نسخه «معمار تحریمها» برای واشنگتن؛ تغییر حکومت با بمباران ممکن نیست
- اخبار اقتصادی
- اخبار اقتصاد جهان
- 22 ارديبهشت 1405 - 10:24
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، ریچارد نفیو، چهرهای که در محافل سیاسی به عنوان «معمار تحریمهای ایران» شناخته میشود، در مقالهای جدید (که با فرض و سناریوسازی یک درگیری خیالی در آینده تا سال 2026 نوشته شده است) به بررسی راهبرد مطلوب واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.
وی که در دولتهای اوباما و بایدن مسئولیتهای کلیدی در اعمال فشارهای اقتصادی علیه ایران داشته است، در این مقاله صراحتاً به ناکارآمدی ایده تغییر حکومت از طریق اقدام نظامی اعتراف کرده و به دولت آمریکا پیشنهاد میدهد که به جای درگیری مستقیم، راهبرد حفظ فشارهای همهجانبه اقتصادی و حمایت از اغتشاشات داخلی را در پیش بگیرد.
ریچارد نفیو محقق ارشد مرکز سیاست جهانی انرژی در دانشگاه کلمبیا و عضو وابسته مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاورنزدیک است. او در دولت بایدن به عنوان معاون نماینده ویژه در امور ایران و در دولت اوباما در شورای امنیت ملی و وزارت امور خارجه آمریکا خدمت کرده است.
اجازه دهید ایران خودش، خودش را شکست دهد/جنگ را پایان دهید و فشار اقتصادی را تشدید کنید
هنگامی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، اعلام کرد که آمریکا با ایران وارد جنگ شده است، از مردم این کشور خواست تا دست به شورش بزنند. ترامپ در 28 فوریه گفت: «وقتی کار ما تمام شد، کنترل حکومت خود را به دست بگیرید. این احتمالاً تنها فرصت شما در طی چندین نسل خواهد بود.» اما در روزهای پس از آن، دولت او از درخواستها برای تغییر رژیم عقبنشینی کرد.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا در 2 مارس گفت: «این یک جنگ به اصطلاح برای تغییر رژیم نیست.» جیدی ونس، معاون رئیسجمهور نیز این پیام را تقویت کرد: «هر اتفاقی که برای این رژیم در یک شکل یا شکل دیگر بیفتد، فرعی و حاشیهای است؛ هدف اصلی رئیسجمهور در اینجا این است که اطمینان حاصل کند رژیم ایران یک بمب هستهای نمیسازد.»
در نهایت، ترامپ شروع به این ادعا کرد که با کشتن مقامات عالی ایران، واشنگتن کاری را که برای کاهش تهدیدات ایران لازم بود انجام داده و در واقع، نوعی تغییر رژیم را محقق کرده است. رئیسجمهور آمریکا در اواسط آوریل گفت: «آنها مجموعه جدیدی از رهبران را دارند و ما آنها را بسیار منطقی مییابیم.»
به راحتی میتوان فهمید که چرا کاخ سفید ظاهراً تلاشهای خود برای سرنگونی کامل جمهوری اسلامی را کنار گذاشته است. از ابتدا واضح بود که که سرنگون کردن یک دولت از طریق بمباران نظامی تقریبا غیرممکن است. در عین حال، تجربیات عملی نشان میدهد که تلاشهای موفق برای تغییر رژیم میتواند پیامدهای ناگوار گستردهای به همراه داشته باشد؛ مانند هرج و مرج در لیبی پس از معمر قذافی یا یک دهه خشونت در عراق پس از صدام حسین.
اما اگر ترامپ فکر میکند رهبران جدید ایران کمتر از پیشینیان خود هستند، سخت در اشتباه است. ژنرالهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اکنون کشور را کنترل میکنند، اگر نگوییم سرسخت تر، حداقل به همان اندازه پیشینیان خود سرسخت هستند.
نفیو: کاهش تحریم ها، دست ایران را باز میکند
البته این بدان معنا نیست که واشنگتن باید به جنگ بازگردد و تا زمان نابودی حکومت به جنگیدن ادامه دهد. بلکه به این معناست که ترامپ باید با انتخابهای بسیار گزینشی در توافق صلحی که امضا میکند، عمل نماید. هر توافقی که به ایران کاهش گسترده تحریمها را ارائه دهد—حتی اگر شامل محدودیتهای سختگیرانه بر زیرساختهای هستهای، برنامههای موشکی و حمایت از گروههای نیابتی باشد—میتواند به رهبران تندروی ایران جان دوبارهای ببخشد.
بنابراین، ایالات متحده باید به جای آن، ترتیبات متواضعانهتری را دنبال کند؛ مانند توافقی که به حفظ آتشبس فعلی کمک کند، همزمان تنگه هرمز را باز نگه دارد و فشار شدید بر سیستم ایران را حفظ نماید. چنین نتیجهای برای ترامپ که خواهان توافقهای جامع و بزرگ است، چندان راضیکننده نخواهد بود، اما بهترین راه برای جلوگیری از بازسازی ارتش آسیبدیده ایران در درازمدت و دستیابی به تغییر واقعی رژیم است.
رؤسای جدید، همان رؤسای قدیم
جمهوری اسلامی ایران اکنون نسل جدیدی از رهبران را در اختیار دارد، با این حال، آنها از هر نظر شبیه پیشینیان خود هستند. آنها ممکن است بخواهند با ایالات متحده توافق صلح کنند، اما هیچ دلیلی وجود ندارد که نشان دهد آنها مایلند ماهیت حکومت خود را به طور اساسی تغییر دهند.
فرماندهان ارشد سپاه پاسداران که اکنون ایران را اداره میکنند، همگی بسیار پایبتند به اصول هستند. همگی مصمم به شکست دادن ایالات متحده و تقویت جمهوری اسلامی هستند. جای تعجب نیست که تهران همچنان تهدید میکند که در صورت شکست آتشبس، حمله به اهداف آمریکایی و اسرائیلی و همچنین کشورهای عربی خلیج فارس را از سر خواهد گرفت.
فساد و رکود اقتصادی، مجموعهای از فشارهای اقتصادی را ایجاد کردهاند که سیستم سیاسی ایران به سادگی نمیتواند به آنها رسیدگی کند، بهویژه در زیر بار تحریمهای ایالات متحده. ایران همچنین مجبور خواهد شد بین بازسازی ارتش خود یا بهبود خدمات اجتماعی یکی را انتخاب کند—چالشی که دانشمندان علوم سیاسی به آن "توپ یا کره" میگویند—و تقریباً به طور قطع اولی را انتخاب خواهد کرد که نتیجه آن احتمالاً دورههای جدیدی از نارضایتی خواهد بود.
جنگ، سیاست مداران و نخبگان ایرانی را متحدتر کرده است
این واقعیت که جنگ برای تهران مشکلاتی ایجاد کرده، به این معنا نیست که واشنگتن باید دوباره به ایران حمله کند. جنگ ممکن است ظرفیتهای خام سپاه پاسداران را کاهش دهد، اما قدرت این سازمان را در داخل کشور کاهش نمیدهد. جنگ به نخبگان کمک کرده تا قدرت را یکپارچه کنند و شکافهای درونی را به پایینترین سطح در دهههای اخیر برسانند.
اما ایالات متحده همچنین نباید در رسیدن به یک توافق صلح جامع عجله کند. واشنگتن باید به صورت گزینشی عمل کرده و پیشنهادهای جامع را رد کند. این پیشنهادها شامل کاهش جامع تحریمهاست که سیل پول را روانه کشور میکند تا حکومت بتواند بر میراث سوءمدیریت و اقتصاد آسیبدیده غلبه کند و فشار عمومی را کاهش دهد.
بنابراین، به جای دنبال کردن یک راه حل جامع، ایالات متحده باید به طور محدودتر بر اولویت فوری خود تمرکز کند: باز نگه داشتن تنگه هرمز و جلوگیری از حملات آینده در سراسر خلیج فارس. ترتیبات این کار میتواند ساده باشد: واشنگتن به محاصره پایان دهد و به حفظ آتشبس متعهد شود، در ازای اینکه ایران تنگه را باز کند و حملات مستقیم و نیابتی خود علیه اسرائیل، آمریکا و کشورهای عربی را متوقف نماید. این آتشبس مسئله هستهای را حل نمیکند، اما تجارت جهانی در خلیج فارس را از اختلال نجات میدهد.
معاملات و راههای نجات
البته، معاملات بزرگ تئوریکی وجود دارد که ایالات متحده برای منافع امنیت ملی خود باید آنها را در نظر بگیرد تا از دستیابی ایران به سلاح هستهای جلوگیری کند. اساساً به همین دلیل بود که ایالات متحده برجام را در سال 2015 دنبال و منعقد کرد. در آن زمان، گزینههای جایگزین—از جمله تلاش برای تغییر رژیم—بسیار پرخطر و پرهزینه بودند.
آنچه حیاتی است این است که توافق برجام، کاهش تحریمهای هدفمندی را در ازای امتیازات روشن از سوی ایران ارائه میداد، در حالی که سپاه پاسداران همچنان تحت محدودیتهای شدید اقتصادی آمریکا باقی ماند و نمیتوانست با بانکها و شرکتهای خارجی همکاری کند. برجام، نخبگان نظامی ایران را قدرتمند نکرد و حتی در درازمدت آنها را تضعیف مینمود.
اما سپس ترامپ ایالات متحده را از برجام خارج کرد و محدودیتهای گستردهای را بر تمامی جنبههای اقتصاد ایران اعمال نمود که هرگونه مزیت نسبی شرکتهای غیرسپاهی را از بین برد. در واقع، با تسلط بر دور زدن تحریمها، سپاه قدرتمندتر شد.
ایرانِ سال 2026 با ایران سال 2015 بسیار متفاوت است. پاسخ سیاستی ایالات متحده نیز باید تغییر کند. بهترین امید برای به حاشیه راندن نهادهای نظامی، از درون خود کشور میآید. بنابراین، در حالی که دولت ترامپ به دنبال پایان دادن به جنگ است، باید از هرگونه توافقی که باعث که منجر به بهبود وضعیت اقتصادی ایران به واسطه کاهش تحریم ها باشد، اجتناب کند. واشنگتن باید مانع بلندی برای کاهش قابلتوجه تحریمها ایجاد کند و مطمئن شود که سیستم فعلی ذینفع اصلی هیچ توافقی نباشد.
انتهای پیام/