پیشروی اسرائیل برای الحاق کرانه باختری در سکوت جهان عرب

به گزارش «یافا ذیب»، خبرنگار تسنیم در رام‌الله، نمی‌توان آنچه را که امروز در کرانه باختری اشغالی جریان دارد، بدون بازخوانی مفاد توافق سازش اسلو درک کرد؛ توافق‌نامه‌ای که ادعا می‌شد در نهایت به تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف منجر خواهد شد، این روزها اما در عمل حتی بقایای اراضی تحت کنترل دولت تشکیلات خودگردان فلسطین در کرانه باختری نیز با خطر الحاق به سرزمین‌های اشغالی دست و پنجه نرم می‌کند.

 

 

«علاء الریماوی»، کارشناس مسائل رژیم صهیونیستی در تشریح جزئیات این توافق می‌گوید: براساس توافق سازشکارانه اسلو که در 13 سپتامبر 1993 در کاخ سفید به امضای «یاسر عرفات»، ریاست جنبش آزادی بخش فلسطین و «اسحاق رابین»، نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی رسید، سرزمین‌های فلسطینی در کرانه باختری به سه منطقه A، B و C تقسیم می‌شد. در این تقسیم‌بندی، منطقه A  تحت مدیریت کامل دولت موسوم به تشکیلات خودگردان فلسطین قرار می‌گرفت، در حالی که منطقه B تحت مدیریت اداری تشکیلات و کنترل امنیتی اسرائیل قرار داشت و در نهایت منطقه «ج» که بخش عمده مساحت کرانه باختری را شامل می‌شد تحت کنترل کامل رژیم صهیونیستی قرار می‌گرفت.

وی با اشاره به کارشکنی‌های مکرر رژیم صهیونیستی در مسیر تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی می‌افزاید: با وجود اینکه قرار بود این تقسیم‌بندی به طور موقت باشد اما با گذشت زمان همین توافق خیانت‌بار به چارچوبی مبدل شد که واقعیت موجود روی زمین را رقم زده است، و در عمل خبری از مرحله انتقالی ادعایی نبود. موضوع جدید در این معادله زمانی مطرح شد که کابینه اسرائیل روند کودتا علیه توافق‌نامه اسلو را آغاز کرد و اکنون در سایه تلاش‌های کابینه افراطی نتانیاهو قصد کنترل کامل و الحاق همه اراضی کرانه باختری به فلسطین اشغالی را در سر دارد. 

این تحلیلگر مسائل رژیم صهیونیستی در تشریح پیامدهای این امر بر حیات فلسطینیان ساکن کرانه باختری اذعان داشت: در صورت اجرای سیاست الحاق در عمل همه مناطق کرانه باختری به منطقه C تبدیل شده‌اند و مسئولیت اداری، امنیت و مالکیت این اراضی در اختیار اسرائیل قرار خواهد گرفت و این در حالی است که رژیم اشغالگر همواره نسبت به مسئولیت‌های خود در بخش خدمات اداری، آموزش و بهداشت شانه خالی می‌کند و مسئولیت اجتماعی را هم همواره بر عهده تشکیلات خودگردان فلسطین می‌گذارد.

الریماوی هدف اسرائیل از اعمال کنترل کامل بر اراضی، ساختمان‌ها، جغرافیا و جمعیت کرانه باختری را ضربه به شهرهای خاستگاه مقاومت فلسطین از طریق  خشکاندن منابع اقتصادی این گروه‌ها با نابودی بخش کشاورزی و محرومیت از مالکیت اراضی به منظور کارشکنی در مسیر ساخت‌وساز در اراضی فلسطینی و ممانعت از گسترش جمعیت در جغرافیای فلسطینی کرانه باختری می‌داند. 

وی با هشدار نسبت به پیامدهای هرگونه تلاش رژیم صهیونیستی به منظور اجرای نهایی سیاست الحاق کرانه باختری اظهار داشت: این مسئله به‌ناچار موجب شکل‌گیری امواج کوچ اجباری فلسطینیان از کرانه باختری به خارج و در مقابل حمایت و توانمندسازی مستقیم شهرک‌نشینان اسرائیلی خواهد شد، چرا که در این صورت صهیونیست‌ها قادر خواهند بود در همه مناطق کرانه باختری ساخت‌وساز انجام دهند و به ارتش اسرائیل اجازه داده خواهد شد در طرح‌های عمرانی داخل روستاها و شهرهای فلسطینی مداخله کند.

 در همین چارچوب، بسیاری سیاست الحاق کرانه باختری را کودتای اسرائیل علیه توافق‌نامه اسلو می‌دانند چرا که این روند نه تنها در قبال اشغالگری حال حاضر این رژیم سکوت می‌کند بلکه عملا فرایند حاکمیت تل‌آویو بر مناطق موسوم به  C را نیز رسمیت می‌بخشد.

صهیونیست‌ها به منظور پیشبرد روند الحاق از راهبردهای مختلفی همچون سیاست گسترش شهرک‌سازی، اعمال کنترل بر تردد و رفت و آمد شهروندان فلسطین از طریق برپایی صدها پست ایست و بازرسی و در نهایت تخریب زیرساخت‌های شهرها و روستاهای فلسطینی‌نشین به منظور کوچاندن اجباری ساکنان این مناطق استفاده می‌کنند.

«رمزی رباح»، عضو دفتر سیاسی جنبش دمکراتیک فلسطین نیز با هشدار نسبت به سکوت جهان عرب و نهادهای بین‌المللی در قبال اقدامات تجاوزکارانه صهیونیست‌ها در مسیر پیشبرد سیاست الحاق کرانه باختری می‌گوید: اکنون زمان آن فرا رسیده است که برای نبرد بزرگ گرد هم بیاییم. ما به یک راهبرد جامع ملی نیاز داریم و من به‌عنوان عضو کمیته اجرایی جبهه دمکراتیک فلسطین معتقدم کمیته اجرایی اکنون بیش از هر نهاد دیگری موظف است یک راهبرد ملی جامع برای مقابله با این طرح، چه در میدان و چه در سطح سیاسی و دیپلماتیک تدوین کند.

وی در ادامه با لحنی قاطع می‌گوید: آیا قابل قبول است که تا این لحظه اتحادیه عرب حتی در سطح وزیران خارجه دعوت به تشکیل جلسه نکرده است؟ شورای امنیت نیز تا کنون نشستی برگزار نکرده است؟ این در حالی است که اقدامات فوری برای واکنش به این تصمیم لازم است تا بدین شکل تلاش‌های اسرائیل مهار و از تحقق آن‌ها در صحنه واقع جلوگیری شود.

با ادامه این تحولات، بسیاری از ناظران آنچه را در واقعیت رخ می‌دهد به‌عنوان ترجمان عملی سیاست الحاق کرانه باختری بدون اعلام رسمی و فراگیر آن قلمداد می‌کنند، به‌گونه‌ای که واقعیت‌ها به‌تدریج کلیه توافقات سازشکارانه پیشین با هدف مشروعیت بخشی به یک دولت مستقل فلسطینی را هم به حاشیه می‌راند.

«بسام الصالحی»، دبیرکل حزب «الشعب» فلسطین در همین رابطه اظهار می دارد: اسرائیل از مدت‌ها پیش عملاً به همه توافق‌های پیشین میان طرف‌های فلسطین و اسرائیلی پایان داده است و در عمل به یک دولت نسل‌کشی مبدل شده است، امری که نمونه آن را در خلال جنگ غزه شاهد بودیم و اکنون بیم آن می‌رود که در کرانه باختری نیز تکرار شود.

وی در تشریح پاسخ فلسطینی‌ها به این سیاست خصمانه رژیم صهیونیستی می‌افزاید:  ملت فلسطین راهی جز ادامه مبارزه برای پایان دادن به اشغال و یکپارچه کردن صفوف خود ندارند. این مسئله، طرف‌های بین‌المللی و به‌ویژه کشورهای عربی را ملزم می‌کند که به‌صورت فوری برای متوقف کردن ادامه روند این تجاوزات مداخله کنند، به‌ویژه اینکه تعهدات بین‌المللی و عربی، همه طرف‌های دخیل را مکلف می‌کند تا مانع از پیشبرد سیاست الحاق کرانه باختری شوند. 

د رمجموع به نظر می‌رسد آنچه امروز در کرانه باختری اشغالی جریان دارد را نمی‌توان رویدادهایی جدا از متن تحولات دهه های گذشته تا به امروز دانست، بلکه باید آن را در امتداد مسیری پر پیچ و خم و طولانی دید که در آن امر سیاست با واقعیت میدانی درهم آمیخته و تصمیمات و تقسیم‌بندی‌های قدیمی به واقعیت‌های جدید روی زمین تبدیل شده‌اند.

 

در سایه این صحنه در حال تغییر، این پرسش همچنان باقی است که سرنوشت آینده فلسطینیان و فلسطین چه خواهد بود؟ چرا که بسیاری معتقدند که سیاست الحاق کرانه باختری در صورت اجرا در حقیقت سنگ بنایی است که شاید بازگشت از آن به لحاظ سیاسی، حقوقی و جمعیتی دشوار باشد و منطقه را در برابر یک دوراهی تاریخی قرار دهد.

انتهای پیام/