یادداشت| «ریزگرد» اولویت فراموششده در معادله آب سیستان!
- اخبار استانها
- اخبار سیستان و بلوچستان
- 22 ارديبهشت 1405 - 10:22
خبرگزاری تسنیم ـ علی محمدی، فعال فرهنگی و اجتماعی| بازگشت حداقلی آب به سیستان، برای مردمی که سالها با خشکسالی و طوفانهای خاک نفس کشیدهاند، بیتردید خبر خوشی است؛ اما همین خوشحالی کوتاه، پرده از یک واقعیت مهم برمیدارد که مسئله سیستان «آب» نیست، مسئله «مدیریت آب در شرایط بحران» است.
سیستان سالهاست درگیر بحران مزمنی است که ریشه آن نه صرفاً در کمآبی، بلکه در فقدان یک راهبرد کلان و علمی برای حکمرانی آب نهفته است. هر بار که آبی وارد منطقه میشود، به جای آنکه به مثابه یک «فرصت استراتژیک» دیده شود، در هیاهوی تصمیمهای مقطعی و واکنشهای هیجانی گم میشود. نتیجه چنین چرخهای روشن است؛ بازگشت مکرر به نقطه صفر.
خطای تاریخی تصمیمهای احساسی به جای راهبرد علمی
ورود آب هیرمند دائمی نیست؛ این گزارهای است که همه کارشناسان بر آن توافق دارند. با این حال، تجربه نشان میدهد در بزنگاههای مشابه، نخستین واکنشها به سمت مصرف سریع و بدون اولویتبندی آب حرکت میکند. این همان خطایی است که سالها تکرار شده است: ترجیح رضایت کوتاهمدت بر امنیت بلندمدت.
کشتهای فصلی و جالیزی، هرچند از منظر روانی برای جامعهای خسته از خشکسالی جذاب است، اما در شرایطی که زیستپذیری منطقه در معرض تهدید جدی قرار دارد، نمیتواند اولویت نخست باشد. سیستان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهای سخت، اما درست است؛ تصمیمهایی که شاید در کوتاهمدت محبوب نباشند، اما در بلندمدت ضامن بقا هستند.
اولویت واقعی تثبیت زیستپذیری پیش از توسعه
مسئله اصلی سیستان «مهاجرت» است و موتور محرک این مهاجرت، «ریزگرد» است. تا زمانی که طوفانهای گرد و خاک مهار نشوند، هیچ برنامه توسعهای حتی در صورت وفور آب پایدار نخواهد بود. توسعه بدون زیستپذیری، سرابی بیش نیست.
بنابراین نخستین و فوریترین اولویت مصرف آب در سیستان باید تثبیت زیستمحیطی منطقه باشد؛ احیای کانونهای بحرانی گرد و غبار، تقویت پوشش گیاهی، و ایجاد زیرساختهای پایه برای ماندگاری جمعیت. هر لیتر آبی که خارج از این چارچوب مصرف شود، در حقیقت از سرمایه بقا کاسته است.
مشارکت مردم در تصمیمسازی حلقه مفقوده
یکی از چالشهای مزمن مدیریت بحران در سیستان، فاصله میان سیاستگذاری و جامعه است. طرحهای مقابله با ریزگرد، اگر وجود دارند، چرا برای مردم شفافسازی نمیشوند؟ چرا نخبگان و جامعه محلی در جریان جزئیات قرار نمیگیرند؟
تثبیت ریزگرد پروژهای صرفاً مهندسی نیست؛ پروژهای اجتماعی است. بدون مشارکت مردم، هیچ برنامهای(حتی دقیقترین طرحهای علمی) به نتیجه نخواهد رسید. محرمانه نگه داشتن طرحها، نه تنها اعتماد عمومی را کاهش میدهد، بلکه امکان همراهی اجتماعی را از بین میبرد.
بحران هماهنگی؛ آفت مزمن مدیریت منطقه
اجرای طرحهای کلان در سیستان نیازمند سه مؤلفه حیاتی است: بودجه پایدار، تقسیم کار دقیق میان دستگاهها و نظارت مستمر مدیریت عالی استان. نبود هر یک از این سه مؤلفه، به معنای گرفتار شدن در چرخه مدیریت جزیرهای و تصمیمهای پراکنده است؛ همان وضعیتی که سالها هزینه آن را مردم پرداختهاند.
در چنین شرایطی، ورود مدیریت ارشد استان به عنوان راهبر واحد، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. سیستان بیش از هر چیز نیازمند فرماندهی واحد در بحران است.
اولویتهای واقعی را گم نکنیم
در فضای رسانهای، گاهی موضوعاتی برجسته میشوند که هرچند مهماند، اما اولویت فوری منطقه نیستند. در شرایطی که مسئله بقا مطرح است، پرداختن به مباحث حاشیهای میتواند تمرکز تصمیمگیری را از مسائل حیاتی منحرف کند. سیستان اکنون در نقطهای ایستاده که هر خطای اولویتبندی، میتواند هزینهای چندبرابر در آینده داشته باشد.
گفتوگوی صادقانه با مردم
نخستین قدم برای خروج از چرخه تکرار بحران، گفتوگوی شفاف با مردم است. جامعه سیستان نه تنها ظرفیت درک شرایط سخت را دارد، بلکه آماده مشارکت در حل بحران است؛ به شرط آنکه در جریان واقعیتها قرار گیرد و نقش خود را در آینده منطقه بداند.
آب هیرمند آمده است؛ اما آنچه تعیین میکند این فرصت به امید تبدیل شود یا به تجربهای تکراری، کیفیت تصمیمهایی است که امروز گرفته میشود. سیستان بیش از آب، به تدبیر نیاز دارد.
انتهای پیام/.