نقش روحانیت در تاب‌آوری اجتماعی دوران جنگ

خبرگزاری تسنیم ـ مجتبی صداقت*؛ حوادث، همواره همراه طبیعت بوده‌اند؛ از زلزله و طوفان تا بیماری‌های همه‌گیر. اما بخش بزرگی از فاجعه‌ها را خود انسان پدید می‌آورد که جنگ، یکی از ویرانگرترین آنها است.

در این میان، آنچه مرز میان ماندن و فروپاشیدن را مشخص می‌کند، صبر، مقاومت و تاب‌آوری است. تاب‌آوری نه خصلتی موروثی، که مهارتی اکتسابی است؛ گاه در قامت یک فرد پدیدار می‌شود، گاه خانواده‌ای را استوار نگه می‌دارد و گاه جامعه‌ای را از متلاشی‌شدن نجات می‌دهد. برخی افراد، خانواده‌ها و جوامع در دل مصیبت، سلامت روان خود را حفظ می‌کنند و برخی دیگر با نخستین ضربه از پا درمی‌آیند. پرسش این است: راز این تفاوت چیست؟

پاسخ را شاید بتوان در باورها، روحیات و خلقیاتی جست که پشتوانه انسان می‌شوند. یکی از کارکردهای اسلام، پرورش و مقاوم‌سازی افراد، خانواده‌ها و جوامع است تا بتوانند از این حوادث عبور کنند و چه‌بسا تهدیدها را به فرصت تبدیل کنند. آنچه رویکرد اسلام را متمایز می‌کند، تربیت «حماسی» انسان است. در این شیوه، عناصری چون ایمان، یاد خدا و توکل به او، امید، صبر، جهاد، هجرت، شجاعت، شهادت‌طلبی، جوانمردی، مرزبندی با جبهه کفر و شرک و نفاق، حق‌گرایی و ظلم‌ستیزی با یکدیگر گره می‌خورند تا شخصیتی شکل گیرد که سختی را نه ویرانگر، که مرحله‌ای از بالندگی بداند. تکیه‌گاه چنین شخصی در دشواری‌ها، خدای عالم، حکیم و قادر است؛ از همین رو، اضطراب در او معنایی ندارد. صبر در وجودش، ایستادگی آگاهانه و مقاومت می‌آفریند و روحیه حماسی‌اش با شجاعت، شهادت‌طلبی، حق‌گرایی، ظلم‌ستیزی و مرزبندی‌های روشن، در جهاد و هجرت تجلی بیرونی می‌یابد و حماسه خلق می‌کند. اسلام با این طرح حماسی، زمینه را برای مقاوم‌سازی و تاب‌آوری فرد، خانواده و جامعه پیش از جنگ فراهم می‌سازد.

اما راهکارهای اسلام به پیش از بحران محدود نیست؛ چگونگی مقاوم‌سازی فرد، خانواده و جامعه در حین و پس از سختی‌ها و بلایا و جنگ نیز در آن طراحی شده است. اسلام برای زمان بحران، شعائری امیدبخش دارد؛ مانند: دعا، ذکر و نماز. ذهن انسان با این امور، با حضور در لحظه، از حسرت و غصه گذشته و اضطراب آینده رها می‌شود. در پسِ این دعا و ذکر و نماز، ایمان و اطمینان به قضا و قدر الهی نهفته است که هر آنچه رخ دهد، در مدار حکمت خدا معنا می‌بخشد. مؤمن، مصیبت را نشانه خواری نمی‌بیند، بلکه آن را امتحانی برای رویش و بالندگی، مایه پاداش و تطهیر از گناهان برمی‌شمارد.

همچنین برای پس از بحران، برنامه‌های حمایتی در قالب ضرورت شرکت دیگران در تشییع جانباختگان، ایجاد چتر حمایتی خانوادگی و فامیلی در پرتو صله رحم، تسکین و روحیه‌بخشی به آسیب‌دیدگان و رفع مشکلات و خسارات مادّیشان، عیادت از مصدومان، و تأکید بر همبستگی و ایثار شکل گرفته است.

نکته مهم در تحقق این اهداف، نقش کنشگران اجتماعی و به‌طور خاص روحانیت است. رهبر شهید انقلاب در بیانیه یکصدمین سال بازتأسیس حوزه‌های علمیه، یکی از کارکردهای حوزه را «کارکرد اجتماعی» معرفی می‌کند. یک طلبه که مسجد و محله از عرصه‌های اصلی تبلیغ اوست، در ایجاد روحیه حماسی در افراد، خانواده‌ها و جامعه نقشی بسزا دارد.

منبر، به‌عنوان یک ابزار رسانه، کانالی است برای سامان‌دادن اندیشه‌ها بر پایه باورهای حقیقی برآمده از آیات و روایات. روحانی از این جایگاه می‌تواند حق و باطل را شفاف کند تا تردید و آشفتگی ذهنی فروکش نماید، امید بیافریند و راه را بر ناامیدی ببندد، تاب‌آوری را آموزش دهد. شکل‌گیری این رفتارها، پیش از آنکه بحران روانی از فرد به خانواده و از خانواده به جامعه سرایت کند، آن را مهار می‌سازد.

طلبه مبلّغ، پس از بحران نیز به‌عنوان یک مجاهد فرهنگی، با احیای توصیه‌های دینی و با کمک اهالی مسجد و محله، زخم‌های روانی را مرهم می‌نهد: تشییع پرشکوه، اندوه صاحبان عزا را می‌کاهد و شأن شهیدان و درگذشتگان را پاس می‌دارد. عیادت از مجروحان و آسیب‌دیدگان، رنج آنان را کاهش می‌دهد و تحمل‌پذیری‌شان را بالا می‌برد. حمایت از مردم در قالب صله رحم، کمک به دیگران، تسلّی‌بخشی و ایثار تجسم می‌یابد. اینگونه، یک روحانی می‌تواند افراد، خانواده‌ها و جوامع را از گرداب مشکلات روانی نجات بخشد و استواریشان را به آنان بازگرداند. روحانیت با به‌کارگیری راهبرد اسلام با خطابه‌های ایمان‌افزا، آموزش سبک زندگی مقاوم، و آماده‌سازی ذهنی مؤمنان برای بلا، انسان‌ها را در بحران‌ها به ساحل سلامت روان هدایت می‌کند.

*دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن

انتهای پیام/