یادداشت| چرا مردم «مبعوث» شدند؟

خبرگزاری تسنیم ـ عباس نورزائی، فعال سیاسی و اجتماعی | «حرکت از فردیتِ محدود به آگاهی یا قدرتِ جمعی» در بسیاری از اسطوره‌ها، ادبیات و حتی طبیعت دیده شده است.

در داستان عرفانی منطق‌الطیر عطار نیشابوری، گروهی از پرندگان در جست‌وجوی «سیمرغ» سفر می‌کنند. پس از عبور از هفت وادی دشوار، تنها سی پرنده باقی می‌مانند و در پایان درمی‌یابند که «سیمرغ» در حقیقت همان «سی مرغ» است؛ یعنی حقیقتی که در بیرون جست‌وجو می‌کردند، بازتابِ خودِ آنان بوده است.

این نمادپردازی عرفانی، اشاره‌ای به وحدت، خودشناسی و فنا در حقیقت دارد. اما عطار عمداً این دو را بر هم منطبق می‌کند تا بگوید انسان‌ها وقتی از خودخواهی عبور کنند، حقیقتِ گمشده را در جمعِ آگاهِ خویش می‌یابند: «خویش را دیدند سیمرغِ تمام / بود خود سیمرغ، سی مرغِ مدام».

صمد بهرنگی در قصه‌ی «ماهی سیاه کوچولو» صحنه‌ را چنین پردازش می‌کند: «تعدادی ماهی که به‌دلیل ریز بودن، همیشه توسط ماهی‌های بزرگ‌تر شکار می‌شدند، به شکل یک نهنگ در دریا حرکت می‌کنند تا نهنگ‌ها را فریب بدهند و ماهی‌های بزرگ‌تر از آن‌ها بترسند».

داستان یا تمثیل «شکستن دسته‌ی ترکه‌ها» توسط یک پیرمرد یا کشاورز است؛ داستانی که در فرهنگ‌های مختلف وجود دارد. پیرمرد از فرزندانش می‌خواهد هرکدام یک ترکه را بشکنند و همه به‌راحتی موفق می‌شوند، اما وقتی چند ترکه را به‌صورت دسته‌ای به هم می‌بندد، دیگر شکستن آن دشوار یا ناممکن می‌شود.

در فرهنگ آفریقایی، مفهوم «اوبونتو» بر این ایده استوار است که «من هستم، چون ما هستیم»؛ یعنی هویت فرد بدون جمع کامل نمی‌شود.

وقتی حکومت شاه، ارتش را در خیابان‌ها مستقر و حکومت نظامی اعلام کرد، امام خمینی(ره) فرمودند: «در خیابان‌ها بیایید و حکومت نظامی را بشکنید». در همین حال در شب 21 بهمن 1357 دستور دادند که به پشت‌بام ساختمان‌ها بروید و الله‌اکبر بگویید.

در نگاه حضرت روح‌الله(ره)، عرفانِ کامل تنها در خلوت، ذکر و مراقبه خلاصه نمی‌شود؛ بلکه عارف باید درد مردم را بفهمد، با ظلم و فساد مقابله کند و جامعه را به سمت رشد اخلاقی و معنوی سوق دهد. به تعبیر عرفانی، سالک پس از «فنا» و نزدیکی به حقیقت، دوباره به «خلق» بازمی‌گردد، اما این‌بار نه از سر وابستگی، بلکه برای خدمت و تعالی انسان‌ها.

امام شهید حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای(ره) که به گواه عارفانی چون عارف فی‌ال آیت‌الله بهجت، خود عارفی سترگ می‌باشد، خطاب به مردم می‌گوید: «وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند، شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد».

اینک رهبر حکیم انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای(حفظه‌الله) در مقابل حمله‌ی آمریکایی صهیونی، مردم را به حضور در خیابان خوانده است. در همین راستا سیدمجید موسوی، فرمانده هوافضای سپاه پیامی به ملت ایران داده و نوشته: «خیابان با شما میدان با ما ... شما خیابان را داشته باشید ما میدان را داریم».

بنابراین حضور مردم در خیابان‌ها، از منظر این گفتمان، همان بعثت مردم است که  می‌تواند نه صرفاً یک تجمع فیزیکی، بلکه نماد «ظهور اراده جمعی» و خروج از پراکندگی و انفعال تلقی شود؛ نوعی سیر «از فردِ منفصل» به «امت آگاه».

انتهای پیام/