رویای محاصره دریایی و فروپاشی ایران؛ قمار ترامپ روی اسب بازنده!

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، اخیراً باز هم صحبت از «فشار حداکثری» و نسخه‌های تکراری برای اقتصاد ایران به گوش می‌رسد. دونالد ترامپ در اظهاراتی که بیشتر به یک بیانیه تبلیغاتی شبیه است، مدعی شده که با محاصره بنادر دریایی، اقتصاد ایران  به سمت فروپاشی کامل خواهد رفت. اما سوال اصلی اینجاست که آیا واقعاً در دنیای امروز، بستن چند اسکله و بندر بزرگ می‌تواند کشوری با این عرض و طول جغرافیایی و دسترسی‌های متنوع را به نقطه صفر برساند؟

واقعیت این است که ایران یک جزیره محصور در آب نیست که با چند ناو جنگی بتوان نبض زندگی را در آن قطع کرد. نگاهی به نقشه نشان می‌دهد که ما با 15 همسایه مرز مشترک داریم که بخش بزرگی از آن‌ها، شریان‌های حیاتی تجارت ایران در سخت‌ترین سال‌های تحریم بوده‌اند. از بازار پررونق عراق و مسیر ترانزیتی ترکیه گرفته تا بازارهای نوظهور در آسیای میانه و روسیه، همگی نشان می‌دهند که تجارت ایران ریشه‌هایی عمیق‌تر از اسکله‌های خلیج فارس دارد. تجربه سال‌های اخیر ثابت کرده که تجارت زمینی و کریدورهای جایگزین، همواره به عنوان سوپاپ اطمینان عمل کرده و اجازه نداده‌اند زنجیره تامین کالا به بن‌بست برسد.

نکته دیگری که انگار در محاسبات واشنگتن آگاهانه نادیده گرفته شده، تبعات سنگین چنین اقدامی برای کل جهان است. محاصره دریایی در عرف بین‌الملل و حقوق دریاها، یعنی اعلان جنگ رسمی. در منطقه‌ای مثل خلیج فارس که حکم رگ گردن انرژی جهان را دارد، هر جرقه‌ای می‌تواند آتش به جان قیمت نفت بزند. در همین 70 روز گذشته هم شاهد بودیم که ناامنی‌های پراکنده و کاهش تردد در تنگه، چطور لرزه بر تن بازارهای جهانی انداخت و اقتصاد بین‌الملل را با بحران مواجه کرد. حالا تصور کنید یک محاصره رسمی و همه‌جانبه چه بلایی سر اقتصاد لرزان غرب و قیمت سوخت در بازارهای جهانی می‌آورد. در واقع ترامپ با این ادعا، بیشتر از آنکه ایران را تهدید کند، امنیت انرژی متحدان خود را به بازی گرفته است.

البته کسی منکر فشارهای معیشتی، نوسانات ارزی و دشواری‌های ناشی از تحریم‌های ظالمانه نیست، اما میان «سختی اقتصادی» و «فروپاشی ساختاری» تفاوت از زمین تا آسمان است. اقتصاد ایران در این دهه‌ها یاد گرفته چطور در فضای مه آلود و تحت فشار تنفس کند. تکیه بر توان تولید داخلی در کنار پیدا کردن راه‌های میان‌بر برای دور زدن محدودیت‌ها، باعث شده که ساختار اقتصادی کشور نوعی مقاومت دفاعی پیدا کند. به همین خاطر است که اکثر تحلیلگران واقع‌بین معتقدند این حرف‌های ترامپ و مشاورانش، بیشتر از آنکه یک نقشه راه عملیاتی باشد، یک پاتک روانی برای تحت تاثیر قرار دادن بازار ارز و القای حس ناامیدی در میان افکار عمومی است.

در نهایت باید گفت که معادلات امنیتی و اقتصادی در منطقه ما بسیار پیچیده‌تر از آن است که با یک دستور ساده برای بستن بنادر حل‌وفصل شود. ایران با تکیه بر عمق استراتژیک خود و مسیرهای دسترسی خشکی، نشان داده که پتانسیل بالایی برای مقاومت در برابر انسدادهای فیزیکی دارد و این قبیل ادعاها، پیش از آنکه واقعیت روی زمین باشد، بیشتر شبیه به یک رویاپردازی سیاسی برای چانه‌زنی‌های آینده به نظر می‌رسد.

انتهای پیام/