میناب و وظیفه تاریخی هنرمندان در روایت یک جنایت فراموش‌نشدنی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بندرعباس، حمله به مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در میناب که به شهادت 168 دانش‌آموز و معلم انجامید، تنها یک نقطه در میان اخبار جنگی منطقه نبود؛ این حادثه به نمادی از هدف قرار گرفتن حقیقت، کودکی و امنیت انسانی تبدیل شد آنچه ابعاد این فاجعه را سنگین‌تر می‌کند، نه فقط تعداد قربانیان، بلکه سکوت معنادار بخش بزرگی از رسانه‌ها و محافل فرهنگی جهان در برابر آن است.

در جهانی که تصویر یک حادثه می‌تواند ظرف چند ساعت افکار عمومی را تکان دهد، پرسش اینجاست: چرا میناب هنوز به یک مسئله جهانی تبدیل نشده است؟ پاسخ را باید در همان جایی جست‌وجو کرد که بسیاری از فجایع تاریخ یا زنده مانده‌اند یا به فراموشی سپرده شده‌اند؛ "هنر".

هنر؛ زبان جهانی حقیقت

سیاست، اسیر مرزها و ملاحظات است؛ اما هنر، زبان مشترک انسان‌هاست یک فیلم، یک عکس، یک قطعه موسیقی یا یک رمان می‌تواند آنچه را که هزاران بیانیه سیاسی از بیانش عاجز است، به قلب مردم جهان منتقل کند.

اگر امروز نام‌هایی چون هیروشیما، سربرنیتسا یا مای‌لای در حافظه تاریخی ملت‌ها مانده‌اند، بخش مهمی از آن به‌واسطه هنر بوده است؛ به واسطه فیلم‌هایی که ساخته شد، عکس‌هایی که ثبت شد، شعرهایی که سروده شد و روایت‌هایی که اجازه ندادند قربانیان در سکوت دفن شوند.

میناب نیز امروز بیش از هر چیز، نیازمند روایت است؛ روایتی انسانی، عمیق و ماندگار؛ روایتی که بتواند از دیوار سانسور رسانه‌ای عبور کند و وجدان عمومی جهان را مخاطب قرار دهد.

سکوت هنرمند، آغاز فراموشی است

فاجعه زمانی کامل می‌شود که قربانیان از حافظه جهان حذف شوند جنایت فقط لحظه انفجار نیست؛ لحظه‌ای هم هست که جهان تصمیم می‌گیرد چشم‌هایش را ببندد و عبور کند.

در چنین شرایطی، سکوت هنرمند صرفاً سکوت نیست؛ مشارکت ناخواسته در فراموشی است هنرمندی که ابزار اثرگذاری اجتماعی در اختیار دارد اما در برابر کشتار کودکان خاموش می‌ماند، بخشی از مسئولیت تاریخی این سکوت را بر دوش خواهد کشید.

هنرمندان بیش از هر قشر دیگری توانایی تبدیل رنج به حافظه جمعی را دارند نفوذ اجتماعی آنان یک امتیاز صرف نیست؛ مسئولیتی است که در بزنگاه‌های تاریخی معنا پیدا می‌کند.

میناب باید به حافظه فرهنگی جهان تبدیل شود

اکنون زمان آن رسیده است که هنرمندان، مستندسازان، نویسندگان، شاعران، موسیقی‌دانان و فعالان فرهنگی، میناب را از یک خبر کوتاه به یک روایت جهانی تبدیل کنند.

جهان امروز بیش از شعار، به «اثر» نیاز دارد؛ به فیلم‌هایی که در جشنواره‌های جهانی دیده شوند، به رمان‌هایی که ترجمه شوند، به موسیقی‌هایی که درد کودکان را فریاد بزنند، به نقاشی‌هایی که چهره فراموش‌شده قربانیان را دوباره به جهان نشان دهند میناب نباید فقط در تیتر خبرها بماند؛ باید وارد حافظه فرهنگی جهان شود.

رسالت هنرمندان؛ ثبت حقیقت برای آینده

امروز دوربین یک مستندساز می‌تواند سند تاریخی فردا باشد، امروز قلم یک نویسنده می‌تواند حافظه یک ملت را نجات دهد، امروز صدای یک خواننده می‌تواند دیوار سانسور را بشکند، هنرمندان ایرانی و آزادگان جهان اگر در برابر چنین جنایتی سکوت کنند، فردا تاریخ از آنان درباره جوایز و شهرتشان سؤال نخواهد کرد؛ خواهد پرسید وقتی کودکان در خون غلتیدند، شما کجا ایستاده بودید؟

در لحظات سرنوشت‌ساز تاریخ، هنر نمی‌تواند خنثی بماند هنر یا صدای حقیقت می‌شود یا به ابزار عادی‌سازی جنایت تبدیل خواهد شد.

میناب فقط نام یک شهر نیست؛ نماد کودکانی است که باید زنده بمانند؛ در قاب فیلم‌ها، در صفحات کتاب‌ها، در صحنه تئاتر، در شعرها و در حافظه ملت‌ها.

اگر هنر نتواند از انسان بی‌دفاع سخن بگوید، دیگر چه چیزی از معنای هنر باقی می‌ماند؟

یادداشت از میثم میرزاده فعال رسانه‌ای هرمزگان 

انتهای پیام/864