیست، بلکه به معنای استفاده نکردن از ظرفیتهای بالفعل جامعه است. امکانات اجتماعی و رسانهای وجود دارد، اما گاهی از آنها استفاده نمیشود.
وی ادامه داد: جامعه ایران در موقعیتهای مختلف نشان داده که ظرفیتهای متفاوتی دارد؛ از جمله در رخدادهای 18 و 19 دی، سال 96، 98، 1401 و سایر مقاطع. هر یک از اینها بخشی از تجربه اجتماعی و سیاسی جامعه است.
تمایز موقعیتهای اجتماعی و بصیرت جامعه
امینی تصریح کرد: تداوم به معنای ادامه وضع موجود بهتنهایی نیست. جامعه نیاز به اصلاح و استفاده از ظرفیتهای دیگر دارد. موقعیتهای مختلف اجتماعی، مانند رخدادهای 18 و 19 دی، هرکدام یک جهان متفاوت هستند.
وی گفت: یکی از بصیرتهای مهم جامعه ایران این است که میتواند بین این موقعیتها تمایز قائل شود. ممکن است بخشی از افراد در موقعیتهای مختلف حضور داشته باشند، اما ماهیت هر رخداد متفاوت است.
امینی افزود: در مجموع، آنچه در این 40 روز مشاهده شد، نشان میدهد که جامعه ایران دارای سطحی از آگاهی، سازمانیافتگی و توان تمایزگذاری است که در بسیاری از جوامع مشابه کمتر دیده میشود.
تجربه جدید از تعلق ملی در جامعه ایران
وی افزود: احساس افتخار میکنم؛ ما آدمهایی را دیدیم که 500 ساعت، 600 ساعت و حتی 700 ساعت در میدان حضور داشتند و پرچم پایین نیامده است. افراد معمولی را میبینید که زمان میگذارند و در صحنه حضور دارند.
امینی ادامه داد: من در خیابان دیدم که یک آقا یا یک خانم تنها ایستادهاند و پرچم می چرخانند، ما اساساً چنین تجربهای از تعلق به ایران نداشتیم.
مقایسه با دوره پهلوی اول و نقد جامعهسازی آن دوره
وی گفت: اگر مقایسه کنیم، در دوره پهلوی اول نیز نوعی جامعهسازی انجام شد؛ از جمله سازمان پرورش افکار، کانون بانوان و برخی تشکلها. اما جامعه شهریور 20، در عمل پوچ و پوشالی بود؛ نه دستگاه نظامی توان مقاومت داشت و نه دستگاه سیاسی تابآوری داشت.
امینی افزود: در همان دوره، در شرایط سرکوب، حتی نیروهایی که بهظاهر در ساختار بودند نیز در مواجهه با حضور نیروهای خارجی از هم پاشیدند. نمونههایی از نطقهای نمایندگان مجلس آن دوره نشان میدهد که بعد از رفتن رضا شاه، بسیاری از همان نیروها به انتقادهای تند روی آوردند و از رفتارهای آن دوره سخن گفتند.
تداوم، تغییر و نقد نگاه رسانهای
وی تصریح کرد: در چارچوب رویکرد تداوم و تغییر، مسئله مهم تحقیر است؛ ما باید به سمت تغییر حرکت کنیم. در اینجا اختلاف میان رویکردی که به وضع موجود بسنده میکند و رویکرد تغییر شکل میگیرد.
امینی ادامه داد: در دستگاه رسانهای ما زحمت کشیده میشود، اما از جنگ 12 روزه به این سو، نوعی انسداد و بستهبودن مشاهده میشود؛ آن فراگیری لازم در فضای اجتماعی دیده نمیشود.
وی گفت: اگر به تجمعات مختلف نگاه کنید، مثلاً میدان انقلاب یا تجریش، مدل حضور، صورتبندی و حتی نوع رفتار اجتماعی متفاوت است. یکی از مشکلات این است که رسانهها همه اینها را در قالب یک تصویر تودهای یکسان نشان میدهند، در حالی که این یک خطای رسانهای است.
ضرورت بازنگری در رسانه و حکمرانی
امینی افزود: رسانه باید بتواند تمایزها را نشان دهد. در عین حال یک مسئله مشترک وجود دارد و آن درک خطر است؛ خطر برای ایران و وطن. این را جامعه درک میکند.
وی ادامه داد: رسانه در وضعیت فعلی، آنطور که باید، بهروز و منعطف نیست. یکی از نقاط مهم تغییر، در سازمان رسانه و حکمرانی است. ما باید موقعیتهای جدیدی خلق کنیم و درباره آنها بازاندیشی کنیم.
امینی گفت: در بحث تغییر، سه رویکرد کنار گذاشته میشود: یکی رویکردی که میگوید همهچیز خوب است و نیازی به تغییر نیست. در مقابل، رویکردی باقی میماند که بر تغییرات واقعی و اساسی تأکید دارد، نه تغییرات صوری و سطحی.
وی افزود: برخی تغییرات باید در دستگاه رسانهای و ساختارهای حکمرانی بهصورت جدی انجام شود، چون رسانه جایی است که به سرعت مشخص میکند یک سیستم تا چه حد به تغییر گشوده است یا نه؛ و در حال حاضر این گشودگی بهخوبی دیده نمیشود.
امینی در پایان تصریح کرد: در بخشهای دیگر نیز وضعیت مشابه است. ما باید رویکردی را بپذیریم که هم هستیها و ظرفیتهای موجود را به رسمیت میشناسد و هم بر ضرورت تغییر تأکید دارد. کشور نیازمند تغییرات است. تجربه جنگ 12 روزه و جنگ رمضان نشان داد که ساختار اجتماعی و سیاسی کشور نیرومند است، اما مسئله این است که ما در بهرهگیری از این ظرفیتها دچار ضعف هستیم
وی گفت: بله؛ شما یک دهه، دو دهه مخاطب را در نظر بگیرید؛ رسانهای که هست، حتی یک رسانه تروریستی هم در جهت هدف خودش توانسته است آنچه را که میخواهد به ذهن و دل مخاطب منتقل کند. البته استاندارد آن محل اختلاف نظر است.
وی افزود: در سال 1397 بحثهایی در موضوع «حکمرانی در پسااعتراض» مطرح شد و صورتبندی اصلی آن، تکثر و مسئله نابرابری در اولویت بود. من در همان جلسه با اجازه جناب رئیس و با استقبال ایشان این موضوع را مطرح کردم، اما متأسفانه خبری از آن منتشر نشد.
وی در پایان گفت: نکته این است که اگر رسانه ما بیانیه گام دوم را واقعاً فهمیده بود، آن را درست دریافت کرده بود و خودش آن را تطبیق میداد، 90 درصد مشکلات حل میشد.
انتهای پیام/