جریانشناسی تفسیر؛ از مدیریت پروژههای علمی تا نقد جریانهای مسلط
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 23 ارديبهشت 1405 - 16:50
خبرگزاری تسنیم؛ «جریانشناسی تفسیر» یعنی شناسایی و دستهبندی شیوهها و مکتبهای مختلف تفسیر قرآن در طول تاریخ؛ مثل تفسیر روایی، ادبی، فقهی، کلامی، عرفانی، فلسفی و علمی. در سدههای نخست، تفسیر بیشتر بر نقل از صحابه و تابعین (تفسیر مأثور) تکیه داشت؛ بعدها عقل و اجتهاد مفسر پررنگتر شد و تفسیر اجتهادی، کلامی و فلسفی شکل گرفت. در دوره متأخر و معاصر، جریانهای جدیدی مثل تفسیر اجتماعی–سیاسی، تفسیر موضوعی، و تفسیر علمی پدید آمد که میکوشند قرآن را در نسبت با مسائل روز انسان و جامعه تبیین کنند. هر جریان تفسیری بر مبانی خاصی (معرفتشناختی، کلامی، زبانشناختی و…) استوار است؛ فهم این مبانی برای نقد و مقایسهی جریانها ضروری است. جریانشناسی تفسیر کمک میکند نقاط قوت و ضعف هر مکتب، زمینههای تاریخی پیدایش آنها، و تأثیرشان بر فهم دینی معاصر بهتر شناخته شود.
در ادامه دکتر مجتبی رستمیکیا، پژوهشگر فلسفه زبان اسلامی و استاد حوزه و دانشگاه، در گفتوگویی تخصصی با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، به تبیین چیستی، ضرورت و کاربست «جریانشناسی تفسیر» پرداخت. او با نقد جریانشناسیهای صرفاً سیاسی، بر ضرورت شناخت لایههای علمی و قدرت در پشت پرده مکاتب تفسیری معاصر تأکید کرد.
تسنیم: بحث جریانشناسی را از منظر علمی چگونه تعریف میکنید؟ چرا امروز برای یک طلبه یا پژوهشگر علوم قرآنی ضرورت دارد؟
جریانشناسی امروزه یکی از دانشهای میانرشتهای است. هدف آن این است که پژوهشگر از دانشِ تکساحتی خود فراتر رود و ارتباطات میان حوزههای مختلف را ببیند. خیلی از طلبهها با این پرسش مواجه شدهاند که چرا یک مرجع تقلید با وجود داشتن دلیل علمی، از صدور یک فتوا احتیاط میکند. پاسخ در جریانشناسی است؛ اینکه بدانیم آن فتوا در کدام بسترِ فکری و سیاسی قرار میگیرد. شناخت جریانها به ما کمک میکند هوشمندانه عمل کنیم، نه اینکه صرفاً کشکولی و بدون نقشه کار کنیم.
تسنیم: آیا جریانشناسی بهمعنای مدیریت کردن دیگران و پنهان کردن نظر علمی است؟
نه، ماجرا این نیست که ما نظر علمی را پنهان کنیم. اما در دنیای واقعیِ پژوهش، محذورات وجود دارد. گاهی باید با رویکردی محافظهکارانه وارد بحث شد تا هم ارتباط برقرار شود و هم دانش مدیریت شود. جریانشناسی در درجه اول به ما یاد میدهد پروژههای مطالعاتی خودمان را مدیریت کنیم. مثلاً اگر میخواهم یک جریان جدید در معناشناسی قرآن یا اصول ایجاد کنم، باید بدانم برای دیده شدن، باید چند جریان دیگر - مثل جریان نومعتزله - را نقد کنم. اگر نتوانیم خود را در نقشه فکری جایگذاری کنیم، دیگران این کار را برای ما انجام میدهند و چهبسا ما را در جریانی قرار دهند که به آن تعلق نداریم.
تسنیم: برای مطرح شدن در یک حوزه علمی، چه استراتژی وجود دارد؟
فرض کنید ده نفر در یک رشته فعالیت میکنند. استراتژی معمول این است که سراغ نفر اول میروید و او را نقد علمی میکنید. اما برای اینکه بدانید نفر اول کیست و رأس کدام جریان قرار دارد، باید جریانشناسی کنید. در تاریخ علم معاصر نمونههای زیادی داریم از افرادی که با مدیریت هوشمندانه، یا مانع رشد دیگران شدند یا با تقسیمکار و همکاری، همدیگر را به جلو راندند. جریانشناسی یک کار تیمی است. شما نمیتوانید بگویید یک جریان تفسیری مثل «تفسیر تنزیلی» را ایجاد میکنم اما از نقد علامه طباطبایی صرفنظر میکنم. برای دیده شدن، باید با یک جریان بزرگتر و شناختهشده وارد گفتوگوی علمی شد.
تسنیم: مسائل روز مثل محیط زیست در شکلگیری جریانهای تفسیری چیست؟
خیلی مهم است. اگر بخواهید جریانی را بشناسید، ببینید آیا آن جریان نسبت به مسائل پیرامون خود پاسخگو هست یا نه؟ همین نگرانی درباره سوراخ شدن لایه ازون یا انرژی هستهای، میتواند سرچشمه یک جریان فکری جدید در تفسیر قرآن شود. برای نمونه، در جریانهای محیط زیستی ما دو نگاه «سبز تیره» و «سبز روشن» داریم. سبز تیره معتقد است فقط محیط زیست اولویت دارد، حتی به قیمت حذف انسان. اما سبز روشن میگوید اخلاق، اقتصاد و انسان هم هست، اما متعهد میشوم در نظاماتی که توسعه میدهم به لایه ازون آسیب نزنم. این تفاوتها به وضوح در تفاسیر معاصر هم تأثیر گذاشتهاست.
تسنیم: تفاوت «نظام فکری» با «پروژه فکری» را در این زمینه چگونه توضیح میدهید؟
در نظام فکری، از پیش همهچیز مشخص است؛ مثل اینکه بگوییم سال اول روی علامه طباطبایی، سال بعد روی علامه تهرانی کار میکنم. اما پروژه فکری انعطاف پذیرتر و بهروزتر است. مثلاً شما جریانی را انتخاب میکنید که زنده، مؤثر و دارای نهادهای اجتماعی است. شاگردان علامه طباطبایی نسبت به شاگردان علامه تهرانی خیلی پر کارتر بودهاند و حتی انقلاب کردند، نهاد ساختند و مسئولیت گرفتند. پس اگر پروژه فکری خود را بر اساس جریان زنده تعریف کنید، کار شما پاسخگوتر و مؤثرتر خواهد بود، هرچند مطالعه جریانهای بهحاشیهرانده شده هم برای یک مدیر فکری مفید است.
تسنیم: برخی جریانشناسی را بیشتر مربوط به سیاست میدانند. نظر شما چیست؟
درست میگویید. جریانشناسی عام ابتدا در سیاست شکل گرفت. مثلاً اولین کتاب آموزشی آن در بسیج نوشته شد تا خطوط اعتقادی خود را از مجاهدین خلق جدا کنند. بعدها این دانش وارد عرصه علم شد. اما مشکل اینجاست که گاهی همین نگاه سیاسیِ عام را بر جریانهای علمی تحمیل میکنند. از یک مفسر قرآن میپرسند: اصلاحطلب است یا اصولگرا؟ در حالی که باید جریان علمیِ خودِ او را ملاحظه کرد. متأسفانه هنوز هم گاهی نیروهای امنیتی-نظامی هستند که این جریانشناسی عام را پیش میبرند و لایه سیاست را دور همه دانشها میپیچند.
تسنیم: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.
خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/